هیچ کس جای خدا نمینشیند و اگرخدا نباشد کارما خراب میشود، نباید به هیچ کس و ناکسیدل ببندیم، زیرا هرچه هست اوست وباقی همه سراب است. اگرمراقب دلمان باشیم وغیرخدا را درآن راه ندهیم، چیزهایی را می بینیم که دیگران نمی بینند.
گروه فرهنگی: «تفسیرهفته» این هفته به
سیاق هفته های گذشته، به خداشناسی و ایمان عملی و نسبت آن با دینداری پیامبرپسند و
اخلاق نبوی اختصاص یافته است. نویسنده«تفسیرهفته» در یادداشت خود از استقبال
کاربران نیز استقبال کرده است.
به گزارش بولتن نیوز،
محمد تقی فرجی نویسنده و پژوهشگرعلوم دینی و سیاسی در بخشی از تحلیل امروزخود می
نویسد:
«در جهان جدید وجولان
مدرنیسم افسارگسیخته، کسانی که برطبل مدرنیته می کوبند و می کوشند تمدن را در
مقابل سنت قرار دهند و لیبرالیسم فرهنگی و پلورالیسم دینی را فربهتر از ایدئولوژی
نشان می دهند، آب درهاون می کوبند.»
بشنوید ای دوستان این
داستان
خود حقیقت نقد حال ماست
آن
قبلاً،مایلم
چندمطلب را پیرامون «نقد حال ما» به سمع و نظر گرامیان کاربر و کاربران
گرامی برسانم:
1- ازشواهد و
قرائنامر پیداست که «تفسیرهفته» رفته رفته جایگاه خود را درمیان کاربران خود
باز می کند.
2- استقبال گرم و گرمای
استقبالدوستان همراه و همسفر، درطول مسیر و از مبداء تا مقصد، خود حقیقت نقد
حال ماست.
3- نیز همت بلند و سخت
کوشی بالادستی دوستان من وشما در مدیریت و کارگزاران سایت وزین بولتن نیوز،از
جمله ادله مهم، بلکه از اهم اهمات استمرار «تفسیرهفته» است.
4- نمایش ده ها و صدها
کامنت، ذیل یادداشت های «تفسیرهفته» از علائم معلوم و مبرهن توجه افزون و توجهات
رو به تزاید کاربران علاقمند است.
5- با سپاس مجدد و مکرر از
ابراز نظرات وارده، همچنان و مثل همیشه دست دوستان مشوق و منتقد را با گرمی تمام
می فشارم،زیرا همانگونه که شیخ الرئیس می گوید: «تا سخنی نقد نپذیرد، عیوبش
مرتفع نمی گردد.»
و اما بعد ...
بی همگان به سرشود، بی
توبسر نمیشود
داغ تو دارد این دلم جای
دگر نمیشود
دیده عقل مست تو، چرخه
چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو، بی تو
به سر نمیشود
گرتو نباشی یارمن، گشت
خراب کارمن
مونس و غمگسارمن، بی تو
به سر نمی شود
بیتو نه زندگی خوشم، بیتو
نه مردگی خوشم
سرزغم توچون کشم، بیتو به
سر نمیشود
توحید و خداپرستی، مشخصاً
در عصر و عرصهای که ما میزیایم، از ملزومات زندگی عزیزانه است. مقام بندگی و
عبودیت، از سر ایمان و تقوای الهی، بندگان را پله پله تا ملاقات خدا رهنمون می
سازد. خداوند در وجود انسان موحد، چه از نظر معنوی و چه از نظر مادی و هم از منظر
حقیقی و هم از منظر مجازی، از جایگاهی برخوردار است که یقیناً هیچ جایگزینی در
میان اغیار ندارد. اگرخدا به معنای کامل کلمه دیده شود، پرواضح است که مفهوم بی
همگان به سرشود، بی تو به سر نمی شود، قابل فهماست. هر چقدر ارتباط بنده با
خدا نزدیکتر شود، به همان اندازه تقرب الهی بیشتر و بیشتر میشود و هرچه تقرب
الهی افزایش می یابد، نیاز به درگاه بی نیاز نیز روبه تزاید می گذارد، حقیقت قانون
آفرینش هم همین را می گوید.انسان باید خدا را در وجود خود ببیند، تا خدایی
شود و بتواند عابدباشد و عبادت کند. راه رسیدن به خدا، عبادت است و عبادت
یعنی عمل صالح و عمل صالح به معنای راستی و درستی است. با بندگی و عبودیتمی
توانبه خدا رسید و کسی که به خدامی رسد، خدا متضمن سعادت و
نیکبختیاوست. کارنامه کامیاب مردمان این عصر مثل مردم سایر اعصار پیشین و
پسین، در تراز دین و دینداری معرفت اندیشمورد بررسی و ارزیابی قرارمی گیرد.
معرفت دینی به ما می آموزد که هیچمقامی جای خدا نمی نشیند. قدرت و ثروت
هرچقدر فربهتر شود، حاجتمندتر نشان می دهد. حتی بستگان و دوستان ماهرچه
نزدیک تر باشند، آسیب پذیرترند. مهمتر اینکه هیچ کس جای خدا را تنگ نمی کند و کسی
که جای خدا را تنگ می کند، شیطان است و شیطان و شیطان پرستی از مظاهر پیدا و پنهان
بت پرستی است.ارتباط با خدا باعث بی نیازی به عالم و آدم می شود. نیایش عالی
ترین راه تماس با خدا است. بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا، «ادعونی استجب
لکم» اجابت دعوت خدا، مستوجب استجابت ادعیه مأثوره است. برای با خدا بودن، باید
مقامذکر را تجربه کنیم و برای مقام ذکر، باید حضور در محضرالهی را درک
کنیمو حضور در محضرالهی، یعنی درکقدرت لایزال الهی، کسانی که قدرت خدا
را می فهمند، می دانند کهدست خدا بالای همه دست هاست، «یدالله فوق ایدیهم»با
دست توانا و نوازشگر پروردگار، مونس و غمگسار حقیقی در زندگی و مردگی بندگان تعرف
می شود. اهل ایمان و مؤمنان برای ایمان خود، درپی بهاء هستند و نه به دنبال بهانه،
و کسانی که ایمان را تحت تأثیر القائات منفی و مخرب بی دینان لائیکو یا با
دینانسکولار قرار می دهند، در حقیقت هیچ حظ و اقبالی از دینداری مؤمنانه
نبرده اند و نمی برند.درجهانجدید وجولان مدرنیسم افسارگسیخته، کسانی
که برطبل مدرنیته می کوبند و می کوشند لیبرالیسم فرهنگی و پلورالیسم دینی را به رخ
دینداری پیامبرپسند بکشانند، تنهاآب در هاونمی کوبند. دینداری و رسیدن
به خدا، به نوعیسنت عقلانی و عقلانیت سنتی است که به هیچ وجه انحرافات ناشی
از التقاط و التقاطی فکر کردنو روشنفکری و غرب زدگیرا بر نمی تابد.
ایمان و عبادت بی منت، باعث رضایت و خشنودی خداوند است و تأمین نظر پروردگارمتعال،
موجب بی نیازی انسانبه اغیار می گردد. بعضی می گویند، از آنجا که
برخیاز نردبان شریعت، بربام معیشت می نشینند وبه نام دین و دینداری،
دنیا و دنیاداری می کنند و کسانی دیگر درحالی که شعار و شعائردینی سر می دهند، مرتکب
خلاف شرع و اخلاق می شوند،چه بهتر که ما از اسلام فاصله بگیریم! غافل از
اینکه همه می دانیم،اسلام از خود نداردعیبی، هرعیب که هست از مسلمانی ماست.
در بحث اسلام شناسی، هرکس مسئول و متولیعملکرد خویش است، و انسان تجربت
اندیش نیک می داند که ریا و نفاق وفساد و فسق و فجور مشتی متظاهر نابخرد،
هیچ ربطی به اسلام و مسلمانی ندارد، بویژه دراین دنیای نامردی ها و نامرادی ها که
به هیچ احدی نمی توان اعتماد کرد، و به تعبیری بسیاری درآزمون اخلاق و جوانمردی رد
می شوند واحیاناً شیفتگان خدمت، تشنگانخیانت نشان می دهند، اغنیا، فقرا را
زیرپامی گذارند، ارباب قدرت و ثروت،ضعیفان و مستضعفان را نمی بینند،
صدرنشینان، ذیل نشینان را نادیده می گیرند، زنان و مردان، همدیکر را برنمی تابتد و
برادر، برادر را نمیشناسد،یقیناً هیچ کس جای خدا نمی نشیند واگر خدا
نباشد، کار ما خراب می شود و نباید به جز خدا به هیچ کس و ناکسیامید بست،
زیرا هرچه هست اوست و غیر از خدا همه سراب است.
اگرمراقب دلمان باشیم و غیرخدا
را درآن راه ندهیم، چیزهایی را می بینیم که دیگران نمی بینند، چشم باطن ما باز می
شود و از سرمعرفت و بصیرت، صورت و سیرت های زیبا را از زشتی ها وپلشتی
هاتمیز می دهیم. کار باید برای خدا باشد، نه برای خود، هرکس وجود خود را
سراسر از خدا کند، خدا هم برای او دمی شود، «من کان لله، کان الله له». وقتی می
گوئیم، «لااله الاالله» باید صادق باشیم، زیرا تا انسان خدایان دروغین را
کنارنگذارد، به خدای راستین نمی رسد. همه قران به واژه «لااله الاالله» باز می
گردد، و بشر باید به جایی برسد که در قلب او جزنام و یاد خدا نقش نبندد. مؤمن درخت
توحید است و میوه این شجره طیبه، ظهورصفات الهی است. انسان کامل و کمال انسان، این
است که انسان به خدا برسد و مظهرصفات حق شود.
خداوندا، به خاطر هر لذتی
بدون یاد تو، به خاطر هر راحتی بدون انس با تو، به خاطر هر شادی بدون نزدیک شدن به
تو، به خاطر هر دل مشغولی بدون فرمانبرداری ازتو، از تو آمرزش میطلبم. «الابذکرالله
تطمئن القلوب».
ای دهنده عقل ها فریاد رس
تا نخواهی تو نخواهد هیچ
کس
هم طلب ازتوست وهم آن
نیکوی
ما که ایم اول تویی
آخرتویی
هم بگوتوهم توبشنوهم
توباش
ما همه لاشیم با چندین
تلاش
ای خدا آن کن که ازتو می
سزد
که زهرسوراخ مارم می گزد
بازخرما را ازاین نفس پلید
کاردش تا استحوان ما رسید
پس چوما بیچارگان این بند
سخت
که گشاید ای شه بی
تاجوتخت
چون دعامان امرکردی ای
عجاب
پس دعای خویش را کن
مستجاب
انتهای
پیام/