اگر کسی سیاست خارجی ترکیه را در خصوص سوریه در 5 سال گذشته رصد کرده باشد به خوبی متوجه می شود که این کشور هیچ تغییری در سیاستهای خود نداده است و جالب تر اینکه از تمام شکست هایش درس نگرفته است.
گروه بین الملل-اگر کسی سیاست خارجی ترکیه را در خصوص سوریه در 5 سال گذشته
رصد کرده باشد به خوبی متوجه می شود که این کشور هیچ تغییری در سیاستهای
خود نداده است و جالب تر اینکه از تمام شکست هایش درس نگرفته است.
به گزارش بولتن نیوز،ترکیه
با استفاده ازاهرم کمک به بروز بحرانهای اجتماعی در سوریه از همان ابتدا
کوشید کنترل دمشق را برعهده بگیرد و خیلی زود بر طبل جنگ با این کشور
کوبید.
حرکتهای مردمی اعتراض آمیز با حمایت ترکیه حالت
قهر آمیز به خود گرفت و به یکباره با حمایت سرویس های امنیتی این کشور
ارتش آزاد تشکیل شد تا با ایجاد انشقاق در ارتش دولت دمشق را سرنگون کند.
این
نیروها دست به اسلحه برده و بدین ترتیب عملیات مسلحانه در راس برنامه های
ارتش آزد قرار گرفت. با تشدید این بحران گروههای تندرو وابسته به القاعده
که نبوغشان در بهره گیری از خلاءقدرت می باشد به سان قارچ سربرآوردند و
صدها کتیبه در سوریه به نام اسلام و مسلمین حکم به سرنگونی سیستم مرکزی
داد.
دولت ترکیه که بعد از شکست در ورود به اتحادیه
اروپا استراتژی سیاست خارجی خود را بر مبنای شرق پی ریزی کرده بود تاکتیک
نفوذ در منطقه را با سرنگونی و تغییر حاکمیت تعویض کرد و تمام رویکردهای
این کشور در سیاست خارچی حالت خضمانه به خود گرفت. کسی نیست داستان مالکی و
اردوغان را فراموش کرده باشد. دخالتهای این کشور د رعراق به حدی رسید که
معارضین مالکی در لیست محبوبین اردوغان قرار گرفته و هرکسی که از دولت
مرکزی به دلایل قضایی فرار را بر قرار ترجیح می داد در ترکیه مامن می گزید.
رفته
رفته این سیاست ترکیه که از سوی غرب مورد نکوهش قرار نمی گرفت با تحریکهای
عربستان و قطر کاملا رویکرد خصمانه نسبت به جبهه مقاومت گرفت. آنها با
استراتژی دفاع از اهل تسنن زمینه را برای سربرآوردن گروههای تروریستی و
تکفیری فراهم کردند. تروریستها از تمام دنیا راهی ترکیه شده و از آنجا
آموزش دیده و روانه سوریه گشتند. پولهای شیوخ عربستانی و قطری در کیف های
بزرگ از طریق ترکیه راهی سوریه شد تا گروهها بتوانند در صحنه باقی بمانند.
تونلهای
بزرگ زده شد تا به دور از چشمان ناظر، تجهیزات و نیرو از ترکیه به سوریه
منتقل شوند. جبهه النصره و داعش در سایه این استراتژی روز به روز قوی تر
شده و منطقه را کنترل کردند. در پی این اقدام آنها دولت خلافت اسلامی را
تشکیل دادند . بدین ترتیب رقه پایتخت واقعی و شهرهای ترکیه پایتخت روحی
داعش و جبهه النصره و سایر گروههای تروریستی شد.
نفت
عراق و سوریه هم در میان سکوت جامعه جهانی توسط این گروهها به یغما برده شد
و در قالب کاروانهای حمل نفت به طور قاچاق به ترکیه منتقل شد. ترکیه
کدخدای سوریه شده بود و با کمک تروریستها داشت جولان می داد، اما ماهیت
گروههای تروریستی و تکفیری چیزی نیست که برای مردم روشن وعیان نشود و این
ماهیت روز به روز بیشتر برای مردم جهان شناخته شد و انزجار عمومی نسبت به
این گروهها سبب شد تا کشورهایی چون ترکیه در ظاهر هم شده حفظ ظاهر کرده و
منکر هر نوع ارتباط با داعش شدند.
آنها حتی از دوستان
صمیمی خود در عراق یعنی کردها در مقابل داعش دفاع نکردند و اگر دفاع ایران
نبود چه بسا آنکارا، به راحتی دیدن یک فیلم سینمایی سقوط اربیل را نیز
تماشا می کرد.
این دخالت آشکار و سکوت غرب در مقابل آن
در منطقه سبب بالارفتن توقعات و زیاده خواهی ترکیه در صحنه سوریه به طور
خاص شد. ترکیه با کمک این گروههای تروریستی و تکفیری داشت صحنه سیاسی سوریه
را به نفع خود ارایش می کرد اما مقاومت کردها در سوریه سرآغازی بود برای
درهم فروریختن کاخ غرور اردوغان.
هنوز کسی فراموش
نکرده است که اردوغان در خصوص سقوط کوبانی چه گفت و پیش بینی کرد ظرف 24
ساعت این شهر سقوط می کند و به دست داعش می افتد اما این اتفاق نیافتاد و
کردها با مقاومت خود نشان دادند به قیمت جانشان هم شده اجازه پیروزی به
اردوغان را نمی دهند. سخنان اردوغان هنگام حمله به کوبانی به همان اندازه
که برای داعش تقویت روحیه بود به همان اندازه کردها را در خشمی بزرگ فرو
برد که اجازه ندهند داعش بر کوبانی مستولی شود.
سرانجام
نیز داعش شکست خورد و با وقاحت تمام از این شهر خارج شد. البته این پایان
داستان نبود بلکه با کنترل مناطق مرزی توسط کردها هر روز پیروزی دیگری برای
کردها و شکست دیگری برای سیاست خارجی ترکیه رقم زده می شد.
این
غرور کاذب ترکیه که در سایه حمایت غرب و سکوت آنها حاصل شده بود بالاخره
کار دست ترکیه داد و در بازی با روسیه یکی از بمب افکن های این کشور را
ساقط کرد.
سخنان پوتین در خصوص اطلاع ترکیه از اینکه
ترکیه می دانست این هواپیما متعلق به روسیه هست برخی از ابعاد پنهان این
ماجرا را روشن می کند. پوتین در تازه ترین اظهارات خود در دیدار با اولاند
چنین گفت: ما به شرکای آمریکایی خود اطلاع داده ایم که خلبان های ما در
کجا و در چه ارتفاعی فعالیت می کنند. طرف آمریکایی هم که رهبری این ائتلاف
را به عهده دارد و ترکیه نیز عضوش هست، از این موضوع اطلاع داشت و در همان
نقطه نیز حمله را صورت داد. اگر اینگونه باشد، چرا باید اطلاعات را به
آمریکا منتقل کنیم؟ شاید آنها کنترل فعالیت های دیگر شرکای خود را ندارند
یا شاید این اطلاعات را منتقل نکرده اند. یا اینکه نمی دانستند این کار چه
پیامدهایی می تواند داشته باشد.
می توان اهداف ترکیه رااز این اقدام در چند بعد ارزیابی کرد.
1-
با ساقط کردن هواپیما و واکنش روسیه،ناتو براساس قوانین خود مجبور از
دخالت می شود و بدین ترتیب زمینه برای دخالت مستقیم در سوریه برای ترکیه
فراهم می شود.
2- با این اقدام و حمایت قاطع ناتو پیام مهمی به روسیه داده می شود که از جبهه اسد و ایران خارج شود.
3-
با برجسته کردن این رفتار در رسانه های جمعی ائتلاف ار وارد کردن ضربات
کاری به تروریستها خودداری کرده و بیشتر بر حول محور این موضوع متمرکز می
شوند.
4- با این اقدام داعش فرصت بازیابی نیروهای خود
را پیدا می کند و می تواند در سایه تحریف افکار عمومی باردیگر به صحنه
معادلات بازگردد.
5- ترکیه قصد داشت به روسها این پیام را بدهد که کوبیدن مواضع مخالفین اسد به معنای درگیر شدن با ترکیه و ناتو می باشد.
اما در چند روز گذشته اتفاقات زیر در صحنه سیاسی سوریه روی داد.
1- روسها مصمم تر از هر زمانی بر حمایت سیاسی و نظامی خود از اسد تاکید کردند.
2- سامانه دفاع موشکی اس 400 روسیه به 50 کیلومتری مرز ترکیه رسید که در شعاع 450 کیلومتری می تواند هر شی فلزی را سرنگون کند.
3- بمباران مواضع مخالفین در همان منطقه به حدی شدت یافت که در این چند روز گذشته تبدیل به جهنمی برای تروریستها شد.
4- روسیه با اضافه کردن یگان هوایی محافظتی برای بمب افکن هایش زمینه کوچکترین دخالت هوایی ترکیه را در سوریه به صفر رسانده است.
5- روسها نه تنها ذره ای از استراتژی خود عقب ننشتند بلکه بر حجم آتش خود بر مواضع تروریستها افزودند.
6- روسها با قطع خطوط ارتباط نظامی خود با ترکیه این پیام را به این کشور دادند که با کوچکترین تحرک مورد هدف قرار خواهند گرفت.
7-
روسها مصمم تر شدند تا ابعاد حمایت ترکیه از تروریستها را آشکارتر از هر
زمانی در میان افکار عمومی جهان مطرح کنند و بدین ترتیب جهانیان براحتی می
توانند در جریان اسناد غیرقابل انکاری از همراهی ترکیه با تروریستها باشند.
8- بخش گردشگری ترکیه که از محل سفر روسها به این کشور تقویت شده بود با یک شکست بزرگ روبرو خواهد شد.
9- روسیه به عنوان بازاری جذاب برای ترکیه دیگر باقی نمی ماند و روسها درصدد تامین مایحتاجات خود از سایر کشورها مانند ایران هستند.
10-
با این اقدام انشقاق و دو دستگی در میان ائتلاف غربی به رهبری آمریکا از
هم اکنون قابل مشاهده است و سخنان اولاند رئیس جمهوری فرانسه در روسیه
تاییدی بر این سخن است.
11- ترکیه که در دشمنی با
کردها سابقه ای دیرینه دارد دیگر بسان گذشته نمی تواند در رویای از بین
بردن کردهای سوریه و حملات هوایی به آنها باشد.
12- با
کنترل شدید مرزهای ترکیه با سوریه از سوی جنگنده های روسیه دیگر تروریستها
نمی توانند بسان گذشته و براحتی گذشته از ترکیه کمک دریافت کنند.
با
احتساب دلایل بالا و دهها دلایل دیگر می توان گفت اگر چه در لحظه سرنگون
کردن بمب افکن روسی، ترکیه، اردوغان و تروریستها در پوست خود نمی گنجیدند
اما هم اکنون متوجه می شوند که همراهی با سیاستهای ترکیه سرنوشتی جز شکست
به همراه ندارد و نخواهد داشت.
ترکیه با این بازی بد
بار دیگر نشان داد که در فضای غیر واقعی سیاست پیشه می کند و با ادامه این
روند این کشور قربانی جاه طلبی های سردمدارانشان خواهد شد.