دیپلماسی ایرانی: تحولاتی که در اروپا شاهد هستیم، تابعی از رکود اقتصادی است که جامعهجهانی و اروپا و همچنین انگلیس ان را تحمل میکند. وقایعی که در انگلیس پیش آمد نمونه بارز و برجستهای از واکنشهای اجتماعی و شبکه اجتماعینسبت به شرایط جدید و نگرانی از آینده خود وعدم توانایی در برابر تامینحلقه معاش خود بود.
امروزه جامعه انگلیس سوال می کند چگونه دولت انگلیس برای دانشجویان سریلانکایی حق بورسیه و امکانات فراوان قائل میشود ولی نسبت به مردم خود سیاست انقباضی را دنبال میکند.
البته باید یادآور شد که ما شاهد نمونههایی از این قبیل در سایر کشورهایاروپایی نیز هستیم. آنچه که به وقوع پیوسته حاکی از رکود اقتصادی و جمع شدن آن با نیروی جوان است که شرایط متزلزلی را برای دولتهای اروپایی بهوجود آورده و این امر پیامدهای خوبی دربرنخواهد داشت، به این دلیل کهبحث ثبات سیاسی و جریان جدیدی از شورش اجتماعی و تغییر سطح پاسخهایسیاسی را در نظام دموکراسی غرب متحول میکند.
به نظر میرسد آنچه که درحال وقوع است خارج از اینکه آن را به صورت یکحادثه نگاه کنیم، به صورت روند درآمده است. بدین معنا که روند شدن این مسائل میتواند اروپا را در محیط بینالملل ضعیف کند و همچنین باعثمیشود که دیگر اروپا نتواند سخن سیاسی واحدی را پیرامون اهمیت ثبات درمعادلات جهانی داشته باشد. تاثیراتی که این امر در اقتصاد اجتماعی وسیاسی وارد میکند در هر یک از اضلاع جامعه اروپا به صورت متفاوتیارزیابی میشود و عملا باعث نوعی فرورفتگی و حفرههای جدیدی در نظام اجتماعی اروپا میشود.
برداشتهایی که از دموکراسی موجود در اروپا مطرح بوده این است که الگویاروپایی نوعی کریدور به سمت توسعه است. ولی نوع پاسخ به تحولات عملا ایده اروپای واحد را تحت سوالات جدید قرار می دهد و عملکرد برخی جوامعاروپایی که سعی داشتند دموکراسی را به صورت آب مقدسی بر سر جوامع شرقیبریزند را به شدت مورد انتقاد قرار میدهد. واقعا تعریفی که از دموکراسیموجود پس از رکود اقتصادی در جامعه جهانی پدید آمده است میتواند درنهادگرایی معنای نقش و اهمیت قانون رادر تحولات تضعیف کند و همچنین باتوجه به رفتارگرایی در جوامع اروپا، شرایط را دگرگون سازد.
از طرف دیگر در جامعه اروپايى شاهد رشد جریانهای راسیستی و نژادپرستی درتحولات پارلمانی هستیم. جمع شدن این امور با رکود اقتصادی و از طرف دیگر نیاز جوامع اروپایی به شرایط جدید میتواند خصوصیات نوینی را بیافریند کهبین یک نوع پوپولیسم و آنارشیسم قرار دارد و این بخش از اجتماع را تحریکمیکند. از این نظر دولتهای اروپایی باید قبل از تولید مفهوم امنیت برایناتو پیرامون تعریف ثبات و امنیت خود مفهوم جدیدی را بیافرینند و اینمفهوم لازمهاش این است که بتوانند نگاه وسیعتری را از مختصات اجتماعیبدست اورند.
فرمولهایی که همواره احزاب سیاسی اروپا دنبال کردهاند چه جریان چپ و چهجریانهای راست و یا جریانهای دموکرات جنبه تکراری به خود گرفته است و با توجه به هر کدام از این مواضع به این نتیجه میرسیم که طیف سیاسی موجود دراروپا نیاز دارد که برای نسل جدید و شرایط ثبات و چگونگی عبور از بحرانبا دموکراسی و به حداقل کشیدن هزینههای اجتماعی و امنیتی نسخههای جدیدیرا تولید کند. به همین دلیل به نظر میرسد پاسخهایی را که سیستمهایامنیتی اروپایی نسبت به واکنشهای اجتماعی میدهد به نوعی تابع برنامهاحزاب حاکم و همراه با نگاه سخت افزاری است که منجر به نهادينه شدن شکافهای اجتماعی در جوامع غربی خصوصا انگلستان میشود.نویسنده : فرهاد کلينى