ذوالجناح آمد و آيينه زخم است تنش
هرچه آيينه به قربان چنين آمدنش
اين زبان بسته، چه ديده ست كه در ظهر عطش
چشمه در چشمه سرشك است زبان سخنش
بيسوار از سفر كرب و بلا آمده است
مثل باغي كه به تاراج رود ياسمنش
واي، اي واي، به خوني كه حنايي شده است
جابهجاي بدنش، يال شكن در شكنش
با سكوتي به بلنداي هزاران فرياد
نوحه ميخواند و بانوي حرم، سينهزنش
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com