با توجه به برنامههاي دولت براي بهبود خدمات مربوط به بهداشت و سلامت،چه سقف درآمدیی از خانوارها، باید از دریافت یارانه صرف نظر کنند؟ ممنون ميشوم چنانچه در حد يكي دو سطر هم مباني استدلالتان را بيان فرماييد.
گروه سیاسی - اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهوری روش شایسته ای را در نظر خواهی از مردم در ارتباط با موضوعات کشور و خود مردم، برگزیده و در دومین نظر سنجی خود در صفحه فیسبوک شخصی اش، از مردم خواسته که در ارتباط با سقف درآمدی خانوار و تعیین اینکه چه کسانی مستحق و واجدالشرایط دریافت یارانه نقدی هستند، اظهار نظر کنند.
به گزارش بولتن نیوز، این دومین بار است که معاون اول رییس جمهوری، از طریق شبکه اجتماعی فیسبوک، از مردم نظرخواهی می کند و پیش از این نیز قبل از حضور در نشست شورای اداری استان تهران از مردم خواسته بود که نظرات خود را در مورد مشکلات استان تهران بازگو کنند تا دریچه های جدیدی از موضوعات پیش روی او گشوده شود و بتواند در شورای اداری مطرح کند.
جهانگیری در نظرخواهی دوم خود در فیسبوک، ضمن برشمردن برخی بی قانونی ها در اجرای مرحله نخست هدفمندی، بر اساس آمار و ارقام اعلام کرده که در مرحله نخست هدفمندی نه تنها اهداف این طرح تامین نشد بلکه بخش زیادی از بودجه های عمرانی و خزانه کشور، صرف توزیع میان مردم شده است که آسیب بزرگی برای کارهای و پروژه های عمرانی می باشد.
متن کامل این یادداشت فیسبوکی بدین شرح است:
مرحله دوم اجراي قانون هدفمندي يارانهها
اكنون كه در آستانه اجراي مرحله دوم قانون هدفمندي يارانهها هستيم، مناسب ديدم ابتدا يكي از اشكالات مرحله اول را اجمالاً با هم مرور كنيم، سپس براي اجراي مرحله دوم ازشما دوستان هم كمك فكري بگيرم.
يكي از اشكالات مرحله اول عدم تعادل در منابع و مصارف بود. بودجهاي كه مي توانست صرف اشتغال و توسعه و آباداني كشور شود، بدون هيچ برنامه سودمندی بين 77 ميليون نفر توزيع شد. (اين رقم بالاتر از جمعيت كشور است درحالي كه تعداد قابل توجهي از افراد هم از همان ابتدا براي دريافت يارانه ثبت نام نكردند) طي اين مدت كل درآمد دولت از محل اصلاح قيمت حاملهاي انرژي 92 هزار ميليارد تومان بوده، در حالي كه طي اين بازه زماني مبلغ 137 هزار ميليارد تومان به عنوان يارانه توزيع شده است. خوبست بدانيد كه كسري اين مبلغ يعني 45 هزار ميليارد تومان از خزانه دولت وبانك مركزي برداشت شده است؛ به عبارت سادهتر اين رقم -كه 4 برابر بودجه عمراني كشور است- به قيمت توقف فعاليتهاي عمراني و توسعهاي به بخش يارانهها منتقل شده است.
اين درحالي است كه طبق قانون می بایست نصف رقم 92 هزار ميليارد تومان نيز به بخش عمومي و توليد اختصاص داده ميشد (يعني 46 هزارميليارد تومان). خوبست بدانيد كه اين تكليف قانوني هم انجام نشده و بخش عمومي و توليد كشور نیز از كمكي كه در قانون پيش بيني شده بود، محروم گرديد.
اكنون كه در آستانه اجراي مرحله دوم طرح هدفمندي هستيم طبق قانون، دولت مكلف است كه يارانه را به متقاضيان نيازمند اختصاص دهد و براي شناسايي آنها سقف درآمدي بگذارد. برخي كارشناسان، درآمد معاف از پرداخت ماليات، يعني ماهي يك ميليون تومان (سالي 12 ميليون تومان) را به عنوان سقف درآمد براي هر خانوار جهت دريافت يارانه پيشنهاد ميکنند و برخي ديگر نيز با توجه به جميع جهات، درآمد ماهيانه دوميليون و پانصد هزار تومان (سالانه سي ميليون تومان (و برخي ديگر رقم هایی بين اين دو را در نظر دارند. طبعاً هر قدر تعداد يارانه بگيران بيشتر شود براي تامين منابع آن باید يا قيمت حاملهاي انرژي مثل بنزين و گاز و برق و... افزايش يابد يا مقدار يارانه كمتري به افراد اختصاص داده شود.
امروز سوال من از شما دوستان اين است كه با توجه به مجموع شرايط، پيشنهاد شما براي سقف درآمدي يارانه بگيران چقدر است؟
به عبارت دیگر با توجه به برنامههاي دولت براي بهبود خدمات مربوط به بهداشت و سلامت،چه سقف درآمدیی از خانوارها، باید از دریافت یارانه صرف نظر کنند؟
ممنون ميشوم چنانچه در حد يكي دو سطر هم مباني استدلالتان را بيان فرماييد.