***
درست است كه نزد تمام قبائل و امم عالم، روابط جنسی از اهمیت زیادی برخوردار است، اما این امر نزد مسلمانان ارج و قرب بیشتری دارد و آنان به روابط جنسی به چشم پیش درآمد و منبع پایان ناپذیر لذت و سرمستی می نگرند كه در جهان دیگر نیز ادامه خواهد یافت.
... طبق قوانین و مقررات، دختر باید بعد از رسیدن به سن بلوغ شوهر كند، یعنی با شروع حیض و هنگامی كه موی زیر بغل و زهار شروع به روییدن كرده باشد، عینا مانند مقررات آیین یهود... دخترانی شوهر می كنند كه هنوز حیض در آن ها كامل نشده و سینه هایی صاف دارند، اما هر دو این عقب ماندگی در زمان ازدواج جبران می شود. حیض در شمال ایران تازه در حدود سیزده سالگی و در جنوب مقارن نه یا ده سالگی آغاز می شود... در شیراز دیدم زنانی را كه با دوازده سال قمری صاحب اولاد بودند، در حالی كه در تهران به ندرت زنی قبل از چهارده سالگی وضع حمل می كند... زنان مشرق زمین بهتر از زنان اروپایی حساب عادت ماهانه ی خود را نگه می دارند، زیرا بنای گاه شماری آن ها قمری است، روز دقیق شروع قاعدگی خود را می دانند.
...در مشرق زمین كار ازدواج برای هركس سهل است. با نیاز اندك به پوشاك و مسكن، ارزانی خواربار، لطف و مساعدت طبیعت، اعتقاد به قضا و قدر، با دگرگونی همیشگی احوالات روزگار كه تحصیل ثروت و از دست دادن آن را كلا در اثر تصادف وانمود می كند، دیگر پر كردن شكم بر و بچه ها رای یك نفر شرقی ایجاد ناراحتی خیال و نگرانی نمی كند. این دیگر از جمله بدیهیات است كه دختری كه به سن معینی رسید باید شوهر كند و به همان نسبت مسائل مربوط به ثروت و وضع طبقاتی كمتر مورد توجه قرار می گیرد. از آن گذشته سهولت طلاق دیگر اقدام به ازدواج را در دیده ی مردم مانند اروپا كاری چنان صعب و مشكل جلوه نمی دهد. پس می توان فهمید چرا از پیر دختران و پیر عزب ها كه این روزها در كشورهای متمدن گروه گروه از آنان دیده می شود، در ایران خبری نیست و به ندرت دختر بی عیب و نقص و خوشنامی در این مملكت وجود دارد كه به علت توقعات و خودخواهی های محتمل پدرومادر، پس از بیست سالگی بدون شوهر مانده باشد... مرد شرقی اصلاً نمی فهمد وقتی امكان زن گرفتن هست چرا باید عزب بماند. به كرات شاهد این بودم كه دختران خانواده های كم درآمد پس از آنكه بر اثر ازدواج به نان و نوایی رسیدند دست بالا كرده اند و برای پدر تنهای خود زن گرفته اند یا اصلاً كوشیده اند حرمسرای او را تكمیل كنند.
از آنجا كه مرد قبل از ازدواج نمی تواند همسر آینده خود را ببیند و دختر، حتی بدون دیدن شوهر هم حق انتخاب ندارد بلكه فقط بزرگترها اختیار وی را دارند، اغلب ازدواجها در اثر وساطت زنان خویشاوند یا دلاله ها عملی می گردد. دلاله به مردی كه قصد ازدواج دارد رجوع كرده و از خصوصیات ممتاز بدنی و جسمی زنی كه برایش در نظر گرفته است داد سخن می دهد و در این باره معمولاً مبالغه می كند و می گوید: پوستش سفید، چشمانش درشت، صورتش گرد و همچون ماه، ابروانش كمانی و قامتش مانند سرو است. از آنجا كه پوست زنان ایرانی هیچوقت مانند زنان مغرب زمین سفید و شفاف نیست این خصلت خیلی مورد پسند قرار می گیرد. پس از آن دلاله به خانه پدر و مادر دختر می رود و از نظر مالی وضع را روشن می كند... مردانی كه در آستانه 70 سالگی اند دختر بچه 10 ساله ای را به زنی می گیرند، بی آنكه این عمل آنها جلب توجه خاصی بكند یا یاوه گویی را باعث شود.
تصوری كه ما غربیها از عشق داریم به سهولت با طرز تلقی شرقیها از دلدادگی قابل تطبیق نیست؛ عشقی كه شاعران در آثار خود آن را می ستایند یا رمزی و كنایه ای است و یا كاملاً جسمانی زیرا همیشه به دنبال كلمه عشق لفظ وصل می آید كه به معنای آمیزش بدنی است.
پسر بچه در 14 سالگی بالغ شده و اگر از خانواده معتبری باشد در حدود 16 و یا 17 سالگی و گاهی نیز حتی در 10 سالگی بزرگترها برایش یك زن قراردادی كه صیغه نامیده می شود می گیرند؛ تازه هنگامی كه كسب و كاری پیدا كرد و به سن رشد واقعی رسید وی به ازدواج واقعی(عقدی) با دختری از خانواده ای محترم، یا دختر عمویش، یا یكی از شاهزاده خانمها تن در می دهد. پیرو این ازدواج بلافاصله زن صیغه ای قبلی یا پی كار خود می رود و یا در خانه ای دیگر سكنی می گزیند.
زود ازدواج كردن یا امید به ازدواج در آینده نزدیك داشتن توأم با این رسم كه لذت جنسی مجاز را بی جهت مكتوم نمی دارند و حتی بدون هیچ كراهتی در حضور كودكان از آن بحث می كنند این حسن عمده را باعث شده كه از صرع، گرفتگی عضلات، فقدان عادت ماهانه، دردهای قاعدگی و استشهاء در زنان جوان به هیچ وجه موردی مشاهده نمی شود و فقط نزد بیوه زنان و زنانی كه سخت تحت مراقبت قرار دارند و شوهرانشان از آنها غفلت می ورزند گاه و بیگاه رؤیت شده است.
...رسم است كه مرد ایرانی در سفر، جنگ یا ماموریت هرگز زن خود را به همراه نمی برد و تقریباً در هر جایی كه مدت زیادی درنگ می كند زن صیغه ای می گیرد. در شهر كرمان هستند كسانی كه برای هر تازه واردی كه تنها قصد چند روز اقامت داشته باشد زنی را برای صیغه عرضه می دارند!
در خانواده های ثروتمند عروسی با جلال و شكوه بسیار برگزار می شود و اغلب هفت تا هشت روز طول می كشد. در تمام این مدت هم در خانه داماد و هم در منزل پدر و مادر عروس میهمانی ها و سور و سرورها برپا می گردد. در خانه های ثروتمندان و اعیان معمولاً عروس را با داماد شب هفتم یا هشتم بعد از عقد دست به دست می دهند... تا مدتی كه این جشن و سرور برپاست، مرد حق ندارد به سراغ زن خود برود و حتی نمی تواند او را ببیند. با این همه بسیار اتفاق می افتد كه علیرغم تمام مراقبتهای خدمه، خواجه ها و كنیزها، داماد مخفیانه بدون آن كه دیده شود (!) دزدانه به نزد زن خود برود و در این مورد از مساعدتهای مادر زن خود هم برخوردار می شود به این كار نامزد بازی می گویند.
...دیگر مقارن نیمه شب عروس را بر اسب می نشانند و در هیاهوی صدای طبل و تیر تفنگ و با مشعلهایی كه به دست دوستان عروس حمل می شوند وی را تا خانه داماد بدرقه می كنند و وی بالآخره در اینجا چشمش به جمال عروس روشن می شود. نزاكت و آداب حاكی از این است كه وی به خشونت حجاب را از رخ عروس برگیرد و او نیز در برابر این اقدام مخالفت و مقاومت كند. در آن لحظه كه حجاب به كنار می رود شوهر به صدای بلند می گوید «بسم الله الرحمن الرحیم». مطابق با یك عقیده رایج خرافی هركس بتواند پیش دستی كند و زودتر پایش را روی پای طرف بگذارد در خانه حكمش روان می شود و دست بالا را احراز می كند و در نتیجه طرفین به یك مسابقه جدی در این زمینه می پردازند. در حالی كه كوشش و تلاش برای گذاردن پا به روی پای دیگری در جریان است، زن هایی كه در اطاق مجاور هستند فریاد می زنند:«زود باش».
...زن ایرانی متوسط القامه است، نه لاغر و نه فربه، چشمانی دارد درشت، گشاده، بادامی شكل و مست و مخمور. همان چشم خمار غزلسرایان. ابروان آن ها كمانی و در بالای بینی به هم پیوسته است. چهره ی گرد سخت مورد ستایش است، و شعرا آن را ماهرو اصطلاح می كنند... سعی می كنند با توسل به وسائل مصنوعی بر زیبایی بدن بیفزایند؛ صورت را با رنگ های سرخ و سفید (سرخاب و سفیداب) بزك می كنند. موها و ابروها را مشكی می كنند و كف دست ها، ناخن ها و كف پا را به رنگ پرتقالی در می آورند... طرز رفتار و حركت زن ایرانی ملیح است و دل ربا، در راه رفتن آزاد است و نرم و سبك پا. بسیار كنجكاو است و طناز و پایبند آرایش،... مخارج آرایه و پیرایه اغلب موجب ورشكستگی خانواده ها می شود. علاوه بر این ها، بسیاری از زنان می كوشند كه در روزهای خوش، هرچه می تواند برای آینده ی خود كنار بگذارند و جمع كنند. بدین طریق تمام ثروت مكتسب مرد در اثر فریب و تهدید، در مدت كوتاهی به باد می رود. زن ایرانی ماجرا را دوست دارد، و در ماجراسازی بسیار ماهر است؛ وی كه زیاد خرافاتی است بسیار به سحر و جادو، بخت، چشم بد، به خصوص در امور عشقی، پایبند است...
...زن فقط حق دارد در برابر شوهر و چند از نزدیكترین خویشاوندانش كه به او محرمند بدون حجاب ظاهر شود؛ هرگاه در كوچه بر اثر تصادف حجاب زنی از صورتش بیفتد، رسم چنین است كه مردی كه با او روبرو است روی بگرداند تا آن زن دوباره حجاب خود را مرتب كند. حتی زن پیر گدای كوچه و بازار نیز بدون نقاب دیده نمی شود. زن های اروپایی كه بدون حجاب در خیابان ها ظاهر بشوند، خود موجب تحریك حس كنجكاوی عمومی می شوند و حتی مردم بر آن ها دل می سوزانند.
...عنوانی كه به زن محترم می دهند «خانم» است؛ زن های درجه دوم را «بیگم» و «باجی» می گویند، عنوان زنان پایین ترین مرتبه و درجه «ضعیفه» است. عنوان «بی بی» به معنی سركار خانم سابقا سخت رواج داشته است اما فعلا استعمالی ندارد.
...زن ایرانی در خروج از منزل آزادی بسیار دارد. زنان طبقه ی متوسط یا حتی زنان محترم به صورت ناشناس به تنهایی به بازار و پیش طبیب می روند و غیره... رفتن به زیارت امامزاده ها یكی از سرگرمی های مورد علاقه ی زنان است و البته خیلی می شود كه سوای زیارت به انجام كارهای عادی و دنیوی هم می پردازند.
علی العموم می توان گفت كه مردان با همسران خود خوب رفتار می كنند؛ تنبیهات بدنی به هیچ وجه مورد ندارد؛ زنان علی رغم جدا و مستور بودن خود بر همه ی امور اعمال نفوذ می كنند؛ حتی در كارهای سیاسی و سقوط بعضی از حكام یا وزرا نیز سرنخ را باید در اندرون جست. سوزنده ترین دردی كه آتش به جان زن ایرانی می زند، زن جدید گرفتن شوهرش یا مهر ورزیدن بیشتر به هووی دیگری است؛ در چنین موردی دیگر تسلی نمی پذیرد... زن ایرانی زود پیر می شود؛ در سی و پنج سالگی دیگر عجوزه به حساب می آید. در نتیجه اغلب شنیده می شود كه می گویند: «ای وای جوانی رفت.»
...ایرانی تا آن اندازه در خانواده ریشه دارد كه هركاری از دستش برآید برای آن می كند، كارش با خانواده بالا می گیرد، و با آن سقوط می كند و كاملا در احساس افتخار و سرافكندگی هریك از افراد فامیل خود شریك است، درست مانند اینكه ماجرا بر خود وی رفته باشد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com