"ملک سليمان " کار جمعي عده اي از دلسوزان انقلاب در سينماست که سالهاست
تلاش مي کنند تا ثابت کنند مي توان رابطه نزديک و موثري بين دين و سينما و
يا انقلاب اسلامي با سينما برقرار کرد.
چنانکه دردنيا اين اتفاق افتاده اما در ايران يا همت چنداني وجود ندارد و
يا برخي با زيرکي مايل نيستند پيوندي واقعي بين اين دو برقرارشود! و اگرهم
مايل باشند بيشتر گرايش به انعکاس آثاري دارند که نقش خنثي و بي خاصيتي را
از دين ارائه دهند.
قصه ملک سليمان بسيار واضح و روشن است چون سالهاست که در کتب ديني و تاريخي بيان شده و يا در محافل و منبرها نقل شده است .
بنابراين اگر بر پرده سينما اين داستان مجددا بيان مي شود شايد تکراري باشد
و اينجاست که کارگردان و نويسنده سينمايي بايد قصه را بگونه اي سينمايي
نقل کنند که هم براي تماشاگر علاقمند جذاب باشد و هم براي کساني که تا به
حال با اينگونه قصه ها سرو کار نداشتند که خوشبختانه شهريار به حراني
(کارگردان ) در تلاش خود موفق بوده اما واي به آن روزي که برخي نخواهند يک
قصه سينمايي را بپذيرند و در رد و مخالفت آن بهانه ها بياورند!
روايت ملک سليمان هم يک روايت تاريخي و مذهبي است که مطمئنا قابل مقايسه با
فيلمنامه هايي که صرفا تخيل و تماما خلاقيت و تکنولوژي است نمي تواند باشد
چون هر قصه ديني و يا قرآني محدوديت هايي را به همراه دارد اما بحراني در
اين فيلم توانسته باکمک تکنولوژِي و خلاقيت منحصر بهفرد خود و همراهانش هم
داستان منطبق بر آيات و روايات قرآن کريم را به خوبي روايت کند و هم زمينه
جذابيت تماشاگر را نيز فراهم سازد .
نکته مهم و کليدي در اين مسير طرح موضوعات و انتقال مفاهيم عميق ديگر در
کنار روايت زندگي سليمان نبي است که ميتواند براي همه بخصوص مسلمانان و
شيعيان عبرت آموز و سازنده باشد مثل همراهي برخي از سران يهود که به ظاهر
نقش راهبران مردم را بازي ميکنند با اهداف شوم شياطين و يا چگونگي ولايت
پذيري سليمان نبي و نکته مهمتر مقابله هوشمندانه سليمان نبي با فتنه
زيرکانه اي که عامه مردم متوجه آن نيستند و اتصال اين نوع مبارزه به ظهور و
قيام حضرت ولي عصرو....
در اين فيلم سليمان نبي عليه السلام به همراه خانواده خود در صدد است با
استعانت از خداي متعال ملکي را در اختيار گرفته و برآن حکومت کند اما در
مسير اداره آن با توطئه هايي روبرو ميشود که براي عامه مردم و حتي براي
برخي از نخبگان و رهبران ديني حتي قابل باور نيستند و از سويي با دشمناني
روبه رو مي شود که قابل رويت نيستند و در يک لحظه در وجود آدمها نفوذ کرده و
چهره و درون پاک آنان را تبديل به خباثت و نکبت مينمايند. در چنين شرايطي
او تلاش مي کند هم چهره دشمنان را آشکار سازد و هم در ميدان رزم با آنان
به مقابله بپردازد و هم مردم خود را آگاه سازد . در اين ميان که حجم انبوهي
از مشکلات همراه اوست جمع کثيري از برجستگان و راهبران مذهبي که به ظاهر
قصد هدايت و ارشاد مردم را به عهده دارند بر ضد او توطئه و شورش ميکنند و
سعي مي کنند با فريب مردم منافع و سرمايه و موقعيت اجتماعي خود را تثبيت
سازند . اينجاست که سليمان نبي با استعانت از وحي الهي و هوشياري و ژرف
انديشي هم مردم خود را آگاه ميسازد و هم به مقابله به راهبران فريبکار مي
پردازد و هم دشمنان را دور ساخته و آرامش را بر جامعه حاکم مي سازد و البته
او در اين مسير بسياري را از ياران خود و حتي نزديک ترين فرد به خود يعني
همسرش را نيز از دست ميدهد اما مقاومت و درايت و آينده نگري او نشاط و
زندگي را بر قوم خود به ارمغان مي آورد و چه زيباست آن لحظه اي که احساس مي
کند برخي از مردم سرزمين اش به غفلت فريب شيطان را خورده اند براي مقابله
مبارزه با آنان فرياد بر ميآورد " پهنه شمشير"... شايعاتي در باره
هزينه هاي فيلم مطرح کردند که به نظرم اگر فيلمي خوب از آب در آمده باشد و
هزينه ها از نگاه کارشناسان منطقي باشد نبايد به آن توجه کرد و يا برخي
گلايه کردند که چرا از نيروهاي داخلي استفاده نشده که اگر دقت بيشتر بهعمل
آوريم متوجه مي شويم از نيروهاي داخلي فراوان استفاده شده و اگر جاهايي به
ناچار از خارجي ها و يا تکنولوژي هاي خارجي ها استفاده شده با شرايطي که
سينماي ايران دارد بلا اشکال است . آنچه که قدري نارضايتي ايجاد کرده عدم
استفاده از برخي صاحب نظران و کارشناسان متخصص سينمايي همراه با گروه است
که ميتوانست در مسير توليد اين فيلم عظيم اثر فاخرتربه نمايش بگذارند مثل
استفاده از فيلمنامه نويسان متبحر و يا کارگرداناني که بر تکنيک و ساختار
سينمايي مسلط هستند. که البته اين ضعف نيروهاي علاقهمند به خلق آثاري
ديني در اين سالهاست که حوزه تخصصي خود را محدود مي کنند.