آنها با دقت نوع خود کشی خود را مشخص می کنند که به هیچ کس آسیب نرسد. ابتدا تصور شد که آنها شیر گاز را باز گذاشته اند تا در گذرند ولی چنین کاری این خطر را به همراه داشت که هر کس وارد خانه شود و کلید برق را بزند خانه آتش بگیرد. آنها لوله بخاری را باز کرده اند و بر اثر استنشاق گاز CO2 به زندگی خود پایان داده اند.
گروه اجتماعی: در میان شور و غوغای سیاست در هفته گذشته خبری غم انگیز خوانندگان و شنوندگان اخبار حوادث را لرزاند که در نوع خود اگر بی سابقه نبود حداقل کم سابقه است. 3 خواهر مجرد باسن 42 ، 45 و 50 سال در خانه ای قدیمی در منطقه نظام آباد تهران همزمان دست به خود کشی می زنند و تنها نوشته ای که از آنها بجا می ماند دیوار نویسی یک کلمه ای است که «حلالمان کنید!».
به گزارش بولتن نیوز، آنها با دقت نوع خود کشی خود را مشخص می کنند که به هیچ کس آسیب نرسد. ابتدا تصور شد که آنها شیر گاز را باز گذاشته اند تا در گذرند ولی چنین کاری این خطر را به همراه داشت که هر کس وارد خانه شود و کلید برق را بزند خانه آتش بگیرد. آنها لوله بخاری را باز کرده اند و بر اثر استنشاق گاز CO2 به زندگی خود پایان داده اند.
سه خواهر مذکور در طبقه بالای ساختمانی زندگی می کرده اند که برادرشان به همراه پدر بیمارشان در طبقه پائین آن سکونت داشته اند. برادر در اولین اظهارات خود عنوان کرده است که خواهرانش مشکل خاصی در زندگی نداشته اند و تا روز حادثه حرفی از خودکشی به میان نیاورده اند ...
هنوز ماجرا در هاله ای از ابهام قرار دارد و پلیس تحقیقات خود را در این زمینه آغاز کرده است. فرضیات زیادی در این باره مطرح است که با گذشت زمان احتمالا گوشه ای از پرده حقیقت بالا خواهد رفت ولی حادثه به قدری بزرگ و غم انگیز است که هر انسان دلسوزی را در جای خود میخکوب می کند. آنان چرا تا این مقدار از زندگی سیر شده بودند؟ درد مشترک آنها چه بوده است که همزمان تصمیم به خودکشی گرفته اند؟ چرا هیچ کدام عملا مخالفتی نکرده اند؟ آیا ممکن است در کنار ما هم انسان های دردمندی وجود داشته باشند که در حال سپری ساختن آخرین لحظات زندگی خود هستند و هیچکس از دلشان خبر ندارد؟ آیا ما بایکدیگر چنان نامهربان شده ایم که از دل دیگری خبر نداریم؟ آیا با اندکی گذشت، دقت، آگاهی، مهربانی ودلسوزی اطرافیان امکان داشت که این سه خواهر به چنین تصمیمی نرسند؟
این حادثه چنان غم انگیز است که بغض هر انسانی را می ترکاند و به فکر فرو می برد ...کاش چنین اتفاقی در جامعه ما رخ نداده بود ... این تلخی هرگز فراموش شدنی نیست ...