به گزارش بولتن نیوز، نکتۀ حائز اهمیتی که در اربعین امسال که در آستانۀ برگزاری حماسۀ دیگری (9 دی) نیز به وقوع پیوست، جوانب سیاسی بسیاری است که به ویژه درحالی که حتی رسانه های بین المللی و امپریالیستی نیز دربرابر سیل خروشان و بی نظیر شیعیان و عاشقان حسین (ع) که به روشنی نمودی از وجهۀ رحمانی اسلام را نمایش می دهند، سر تسلیم فرود آورده و علناً و عملاً به ستایش این رویداد بزرگ تاریخی پرداختند، عده ای از فعالان سیاسی ایرانی داخل و خارج کشور، بار دیگر اسیر منافع و انگیزه های سیاسی شان گردیده و به جای پیوستن به خیل عظیم هموطنان مسلمانشان، به بهانه جویی های واهی و بی اساس روی آورده و یکی به بیان ایرادات و انتقادات اقتصادی پرداخت و دیگری نیز از حوزۀ سیاست وارد شد و سعی در مخدوش کردن این رویداد بی نظیر تاریخ معاصر جهان پرداخت.
با این مقدمه در ادامه سعی خواهیم نمود با اشاره به برخی از مسائلی که توسط این دو فعال سیاسی معاند نظام به صورت جداگانه و در مطالبی مجزا درخصوص این حرکت میلیونی شیعیان جهان که با همراهی جمعیتی بالغ بر دومیلیون نفر از هموطنان مان صورت گرفت، در دو سایت معاند «جرس» و «راه دیگر» مطرح شد، پرداخته و با نگاهی بی طرفانه نسبت به آن، قضاوت را به شما بگذاریم.
اکبر گنجی در یادداشت خود با اشاره به این راهپیمایی میلیونی از نجف تا کربلا در ابتدا با استناد به برخی از رسانه های داخلی همچون «رجانیوز»، «کیهان» و «خبرگزاری فارس» به برخی از ابعاد این راهپیمایی پرداخته و سعی در القای این مسئله دارد که آمار و ارقامی که ازسوی رسانه های داخلی ارائه شده، صرفاً از یک گروه خاص از رسانه های ایرانی حمایت می شود و به این اعتبار به عنوان مثال رسانه ها و خبرگزاری ها و روزنامه های اصلاح طلب کشور، یا این آمار و ارقام را تایید نمی کنند و بدون اشاره به آن که این دست رسانه ها چه تحلیلی از این حرکت عظیم ملّی و مذهبی دارند، خواستار ارائه و القای این مسئله است که آنها این آمار و ارقام را تایید نمی کنند و این درحالی است که کافی است به نیم صفحۀ نخست روزنامه های کشورمان در فردای روز اربعین (یکشنبه 23 آذرماه) نگاهی بیاندازیم تا ببینیم چگونه تمامی طیف های سیاسی فعال در کشور از تندروترین منتقدین دولت کنونی تا تندروترین هوادران آن، همگی در این مورد با اتفاق نظر، از حماسه ای تکرارناشدنی و بی بدیل سخن گفتند و حتی آن دسته از این عزیزان که به عنوان خبرنگار رسانه ها به محل اعزام شده بودند، بارها و بارها اعتراف کردند که تصاویر و کلام از بیان آنچه در اربعین حسینی در کربلا رخ داده، قاصر است.
این درحالی است که گنجی پس از نقل قول هایی از این رسانه ها درخصوص آمار زوار، میزان هزینه ها، تعداد اماکن پذیرایی و ایستگاه های بین راهی و ... و باوجود تایید همه جانبه ای که از سوی نیروهای سیاسی داخلی و حتی رسانه های بین المللی صورت گرفت، می نویسد: "تا حدی که من می فهمم، جاده ۸۰ کیلومتری نجف/کربلا گنجایش ۲۰ میلیون نفر را ندارد. شهر کوچک کربلا هم گنجایش حضور ۱۶ یا ۲۰ میلیون زائر میهمان، علاوه بر ساکنانش، را ندارد. تا حدی که من میفهمم، ارتش آمریکا، یا حتی ارتش شوروی سابق، هم توانایی اسکان و پذیرایی ۲۰ میلیون نفر در عرض چند روز را نداشته و ندارد." و با این حساب تنها پاسخی که می توان به چنین استدلالی داد این است که "در چنین شرایطی باید به دنبال ایراد کار در منطق و فهم شما بگردیم."
گنجی که گویا به همین سرعت (در مدت زمانی کمتر از 20 سال) بسیاری از این اتفاقات مشابه که جریان مبارزات انقلاب و نیز در حمایت از هموطنان مناطق مرزی در دوران جنگ تحمیلی را به راحتی فراموش کرده و گویا حتی سابقۀ این نزدیک به 40 راهپیمایی 22 بهمن و روز قدس و ... را نیز از ذهن بیرون کرده، قصد دارد با ذهنیت جدید اثباتی و غربزده اش به تحلیل مسائل خاورمیانه و کشور سابق و هموطنان دیروزش بنشیند و بی شک همین بزرگترین اشتباه اوست.
در چنین شرایطی مشخص است که نمی توان از او هم مسلکانش انتظار داشت که به عنوان نمونه آنچه در 9 دی ماه 88 روی داد و هر سال در سالگرد این روز بزرگ تکرار شد را نیز درک کند که درک شور معنوی با ذهنیت ثبوتی و علمگرایی مادی و مادی گرایی علمی نه تنها ناممکن که از اساس متناقض و "محال" است.
با این همه گنجی در بخش دیگری از این نوشته مستقیماً به سراغ مسئلۀ رقابت سیاسی میان «ایران» و «عربستان» رفته جالب اینجاست که به درستی به اهمیت راهپیمایی 20میلیونی شیعیان در این رقابت تاکید می گذارد اما به دلایلی نامعلوم در ادامه با ناباوری از اعتراف به این که حرکتی که اربعین حسینی رخ داد و بر اساس آن ایران توانست باوجود ناامنی استراتژیک منطقه که بزرگترین ارتش های جهان را مدت هاست درگیر خود کرده، آنجا که اراده کرد، نه تنها امنیت بیش از 2 میلیون زائر خود که به اعتراف بسیاری از مقامات عراقی و به طور غیرمستقیم امنیت کل منطقه در ایام زیارت اربعین حسینی و به بیان دیگر امنیت جانی تمامی 20میلیون زائر شیعۀ کربلا در این مدت را تامین نمود و این مسئله را باید برگ برنده ای برای ایران در رقابت سیاسی با عربستان سعودی ای دانست که هم اکنون با توطئه های نفتی خود سعی در ضربه زدن به ایران به لحاظ اقتصادی دارد.
نکته ای که اشاره به آن اهمیت بسزایی دارد درحقیقت همین مسئلۀ اقتصادی است. به بیان دیگر اگر بخواهیم لب کلام گنجی در این مقاله را بیرون کشیده و به زبان بیاوریم، باید بگوییم که او می خواهد اولاً به ابعاد گستردۀ این راهپیمایی میلیونی شک و شبهه وارد کند و در ثانی می خواهد استدلال کند که باتوجه به شرایط اقتصادی کشور و نیز بنابر اصول برنامۀ اقتصادی «اقتصاد مقاومتی» که مورد تایید رهبری انقلاب نیز هست، این راهپیمایی ضرورت ندارد و از آنجا که مانع انجام سیاست های صرفه جویانه می گردد، درست نیست.
با این حال در پاسخ به این شک و شبهه های بی اساس نیز متاسفانه و برخلاف میل مان باز باید دست بگذارید بر روی قوۀ فاهمۀ اکبرخان گنجی و چنان چه خودشان نیز در همین یادداشت اعتراف کرده اند، مشکل از "فهم ایشان" است و نه از اصل ماجرا.
به بیان دیگر، باوجود آنکه گنجی به درستی به این مسئله اشاره دارد که یکی از اصول «اقتصاد مقاومتی» صرفه جویی است اما گویا ایشان درک درستی از مفهوم «صرفه جویی» ندارد. درحقیقت گویا ایشان صرفه جویی را مترادف با مصرف نکردن می دانند که درصورتی که جلای وطن نمی کردند و در خانه نشسته و تبلیغات فرهنگساز رسانۀ ملی درخصوص آب و برق و گاز و ... را تماشا می کردند، لااقل متوجه می شوند، صرفه جویی به معنای «درست مصرف کردن» است! و این استفادۀ درست در بحث راهپیمایی اربعین یعنی دقیقاً همین که شاهد بودیم.
به این اعتبار، باوجود آنکه با توجه به کشورمان در حال اجرای طرح ملّی «اقتصاد مقاومتی» است و بر این اساس، صرفه جویی در منابع و ... برعهدۀ و گردۀ همگان قرار دارد و همانطور که مردم عادی می بایست با نگاهی متفاوت از پیش به هزینه کردن منابع اولیه بپردازند، دولت و نهادهای اجرایی نیز موظف اند با چنین نگاهی به هزینه کرد و مدیریت این منابع همت گمارند، قرار هم نیست آنجا که لازم است چیزی هزینه شود، مانع این کار شویم و از هزینۀ درست و هدفمند و اصولی منابع اولی و ... خودداری کنیم.
وانگهی دوری از وطن گویا تاثیرات عمیقتری بر قوۀ فاهمۀ این فعال سیاسی و پژوهشگر علوم اجتماعی و علوم سیاسی گذارده و گویا فراموش کرده اند که در مراسمی همچون اربعین اساساً این دولت نیست که به پذیرایی و هزینه ها می پردازد و اساساً حتی یک ریال از بودجه های دولتی هیچ گاه صرف هزینه های مراسم سوگواری حسینی (تاسوعا و عاشورا و اربعین و ...) نمی گردد و این خواست خودجوش مردم و آنچه در فرهنگ ایرانی اسلامی مان به عنوان «نذر» معروف است، یک تنه از عهدۀ تمامی این هزینه ها برآمده و کفاف مخارجی به مراتب سنگین تر از این ها را نیز می دهد.
با این همه، نکته ای که نباید از یاد برد اهمیت برگزاری اصولی و امن این مراسم برای دولت و حکومت جمهوری اسلامی ایران است که باتوجه به آنکه نشانه ای قدرت و اقتدار امنیتی کشورمان در منطقه تفسیر می شود و نیز از آنجا که این روزها باتوجه به حضور تروریست های داعش در منطقه، ابراز اقتدار در منطقه کاری دشوار شده که گویا بزرگترین ارتش های جهان نیز با صرف هزینه های میلیارددلاری از آن ناتوان مانده اند، از اهمیتی دوچندان برخوردار است و به بیان دیگر آنچه در طول سال نیروهای امریکایی با هزینه هایی شاید تا صدهاهزار برابر آنچه در اربعین خرج گردیده، توسط رسانه های خود سعی در بیان اقتدار نداشته شان در منطقه اند و در چنین شرایطی است که ایران قادر است 20 میلیون انسان (باوجود آنکه باور این عدد بسیار سخت است، اما حقیقت دارد) بله 20 میلیون انسان را در مدت زمانی کوتاه در منطقه ای به شدت نا امن (اگر نگوییم خطرناک ترین منطقۀ امروز جهان، بی شک درک درستی نه از مفهوم امنیت داریم و نه از شرایط روز جهان) با کمترین هزینۀ ممکن جابه جا نموده و با آرامش تمام به خانه شان بازمیگرداند.
با این حساب به نظر می رسد، مدعیات مطروحه در این یادداشت«اکبر گنجی» نیز همچون آنچه پیش تر و در سال های گذشته شاهد بودیم، تنها ناشی از عدم درک درست از شرایط منطقه و مسائل روز جهان سیاست از یکسو و نیز عدم فهم دقیق از مفاهیم انسانی، اسلامی، سیاسی و ... است و با این موخره پیرامون بحث درخصوص یادداشت اخیر اکبر گنجی پیرامون راهپیمایی میلیونی و بی بدیل اربعین حسینی و با تاکید بر مسائل اقتصادی این حرکت عظیم انسانی، بحث درخصوص بخش دیگر این مدعیات که چنان چه اشاره شد، توسط «عیسی سحرخیز» و با تاکید بر مسائل سیاسی و در سایت «جرس» به طبع رسیده را به روزهای پیش رو وامی گذاریم.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com