به گزارش بولتن نیوز، در نقد این مطلب باید گفت آنچه علی مزورعی نوشته، ترکیبی از مسائل درست و اشتباه است که جوی مبهم ایجاد کرده و باعث نتیجهگیریهای اشتباه میشود. در نتیجه باید گذارههای درست و غلط این ادعا را از هم جدا کرد تا دچار تحلیل اشتباه نشد.
آنچه که در مطلب «بازتولید استبداد» علی مزروعی رنگ حقیقت دارد این است که به جز موارد استثنایی، قریب به 2500 سال یک نظام دیکتاتوری بر جامعهی ایرانی حکمفرما بوده و بدیهیست وقتی اخلاق یک دولت 4ساله بر مردمش تأثیر میگذارد، باید هم رویهی جاری در یک چنین نظامی با آن سابقهی طولانی بر روی اخلاق اجتماعی موثر باشد. و واقعیت دیگری هم در این مطلب وجود دارد این است که نظام سیاسی هر کشوری از جمله ایران، محصول و برآمده از جامعهی آن کشور بوده و نباید در تحلیل کیفیت حکومتها، چندان به عوامل دیگر توجه کرد.
اما به نظر میرسد واقعیتهای دیگری هم وجود دارد که علی مزروعی به آن ها اشاره نکرده است. واقعیتهایی که بعید است کسی مثل او از وجود آنها آگاه نباشد و همین عدم دخالت این بخش از واقعیتها در چیدمان ساختمان تحلیل «بازتولید استبداد» است که باعث میشود یک پای آن بلنگد. اما کدام واقعیتها را علی مزروعی مورد توجه قرار نداده است؟
اولین واقعیتی که موردغفلت قرار گرفته این است که هرچند 2500 سال نظام سلطنتی دیکتاتوری بر جامعهی ایرانی حاکم بوده، اما به موازات آن و در راستای بلوغ جامعهی ایرانی(بسان سایر جوامع بشری، البته با فراز و فرودهای مخصوص به خود) شاهد مبارزات بخشهای مختلف مردم علیه این استبداد تاریخی بودهایم و اگر متسامحاً بپذیریم که استبداد بخشی از اخلاق تاریخی ما شده است، در کنارش باید این واقعیت را نیز بپذیریم که مبارزه علیه استبداد نیز یکی دیگر ویژگیهای اخلاقی جامعهی ایرانیست.
و وجود همین خلق دوم است که با گذرتاریخ، به نسبت اخلاق استبدادی برجستهتر میشود و زمینهسازی جنبشهای عدالتخواهانه و آزادیطلبانهی سدهی اخیر را فراهم میکند. تا جایی که مشروطه (نه آنچیزی که به اسم مشروطه در نظام سیاسی کشور رخ داد، بلکه آن اتفاقی که در روحیهی مردم ایجاد کرد) ترک بر اندام استبداد تاریخی وارد کرده و انقلاب اسلامی، بالکل بساط آنرا برمیچیند. در نتیجه باید گفت اگر 2500 سال در ایران چرخهی استبداد – جنبش – استبداد داشتیم، با وقوع انقلاب اسلامی و تحقق جمهوری اسلامی، این چرخه به استبداد – جنبش – آزادی تبدیل میشود.
ثانیاً معلوم نیست چرا علی مزروعی، تاریخ 2500 سالهی مبارزهی مردم ایران عیله استبداد را به عنوان بخش قابل اعتنایی از نسبت تاریخی ملت – دولت در ایران نادیده گرفته است. گویی مردم ایران در این همه سال، با کمال میل از حکومتهای ظالم حمایت میکردند و هیچ مقاومتی در برابرشان نشان نمیدادند. در حالی که واقعیت این است در نظام سلطنتی هم، گرچه حکومت با مردم ارتباط یکطرفه داشت، اما مردم نه تنها حامی منفعل آن نبودند که علیه آنها دست به اقدام دفاعی زیادی زدهاند.
در نتیجه، هم چرخهی استبداد – جنبش – استبداد مورد اشارهی علی مزروعی خالی از خلل نیست و هم اینکه دیگر نمیتوان با وجود جمهوری اسلامی که مظهر مردمسالاری دینیست و هر سال شاهد یک انتخابات است، ادعا کرد که مردم بازتولید کنندهی دیکتاتوری هستند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com