گروه سبک زندگی، روز گذشته با افتتاح پرونده ای تحت عنوان«سبک زندگی ایرانی-اسلامی» که پیرو اظهارنگرانی های گاه و بیگاه مقام معظم رهبری در این خصوص آغاز گردید، 20 سوال اساسی در این خصوص طرح نمودیم که قرار است، هر کدام از این سوالات به عنوان سرفصلی یکی از مقالات و یادداشت های آسیب شناسانۀ این پرونده، الگوی عمل مان قرار گیرند.
به گزارش بولتن نیوز، مسائل و مباحثی پیرامونِ فرهنگ زندگی شهری و آپارتمان نشینی، معماری و شهرسازی شهرها، حقوق افراد در رسانه ها و فضای مجازی، بررسی و آسیب شناسی برخی ناهنجاری ها و بحران های اجتماعی همچون رواج مصرف گرایی، مفاسد اقتصادی، مسائل مربوط به قوانین رانندگی و بروز فاجعه بار قانون گریزی در سطح اجتماع و نیز برخی نکات و سرفصل های روانشناسی اجتماعی همچون مسائل اخلاقی دروغ، پرخاشگری، وجدان کاری و انضباط اجتماعی که بعضاً منجر به ناهنجاری های اجتماعی همچون عدم ثبات خانواده ها و رواج طلاق می انجامد و ... برخی از این سرفصل ها و الگوهاست.
با این مقدمه در این یادداشت قصدداریم با تمرکز بر روی بحث «فرهنگ کار جمعی» به واکاوی ابعاد مختلف و گوناگون این سوال اساسی و البته قدیمی بپردازیم که "چرا فرهنگ كارجمعی در ایران ضعیف است؟"
آیا واقعاً ما ایرانی ها در کارهای گروهی ضعیف و کم توانیم؟!!
اساساً چنین مسائل و انتقاداتی با رویکردهای این چنینی که سوی پیکانش مستقیماً اخلاقی قومی و ملی را نشانه می رود، معمولاً آن چنان ناخوشایند هست که معمولاً مردمان آن قومیّت از بیان آن ابا دارند. با این حال جالب این جاست که ما به آسودگی چنین انتقاد جدی و ناخوشایندی را پذیرفته ایم و در بیان آن از یکدیگر پیشی می گیریم و می پنداریم که اگر به این ایراد اخلاقی اجتماعی اذعان نکنیم، نشان از نادانی و کم خردی ماست.
فارغ از این بررسی ها و بیش از ورود به بحث اصلی، ذکر نکتۀ دیگری نیز ضرورت دارد و آن این که آیا این انتقاد حقیقت دارد یا صرفاً باوری نسبی است که به دلیل همین تکرار بیش از حد، به ایده و باوری قطعی در اذهان مردم جامعه بدل گردیده است.
برای پاسخ به این سوال، باید به سراغ نمونه ها برویم: اگر نگوییم مهمترین اتفاق اجتماعی، بی شک یکی از مهمترین اتفاقات تاریخ معاصر ایران، انقلاب اسلامی و پیروزی شکوهمند مردم ایران در برابر رژیم طاغوتی و البته قدرتمند پهلوی است. نمونۀ دیگر از موفقیّت بی نظیر ایرانیان در همین 3 دهۀ اخیر نیز جنگ تحمیلی و دفاع جانانه و خالصانۀ همۀ آحاد و اقشار مردم از خاک وطن در 8 سال دفاع مقدس است.
این ها البته 2 نمونه از مهمترین، نمونه هایی است که می توان درخصوص توفیق عمومی مردم ایران در اقدامی گروهی و دسته جمعی مثال زد و ده ها راهپیمایی سیاسی و اجتماعی در سالگردهای پیروزی انقلاب، حضورقدرتمند و مثال زدنی مردم درصحنۀ انتخابات گوناگون و نمونه های بسیاری از این دست، همگی نشان از عدم صحت این باور عمومی مبنی بر ضعف ایرانیان در کارهای گروهی است. فراموش نکنیم که شاید یکی از مهمترین نکاتی که توفیق عمومی را درخصوص کارهای گروهی تضمین می کند، تصور و رویکرد منطقی و حقیقی به مسائل است و نکتۀ مهم دیگر نیز درگروی این حقیقت است که جامعه برای رسیدن به توفیق عمومی، نیازمند نوعی قوت قلب و عزم پولادین است.
به عنوان نمونه ما در بسیاری از ورزش های فردی(همچون کشتی، تکواندو، وزنه برداری و ...) بر قله های جهانی تکیه زده ایم و در ورزش های گروهی، علی رغم موفقیت های نسبی چندسال اخیر والیبال مان، در بسیاری دیگر از ورزش های گروهی، تیم های درجه دو و سه جهان را در اختیار داریم. حال به این جا میرسیم که اساساً برای کسب توفیق در امور گروهی به چه مسائلی نیازمندیم و ضعف مان در چیست؟!!
و اما راه کارهایی برای ارتقای فرهنگ مشارکت عمومی
همچنین یکی از دلایل فرار از کار جمعی این است که معمولاً تحمل سلیقه و نظرات دیگران را کمتر داریم. چون همیشه نظرات و سلایق آن ها با ما همخوان نیست.
علت دیگر٬ استقلال طلبی و انحصارطلبی ماست. مردم از وابستگی گریزانند و دلشان می خواهد زمام امور را به تنهایی دردست بگیرند.
نکته چهارم این است که از نظر افراد٬ کارجمعی دیربازده است. پس برای آن ها که حوصله دیربازدهی را ندارند و به ویژه آن ها که نگاه مادی تری دارند و به دنبال سودهای آنی هستند٬ کارجمعی، چندان خوشایند نیست. مسئلۀ دیگر ای حقیقت است که در کشور ما بسیاری از افراد، چندان به کیفیت خروجی کارهای شان توجه ندارند و بیشتر به دنبال کمیّت و اسم و رسم هستند. در بسیاری از پروژه ها آنچه بیشتر از همه اهمیت دارد٬ این است که پروژه را به هر نحوشده تحویل داده٬ حق الزحمه را گرفته و به پروژۀ بعدی برسیم و این مادی گرایی به هیچ وجه در شأن یک جامعه توحیدی نیست. ضمن اینکه در حلال بودن درآمدی که به این شکل کسب می کنیم٬ شک و شبهه وجود دارد.
نکته قابل توجه دیگر به مسئلۀ فرهنگ سازی اصولی و درست مربوط است. اربابان فرهنگ ساز جامعه مثل صداوسیما٬ آموزش وپرورش٬ دانشگاه و خود خانواده روی این قضیه کمتر کار کرده اند. نمونه های موفق کارجمعی به افراد ارائه نشده است٬ به همین دلیل است که کارجمعی، آن چنان که شایسته است، جا نیفتاده.
ممکن است عده ای بپرسند اینکه 10 نفر با هم کار کنند٬ چه
فایده ای دارد؟ وقتی قرار است همه این کارها را همان یک نفر انجام دهند٬ چه رازی در
جمعی کار کردن است؟ آن ها درواقع درک نکرده اند، «عقل جمعی» یعنی چه! و باید توسط فرهنگ سازی پاسخ این
افراد داده شود.
وقتی من در جمعی ده نفره بیندیشم٬ آن نه نفر دیگر باعث تحریک تراوشات عقلی من می شوند. هر کدام ممکن است جرقه ای در ذهن من ایجاد کنند. پس فکر یک نفر چند برابر می شود. افراد دیگر هم به همین ترتیب افکارشان توسعه می یابد. بنابراین وقتی محصول را جمع کنید٬ زایش عقلانی٬ بسیار بیشتر از وقتی است که یک فرد به تنهایی اندیشیده است. جمع٬ برآیند 10 عقل توسعه یافته است. بله! تک تک باید کار شود، اما محصولات در جمع مورد ارزیابی٬ نقد و بهره برداری قرار گیرد. ضمنا با کارجمعی کارهای هم عرض هم کمتر می شود.
آنچه که در جامعه امروز به آن نیازمندیم٬ ماشدن است. اگر وحدت داشته باشیم ٬هیچکس حریفمان نخواهد شد و این وحدت و یکدلی نیاز به گذشت دارد، نیاز به دیگرخواهی دارد٬ نیاز دارد به اینکه همدیگر را بیشتر دوست بداریم٬ بیشتر به فکر هم باشیم و بیشتر یکدیگر را درک کنیم!
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com