در مذاکرات سیاسی، طرفین با تکیه بر توانمندیها و برتریهای خود به طرف مقابل فشار آورده تا نتیجه مطلوب خود را کسب کنند. در مذاکرات هستهای ایران با ۱+۵ ، طرف غربی با تکیه بر ظرفیتهای اقتصادی و سیاسی خود ضمن هجمه رسانهای شدید و قرار دادن ایران در انزوای سیاسی و تحریمهای اقتصادی شدید و صدور قطعنامههای متعدد در شورای امنیت، دائما ایران را تهدید به اقدام نظامی میکند.
حال اگر تیم مذاکره کننده و دولت یازدهم، توانمندیها و برتریهای ایران را نشناسد در این مذاکرات مقهور و مغلوب خواهد شد. بنظر نگارنده موارد زیر برتریهای عمده ایران در مذاکرات هستهای میباشند:
پشتوانه مردمی نظام و حضور مردم در صحنههای انتخابات و راهپیمایی ها علیرغم مشکلات اقتصادی و سیاسی موجود
حمایتهای بی شائبه و بیسابقه رهبری از تیم مذاکره کنندهی دولتی تا جایی که علیرغم خوشبین نبودن به نتیجه مذاکرات، سال ۹۴ را «دولت و ملت، همدلی و همزبانی» نامیدند هرچند تأکید فرمودند که چک سفید امضا به دولت ندادهاند.
دستیابی به فناوری بومی هستهای و غنی سازی صنعتی تا ۲۰% که در دولت قبل عملی شد. دستیابی ایران به دانش طراحی و ساخت سانتریفیوژ و رآکتور آب سنگین موجب عقبنشینی غرب از برچیده شدن سایتهای هستهای و رضایت به غنیسازی در ایران شده است.
موقعیت ژئوپلتیک و توانمندیهای نظامی و موشکی ایران در منطقه
نفوذ ایران در کشورهای منطقه خصوصا عراق و سوریه
چنانچه تیم مذاکره کنندهی دولتی به موارد فوق اعتقاد و باور عمیق داشته باشد و به طور صحیح مورد استفاده قرار دهد، دست برتر مذاکرات را خواهد داشت و طرف مقابل مجبور به دادن امتیازات قانونی مورد نظر جمهوری اسلامی میشود ولی متأسفانه از اظهارنظرهای دولتمردان بنظر میرسد دولت یا اعتقادی به این برتریها ندارد و یا از آنها استفاده نمیکند و در عوض با بزرگنمایی مشکلات بوجود آمده توسط غرب (بدون درنظر گرفتن سوء مدیریتهای داخلی) و جدی گرفتن غلوآمیز برتریهای طرف مقابل، از گرفتن امتیازات بحق خود کوتاه آمده است آن هم در شرایطی که ۱+۵ در مذاکرات پیشین حاضر به پذیرفتن حقوقی بیشتر برای ایران شده بود.
معتقدم دولت باید بیش از گذشته به توان داخلی تکیه کرده و نهایت بهرهبرداری را از نقاط قوت فوق نماید.
والسلام علی من اتبع الهدی
محمد مهدی پوینده