کد خبر: ۲۳۳۷۵۱
تاریخ انتشار: ۲۱ آذر ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۳
26 سال چشم‎انتظاری مادر شهید سبزعلی آژگان در جیرفت به سر رسیده است.

به گزارش بولتن نیوز، شهید سبزعلی آژگان که 26 سال پیش در دوران دفاع مقدس به درجه رفیع شهادت رسید، حالا پس از اعلام سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران این شهید پس از 26 سال گمنامی و مفقودالجسدی به شهرستان جیرفت برمی‎گردد.

عطر شهادت در شهر جیرفت 

بار دیگر قرار است تا چند روز دیگر حال و هوای شهر جیرفت بوی عطر شهادت بگیرد، حال و هوای همه‎مان عوض شود و همرزمان شهید آژگان نیز بی‎قرار حضور همرزمشان هستند. 

اعلام تفحص شهید آژگان پس از 26 سال ما را راهی روستایی در حاشیه شهر جیرفت کرد، روستای کلاب زنگیان جایی که 26 سال پیش این شهید والامقام از این روستا عازم جبهه‎های جنوب کشور شد تا از کیان این نظام اسلامی دفاع کند. 

در گذر از کوچه‎باغ‎های منطقه خاتون‎آباد به روستای زنگیان رسیدیم، روستایی که مردمانی صمیمی و مهربان دارد از اهالی جویای خانه پدری شهید شدیم که خانه را به ما نشان دادند. 

در تصور لحظه‌ای بودم که مادر شهید از حس 26 سال چشم‎انتظاری خود بگوید، حسی که مرا در خود فرو برد، حالا دیگر به همراه چند نفر از خبرنگاران به درب منزل پدری شهید سبزعلی آژگان رسیدیم

حسی مرا فرا گرفته است، بغضی که نمی‎دانم، چگونه پنهانش کنم تا نکند، جلوتر از خانواده شهید آن را بروز دهم

این جا یک کوچه خاکی است که در دو طرف آن نخل‎های استوار صف کشیده و ما را به خانه‎ای صمیمی راهنمایی می‎کنند که روزگارانی فرزندی را در دل خود پرورش داده که امروز پس از 26 سال قرار است، میزبان فرزند این خانه باشد. 

در بدو ورود برادران شهید آژگان به استقبالمان آمدند، معلوم بود در خانه شور و اشتیاقی برای میزبانی فراهم شده است، حال دیگر خواهران و وابستگان شهید هم به حیاط خانه آمدند، سراغ مادر شهید را گرفتم ما را به درون اتاقی راهنمایی کردند که مادر شهید در آن اتاق بود. 

در برخود اول زبانم از گفتن هر کلمه‎ای قاصر بود، صبر در چهره او موج می‎زد، انگار همچون نخل‎های استوار حیاط خانه در نبود پسر سنگ صبور فرزندانش بوده و حال هم که از آمدن فرزند شهیدش خبر دارد، استواریش را می‎توان در صورت چروک خورده‎اش دید. 

از حس مادر شهید آژگان و خبر برگشت پسر شهیدش پرسیدم، قطره‎ای اشک در گوشه چشمش نظرم را جلب کرد، پلکش را بر هم زد و در همین میان گفت، خدا را شکر و از او تشکر می‎کنم و فقط می‎گوییم، خدا را شکر.

مادر شهید گفت: سبزعلی هر وقت به خوابم می‎آمد، می‎گفت «مادر من دارم می‎آیم و می‎دانستم که روزی می‎آید». 

از مادر شهید پرسیدم، حالا دیگر پسر شهید شما می‎آید، نخستین حرفی که به شهید می‎زنی چیست، اشک از چشمانش جاری شد و گفت «می‎گویم، مادر، رودم «فرزند» شهادتت مبارک». 

حالا دیگر هق‌هق و اشک امانش را بریده بود و تمام اشک‎های 26 ساله‎اش انگار همین حالا قصد فرو ریختن داشت.

زمزمه صلی علی محمد، رودم «فرزند» از سفر آمد، حس عجیبی به من داد. این حس یک مادر پس از 26 سال دوری از فرزند بود، حس یک مادر که با صلوات همراه بود.

 باید به چنین مادرانی آفرین گفت، مادرانی که در دامن خود چنین فرزندانی را پرورش دادند. 

حس یک برادر از خبر آمدن برادر

درون اتاق بیشتر اعضای خانواده دور هم جمع بودند از حس علی آژگان برادر بزرگ شهید پرسیدم، گفت «خیلی خوشحال هستیم، وقتی که خبر برگشت برادرم سبزعلی را شنیدم، خیلی خوشحال شدم».

وی افزود: هنگامی که سبزعلی برای نخستین بار از جبهه پیش من آمد، گفت «شما برادر بزرگ من هستید، من پیش شما آمدم و دوباره به جبهه می‎روم و دلم می‎خواهد، شهید شوم».

نادعلی آژگان دیگر برادر شهید است با اشاره به ویژگی‎های اخلاقی شهید گفت: سبزعلی با همه مردم روستا مهربان بود و با همه با نیت خوب برخورد می‎کرد و همه ما خیلی خوشحال هستیم از اینکه دوباره شهید سبزعلی به جمع خانواده می‎پیوندد و به جیرفت می‎آید.

حسین آژگان دیگر برادر شهید از روز رفتن شهید به جبهه گفت و اظهار کرد: هنگامی که شهید به جبهه می‎رفت، گفت «من شاید دیگر برنگردم» به شهید گفتم «برادر شما 45 روز در جبهه هستی و 20 روز مرخصی، این 20 روز را پیش ما بیا» که شهید ادامه داد «من این روزها را احتمالاً بروم، کربلا و حال زمانی است که در اربعین حسینی خبر برگشت او را از کربلا به ما دادند». 

اشک‎های یک خواهر در فراق 26 سال دوری

خواهر شهید هم که از بوشهر به جیرفت آمده است، می‎گوید «همه خانواده آماده هستیم تا از میهمانمان به خوبی پذیرایی کنیم، میهمانی که به مسافرتی طولانی رفت و امروز با خبر برگشتش همه جا را آب و جارو می‎زنیم که برادرمان می‎آید».

 دیگر اشک امانش نمی‎دهد، حرف بزند، معلوم است، این خواهر دلباخته برادر است و برای آمدنش لحظه‎شماری می‎کند.

اکنون همه اعضای خانواده شهید آژگان در حیاط خانه جمع هستند، همه همانند نخل‎های استوار حیاط خانه پدری شهید استوار ایستادند و در جنب و جوش هستند تا میهمان از در برسد و جمع صمیمی آن‎ها را صمیمی‎تر کند، زیرا شهیدان در قهقهه مستانه‎شان عند ربهم یرزقون هستند.

----------------------------------

گزارش از علی سعیدی‌گراغانی

منبع: خبرگزاری فارس

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :