گروه سياسى، محمدتقى فرجى رئيس و عضو هيئت علمى بنياد حكمت و انديشه در نامه سرگشاده خود خطاب به آيت الله محسن غرويان از اساتيد حوزه علميه قم، همچنين آورده است، " البته در اين كه عالمان دين و روحانيت اسلام، از آنجا كه ملجاء و پناهگاه مسلمانان هستند، بايد در اظهار نظر و تأئيد و تكذيب هاى خود، دقت و توجه بيشترى مبذول فرمايند، بنده با نظر شما مؤافقم و صد البته من همچنان نگران اين مطلب هستم كه برخى بخواهند مشكلات و مفاسد ناشى از سوء مديريت رئيس جمهورى سابق و همكارانش را به حساب همراهى بخشى از روحانيت با ايشان بگذارند".
به گزارش بولتن نيوز، متن كامل نامه محمدتقى فرجى خطاب به محسن غرويان به شرح ذيل است.
جناب مستطاب آيت الله آقاى محسن غرويان زيدعزه
پس از سلام و تحيت،
خداوند قادر متعال را مى خوانم و هم از او مى خواهم، طاعات و عبادات جنابعالى مقبول درگاه احديت و در ماه مهمانى خدا، حى داور همه مؤمنان و شما و ما را مشمول باران رحمت خود گرداند، آمين يا رب العالمين
قبلأ از تصديع پوزش مى خواهم و مى كوشم با رعايت اختصار، مهماتى از اهم امهات مورد مناقشه را به سمع و نظر مبارك برسانم،
تاچه مقبول افتد و چه در نظر آيد!؟
پند حکیم محض صواب است و عین خیر
فرخنده آن کسی که بسمع رضا شنید
شما در مصاحبه اخير خود با رسانه اى از رسانه هاى هاى ارتباط جمعى، علاوه بر اظهار نظر پيرامون جريانات انحرافى و بر حذر داشتن سياسيون نسبت به استفاده ابزارى از دين و فلسفه ظهور، مى گوئيد،
"من تصور می کنم احمدی نژاد دستگیری خودش و یاران نزدیک اش را به دستگیری امام زمان (عج) تشبیه کرده است و از این راه خواسته پیامی سیاسی را به هوداران منتقل کند. البته امکان این ادعا هم وجود دارد که شخصی را به عنوان نایب امام زمان(عج) در جمع خود معرفی کنند. به هر حال این تفکر منحرف با حمایت برخی از شخصیت های حوزوی هشت سال اداره کشور را بر عهده داشت........".
نيز گفته ايد،
"حوزه علمیه قم در پالایش افراد و انتخاب افراد دقت کند. این نوع دیدگاه نباید دوباره بتواند مردم را فریب دهد. متأسفانه انحراف در تفکرات احمدی نژاد از همان ابتدا وجود داشت. در طول تاریخ، سوء استفاده های زیادی از سوی افراد نامیزان و گروههای فرصت طلب، از امام زمان شده است و علمای شیعه همواره در برابر این انحرافات ایستاده و روشنگری کرده اند. آخرین آن پیشگویی، «ظهور در آینده نزدیک» بود. امروز هم بحث بی پایه و اساس و بیشتر سیاسی دستگیری امام زمان را پیش می کشند که بیشتر سیاسی است تا مذهبی".
بله، برخى از سياسيون و جريانات سياسى، براى اغفال افكار عمومى و تصاحب مناصب قدرت و ثروت، از دين و مقدسات دينى، بويژه نام مبارك امام عدل و داد، استفاده ابزارى مى كنند و از نردبان شريعت، سقف معيشت را طى طريق
مى كنند و با آلودگى به چرب و شيرين دنيا و زخارف دنيوى و تحت تأثير ماديات و نفس، نفس گيرعماره، بزم زر و زور و تزوير ميآرايند! كسانى كه از سر استدراج، خود و از خود بهتران را بر اريكه مهتران مى بينند! اما و هزار اما و صد البته كه اين همه، هرگز به معناى ارعاب انديشه دينى و مرعوبيت انديشمندان معرفت انديش، نبوده، نيست و نخواهد بود. وقتى كسى و كسانى راه خوارج نهروان را طى طريق مى كنند و در باز تعريف وقايع تلخ تاريخ اسلام، نقش قاسطين و ناكثين و مارقين را شبيه سازى نموده و در صدد ترويج بدعات، خرافات و تحريفات، بر طبل القائات التقاطى و انحرافات ناشى از تأثيرات مكاتب انحرافى ليبراليسم، پلوراليسم و سكولاريسم مى كوبند، معلوم و مبرهن است كه در اين عصر و عرصه اى كه من نام عصر و عرصه مدرنيسم افسار گسيخته و تقابل خيره كننده مكاتب را بر آن مى نهم، انسان و جامعه بيش از پيش، محتاج إرشادات و رهنمودهاى عالمان حوزه هاى علميه، دانشمندان دانشگاه ها و نظريه پردازان مجرب و متعهدى امثال جنابعالى است.
احتمال عجز از حق راندى
جاهل و گیج و سفیهش خواندى
عجز نبود از قدر ور گر بود
جاهلى از عاجزى بدتر بود
غیر حق را گر نباشد اختیار
خشم چون مىآیدت بر جرمدار
چون همى خایى تو دندان بر عدو
چون همى بینى گناه و جرم او؟!
جناب آقاى غرويان،
من گمان نمى كنم، ادعاى شما مبنى بر اين كه «احمدی نژاد محصول یک تفکر خاص در قم است»
قابليت استدلال، استناد و اثبات داشته باشد، زيرا مى دانم و مى دانيد كه از ابتدا تا انتها، هيچ يك از مراجع تقليد و نهادهاى رسمى حوزه و روحانيت از ايشان، يعنى رئيس جمهورى سابق، حمايت و جانبدارى نكرده و نمى كنند. لوفرض كه تنى چند از آقايان از سر غفلت و يا اردو كشى جناحى، چند صباحى در صف او صف آرايى كرده باشند، اما اين اشتباه بزرگ تاريخى، هرگز به معنى مجوزى براى سوزاندن بليط حوزه علميه قم و بد نام كردن بزرگان روحانيت نخواهد بود. البته در اين كه عالمان دين و روحانيت اسلام، از آنجا كه ملجاء و پناهگاه مسلمانان هستند، بايد در اظهار نظر و تأئيد و تكذيب هاى خود، دقت و توجه بيشترى مبذول فرمايند، بنده با نظر شما مؤافقم و صد البته من همچنان نگران اين مطلب هستم كه برخى بخواهند مشكلات و مفاسد ناشى از سوء مديريت رئيس جمهورى سابق و همكارانش را به حساب همراهى بخشى از روحانيت با ايشان بگذارند، ولى آنچه مهم و حائز اهميت بيشتر نشان مى دهد، پاسخ به اين سؤال اساسى است كه اولأ چرا بعضى از روحانيون از سياسيون منفى و مخرب حمايت مى كنند!؟
آيا براستى هم آنانى كه ديروز با پشتيبانى معنوى و مادى خود، باعث شدند رئيس جمهورى سابق بر اريكه قدرت و ثروت بنشيند، امروز مسئوليت نارسايى هاى كنونى را كه اين ملك و ملت از دولت قبل به إرث مى برد، مى پذيرند!؟
ثانيأ چرا و چگونه است كه معمولأ، ما بر جنازه مردگانمان تازيانه تنبيه فرود مى آوريم!؟
اكنون و در شرايطى كه از سر تدبير و اميد، دولت معاصر بيش از پيش محتاج نقد منصفانه، بويژه توسط مصلحان خردمندى چون شما مى باشد،
آيا بهتر نيست، جناب غرويان نيم نگاهى به نقد دولت فعلى، بخصوص در حوزه دين، فرهنگ و اخلاق بيافكننذ!؟
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا!؟
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا!؟
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا!؟
جناب آقاى غرويان،
جنابعالى در بخش ديگرى از سخنان خود فرموده ايد،
"چون بخشی از حوزه علمیه قم، حامی احمدی نژاد و تفکرات ایشان است. باید این واقعیت را پذیرفت که حامیان احمدی نژاد در قم هم حضور دارند. اصلا جریان احمدی نژاد و ادعاهایش برخواسته و حمایت شده ازبرخی تفکرات در قم بود. البته هیچ یک از مراجع عظام تقلید چنین صحبت هایی را در مورد امام زمان نکرده اند و این بحث ها را انحراف می دانند اما هستند کسانی که این حرف را در سال های گذشته و امروز حمایت کرده و می کنند".
با همه احترامى كه براى شما قائل هستم، قبلأ مى گويم،
از كرامات شيخ ما اين است،
شيره را خورد و گفت شيرين است!
و اما بعد، به طور طبيعى بايد پذيرفت كه هر فردى، در هر ديارى ممكن است مؤافقان و مخالفانى داشته باشد و اين حقيقت در علم جامعه شناختى، تعريف حقيقى خود را دارد، اما همانطور كه مى دانيد، هر تعريفى كه از گرايش سياسى شهروندان ارائه نمائيم، اين تعريف الزامأ به معناى آلوده دانستن قم، حوزه علميه و روحانيت نيست! از قضاء نخستين جماعتى كه در مقابل جريان انحرافى ايستاد و پرده تزوير را پاره كرد، روحانيت بود. از آنجا كه مردم و مشخصأ نخبگان جامعه را عقيده بر اين است كه علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد، چقدر شنيدنى تر مى نمود، اگر حضرت آقاى غرويان چنين سخنان حق و راهگشايى را قبلأ و در دوران صدارت حضرات بيان مى فرمودند، زيرا يقينأ و مرجحأ پيشگيرى از درمان بهتراست.
علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست
و،
با خرابات نشینان به کرامات ملاف
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
جناب آقاى غرويان،
بله در دولت پيشين و نزد دولت مردان قبل، بويژه شخص آقاى رئيس جمهور، از قصه پر غصه عوام فريبى و در نورديدن مرز اخلاق و جوانمردى كه بگذريم، هرگز نمى توانيم از تحريف مهدريت و مستمسك قرار دادن مسئله ظهور، عبور كنيم.
من قبلأ گفته ام و باز هم مى گويم، از جمله اهم امهات و ادله بروز انحراف در دولت ها و دولت مردان، ورود بى مورد آنان در مباحث قبض و بسط تئوريك است. اين در حالى است كه كار دولت و متوليان امور اجرايى كشورى، اجراى سياست هاى اجرايى نظام است، نه نظريه پردازى جهان اسلام! هر دولتى كه از حوزه تخصصى خود خارج مى شود و وارد حوزه هاى غير تخصصى، يعنى حوزه هايى كه هم تخصص آن را ندارد و هم از اختيارات و وظايف او نيست، وارد شود، محققأ به كژ راهه مى رود. اگر رئيس جمهورى و دولت بخواهد، كماهوحقه به وظيف خطيرى كه بر دوش دارد عمل نمايد، اينقدر كار دارد كه نيازى به ورود به امور ديگر ندارد. فراموش نكرده ايم كه برخى، حتى مسئله ولايت را از ظن خود تعريف كردند!
جنابعالى حتمآ استحضار داريد كه بنده به عنوان مسئول"دارالقرآن الكريم"مفتخر و مستظهر به انتصاب از سوى مرجع اعلاء شيعيان، حضرت آيت الله العظمى گلپايگانى(ره) بوده ام و از همان زمان تا كنون، افتخار آشنايى با جنابعالى را داشته و دارم. به طور مشخص، وقتى در اجلاس ساليانه دارالقرآن و كمسيون هاى تخصصى آن، عناوين و مباحث علوم قران مطرح مى شد، علاوه بر افاضات حضرات آيات صافى گلپايگانى، سبحانى و جوادى آملى، از مقالات و سخنرانى هاى فضلاى برجسته و فرزانگانى چون جنابعالى استفاده مى كرديم، از اين رو، با شناختى كه من از مقام علمى و دانش فلسفى جنابعالى دارم، آنچه در اين نامه آمد، جز وجيزه اى از سر اخلاص، شفقت و خير خواهى نبود، همين و بس!
اين چنين قفل گران را اى ودود
كه تواند جز كه فضل تو گشود
ما ز خود سوى تو گردانيم سر
چون تويى از ما به ما نزديك تر
اين دعا هم بخشش و تعليم توست
گرنه در گلخن گلستان از چه رست
از خداوند متعال دوام توفيقات جنابعالى را مسئلت مى كنم
ايام عزت مستدام
محمدتقى فرجى
رئيس بنياد حكمت و انديشه