تقديم به كودكان بي خواب غزه كه شبها از ترس بیدارند و روزها با گلوله ها و موشک های اسرائیلی خون بازی می کنند!
گروه بین الملل، تقديم به كودكان بي خواب غزه كه شبها از ترس بیدارند و روزها با گلوله ها و موشک های اسرائیلی خون بازی می کنند!
به گزارش بولتن نیوز، 1- «خودم شنیدم همین حماس و اخوان المسلمین از تروریست های سوریه حمایت کردند! آره بابا...حتی با داعش هم...گوشی گوشی...»
اسکناس دویست تومانی اش را از دستم می گیرد و با عصابانیت سرم داد می کشد:
«ترازوت خرابه آقا پسر! وزنم را سه کیلو اضافه نشون میده! اونهم بعد یک ماه روزه گرفتن...»
2- هواپيماهاي اسراييل «اسما» را زخمي كرده اند.اسما خيلي خوب «لي لي»بازي مي كند.هميشه من را مي برد.براي همين هم من از دستش عصباني مي شوم.توي بيمارستان فقط گريه مي كرد.مادرش نمي گذاشت كه پتو را از پاهايش كنار بزند.موقع خداحافظي اسما رو به من كرد و گفت:«راحله...دیگه از اين به بعد همیشه تو برنده مي شي..!».
3-توفيق گفته بود:«پيروز خواهيم شد!».فاروق گفت:«پيروز مي شويم!».مادر روي تخت بيمارستان جيغ مي زند:«پيروزيم!»...و من كه عازم جنگ با تانكهاي اسراييل هستم،بالاي وصيت نامه ام مي نويسم:«بسم رب الشهدا...».
4-شبها از ترس بمباران نمي توانيم بخوابيم.مادر دلداريمان مي دهد و برايمان قصه تعريف مي كند.ديروز، تا قصه ساحران فرعون را تعريف كرد هواپيماهاي اسراييل حمله كردند. سقف خانه مان مي لرزيد.همه توي آغوش مادر جيغ مي زديم...
امروزهم دور مادر حلقه زده ايم.مادر از عصاي موسي مي گويد.عصايي كه اژدها شد و سحر ساحران را بلعيد.صداي چند غرش رعدآسا قصه مادر را ناتمام مي گذارد...مادر تكبير مي گويد...موشك هاي حماس نعره مي كشند...
5-«به نظر تو آخرش چی میشه؟!»
«همه میگن آلمان برنده است! خط حمله اش خیلی قویه! حتی فردوسی پور هم می گفت...چی شد؟ چرا ناراحت شدی؟! خوب خودت پرسیدی...مگه منظورت جام جهانی نبود؟!...نکنه طرفدار آرژانتین هستی؟!»
6- روی خط ساحل می دویدند و با اسلحه های پلاستیکی به هم شلیک می کردند،قبل جرزنی گلوله های سربی اسرائیلی!
7- حتما از «کماندوهای کلاه سبز» هم خطرناکترند برای ارتش اسرائیل، «زنان و کودکان»!
مهدی نورمحمدزاده