به گزارش بولتن نیوز، متن این یادداشت به شرح زیر است:
قبلأ از کاربران محترم و علاقمندان عزیزیکه ازآغازتا کنون، رفته رفته به جمع مامی پیوندندو با ذوق سرشار و متانت تمام " تفسیر هفته ” را دنبال می کنند، صمیمانه تشکر می کنم.در همین مدت کوتاه و نه چندان بلند عمراین نوشتار، همراهی و همسفری شما خوانندگان گرامی، باعث تشویق من ومشوقی برای دوستان پر تلاش ما و شما در سایت وزین و ارزشی" بولتن نیوز" و قدر شناسی از مدیر مسئول این پایگاه، برادر متعهد،مجرب و سخت کوش جناب آقای امینی است. خداوند قادر متعال را می خوانم و هم از او می خواهم که در این راه پر فراز و نشیب وبس دشوار، همچنانما را یارینماید و ازاندیشمندان گرامی،انتظار دارم با نقدها و ارشادات خود، این فقیر را غنی و بر غنای بیش از پبش بولتن و بولتنیان ارجمند بیفزایند،"جزاکم الله خیرالجزاء"
حقپدید است از میا ن دیگران
همچو ماه اندر میان اختران
گر نبینی این جهان معدوم نیست
عیب جز انگشت نفس شوم نیست
دو سر انگشت خود بر دو چشم نه
هیچ بینی از جهان انصاف ده
روسر در جامه ها پیچیده ای
لاجرم با دیده و نا دیده ای
حدود الهی و نسبت آن با مناسبات انسان و جامعه در عصر و عرصه تقابل خیره کنندهپستمدرنیسم و مدرنیتهافسار گسیخته، می کوشد حتی ایمان مؤمنان را تحت تأثیر لیبرالیسم فرهنگیو اُومانیسم اخلاقی قرار دهد و این مهم، از جمله اهم امهات در تعریف حدیث بندگی و تبیین کیششخصیت به شمار می رود. سنت و عقل و اجماع و پویایی و علم و تکنولوژی، به طور تؤاماناز ملزومات جامعیت دینی و دین جامع لازمه کارآمدیاسلام است. اسلام برای همه نیازهای بشر، هم در این کوی و هم در آن کوی، برنامه دارد. اخلاق، معرفت، کذشت، جوانمردی، مروت، مدارا، راستی و درستی، در نگاه اندیشه اسلامی، تماماً از مقتضیات حدیث بندگی و اقتضای کیش شخصیت محسوب می شود. واز آنجایی که حلال خدا، تا قیامت حلال و حرام خدا، تا قیامت حراماست، مؤمنان بر اساس ایمان به خدا و داده هایاخلاق دینی،واجبات را انجام و محرماترا ترک می کنند. عالم محضر خداست و در محضر خدا، انسان آگاهانهگناه و معصیت نمی کند. غیبت و تهمت و بهتان و افترا و دروغ و دزدی و ظلم،عموماً از مصادیق معلوم و مبرهن گناه است و افضل گناهان، نزد خداوند،بازی با آبروی مردم، بویژه مردمان بی دفاع است.
قرآن هدف از آفرینش انسان و بعثت أنبیاء، را عبودیت و بندگی پروردگار ذكر می کند،
«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ
لِیعْبُدُونِ ( ذاریات/ 56) جن و انس را نیافریدم مگر اینكه مرا پرستش كنند.»
در مسیر بندگی خدا حركت كردن و عبادت پروردگار امری است كه بدون آن بشر به كمال
واقعی خود نخواهد رسید و پله های سعادت را نخواهد پیمود، لكن باید توجه داشت كه
اگر چه انسان برای عبادت آفریده شده ولی این عبادت كوچكترین نفعی برای خالق او
ندارد و تنها موجبات ترقی و صعود این موجود خاكی را به سوی مراحل عالیه كمال و قرب
پروردگار، فراهم می نماید،
علی(ع)در نهج البلاغه می فرمایند،
«فان الله (سبحانه وتعالی) خلق الخلق حین خلقهم غنیا عن طاعتهم، آمنا من معصیتهم...»
خداوند سبحان هنگام آفرینش خلق از طاعت و
بندگیشان بی نیاز و از معصیت و نافرمانی آنها در امان بود.
از آنجا كه بر طبق آیات قرآن كریم هدف از خلقت بشر و بعثت انبیاء عبادت و بندگی
پروردگار است، اولیاء خدا و علماء راستین همواره چون عبدی ذلیل در برابر خالق خویش
بوده و لحظه ای از عبادت و راز و نیاز و مناجات با معشوق غافل نبوده اند.
روح عبادت و بندگی بر تمام اعمال آنها حاكم بوده به طوری كه آنها را تابع محض
اوامر پروردگار گردانیده و هوای دوست را بر خواسته های خویش ترجیح داه اند،زیرا
لازمه ی بندگی خدا، خالص كردن خود از قید بتها و معبودهای ظاهری و باطنی است و هر
چه انسان خود را از قید هواها و بتهای نفسانی برهاند به همان میزان توفیق بندگی
خدا را می یابد.
شیخ اشراق عبادت و بندگی را از جمله راههای كمال نفس می داند،
«ومن الطّرائق العباده الدائمه، مع قرائه الوحی
الالهی والمواظبه علی الصلوات فی جنیح اللیل ـ والناس نیام ـ والصّوم واحسنه ما
یۆخّر فیه الافطار الی السّحر، لتقع العباده فی اللیل علی الجوع وقراءه آیات فی
اللیل مهیجه لرقه و شوق...».
خدا شناسی علی (علیهالسلام) به اندازه عظمت و بزرگی خود اوست؛ زیرا خدا را در همه
حال حاضر و ناظر بر رفتار و برنامههای خویش میداند و او را به چشم دل میبیند،
عبادت او، عبادت آزادگان است که فقط به شکرانه ذات حق و بدون چشمداشت پاداشی صورت
میپذیرد.
امام علی(ع) در این باره میفرماید،
«گروهی خدا را از روی رغبت و میل (به بهشت) میپرستند که این عبادت تاجران و
سودجویان است و گروهی خدا را از روی ترس، پرستش میکنند که عبادت بردگان است و عدهای
به سبب شکر نعمتهای الهی و سپاس (و اینکه حضرت حق را شایسته عبادت میدانند) او
را میپرستند و این عبادت آزادگان است».
این جـهان کوهست وفـعل مـا ندا
ســوی مــا آیـد نـدا مــا را صــدا
جُرم خـود را بـرکـس دیـگر مـنـه
گوش و هوش خود براین پاداش ده
جُرم بَرخـود نِه که توخـود کاشتی
بـا جــزا وعـدل حـق کـن آشـتـی
رنـج را بـاشـد سـبـب بـدکردنی
بـذر فعل خـود شناس از بخت نی
مـتهم کن نفس خود را ای فـتـی
متـهـم کـم کــن جـزای عـدل را
بی ریب و گمان کسانی که به تریبون های عمومی دسترسی بیشتری دارند و مسئولان و متولیان اُمور این ملک و ملت، هر یک به سهم خود از سهام افزون تر و رو به تزایدی نسبت به تمشیت و معیشت مردم و تأمین زندگی عزیزانه آنها برخوردار هستند، یکی از تفاوت های بزرگ ما ایرانیان با ملت های کشورهای موازی، بعضاًعدم مسئولیت پذیریاز یک سو و دخالت در اُمور غیر مرتبط از سوی دیگر است. مثلاًبا علم به اینکه گفتن نمی دانم، بخشی از گفتمان داناییاست، مننمی دانم که چرا برخی در عین نادانی، بر طبل دانایی می کوبند!؟ نویسنگان، شاعران، واعظان، مداحان،هنرمندان،بازیگران و سایر مشاهیر، بیشتر از دیگرانو بیش از پیش، باید مواظب باشند،تا از مقام و موقعیت ایشان استفاده های کاسب کارانه نشود و احیاناً افراد نفوذی و مارهای خوش خط و خال، با هدف بد نام کردن چهره های مطرح، در صفوف آنانرخنه نکنند.به راستی چه می شد اگر ما به جای دخالت در کار یکدیگر، کار خودمان را انجام می دادیم!؟ چه می شد اکر سیاسیون، سیاست، مدیران، مدیریت، هنرمندان، هنر، واعظان وعظ و مداحان، مدح می گفتند !؟ چه می شد اگر هر یک از ما کماهوحقه به وظیفه خود عمل می کردیم!؟ و قس الهذی اگر دیروز که تحجر و تساهل، مانند دو تیغه یک قیچی بهجان دین و اندیشه دینیافتادند و صد البته،برخی از اندیشمندان با سکوت از کنار این ظلم تاریخی گذشتند، سر خطتهاجم فرهنگیعالمانه و شجاعانه مورد نقدو رد قرار می گرفت،امروز جامعه شاهد چالش های جدید وبه ناحق جبهه باطل علیه جبهه حق نمی بود. مقدس مأبان متحجر و روشنفکران متساهل،در پی تحریف ایدئولوژی و دینداری، اکنون همچنان پلورالیسم دینی و لیبرالیسم فرهنگی را ترویج می کنند و محققاً اگر ازشیوع و توسعه انحرافات تدریجی، جلوگیری نکنیم، رشد و نمو قارچ گونهجریان انحرافیباعث انحطاط فرهنگ و تمدن شده وهرگونه سهل انگاری برایبرون رفت ازافکارالتقاطی و واپسگرایی ناشی از تئوکراسی، در آینده نزدیک و نه چندان دیر و دور، هویت دینی و ملی ما را هدف قرار می دهد.
عشق هایی كز پی رنگی بود
عشق نبود عاقبت ننگی بود
زانكه عشق مردگان پاینده نیست
زانكه مرده سوی ما آینده نیست
عشق آن زنده گزین كو باقی است
كز شراب جان فزایت ساقی است
حدیث بندگی و کیش شخصیت، وقتی از منظر دین معرفت اندیش، بازتعریف می شود،یقیناً القائات منفی و مخرب را برنمی تابد، زیرا شخصیتهرکس، معرفمکتباوست و افراد مکتبی، براساس بندگی خدا و شخصیت دینی خود، به طور متناوب از خرمن الهی خوشه برمی گیرند و قصه ارباب معرفت و کارنامه کامیاب انسان کامل و کمال انسانو نرد دلبری ودل دادگی و بندگی،در عمق عشق و عاشقی، وقتی مفتخر و مستظهر به مقام عبودیت و عبادت ذات اقدس الهی می گردد، ارواح و اذواق بشررا مشحون از قرایح معنوی و سرمست از جرعه های جام الست می سازد. در مکتب شناخت و اسلام شناسی، مقام بندگی و شخصیت بندگان، هر چقدر مطمئن تر باشد، در حقیقت غنا و فربهی بیشتر دین و معرفت دینی را نشان می دهد. از آنجا که مکاتب مادی شرق و غرب و قدرت های استعماری و در رأس آن استعمار نو،در جنگ گرم و رویارویی مستقیم با اسلام و نهضت بیداری اسلامی، نوعاً ناکام می مانند، لاجرم به نفوذ فرهنگی و تأثیر گذاری علمی، آکادمیک و تبلیغاتی روی می آورند. فهم زیادی نمی خواهد که ما بفهمیم، امروز بسیاری از سیگنال های ماهواره ای، برنامه های سیاسی، فیلم های فاسد وشبکه های مجازی، در اختیار استعمارگران و با بودجه کارتل های مالی صهیونیست و وهابیت مهدورالدم اداره می شوند. علاوه بر زور گویی های سیاسی، فساد ناشی از آلودگی های اخلاقی، در قالب ترویج فرهنگ منحط غرب و پخش سریال های خانمان سوز که تحقیقاً منشأ خیلی از اختلافات خانوادگی و جدایی هاست، با تابلو بزک شده مدرنیته و برای دور کردن مردم از فرهنگ دینی و شخصیت ملی خود، مهندسی شده و می شود.
بی زتقلیدی نظر را پیشه کن
هم برای عقل خود اندیشه کن
چشم داری تو به چشم خود
نگر
منگر از چشم سفیهی بیخبر
گوش داری تو به گوش خود شنو
گوش گولان را چرا باشی گرو
به دلیل اهمیت موضوع، یادداشت این هفته کمی طولانی تر شد، از اطاله کلام و تصدیع پوزش می خواهم و تا پنج شنبه آینده، شما گرامیان را به حی داور می سپارم.
انتهای پیام/
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com