موضوع فلسطين و حوادث خونبار غزه ، برای چندمين بار ، مرزبندی دولت های منطقه را در چگونگی مواجهه با اين شرايط ، برجسته ساخت . اگر چه واقعيت شرم آور وابستگی برخی دولت های حاكم بر كشورهای اسلامی به بيگانگان و قدرت های استكباری ، اظهرمن الشمس است و نياز به اثبات و ارائه دليل و مدرك ندارد اما با اين وجود ، موضوع فلسطين و اشغال قدس شريف و مسجد الاقصی ، شاخص و آزمون بسيار روشن و قابل اعتمادی است كه حتی كند ذهن ترين افراد را نيز به اين واقعيت توجه می دهد . داستان وابستگی و سر سپرده بودن حاكمان دولت های منطقه به قدرت های فرامنطقه ای وقربانی كردن مصالح امت اسلامی و حتی منافع ملی كشورهای متبوع اشان در راستای اجابت خواسته ها و تأ مين مطامع كشورهای استكباری ، توسط اين حاكمان سرسپرده ، شهره عام و خاص می باشد . جالب آنكه اين حاكمان وقيح و بی آبرو ، خود نيز تلاش چندانی برای انكار و كتمان نمودن ، مراتب نوكری و سرسپردگی و دست نشاندگی خود به عمل نمی آورند و بلكه با رفتار و گفتار و تصميمات خود ، بر اين واقعيت شرم آورصحه می گذارند . شدت اين بی آبرويی به شكلی است كه درمواردی ، همان كشور های سلطه گر به منظور حفظ ظاهر و فراهم آوردن مختصر آبرویی برای اين حاكمان ذليل ، نمايش هایی از استقلال رأی آنها را به صحنه می برند .
حاكمان آل سعود و نيز نو عثمانی های ترك ، از جمله كشورهایی هستند كه طی سال های اخير بيشترين خدمات و همكاری ها را در راستای منافع امريكا و تثبيت موجوديت نا مشروع رژيم اشغالگر قدس و خيانت به مردم مظلوم فلسطين و امت اسلامی ، ارائه داده اند . حاكمان سعودی از ابتدا تا كنون برای پيشگیری از بروز كمترين برخورد و تنش با اشغالگران قدس ، اهتمام داشته اند . دقت نظر سر سپردگان آل سعود در اين زمينه ، مرزهای وسواس را نيز پشت سر گذاشته است . اين حاكمان اگر چه در خلوت ، دارای مناسبات بسيار عميق و صميمی و همكاری های سياسی – امنيتی با اشغالگران قدس هستند و به طور ويژه در رويارویی با جبهه مقاومت و تلاش برای تضعيف جناح مقاومت و از طرف ديگر ، حمايت و تقويت گروه های تروريستی و تكفيری ؛ دارای همكاری های گسترده راهبردی با يكديگرمی باشند اما در عين حال در دنيای واقعی نيز از به نمايش گذاشتن دلدادگی های خود به اشغالگران قدس ، اكراه ندارند كه يكی از نمونه های بارز آن ، چشم پوشی آل سعود از مالكيت تاريخی بر جزايراستراتژيك " صنافيرو تيران " واقع در دريای سرخ وبخشيدن اين بخش از سرزمين اسلامی حجاز به اشغالگران قدس شريف است . مناسبات حاكمان تركيه با اشغالگران قدس نيز ، تأسف بار است . حاكمان امروز تركيه كه ميراث خوار كسی كه او را كمال آتاتورك می نامند – اين فرد ضد دين و خائن به امت اسلامی – هستند و برای پاسداری از نظام لائيك تعهد داده اند ، دارای روابط همه جانبه سياسی ، اقتصادی و نظامی و امنيتی با رژيم صهيونيستی می باشند . صادرات متقابل كالا و خدمات ، رزمايش های ساليانه و نيز خريد های نظامی تركيه از صنايع نظامی رژيم صهيونيستی ، پشتيبانی همه جانبه از تروريست ها و گروه های تكفيری فعال در سوريه و عراق و حمايت از طرح جدایی طلبی نابخردانه بارزانی از عراق ، فقط بخش كوچكی از اين همكاری ها را تشكيل می دهد .دولت اردوغان عليرغم تمام ادعا ها و شعارهایی تو خالی كه در حمايت از فلسطين سر می دهد ، هنوز جزء معدود دولت های كشور های اسلامی است كه دارای روابط كامل و رسمی با صهيونيست ها در عاليترين سطوح ديپلماتيك می باشد . دولت های ديگری چون حاكمان اردن ، مصر ، قطر ، امارات ووو نيز از داستان كم و بيش مشابهی در رابطه با صهيونيست ها و در انفعال نسبت به موضوع مهم فلسطين و آزاد سازی قبله اول مسلمانان بر خوردار هستند .
آنچه كه از نظر گذشت ، مقدمه ای بود برای ورود به مبحث اصلی نوشته حاضر . در پی آغاز دور جديد حملات وحشيانه نظاميان صهيونيست و كشتار فجيع و پرشقاوت كودكان و زنان و مردان مظلوم و بی دفاع غزه ، مردمی كه سال ها است بدون برخورداری از كمترين امكانات ضروری و لازم برای ادامه زندگی در محاصره همه جانبه قرار دارند و در حقيقت بسان زندانيان، در محيطی كوچك و كاملا محصور ، گذران عمر می نمايند ؛ دوتن از مسؤلين گروه های مقاومت و جهادی فلسطين يعنی نماينده سازمان جهاد اسلامی در ايران و نيز آقای احمد جبرئيل دبيركل جبهه خلق برای آزادی قلسطين – فرماندهی كل ، به صورت حضوری و ويدئو كنفرانس دربرنامه گزارش ويژه خبری شركت نمودند . اين دو مسؤل عاليرتبه فلسطينی در كنار مباحث وتحليل های خود از درگيری ها و ارائه تحليل نسبت به سرانجام آن ، هر دو يك موضوع مهم را مورد تأكيد قرار دادند . اين دو، كه در دو برنامه مستقل شركت كرده بودند بطور مشروح به اين مطلب پرداختند كه امروز فقط جمهوری اسلامی ايران به مقاومت فلسطين كمك می نمايد و آنچه كه از شليك راكت و موشك های دفاعی و بازدارند سخن گفته می شود ، همه در سايه كمك های آموزشی و لجستيكی جمهوری اسلامی ايران و سوريه محقق شده است . ايشان با تأكيد بر استيصال و وحشت دولت های وابسته اضافه نمودند ، دولت های عربی در برابر جنايات اشغالگران قدس يا به سكوت معنا دار خود ادمه می دهند و يا با اعلام محكوميت لفظی صهيونيست ها كه بيشتر كاربرد تبليغاتی دارد ، مسؤليت خود را پايان يافته تلقی می نمايند .
آفای احمد جبرئيل كه حدود نيم قرن در حال مبارزه با صهيونيست ها است و از نقش و سهم همه دولت های عرب و كشورها در حمايت از مقاومت فلسطين آگاه است ، در سخنان خود بطور مشخص از آل سعود نام برد و اعلام كرد : آل سعود حتی يك فشنگ نيز به گروه های مقاومت و مبارز فلسطينی كمك نكرده است و اگر گاهی نيز كمك های مالی می دهد ، اين كمك به جناح سازشكار و كسانی كه طی چند سال گذشته با اشغالگران نرد دوستی می بازند ، تخصيص داده می شود .
اين اعتراف و اين سخنان روشن ، اگرچه به لحاظ موانع سياسی و محدوديت های حقوقی كه نظام سلطه بر مناسبات بين المللی مسلط ساخته است ( و البته بايد تغيير داده شود و ناديده انگاشته شود ) ؛ از سوی مقامات رسمی و صلاحيتدار كشورمان ، مورد تأ ييد و تصديق قرار نگرفته است . اما ملاحظه تحولات اساسی در صحنه رويارویی های سال های اخير ميان مقاومت فلسطينی با اشغالگران و تحميل ناكامی و شكست های مفتضحانه به ارتشی كه تا چندی پيش بطور همزمان ارتش های چند كشور را زمينگير می ساخت و بيروت پايتخت لبنان ، حياط خلوت آنها بود و در كمتر از چند ساعت آن را اشغال می كردند ؛ حاكی از بروز تغييرات بنيادين در معادله نظامی ميان طرفين و ورود متغيير های جديد در صحنه است . اشغالگران قدس امروز ديگر بخوبی فهميده اند كه موضع آنها در مقايسه با گذشته ، دستخوش تزلزل شده است . آنها می دانند كه بايد بيش از تهاجم به فكر دفاع باشند . آنها كه امنيت خود را در سايه گنبد آهنين جستجو می كردند ، اينك با مشاهده شكاف های گسترده اين گنبد چند ميليارد دلاری ، بايد به كنج پناهگاه ها بخزند و از شهر ها فرار كنند . نگرانی و وحشت اصلی آن است كه روند مهاجرت ها و هجوم مهمان های نا خوانده ، معكوس شده و آنهایی كه با تبليغات همه جانبه اغفال شده و به طمع زندگی و آرامش و رفاه و امنيت از اروپا و امريكا به سوی مناطق اشغال شده هجوم آورده بودند ، خود را در جهنم نا امنی و وحشت و در سرابی سراسر دروغ و حيله می بينند و چون برای آنها حفظ جان از هر چيز ديگر حتی سرزمين موعود مهم تر است ، پس فرار را بر قرار ترجيح می دهند و هريك سعی می كند تا در سوار شدن به كشتی و هواپيما ، از ديگری سبقت بگيرد .
ممكن است در يك تحليل سطحی ، كمك های آموزشی و ارائه فناوری های نظامی از طرف ايران به گروه های جهادی مهم تلقی نشود و اينگونه عنوان شود كه صهيونيست ها به علت خوی جنايتكارانه اشان ، همچون گذشته مردم فلسطين و غزه را می كشند و با توپخانه و هواپيماها و هليكوپتر های توپدار كودكان و زنان و مردان را به خاك و خون می كشند و قتل عام می نمايند . اين سخن ، سخن نسبتا درستی است ولی بايد به اين تفاوت عمده توجه داشت كه در گذشته هيچ موازنه ای وجود نداشت و كفه كاملا به سود اشغالگران بود و بدون آنكه كسی به آنها بگويد بالای چشمتان ابرو است ، می آمدند و مزدند و می كشتند و خراب می كردند و به اسارت می بردند و در پايان شادمانه و پيروزمندانه يا می رفتند و يا آن مناطق رتا نيز به مناطق اشغال شده ئر گذشته ضميمه می نمودند . اشغالگران تا همين چند سال پيش به ذهنشان نيز خطور نمی كرد كه سرباز آنه در معركه و ميدان جنگ به اسارت گرفته شود . برای آنها غير قابل باور بود كه زبده ترين نيروهای كماندویی ارتش صهيونيستی در كمين مبارزان فلسطينی گرفتار شود . برای آنها دور از انتظار بود كه تا عمق 100 كيلومتری مناطق اشغالی هدف حملات بازدارنده نيرو های مقاومت قرار بگيرد . آنها مرگ را بهتر از آن می دانستند كه مجبور شوند اسيران فلسطينی را در مقابل رهایی بازداشت شدگان خود ، آزاد كنند . اين تغييرات و اين قدرت نمایی گروه های مقاومت فلسطينی غالبا به مدد ايران و در سايه كمك های آموزشی و لجستيكی جمهوری اسلامی ايران و سوريه بدست آمده است و اين دستاورد ها بسيار ارزشمند و تعيين كننده است .
نگاه عميق به موضوع و توجه به اين واقعيت كه يك طرف داستان جهان استكبار و دولت های قدار و در كنار آنها حاكمان خود فروخته و سرسپرده قرار دارند و در طرف ديگر ، گرده هایی كم تعداد اما با ايمان و با انگيزه و كسانی كه با گذشت چند سال هنوز چشمه های غيرت و مردانگی و آزادگی و آزاديخواهی در وجود آنها خشك نشده است و نيز توجه ويژه به نتايج ارزشمند پيروزی های بديع و بی بديل مقاومت فلسطينی ؛ اهميت و عظمت كمك های كشورمان به مقاومت را صد چندان می نمايد .
امروز اگر حاكمان سعودی بخش قابل توجه هزينه جناح سازشكار را بر عهده گرفته است و دستگاه امنيتی تشكيلات خود گردان در شناسایی و تعقيب و بازداشت اعضای مقاومت و يا سركوبی اعتراض فلسطينی های ساكن در كرانه غربی نسبت به كشتار مردم غزه ، با صهيونيست ها همكاری می نمايد . امروز اگر حاكمان تركيه دارای همكاری های امنيتی و نظامی با صهيونيست ها هستند و هر دو خط مقدم مقاومت يعنی سوريه را زير آتش قرار داده اند و امروز اگر قطر و اردن و امارات و مصر نيز؛ فلسطين و قدس را به فراموشی سپرده اند و همت خود رامعطوف به تضعيف دولت سوريه و مقاومت فلسطين قرار ساخته اند ، ايران به تنهایی در برابر اشغالگران و حمايت از مقاومت ، قد علم كرده است .