دستهاي که طيب در تهران راه ميانداخت بينظير بود. خرجي که ميداد بينظير بود. يک پهلوان يک داش ميداني
گروه مذهبی: مرحوم طيب خدا انشاءالله درجاتش را عالي کندـ اعمال ظاهرياش خيلي مقبول نبود، يک داشي بود، ولي دهه محرم که ميشد همه چيز عوض ميشد. ورق برميگشت همه گناهان تعطيل ميشد فکر دنيا و دنياداري و پول جمع کردن و اين حرفها فراموش ميشد.
دستهاي که طيب در تهران راه ميانداخت بينظير بود. خرجي که ميداد بينظير بود. يک پهلوان يک داش ميداني. از طرف شاه او را گرفتند و محکوم به اعدام شد. عشق امام حسين کارش را به اينجا رساند که وقتي از طرف شاه به او پيشنهاد کردند که تو فقط بگو من از خميني پول گرفتم و اين کار را کردم.
گفت: من اعدام را بر اين خيانت ترجيح ميدهم. من به دين و سيدالشهدا خيانت نميکنم. هر کار ميخواهيد بکنيد.
هر چه واسطهها و ديگران به او گفتند: شوخي نيست اين چوبهدار است.
گفت: اين کار از من نميآيد من اگر هر گناهي کردم به دينم و به امام حسين خيانت نميکنم.
اعدامش کردند. مايه نجات و سعادت او چيزي نبود جز عشق امام حسين عليهالسلام. ببينيد چه کيميايي است. حالا اين يکي نمونهاش است؛ صدها و هزارها از اين نمونهها هست.