کد خبر: ۲۰۳۲۳۱
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۴:۲۶
آمد کنارم نشست ، یعنی درست روبروی من ، برایش دفترچه غذا نگذاشته بودند؛ اما او این را کم احترامی حساب نکرد!



به من نگاه می کرد!

یک نکه نان به طرفش پرتاب کردم ؛ به سرعت آن را برداشت و خورد.

چند دقیقه بعد دوستش هم آمد ! او هم روی دسته صندلی نشست!

 

گنجشک پدر و بچه کوچولوش که مشعول کارآموزی بود تا این ماجرا را دیدند ؛ آمدند جلوتر تا یک سر وگوشی به آب بدهند؛راستی چه خبر بود؟

و مادر گنجشکه هم سر رسید ، با پدره یک مذاکره کوچک کرد و سری هم به بچه زد!

مادرگنجشکه یک چیزهایی به بقیه گفت . یک دفعه پرید و تکه نان را از دست من گرفت ! بقیه هم به صف ایستاده بودند وبه نوبت خرده ی نان را از کف دستم برمی داشتند.





یکی از این گنجشک ها نه تنها نانش را خورد بلکه یک عکس یادگاری هم از من می خواست، ژست خودش را گرفت و من مجبور شدم، ازش عکس بگیرم!



بقیه ی تیم گنجشک ها هم آمدند و به صف ایستادند و همراه با ما صرف ناهار کردند و عکس های یادگاریشان را گرفتند،




کوچولو هم دیگر نتوانست تحمل کند ؛ او هم پرید و سهم خودش را گرفت و یک عکس هم گرفت!





گنجشک ، گنجشک است ! اما به نظرم این گنجشک ها از آن گنجشک هایی نیستند که دوستان و فامیل و قوم و خویش را روی سیخ کباب پزی دیده باشند !!! و یا کسی برایشان سنگ پرتاب کرده باشد و یا تیر وکمان را بشناسند! وگرنه گنجشک و صرف ناهار با آدم هایی که همه شان نه یک جوری بلکه صد جوری هنرپیشه اند و هر روز صد تا نقش آفرینی می کنند ؛ هیچ صرفه و صلاحیتی ندارد.



نوشته و عکس ها از: کاوه وحیدی آذر
برچسب ها: عکس گنجشک رستوران

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :