حامد زمانی دیگر خیلی نیاز به معرفی ندارد؛ خواننده ای که این روزها مغضوب خیلی ها و محبوب خیلی های دیگر است. ترانه، سرود، آهنگ یا هر عنوان دیگری که برای اشاره به آثار او انتخاب کنیم، تفاوتی در اصل موضوع که محتوا، ماهیت و سبک آثار حامد زمانی است، نخواهد داشت.
پیش تر در مطلبی نوشته بودم که باید برای موسیقی کشور و البته به طور خاص برای رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی که سهم بزرگ و موثری در عرصه هنر و بالتبع فرهنگ کشور دارد، افسوس خورد که پس از 35 سال هنوز اگر چند سرود انقلابی ساخته شده در سال های ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی را پخش نکند، شاید کمتر کسی متوجه فرارسیدن سالروز مناسبت عظیم پیروزی انقلاب اسلامی شود.
همانجا نیز نوشتم از قول مقام معظم رهبري در دیداری که با جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر در اول مرداد 1380 داشته اند که "سازمان سيا بخش هنرى دارد و فيلمهايى كه بعد از انقلاب عليه ما و عليه شيعه و اسلام درست كردند، بسيار زياد است. شما كه يك فيلمساز و سينماگر و بازيگر سينما و تئاتر و موسيقيدان و آهنگساز ايرانى هستيد و اين واقعيّت و مظلوميت را ادراك مىكنيد، تكليفتان چيست؟ آيا هيچ تكليف مردمى وجود ندارد؟ من شنيدهام كه در قضاياى جنگ جهانى در روسيه، شورِ علىاف - آهنگ معروفى است كه البته من نه آهنگش را شنيدهام، نه درست مىدانم چيست؛ آقايان مىدانند - در تهييج مردم براى وارد شدن به ميدان جنگ، بيشترين تأثير را داشت؛ يعنى در خدمت اهداف مردمى قرار گرفت. به طور طبيعى اين توقّع از هنرمندِ هر كشورى وجود دارد؛ بنابراين چطور مىتواند نسبت به اين قضيه بىتفاوت بماند؛ در حالى كه دشمن از ابزار هنر استفاده مىكند؟"
اما به واقع ریشه ناتوانی متولیان هنری و فرهنگی کشورمان در بهره گیری از ظرفیت های غیرقابل تصور موسیقی به نفع انقلاب اسلامی چیست؟
آیا موسیقی در جمهوری اسلامی به طور کلی رشد نکرده، یا اینکه توجه به موسیقی حماسی و انقلابی همطراز سایر شاخه های موسیقی نبوده و در نتیجه رشد و تعالی این بخش از دیگر بخش های موسیقی در کشور عقب مانده است؟
البته این آسیب متوجه بخش های دیگر هنر انقلاب اسلامی نیز شده است، اما از آنجا که تمرکز این نوشته بر موسیقی و اساسا متاثر از گفتگویی است که اخیرا از حامد زمانی درباره دیدارش با مقام معظم رهبری و موسیقی انقلابی منتشر شده است، منحصرا به چرایی عقب ماندگی موسیقی حماسی و انقلابی پرداخته شده است.
حامد زمانی در گفتگوی موصوف گفته است که کم کاری های گذشته باعث شده که امروز جو غالب در دست موسیقی هایی باشد که لزوما ارزشی و انقلابی و ارزشی نیست و غفلت از موسیقی ارزشی در کشور به حدی است که امسال حتی در جشنواره های خودمان هم، بنده را راه نمی دهند.
سوال این است که این اتهام کم کاری متوجه چه کسی یا چه کسانی است؟ آیا باید این کم کاری را متوجه کسانی دانست که امروز در اتمسفر موسیقی کشور دست غالب را دارند؟ آیا این عده در موسیقی مطلوب و مورد پسند خود، همانگونه پیش رفته اند که ما مدعیان ارزش ها و اصول در عرصه موسیقی، هنر و سایر زمینه ها؟
آقای زمانی گفته است که تمام تلاش ما این است که خواننده و نوازنده انقلابی تربیت کنیم و با ورود افراد جدید به این حوزه، در جهت نیل به اهداف انقلاب اسلامی گام برداریم. هجمه هایی هم که به موسیقی ارزشی در زمان حال می شود و برخی از افراد در خصوص آهنگ های ارزشی موضع می گیرند به خاطر این است که ما در گذشته در این حوزه ضعیف عمل کردیم و موسیقی را به دست بیگانگان سپرده ایم. واقعا چرا به این موضوعات نمی پردازیم و فکر می کنیم که موسیقی برای ما نیست؟
حامد زمانی سوال صحیحی پرسیده که چرا فکر می کنیم که موسیقی برای ما نیست، اما آنجا که به تلاش برای تربیت خواننده و نوازنده انقلابی برای رفع این مشکل اشاره می کند، به نظرم راه حل جامعی را انتخاب نکرده است؟
مشکل آنجاست که جامعه مذهبی ما که به مبانی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی پایبندتر هستند، درگیر مقیداتی مغشوش هستند که در عرصه موسیقی و سایر عرصه های هنری، همچون وزنه ای سنگین بسته شده بر پای، ایشان را از حرکت نرمال در ساحت هنر باز داشته است.
امروز در رادیو و تلویزیون انواع موسیقی پخش می شود، اما آلت موسیقی نمایش داده نمی شود. گویی این شکل آلت موسیقی است که باعث به خطا و گناه افتادن می شود و نوای این آلات بری از این آسیب هستند.
از سوی دیگر گویا در عرصه هنر، این فقط آلات موسیقی و حالا تا حدودی خود موسیقی است که مشمول حرمت می شوند و در دیگر ساحات هنر یا اساسا در دیگر زمینه های زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هیچ مسئله و موضوعی نیست که باعث گمراهی و به خطا و گناه افتادن افراد شود؟ اصلا اگر همین مقاومتی که از سوی جامعه مذهبی و علما در برابر موسیقی صورت می گیرد، در برابر ربای دولتی که از سوی بانک ها و موسسات مالی به خلق الله پرداخت می شود، وجود می داشت، آیا دست به دست شدن این اموال که اگر نگوییم حرام، حداقل شائبه دارند، تا این حد در جامعه گسترده می شد؟
آیا واقعا موسیقی هیچ زمینه و ظرفیتی برای بهره گیری ندارد که بتواند آسیب های آن را جبران کند؟ آیا این فقط موسیقی است که در کنار ظرفیت های عظیم، عمیق و گسترده، آسیب هایی نیز به همراه دارد؟ آیا برق که خواص و مزایای آن بیشمار است، اگر به درستی مورد استفاده قرار نگیرد، کشنده نیست؟
آیا اینجا جای طرح این مسئله نیست که بالاخره فقه پویای تشیع باید چاره ای برای این موضوع کند؟
جمیع علما و مجتهدین بر این نکته اتفاق و اتحاد نظر دارند که تشخیص موسیقی حرام از حلال، صرفا تشخیص افراد است؟ آیا در چنین صورتی ایجاد مقیدات مغشوش، کاذب و به شدت سلیقه ای در سازمان صدا و سیما، می تواند تامین کننده ملاحظات در این عرصه باشد؟ آیا وضیت امروز که در آن موسیقی های به شدت سخیف بدون نمایش آلات موسیقی از تلویزیون یا رادیو پخش می شوند، کمتر از آلات موسیقی آسیب رسان هستند؟
حامد زمانی با اشاره به دیدارش با رهبر معظم انقلاب اسلامی می گوید که "چندی پیش خدمت مقام معظم رهبری حضور یافتم؛ ایشان به بنده لطف داشتند و بنده را مورد تفقد قرار دادند. ایشان در این دیدار درباره ترانه «مرگ بر آمریکا» فرمودند که ترانه مرگ بر آمریکای شما، مرگ بر آمریکای سال ۹۲ بود؛ شنیدم که به این کار زیاد حمله کردند، بگذار حمله بکنند که اگر حمله نمیکردند باید عزا میگرفتید؛ شما هم دلسرد نشوید و یکی دیگر هم بسازید. من با توجه به تشویق مقام معظم رهبری، کار «گزینههای روی میز» را ساختم و دوباره به این بهانه خدمت حضرت آقا رسیدم."
مقام معظم رهبری که در جایگاه حاکم شرع حضور دارند، در زمینه موسیقی نظرات روشن و صریحی دارند.
سه مورد از پاسخ های رهبر معظم انقلاب اسلامی به سه استفتاء از ایشان درباره موسیقی در زیر عیناً نقل می شود:
س 1140: موسيقى که از راديو و تلويزيون جمهورى اسلامى پخش مىشود، چه حکمى دارد؟ آيا اين گفته که حضرت امام(قدّس سره) موسيقى را بهطور مطلق حلال اعلام کردهاند، صحيح است؟
ج: نسبت حلال دانستن موسيقى بهطور مطلق به راحل عظيم الشأن حضرت امام خمينى(قدّس سرّه) کذب و افتراء است. امام(قدّس سرّه) معتقد به حرمت موسيقى مطرب و لهوى مناسب با مجالس لهو و معصيت بودند و نظر ما هم همين است، ولى اختلاف در ديدگاهها از تشخيص موضوع نشأت مىگيرد زيرا تشخيص موضوع موکول به نظر خود مکلّف است. گاهى نظر نوازنده با نظر شنونده تفاوت پيدا مىکند که در اين صورت موسيقى که به تشخيص مکلّف لهو و مناسب با مجالس گناه است بر او گوشدادن به آن حرام مىباشد و امّا صداهاى مشکوک محکوم به حليّت هستند و پخش از راديو و تلويزيون به تنهايى دليل شرعى بر مباح و حلال بودن آنها محسوب نمىشود.
س 1141: گاهى از راديو و تلويزيون آهنگهايى پخش مىشود که به نظر من مناسب با مجالس لهو و فسق هستند، آيا بر من واجب است که از گوشدادن به آنها خوددارى نموده و ديگران را هم از آن منع کنم؟
ج: اگر آنها را از نوع موسيقى مطرب و لهوى مناسب با مجالس لهو مىدانيد، جايز نيست به آنها گوش دهيد، ولى نهى ديگران از باب نهى از منکر منوط به اين است که احراز نماييد که آنان هم آهنگهاى مزبور را از نوع موسيقى حرام مىدانند.
س 1146: گوشدادن به صداى زن هنگامى که شعر و غير آن را با آهنگ و ترجيع مىخواند اعم از اينکه شنونده، جوان باشد ياخير، مذکر باشد يا مؤنث چه حکمى دارد؟ و اگر آن زن از محارم باشد، حکم آن چيست؟
ج: اگر صداى زن بهصورت غنا نباشد و گوشدادن به صداى او هم به قصد لذت و ريبه نباشد و مفسدهاى هم بر آن مترتّب نگردد، اشکال ندارد و فرقى بين موارد فوق نيست.
با وجود نظرات مقام معظم رهبری اما نظرات بخش اعظمی از آحاد مذهبی جامعه و به ویژه علما چنین نیست، چه آنکه یکی از علمای و مراجع مشهور چندی قبل در برابر احتمال توزیع کتاب آموزش موسیقی در مدارس، موضع سرسختانه و شدیدی اتخاذ کرد و عنوان کرد که صدا و سیما به اندازه کافی در عرصه آموزش موسیقی کار می کند و دیگر نباید مدارس وارد این عرصه شوند.
سخن ایشان محترم و قبول، چه آنکه مقام معظم رهبری نیز ترویج موسیقی را غیرمنطبق با اهداف عالیه نظام جمهوری اسلامی توصیف می کنند، اما ایشان هرگز مانع بهره گیری از ظرفیت های موسیقی در خدمت اهداف عالیه نظام نبوده اند و چنانکه در بالا آمد، چه در دیدار اصحاب فرهنگ و هنر و چه در دیدار حامد زمانی، حتی بر بهره گیری از این ظرفیت تاکید هم کرده اند.
حالا اگر مثلا در مدارس با اتخاذ شیوه های مناسب، علائق کودکان به موسیقی را در مسیر صحیح قرار ندهیم، آیا نباید پاسخگوی فردایی باشیم که آنان بدون آموزش صحیح و هدایت شده به ورطه دیگری در زمینه موسیقی سوق داده شده باشند؟
واقع امر این است که متاسفانه علما و آحاد مذهبی تر جامعه اگر چه موسیقی توانسته هر چند محدود و مقطعی در خدمت اهداف انقلاب اسلامی باشد، اما اینجا خط انقلاب و مذهب را از هم جدا کرده و اگر چه نه به شکلی گسترده، اما موثر –چنانکه نظرات ایشان توانسته رسانه ای به فراگیری تلویزیون را منقاد خود نماید- حداقل ساحت موسیقی را به انقیاد نظرات خود درآورند.
مقام معظم رهبري در جمع تعدادی از پيشكسوتان جهاد و شهادت و خاطره گويان دفتر ادبيات و هنر مقاومت در 31 شهريور 1384 فرموده اند: "كدام هنرمند است كه از روحيهى حماسىِ پُرشور ملت و جوانهاى خودش در مقابل دشمنى كه قصد داشت غيرت و عزت اين ملت را زير پاهاى خودش لگدمال كند، و از زيبايى خارقالعادهى آن بتواند بگذرد و اين را نبيند. اگر ديديم هنرمندهاى ما اين را نمىبينند و به آن نمىپردازند، بايد ببينيم عيب كار كجاست. يا در نگاه هنرى، يا در عرضهى درست، يا تأثيراتى كه سياستها و دشمنان در فضاى فرهنگى كشور دارند مىگذارند، مشكلى وجود دارد؛ والّا چطور ممكن است يك ملت فراموش كند يا نبيند و نفهمد؟"
متاسفانه نگاه حاکم بر آحاد مذهبی تر جامعه که صدای آلات موسیقی را تحمل می کند، اما شکل آنها را نه، برگرفته از همان نگاهی است که امروز عزت و جلال از دست رفته ائمه مدفون در مثلا شبه جزیره حجاز یا عراق را ناشی از فقدان بارگاه و حرم مجلل برای ایشان می داند و برای این مسئله سوگواری هم می کند، اما در برابر زیر پا ماندن آموزه هاو سنت های اصیل ائمه که راه نجات مسلمانان و همه آحاد ملل جهان است، هیچ حساسیتی از خود نشان نمی دهند.