بی شک بسیاری از دلسوزان و فعالان تامین اجتماعی تصور حضور باقی مانده مدیران تحت امر و فرمان مرتضوی در مناصب مدیریتی ارشد تامین اجتماعی و بویژه در پست سرپرستی این سازمان بیمه ای را نمی کردند.
مدیرانی که بیشترین حمایت و کمک به سعید مرتضوی در صدور بخشنامه های ضد بیمه ای و عوامفریبی بیمه شدگان و مستمری بگیران را داشتند و البته از هیچ یاری و مساعدتی هم خودداری نکردند.
آیا وزیر محترم تعاون،کار و رفاه اجتماعی دولت تدبیر و امید دکتر روحانی از حاشیه ها و مشکلاتی که بعضی از مدیران منصوب مرتضوی در ستاد مرکزی تامین اجتماعی و اداره های کل بیمه ای در تهران بزرگ برای منابع و درآمدهای بیمه شدگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی ایجاد کرده بودند آگاهی دارد؟
در حالیکه طی این مدت بیمه شدگان و مستمری بگیران این سازمان با هزاران مشکل ریز و دشت روبرو بودند و کسی در این سازمان بی در و پیکر، فریادرس و پاسخگوی مشکلات آنها نبود، مدیران ارشد حامی مرتضوی در ستاد مرکزی این سازمان و اداره های کل بیمه ای در تهران بزرگ، همه امکانات و منابع مالی بیمه شدگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی را که به طور امانت در اختیار آنها گذاشته شده بود، دو دستی به مرتضوی تقدیم کرده بودند.
از آن بدتر سکوت و انفعال این دسته از مدیران در برابر سوء مدیریت مرتضوی بود. آنها می دیدند که چگونه منابع و درآمدهای سازمان تامین اجتماعی حیف و میل می شود، اما به بهای حفظ قدرت و میز مدیریتی خود، علاوه بر مهر تائید بر عملکرد ضعیف مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی، قفل بر دهان خود زده و اذهان و افکار عمومی و مخاطبان میلیونی این سرزمین را از وقایع تلخ و زد و بندهای کثیف پشت پرده به تبلیغات دروغین و اغواگرایانه مانند افزایش حقوق بازنشستگان و مانند اینها منحرف می کردند.
اما آنچه که از وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در نخستین گام برای ورود به صحنه کارزار این وزارتخانه مهم و استراتژیک انتظار می رفت، گماردن افرادی با دارا بودن ویژگی های مهمی مانند نشاط، بالندگی، نواندیشی و تحولگرایی است.
با این حساب باید از آقای ربیعی پرسید به باور شما آیا انتصاب«صمدالله فیروزی»به عنوان سرپرست سازمان تامین اجتماعی در اجرای تحقق اهداف کارشناسانه و برنامه ریزی شده برای برون رفت از بحران کنونی در این سازمان بیمه ای بوده است؟!
آیا پیشینه ضعیف بعضی از مدیران ستادی و یا میانی در تامین اجتماعی به سادگی از ذهن شما رفته است؟!
از سوی دیگر می توان به حذف و خانه نشین کردن اجباری بسیاری از فعالان، کارشناسان و صاحبنظران متخصص و دلسوز توسط مدیران منصوب مرتضوی در تامین اجتماعی اشاره کرد.با انتصاب مدیرانی ضعیف در جایگاه هایی مانند معاونت اقتصادی و برنامه ریزی، اداری و مالی، فنی و درآمد و حتی بعضی از اداره های کل بیمه ای در تهران بزرگ و سایر استان ها، سازمان تامین اجتماعی به سمت و سویی منحرف شد که اینک این سازمان بیمه ای با گردش مالی میلیاردی بالای خود، تا پایان سال 1391 فقط 5 هزار میلیارد تومان کسری درآمد داشت و این در حالی بود که سفیران قاضی مرتضوی در این سازمان بیمه ای با تاسی از تبلیغات دروغین و اغواگرایانه وی، اساسا یا افکار عمومی و نمایندگان رسانه های گروهی را نادیده می انگاشتند و یا اینکه به ارائه آمارهای غیر واقعی و دروغین به مردم مشغول می شدند و از حل مشکلات آنها عاجز بودند!
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی بهتر است از چنین مدیرانی به شدت فاصله گرفته و به یک اصلاحات و خانه تکانی تمام قد در وزارتخانه متبوع خود به طور کلان و سازمان تامین اجتماعی به طور ویژه بپردازد.
آقای ربیعی بهتر است بداند که سازمان تامین اجتماعی، سازمانی با گستره جغرافیایی بسیار وسیعی است که اجراء هر تصمیم نادرست و غیر کارشناسانه ای در آن، واکنش های سریع و تند مخاطبان میلیونی آحاد مختلف جامعه آگاه و فهیم ایران زمین را به دنبال خواهد داشت. اینک مردم ما با دردها و مشکلات فراوان اقتصادی،معیشتی و اجتماعی بسیاری مواجه هستند.
اینک در جامعه ایران،آسیب های فراوان اجتماعی صدای اعتراض همگان و حتی مسوولان دولتی را بلند کرده است، در چنین شرایطی روا نیست تا سکان این سازمان با مخاطبان میلیونی اش به دست کسانی (سرپرست یا مدیر عامل) سپرده شود که از تاریخ مصرف آنها سال ها می گذرد و اساسا حرفی هم برای گفتن نداشته و ندارند.
کسانی که ذهن شان از طرح ها و ایده های نوین بیمه ای خالی است و زمان بازنشستگی شان فرا رسیده است.
ربیعی باید بداند که سازمان تامین اجتماعی و بیمه شدگان و مستمری بگیران میلیونی آن، آوردگاه مدیران سیاسی طرد شده نیست تا بخواهند طرح های بی خاصیت و ضد منافع مردم را با آزمون و خطا آزمایش کنند.
چرا در زمان قاضی مرتضوی این سازمان با کسری درآمد مواجه شده است؟! مسببان این آسیب ها و ضررهای هنگفت میلیاردی به بیمه شدگان و مستمری بگیران چه کسانی هستند؟ اینها همان افرادی هستند که اکنون برای باقی ماندن در دایره قدرت و بویژه حضور اجباری در جمع مدیران کل ستادی و اعضاء هیات مدیره سازمان تامین اجتماعی، همچنان خود را به آب و آتش زده، می زنند و خواهند زد.
اگر این دسته از مدیران و ثناگویان قاضی مرتضوی عملکرد ضعیف، نامناسب و ضد منافع بیمه ای مخاطبان میلیونی تامین اجتماعی را به فراخور زمان وجهت گردش و وزش بادهای موسمی، از یاد برده اند باید بدانند که حافظه مردم و خبرنگاران و گزارشگران رسانه های عمومی این دیار برای ریکاوری و به روز کردن اذهان این دسته از مدیران ستادی هواشناس، منبع قوی و قابل اطمینانی است.
آنقدر این حافظه قدرت دارد تا به انعکاس عملکرد درخشان این دسته از مدیران هواشناس بپردازد و از آنچه که در اثر این استعدادهای درخشان در عرصه تضعیف منافع، درآمدها و تنزل شان و مرتبه بیمه شدگان و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی به منصه ظهور رسیده است رونمایی کند.
امیدوار باقی می مانیم که این انتصاب شتاب زده و غیر کارشناسی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در گماردن یکی از یاران و یاوران قاضی سعید مرتضوی در راس هرم سازمان تامین اجتماعی، تنها و تنها از روی تعجیل و اجبار صورت گرفته باشد و نه هیچ حرف و حدیثی دیگر!