به گزارش بولتن نیوز، این یعنی این که دیگر روزی نیست که شما در تهران شهر
اخلاق و مهربانی در حال عبور از
خیابان شاهد نزاع دو نفر مسافر کش، خریدار و فروشنده، کارگر و کارفرما و ... نباشید،
البته در نگاه اولیه شاید برخی گمان کنند، 91000 نزاع در 10 ماه یعنی در
هرماه قریب به 9100 نزاع که این رقم با توجه به جمعیت ساکن و شناور بیش از 10
میلیونی تهران زیاد نیست اما
نگارنده نظر دیگری دارد!
موضوع تعداد مراجعات و کم یا زیاد بودن آن نیست! گرچه کمش هم زیبنده پایتخت نظام اسلامی نیست! تردیدی نسیت که این آمار همه نزاع های تهران را شامل نمی شود چرا که اساساً بسیاری از نزاع های اتفاق افتاده به پزشکی قانونی مراجعه نمی شود، بسیاری هم ممکن است نزاع و درگیری باشد که منجر به جرح نشود و یا نزاع های پنهان! با همه این ها حرف ها موضوع چیز دیگری ست! نکته اساسی و مهم این است که چرا خشم! چرا سنگ!
همان گونه که می دانیم علل بیشتر نزاع های خیابانی خشم آنی و کاهش آستانه تحمل افراد است؛ درحالی که تهران به عنوان پایتخت نظام اسلامی می بایست شهری بر مدار مدارا و اخلاق و مهربانی باشد! مگر نه این است که ما همه پیرو پیامبری هستیم که خود رسول مهر و دوستی و اخلاق بود!؟ مگر نه این است که ما امام کاظم داریم! قرآن آیین زندگی ماست! قرآن را باز کنیم!
می فرماید: «الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس والله یحب المحسنین؛ (آل عمران.134)؛ مومنان در هنگام عصبانیت خشم خود را فرو می برند و ازخطای مردم در می گذرند وخدا نیکوکاران را دوست دارد.»
«کظم» در لغت به معنی بستن سر مشکی است که از
آب پُر شده باشد و به طور کنایه در مورد کسانی که از خشم و غضب پُر می شوند ولی از
اِعمال آن خودداری می کنند، به کار می رود. در این آیه شریفه خداوند تبارک و تعالی
یکی از صفات برجسته مومنان را کظم غیظ برشمرده است!
به طور طبیعی هر انسانی بر اثر عوامل و زمینه هایی که برایش پیش می آید، گاهی خوشحال و گاهی نیز خشمگین و ناراحت می شود؛ اما اگر این حالات فطری با معیار دین و هدایت قرآن و رهنمودهای اهل بیت علیهم السلام همراه باشد، هرگز در آن افراط و تفریط دیده نخواهد شد. قرآن خشم های بی مورد را به دوران جاهلیت نسبت داده و سکون و آرامش را در هنگام خشم ویژه رسول خدا(ص) و مؤمنین می داند و خاطرنشان می کند که این آرامش هم یک موهبت الهی است؛ همچنان که خشم و تعصبات جاهلی را ره آورد افکار نادرست و عملکرد غلط کافران قلمداد می کند و می فرماید: «(به خاطر بیاورید) هنگامی را که کافران در دل های خود خشم و نخوت جاهلیت داشتند و (در مقابل) خداوند آرامش و سکینه خود را برفرستاده خویش و مؤمنان نازل فرمود. (فتح.62)»
حالت خشم و غضب از خطرناک ترین حالات انسان است و اگر کنترل نشود، در
شکل یک نوع جنون و دیوانگی خودنمایی می کند و موجب می شود که ارتکاب بسیاری از جنایات و
تصمیم های خطرناک توسط انسان می شود؛ جنایاتی که بعضاً می بایست یک عمر کفاره و تاوان آن را پرداخت.
نکته دیگر این که براساس تحقیقات انجام شده یکی از اصلی ترین علل نزاع در خیابان های تهران به وسایط نقلیه اعم از جای پارک و ... مربوط می شود و اکنون در واپسین روزهای سال و آغاز سفرهای نوروزی اهمیت صبوری و سعه صدر بیشتر نمایان می شود؛ آری، بیاییم قدری صبورتر باشیم!
چه کسی گفته که جواب کلوخ انداز، سنگ است؟! چرا سنگ؟! چرا سلام نه؟! بر فرض که از اساس حق با ماست! آیا در چنین شرایطی نیست که گذشت معنا می یابد؟! آن چنان که ظریفی می گوید: «اگر حق با توست نیاز به عصبانیت نیست و اگر حق با تو نیست، حق عصبانیت نداری!» بر فرض که طرف مقابل شما علی رغم محق بودن شما پرخاشگری می کند و ناسزا می گوید، آیا به دیدگاه قرآن در این خصوص توجه کرده ایم؟!!
خداوند متعال در قرآن می فرماید: «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ یَمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً!(فرقان 63)؛ بندگان (خاص خداوند) رحمان، کسانی هستند که با آرامش و بی تکبّر بر زمین راه می روند و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام می گویند و با بی اعتنایی و بزرگواری می گذرند!»
چند نکته!
به هر تفسیر، در ادامه نظر شما را به چند نکته ظریف در این خصوص جلب می نمایم:
همواره در زندگی روزمره، با پیش آمدهایی روبرو می شویم که مطابق میل ما نیست! ضرب المثلی عربی چه زیبا بیان کرده: «ما کل ما یتمنی المرء یدرکه؛ تجری الریاح بما لا تشتهی السفن؛ هر آنچه را که انسان آرزو دارد، به آن نمی رسد. بادها همیشه برخلاف حرکت کشتی ها می وزند«.
دور گردون گر دو روزی بر مُراد ما نَرفت!
دائماً یکسان نماند حال دوران غم مخور!
همیشه پیش می آید که سخن کسی چندان به مذاق مان خوش نیاید، آیا نباید کلاه خودمان را قاضی کنیم؟! آیا هیچ گاه پیش نیامده که ما نیز حرفی زده باشیم که به مذاق دیگران خوش نیاید؟! دقت کنیم، اگر دیگران سکوت کرده و نجابت به خرج داده اند، دلیل بر صحت تمامی حرف های ما نیست!
بسیار پیش می آید که کسی بد رانندگی می کند و
احیاناً مشکلی برای اتومبیل ما پیش می آورد! مگر ما همیشه و
همه جا خوب رانندگی می کنیم؟! آیا بهتر آن نیست که به جای درگیری و داد و فریاد به راه حل منطقی فکر
کنیم؟!
بارهای دیده ایم، کسی نوبت را در صف رعایت
نمی کند و بدتر از آن در برابر تذکر دیگران، قلدری هم می کند
و …، اولا مگر اگر کسی خود را کوچک کرد
و نوبت را را رعایت نکرد، چقدر معطل می شویم و چه میزان از زمان و وقت ما گرفته می شود؟! آیا هیچگاه پیش از پرخاش و عصبانیت، به عاقبت کار و اعمال خشونت و درگیری
فکر کرده ایم؟! آیا اندیشیده ایم که می بایست روزه ها در پی پزشکی قانونی باشیم و با صرف هزینه و زمان بسیار به دنبال احقاق حق احتمالی خود
باشیم؟!
و این ها همه درحالی است که همه مان دیده ایم که دادگاه ها و مراکز پزشکی قانونی همواره پُر است از آدم هایی که اگر یک بار دیگر به صحنه قبل برگردند، تصمیم دیگری خواهند گرفت و در یک کلمه از کرده خود که موجب حضورشان در دادگاه و پزشکی قانونی (چه به عنوان شاکی و چه به عنوان متشاکی شده) پشیمانند!
اما از پشیمانی چه سود!به قول دوست عزیز و خوش ذوقم شهاب آقای مرادی: «تهران، به تمرین مهربانی نیاز دارد! مهربانی را تمرین کنیم«!
محسن قائمی نسب
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com