گروه اجتماعی، درحالی که اکثریت قریب به اتفاق تیتر یک روزنامه های دیروز به خبر سیاسی-اقتصادی دیروز یعنی "لیست 575 نفره بدهکاران کلان بانکی" مربوط بود، بعضی از روزنامه ها هم به استقبال اولین روز سلامت رفتند و از میان بیانات رهبر انقلاب تیتر یکشان را به "بحران کاهش جمعیت" اختصاص دادند.
به گزارش بولتن نیوز، با این حال اما روزنامه ابتکار که 10روز پیش(6 اردیبهشت) به علّت بی دقتی در انتخاب کلمه ای در تیتر یکش، موقتاً توقیف شده بود و پس از 3 روز عدم انتشار، در روز 9 اردیبهشت دوباره به روی باجه ها بازگشته بود، این بار تیتر یکش را به گزارشی درخصوص پدیده"ازدواج سفید" اختصاص داد و نوشت: "گزارش اختصاصی ابتکار درباره پديده نادر «ازدواج سفيد» در کشور؛ ازدواج روی هوا"!
جالب این جاست که تنها چند سانتی متر آن طرف تر، خبر مهم دیروز یعنی دیدار اعضای جمعيت مامايی ايران با مقام معظم رهبری و سخنرانی ایشان برای اعضای جمعیت مامایی را پوشش داده و همچون باقی روزنامه های دست چپی و دست راستی متوجه است که آن چنان که رهبری نیز به درستی اشاره فرمودند،"تکثير نسل يک مسأله حياتی است"
به بیان دیگر درحالی که کیهان با استفاده از واژه "ابتکار" در تیتر یکش از قول رهبری می نویسد: "کشور بدون جمعیت جوان یعنی بدون ابتکار، پیشرفت و هیجان"، سردبیر ابتکار در ابتکاری جالب توجه همه چیز را کنار زده تا گزارش اختصاصی روزنامه اش درباره "ازدواج سفید" بیشتر جلوه کند.
در این یادداشت مختصر می خواهیم به جای آن که با ذرّه بینی کارآگاهی به دنبال سرنخ انحرف و فتنه درمیان خطوط "ابتکار" بگردیم و به قول معروف موی نامحرم را از ماست فاسد بیرون بکشیم و فارغ از بررسی انگیزه های احتمالی روزنامه ابتکار که از فروش بیشتر و بهتر تا جوسازی سیاسی-اجتماعی را شامل می شود، قصدداریم اندکی عمیق تر به "پدیده نادر ازدواج سفید" آن چنان که ابتکار از آن نام برده یا "بحران و معضل ازدواج سفید" آن چنان که به نظر حقیرمان می رسد، پرداخته و برخی از ابعاد مسئله را بگشاییم.
بنابراین ابتدا باید ببینیم که "ازدواج سفید" چیست و اساساً تا چه میزان در جامعه نیمه سنتی-نیمه مدرن ما جا دارد.
ازدواج سفید در ایران
جهت بررسی نگرش ذهنی مؤثر بر ساختار ازدواج و خانواده در ایران، مؤلفههایی همچون نقشهای جنسیتی و ساختار قدرت در خانواده بسیار مهم هستند. جهت انجام این مهم، پس از ارائه تعریفی دانش نامه ای و حداقلی(به اقتضای این یادداشت) و بررسی وسعت و گستردگی آن در جامعه ایرانی، به فرایند همزیستی مشترک بدون ازدواج رسمی و "ازدواج سفید" به عنوان معضل اجتماعی خواهیم پرداخت.
بنابر اولین تعریف های دانشنامه ای برای این سبک زندگی، ازدواج سفید سبکی از زندگی مشترک است که در آن دو نفر بدون ازدواج رسمی که در مدارک تشخیص هویت قید شود، با یکدیگر زندگی مشترک تشکیل میدهند و طبیعتاً همچون همسران رسمی و عقدی با یکدیگر رابطه عاطفی و جنسی برقرار می کنند.
با این حال منابع درخوری برای یافتن پاسخ سوال دوم در دسترس نیست. شاید یکی از معدود گزارش ها و مستندات موجود، گفت و گوی خبرگزاری ایلنا با سردار مرتضی طلایی باشد که در دی ماه سال91 منتشر شد و طی آن رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر وقت تهران از افزایش زندگی مجردی دانشجویی در شهر تهران و آن هم صرفاً در محلات شمال شهر خبرداد و گفت: "این پدیده جدیدی ازنوع آسیبهای اجتماعی است که پیامدهای خطرناکی دارد." سردار طلایی در آن گفت و گو با اشاره به این که هنوز آمار رسمی در این خصوص در دست نیست، افزود: "متاسفانه گزارشهایی مبنی بر تشکیل زندگیهای مجردی در شمال شهر تهران داریم که در آن دختر و پسر دانشجو بدون ازدواج رسمی زیر یک سقف زندگی میکنند."
با این حال ضمن آن که ما به هیچ وجه قصد دست کم گرفتن این معضل اجتماعی را نداریم، باید اذعان کنیم که خوشبختانه این پدیده، معضلی است نادر که صرفاً در محدوده خاصی از پایتخت قابل رویت بوده و به این معنا، معضل و مشکلی است مربوط به خرده فرهنگی خاص و نه لزوماً بحرانی سراسری که به عنوان مثال در فلان شهرستان دورافتاده جنوبی، شرقی یا شمالی با آن مواجه باشیم و نیاز به اطلاع رسانی آن ازسوی روزنامه های سراسری باشد!
با این حال آن چنان که در پاراگرف پایانی و نتیجه گیری گزارش ابتکار که با میان تیتر"ديگرکسی حاضر به امضای عقدنامه نيست؟" مشخص شده، می خوانیم، گویا معضلات اساسی اجتماعی همچون مشکل بیکاری، گرانی مسکن و هزینه های بالای زندگی منجر به بروز چنین معلی در میان خرده فرهنگی خاص گردیده است و می نویسد:"اينطور که به نظر میرسد از جمله عواملی که میتواند جوانها را به سمت اين دست از ازدواجها بکشاند مشکلات مالی، محک زدن رابطه، آشنايی بيشتر و نداشتن اعتقاد به ازدواج میتوانند دلايل زندگی مشترک بدون ازدواج باشند. همچنين هزينه بالای اجاره يا خريد مسکن و نبود تناسب دخل و خرج که در اين دوره و زمانه بسيار برجستهاست، ميتواند دلايل ديگري باشد که موجب میشود کسی حاضر به امضای عقدنامه نباشد و زندگی بدون ازدواج يا ازدواج از نوع سفيدش را ترجيح بدهند."
فارغ از این که ابتکار این راه حل را معتبر و راهگشا می داند یا خیر، تناقضی عجیب در ادعای گزارش و نتیجه گیری آن به چشم می آید. به بیان دیگر درحالی این گزارش "ازدواج سفید" را نتیجه منطقی و واکنش طبیعی جامعه به مشکلات اقتصادی و اجتماعی قلمداد می کند که در ابتدای گزارش گویا برای تطهیر این معضل اجتماعی، سعی در تلقین این موضوع دارد که این شیوه زندگی مشترک، بیش از هر شیوه دیگری به ازدواج رسمی شبیه است و تفاوتی اساسی میان آن و همخانگی و دوستی پیش از ازدواج دخترها و پسرها وجود دارد!
نگاهی آماری به ازدواج و طلاق در ایران
آمار نرخ ازدواج نشان میدهد که متوسط سن ازدواج از سال ۱۳۴۵ به بعد روندی افزایشی داشته است. به طوری که متوسط سن ازدواج دختران، خصوصاً روستائیان در طول چهاردهه اخیر همواره سیر صعودی داشته است. مطابق آمار سرشماری سال۱۳۷۵ میانگین سن ازدواج در ایران برای پسران تقریباً ۲۶ سال و برای دختران تقریباً ۲۳ سال بوده است. اما آن چه در اینجا حائزاهمیت است درواقع حداقل 10 سال فاصله بین بلوغ و سن ازدواج در دختران و پسران و کاهش ازدواج زیر 20 سال است که در طی 40 سال گذشته برای دختران از ۴۱ درصد به ۱۸ درصد رسیده است. آمارها همچنین نشان می دهند که درصد زنان مجرد در سال های اخیر با افزایش همراه بوده است. در سال ۱۳۸۱ کمتر از ۳ درصد از مردان ۱۹-۱۵ ساله ازدواج کرده بودند، درحالی که این رقم برای زنان 2 درصد است.
بر اساس آمارها میانگین اختلاف سن زوجین در سال ۱۳۴۵ از ۴.۴ به۷، ۲ در سال ۱۳۸۱ رسیده است و دلیل کاهش آن افزایش سن ازدواج زنان است. در نتیجه اختلاف سن زوجین کاهش یافته است. در بررسیهای انجام شده بر تعداد مردان و زنان ازدواج نکرده کشور نشان می دهد که تعداد زنان مجرد ۱۵- ۳۴ ساله، 4 میلیون و 348هزار نفر و تعداد مردان مجرد ۳۹- 20 سال 2 میلیون 361 نفر است. که این مساله نشان فزونی 1 میلیون و 900 دختر مجرد در مقایسه با پسران مجرد است. آمارها نشاندهنده تاثیر افزایش سن ازدواج بر کاهش میزان همسرداری است. در میان اقوام، لر و بلوچ زنان کمترین سن ازدواج را دارند، ولی در عوض گیلکها دارای بالاترین سن ازدواج برای مردان و زنان هستند و از آنجا که میان سن ازدواج زنان و توسعه یافتگی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. بنابراین تغییرات فوق، نشان دهنده سیر پیشرونده تأخیر در ازدواج و افزایش فاصله بلوغ و ازدواج است.
آمارهای طلاق در شهرها نشان میدهند كه طی 10 سال گذشته همراه با افزایش میزان شهرنشینی میزان طلاق نیز افزایش یافته است. به طوری كه در شهرهای بزرگ از هر 3 ازدواج، یكی به طلاق منجر میشود. رئیس سازمان ثبت اسناد کشور با بیان بخشی از آمار و ارقام ثبت شده در سال90 گفت: در سال گذشته طلاق رشدی ۷ درصدی داشته و همواره شاخص مذكور در مناطق شهری كشور به مراتب بیش از مناطق روستایی بوده است. پژوهشگران در ایران هچنین نوعی همگرایی را میان شهر و روستا از نظر میزان طلاق متذکر می شوند. آنانهمچنان عواملی را كه در افزایش میزان طلاق دخالت دارند را توسعه شهرنشینیـی و هنجارهای جدید زندگی، آموزش عالی و استقلال مالی زنان توصیف میكند.
و اما اخلاق ...
این ها بخشی است آمار نگران کننده ازدواج و طلاق در جامعه امروز. آماری نگران کننده که بی شک تغییر آن علاوه بر اقدامی موثر و سریع را ازسوی مسئولان، نوعی عزم ملّی و احساس مسئولیت ازسوی تک تک افراد جامعه را می طلبد. به راستی تا به کی می توان با بی اخلاقی از کنار مسائلی این چنینی عبور کرد. ما این جا به هیچ عنوان قصد تکفیر ابتکار و ابتکارهای ساده لوحانه ای از این دست را نداریم. ما با مشکلی اساسی روبروییم و آن بحران جمعیتی است. کسی منکر مشکلات اقتصادی مهلک این روزها نیست و اساساً نمی شود این فشار شدید اقتصادی که مستقیماً کمر اقشار ضعیف را نشانه رفته، نادیده گرفت و نادیده انگاشتن آن تنها می تواند از سر کم خردی باشد و حماقت.
با
این حال آیا اگر راه حل مقاومت در برابر فشار اقتصادی را عدم تشکیل خانواده، بچه
دار نشدن و مسائلی از این دست بدانیم، صرفاً صورت مسئله را پاک نکرده ایم. آیا می
توان به دلیل وجود مشکلات اقتصادی، مشکل بزرگی همچون رشد جمعیتی منفی را نادیده
گرفت؟!! آیا جایگزین نمودن هنجارهای غیرایرانی و غیراسلامی همچون ازدواج سفید و
راه حل هایی از این دست، قادر به مرتفع نمودن اصل قضیه هست؟!!
به راستی امروز کدام یک از ما پیش از انجام هر کاری آن اساسی ترین سوال را از خود می پرسیم که آیا کاری که می کنیم اخلاقی هست یا خیر؟!!
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com