به گزارش بولتن نیوز، درحالی که شاید مهم ترین واکنش را بتوان انتقاد و واکنش رسمی آیت الله صادق آملی لاریجانی رئیس قوه قضاییه در جلسه مسئولان عالی قضایی خطاب به دکتر روحانی و دولت«تدبیر و امید» دانست، در طول هفتۀ گذشته موجی از این دست انتقادات ازسوی بسیاری از مسئولین، خبرنگاران و اهالی رسانه و نیز آحاد ملت به راه افتاده که شاه بیت مشترک همگی شان، دفاع از اقتدار ملّی و ابراز نگرانی درخصوص مسائل امنیّتی و ملّی است.
این ها درحالی است که همین چند ماه پیش نیز در جریان سفر هیات پارلمانی اروپا به ایران، اعزای این هیات درجلسهای در سفارت یونان، جایزۀ ساخاروف برای آزادی اندیشه را به نسرین ستوده و جعفر پناهی تحویل دادند که آن دیدار با واکنش گسترده مقام های ارشد ایرانی رو به رو شد و شاید اگر آن روز هشداری جدی از سوی مسئولان امنیتی و اطلاعاتی کشور به مقامات دولتی داده می شد و نیز اگر به درستی پیام مخالفت مردم و رسانه ها با این رفتارهای ضداقتدارملّی به دولت مردان روحانی و کابینۀ «تدبیر و امید» انتقال داده می شد، امروز شاهد چنین رسوایی هایی نبودیم.
نکتۀ حائز اهمیت اینجاست که درمقابل موج واکنش های منفی و انتقاداتی که درداخل کشور علیه این اتفاق به راه افتاد و بی شک ناشی از کوتاهی دولت، وزیرخارجه و وزیر اطلاعات و همۀ مسئولین مرتبط بود، در خارج کشور و توسط رسانه های بیگانه(فارسی زبان و غیرفارسی) موجی از جریان سازی با شعارهای توخالی دفاع از حقوق بشر و حقوق زنان و... به راه افتاده و کار به جایی رسید که این دشمنان قسم خورده، به دایه های مهربان تر مادر تبدیل شده و نطق های بشردوستانه شان، گوش خلق را کر نمود.
درباره ادعاهای حقوق بشری این رسانه ها، خانم اشتون و دیگر مقامات غربی باید بگوییم، اگر اشتون واقعاً داعیه حقوق بشری دارد، چرا به جای این که به سراغ مادر یکی از کشته شدگان فتنۀ88 برود، به سراغ مادران و وابستگان کسانی که در طول جنگ 8ساله با سلاح های شیمیایی خود غربی ها، جان شان را از دست دادند، نرفت یا چرا سری به مصدومان و مجروحان و جانبازان شیمیایی جنگ تحمیلی نزد که بیش از ربع قرن است، حتی در نفس کشیدن عادی هم مشکل دارند.
اما به راستی
همین هاست که انتظارها را بالاتر می برد؛ چراکه درصورتی که خطایی از افرادی همچون
این مادران سر زند، مشکلاتی بزرگ تر را به همراه می آورد. باید بگوییم اگر گوهر
خانم عشقی دقیقاً می دانست که رسانه های بیگانه چه استفادۀ ابزاری منفی ای از هر
جملۀ انتقادی او می کنند، هیچ گاه لب به سخن نمی گشود.
آن چه مسلم است، این است که خطای مدیریتی گروهی از مسئولان تشریفات و اطلاعات امنیت دولت منجر به تحقق دیداری شده که خروجی اش جز دردسر چیزی عاید نظام و دولت نکرده است. نیز مهم تر از آن این است که نظام در این قائله مظلوم واقع شده و هجمۀ هزار تهمت و توهین ازسوی سوءاستفاده گران وطن فروش و دشمنان خارجی به این نظام عزیز واردآمده و دود این اشتباهی که دولتِ روحانی مرتکب شده، علاوه بر چشم خود روحانی و دولت مردانش، در چشم همۀ نظام و ملّت بزرگ ایران رفته است.
حال سوال اینجاست که آیا واقعاً خانم عشقی اگر به راستی درخصوص این مسائل توجیه بودند، هرگز به این همه خسارتی که به نظام و مردم و امنیت و اقتدار ملی ایران و ایرانی وارد آمده، رضا می دادند؟!! آیا وقت آن نرسیده دست از ساده لوحی و خودخواهی های مان برداریم و با نگاهی عمیق و توجه به منافع ملّی بلندمدت، در شناخت دوست از دشمن بهتر عمل کنیم. باتوجه به شناختی که از خواندن دست نوشته های ستاربهشتی عایدمان می شود، آیا واقعاً می توانیم تصورکنیم که اگر او امروز زنده بود، حاضر به دیدار با کاترین اشتون و یک هیات سیاسی اروپایی یا امریکایی می شد؟!!
به نظر می رسد دیگر وقت آن رسیده که دست از این رفتارهای دوگانه بشوییم و به جای اعتماد بیش از حد به دشمنان و اتهام زدن به دوستان نظام، با نگاهی منعطف و عاقلانه به مسائل، سفیدی را از سیاهی تشخیص داده و راه بر سوءاستفادۀ دشمنان نظام ببندیم.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com