به گزارش بولتن، در حوزهی انتخابات مجلس دهم باید گفت که از یکسو اصولگرایان به دنبال حفظ جایگاه حداکثری خود در مجلس هستند و اصلا دوست ندارند اتفاقی که در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم گریبانشان را گرفت، در این دورهی انتخابات مجلس هم دامنگیرشان شود. از سوی دیگر، اعتدال گرایان در راستای استراتژی "فتح سنگر به سنگر" بعد از توفیق در انتخابات ریاست جمهوری و برتری نسبی در شوراها، حال به دنبال سنگر بعدی یعنی مجلس هستند و شاید تا به حال سابقه نداشته باشد که هیچ دولتی در جمهوری اسلامی به اندازهی دولت فعلی نسبت به همراهی مجلس آتی با خود اعلام موضع کرده باشد.
اما این همهی جریانشناسی مجلس آتی نیست. اصلاحطلبان، خصوصا اصلاحطلبان رادیکال که در حال مرزبندی خود با اعتدالگرایان هستند نیز برای مجلس دهم طرح و نقشه دارند. هرچند شاید بخش قابل توجهی از نامزدها و برنامههای ایشان با اعتدالگرایان – به دلیل هم گرایی استراتژیک مقطعی – همپوشانی داشته باشد، اما به نظر میرسد ایشان هم با اتخاذ یک استراتژی دو مرحلهای قصد ورود به کارزار انتخابات را داشته باشند.
به نظر میرسد طی این استراتژی، اصلاح طلبان با دو لیست افراد کاملا هویتی و افراد سفید وارد انتخابات میشوند تا اگر شورای نگهبان لیست اولی را تایید نمود، افراد پرونده سفید را خارج کرده و سبد آرا خود را تقسیم نکند. و اگر شورای نگهبان این لیست را جراحی کرد، سرمایهگذاری اصلاح طلبان به سمت لیست سفید سوق پیدا میکند و تقریبا مطمئن هستند ایشان با وجود هم نسبتی با خود، از گذر شورای نگهبان رد میشوند. چون هم پروندهی پاکی دارند و هم نظام بیش از این حاضر نیست هزینهی سیاسی و مشروعیتی انتخابات را برای خود بالا ببرد.
و جریان چهارم تاثیرگذار بر انتخابات مجلس آتی، طیف منتسب به دولت قبلی هستند. طیفی که به قول رقبای ایشان از عِده و عُدهی خوبی برخوردار است و در چند مانور تبلیغاتی که تاکنون برگزار کرده است ثابت کرده که از پایگاه اجتماعی نسبتا کافی، مطمئن و آماده بکاری برخوردار است. شاید تنها مشکل این جریان، انتساب آنها به جریان انحرافی باشد که باید دید چگونه از عهدهی رفع آن برمیآیند.
اما در انتخابات خبرگان، ما شاهد دود جریان اصلی هستیم. جریان اول که همان جریان سنتی و دارای اکثریت فعلیست، وضعیتش معلوم است. جریان ولایی که ثبات نظام را تامین کرده و باید تلاش نمود تا در مجلس آتی خبرگان شاهد تکرار آن باشیم. و اما جریان دیگر، منتسب به اصلاحطلبان رادیکال است که ایشان با همان استراتژی دو مرحلهای توضیح داده شده در بالا قصد ورود به انتخابات خبرگان را داشته تا حداقل بتوانند از قبل موفقیت نسبی در انتخابات خبرگان آتی، قدرت چانهزنی بیشتری در هرم سیاسی نظام پیدا کنند.
با توجه به این شرایط و مقدمهی طولانی فوق، به نظر میرسد رسانههای دلسوز و همسو با جمهوری اسلامی از همین حالا باید به فکر یک مسئلهی اساسی باشند و آن نحوهی معرفی و شناساندن نامزدهای انتخاباتهای مجلس و خبرگان به مردم است. چون مگر غیر از این است که رسالت اصلی رسانههای، آگاهی بخشی به جامعه است؟ و در مقطع فعلی، چه مقولهای به اندازهی انتخاباتهای پیش رو مهمترست برای انجام این رسالت؟
آنچه که این مقوله را بیشتر از پیش جدی کرده و بار مسولیت رسانهها را بیشتر میکند، وجود همان لیستهای افراد پرونده سفیدیست که اصولا هیچنوع موضعگیری و برنامهای از ایشان برای مسائل مختلف در دسترس نیست. به عبارت دیگر، از آنجا که در انتخابات آتی با نامزدهایی مواجه هستیم که از وضعیت مشخص سیاسی برخوردار نیستند و معلوم نیست نظراتشان در خصوص مسائل گوناگون چگونه است، لازم به نظر میرسد تا رسانهها برای معرفی ایشان و برملا کردن حقیقت دیدگاههایشان دست بکار شده و مورد به مورد، به معرفی آنها بپردازد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com