کد خبر: ۲۱۵۴۷۸
تعداد نظرات: ۳۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۳ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۹
شاید در همین چارچوب راحت تر بتوان رفتار مسیح علینژاد را و افتخارش به داشتن رابطه‌ای با یک مرد غریبه که حتی ثبت قانونی هم نشده، فهمید. او باید زنده بماند و زیست کند. حق دارد. نباید او را تحقیر کرد.
به گزارش بولتن نیوز، به نقل ازرسانه ایران. کیلومترها دورتر از وطن و سرزمین خودت در کشوری غریب باشی و از آزادی برای مردم دم بزنی. در کشور غریب در آزادی باشی و دل بسوزانی برای آزادی مردم کشورت. چه کسی باور می‌کند؟

چند نفر را این گونه سراغ دارید؟ از این تلویزیون به آن تلویزیون، از این روزنامه به آن روزنامه. از این جمع به آن جمع سرک بکشی تا بگویی که برای مردم سرزمینت آزادی می‌خواهی و می‌خواهی کاری کنی که آزاد باشند و آزاد زندگی کنند.

اصلا بحثم این نیست که آزادی هست یا نیست؛ یا مثلا چگونه به آزادی می‌رسیم. می‌پرسم چند نفر را سراغ دارید مثل مسیح علینژاد. می‌پرسم آیا به راستی مسیح علینژاد در پی آزادی است؟ او مگر هم اکنون در کشوری نیست با آزادی‌هایی که وی می‌پسندد و مطلوب می‌داند؟

او دارد چه چیزی را تبلیغ می‌کند و در پی رواج دادن چیست؟ اصلا این آزادی مردم در داخل کشور برای او در کشور بیگانه چه سودی دارد؟ و مگر مساله مهمتر دیگری وجود نداشت که مسیح علینژاد برای آن تلاش و مبارزه کند؟ منویات و خواسته‌های بسیاری از ژورنالیست‌های از کشور کوچ کرده را یک بررسی گذرا که بیندازی، به یک قدر مشترک می‌رسی؛ مسائل جنسی و جنسیتی.

انگار زمین و زمان همه چیز در جای خود است و تنها یک قلم مشکل مانده که باید به دستان با کفایت آنان حل شود و آن مسائل جنسی و جنسیتی است. شاید خاصیت ژورنالیسم در آن ور آب باشد که وقتی سوژه نداشته باشی به دم دست ترین و مبتذل‌ترین سوژه‌ها مایل شوی. وقتی میان مردم کشورت نباشی و از امروزشان بی‌خبر، مسلم باید سوژه‌ای دست و پا کنی برای ادامه مسیر.

شاید در همین چارچوب راحت تر بتوان رفتار مسیح علینژاد را و افتخارش به داشتن رابطه‌ای با یک مرد غریبه که حتی ثبت قانونی هم نشده، فهمید. او باید زنده بماند و زیست کند. حق دارد. نباید او را تحقیر کرد.

هرچند با این رویه اگر سوژه به دستش نرسد به سوژه‌های از زرد بدتر متمایل می‌شود و می شود آنچه که الان شده. می‌شود مسیح علینژادی که از ساحت ژورنالیستی به ساحت یک دلال اجتماعی و سیاسی می‌غلتد و به جای تاکید بر استقلال رسانه‌ای بر طبل استکبار رسانه‌ای می‌کوبد. چنانچه استمرار و تاکید بر تعصبات خشک ذهنی ایندیویجوال، همان قدر مستکبرانه است که حاکمیت اقلیت بر اکثریت. استبداد و استکبار فردی که شاخ و دم ندارد. به جای پافشاری بر خواسته‌های اصلی مردم می‌رویم دنبال نیازهای ذهنی و جسمی خودمان؛ با رنگ و لعاب مردمی.

اینجاست که ژورنالیست‌های بی‌سوژه، مجبور می‌شوند ماهیت عوض کنند. و اگر تا دیروز همّ و غمشان مدنیت بود، امروز دعوت به نافرمانی مدنی می‌شود هدفشان. هنجارشکن می‌شوند. دیگران را به قانون‌شکنی می‌خوانند. حق دارند. باید زیست کنند.

حتی اگر به دامن آنارشیسم بیفتند. مسیح علینژاد و امثال مسیح علینژاد حق دارند چنین کنند تا زنده بمانند. اما آزادی و قداست آزادی را چگونه از این ننگِ زیستن برهانیم، خود بحث دیگری است.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :