اما در طول حیات سه ماهه ی علامه ی شهید در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی(22 بهمن 1357 تا 11 اردیبهشت 1358)، ایشان در قالب سخنرانی و یادداشت و مصاحبه، مطالب بسیار ارزشمند و كم نظیری را درباره ی تحلیل انقلاب اسلامی و مسائل اصلی مربوط به حال و آینده ی آن بیان كرد كه در كتاب «آینده ی انقلاب اسلامی ایران» گردآوری شده اند. بخش عمده ای از این بیانات به مسائلی باز می گردد كه می توان آنها را واپسین و بنیادی ترین دغدغه های علامه مطهری در زمینه ی چالش ها و تنگناهای فراروی انقلاب اسلامی و جامعه ی ایران خواند.
از جمله برجسته ترین و کلیدی ترین حساسیت های آیت الله شهید، معطوف به «التقاط گری معرفتی» بود. این حساسیت تا به آن حدّ بود که موجبات جدال و کشمکش ایشان با گروهک التقاطی «فرقان» را فراهم آورد و سرانجام، به شهادت ایشان منجر شد. وی تأکید می کرد:
«یک مارکسیست نیاید تمسک به آیه ی قرآن کند و بگوید فلان [و] فلان آیه ی قرآن، همه اشاره به فلان اصل مارکسیستی است؛ ما با این [روش] مخالفیم. [چون] این خیانت به قرآن است که یک جهان بینی ماتریالیستی یا مارکسیستی را بگوییم قرآن هم همین مطلب را می خواهد بگوید. [در جمهوری اسلامی،] "خیانت"، آزاد نیست.»(مطهری، 1389الف: 44).
«اگر دیدید یک فرد مارکسیست، مثلاً آمد گفت "به نام امام خمینی"، [شما به عنوان یک نیروی انقلابی مسلمان] مانع شوید، [و] به او بگویید: تو بگو به نام لنین، به نام استالین، به نام مارکس، انگلس، دروغ نگو.»(همان: 49- 48).
ایشان معتقدند که همواره این امکان وجود دارد که نیروهای انقلابی، مجذوب و شیفته ی سایر مکاتب و ایدئولوژی ها شوند و به همین واسطه، مرزها و حصارهای معرفتی ایدئولوژی اسلامی را نادیده بگیرند و دست به التقاط بزنند. در حقیقت، چالش پدید آمدن دگردیسی فکری و التقاط در نیروی انقلاب، چالشی بود که علامه مطهری نسبت به آن هشدار داده بودند:
«گاهی پیروان خود مکتب، به علت ناآشنایی با مکتب، مجذوب یک سلسله نظریات و اندیشه های بیگانه می گردند و آگاهانه یا ناآگاهانه، آن نظریات را رنگ مکتب می دهند و عرضه می نمایند.»(مطهری، 1389ب: 88).
از آنجا كه علامه مطهری در درجه ی نخست یك متفكر و نظریه پرداز بود، بیش از هر چیزی نسبت به «استقلال فرهنگی» جامعه ی ایران حساسیت نشان می داد. مقصود ایشان از تعبیر «استقلال فرهنگی» تكیه ی محض بر ایدئولوژی اسلامی و پرهیز از التقاط در قالب تجدّدگرایی بود:
«ما با گرایش به مكتب های بیگانه، "استقلال مكتبی" خودمان را از دست می دهیم؛ [حال] می خواهد آن مكتب بیگانه، مكتب كمونیسم باشد یا [مکتب] كاپیتالیسم. با یك مكتب التقاطی، [یعنی] یك كلمه از این گرفتن، دو كلمه از آن گرفتن و سه كلمه از اسلام گرفتن [...] ما به استقلال مكتبی نمی رسیم و اگر چنین كنیم، محكوم به فنا هستیم. این اعلام خطر بزرگی است كه من می كنم.»(مطهری، 1389الف: 166).
علامه معتقد است كه «التقاط» ما را به «فنا» خواهد كشاند و «التقاط» یك «خطر بزرگ» برای انقلاب اسلامی و انقلابیون است. ایشان اضافه می کند که با وجود دستیابی «استقلال سیاسی» و «استقلال اقتصادی»، اگر «استقلال فرهنگی» محقق نشود، ناکام خواهیم ماند:
«ما اگر مكتب مستقل خودمان را ارائه نكنیم، انقلاب ما به نتیجه و ثمر نمی رسد، [چون] جذب مكتب های دیگر می شویم. ولو این كه رژیم را عوض كردیم، [و] استقلال سیاسی و استقلال اقتصادی به دست آوردیم، اما اگر به "استقلال فرهنگی"، به خصوص به "استقلال مكتبی" نرسیم، باخته ایم. [بنابراین،] ما باید [...] نشان بدهیم جهان بینی اسلامی نه با جهان بینی غربی می خواند، نه با جهان بینی شرقی.»(همان: 167).
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا یحْییكُمْ»(انفال: 24).
اى كسانى كه ایمان آوردهاید! چون خدا و پیامبر، شما را به چیزى فرا خواندند كه به شما حیات مىبخشد، آنان را اجابت كنید.
فراتر از این، علامه بر این باور بود كه تهدیدزایی «التقاط»، هم رتبه ی با تهدیدزایی «الحاد» و یا حتی شاید افزون تر از آن است:
«این مكتب های التقاطی به عقید ه ی من، ضررشان برای اسلام از مكتب هایی كه صریحاً ضدّاسلامی هستند، اگر بیشتر نباشد، كمتر نیست.»(همان: 97).
ایشان می افزاید:
«این برای آینده ی انقلاب ما خطرناک است که ما حق اسلام را با باطل مکاتب دیگر بیامیزیم.»(همان: 99).
بنابراین، معتقد به یک مکتب سکولار یا الحادی، می تواند در فضای آزاد جامعه اسلامی، اندیشه ی خود را بازگوید و تقریر کند اما مجاز نیست به «التقاط گری» روی آورد و با از میان بردن مرزهای منطقی میان دو حوزه ی فکری، قرائت مارکسیستی، فاشیستی یا لیبرالیستی از «اسلام» عرضه کند. و اگر چنین کرد، باید آزادی را از او سلب کرد:
«[نیروهای فکری سکولار] در حدّی که فکر و عقیده ی خودشان را صریحاً می گویند و با منطق ما [که مکتب اسلام است]، در حال جنگ هستند، ما آن ها را می پذیریم، اما اگر بخواهند در زیر لوای اسلام یا مظاهر اسلام، افکار و عقاید [سکولاریستی و غیراسلامی] خودشان را بگویند، ما حق داریم از اسلام خودمان دفاع کنیم [و بگوییم] که اسلام این [نظریات التقاطی] را نمی-گوید، [بنابراین] به نام اسلام این کار را نکن، به نام [مکتب سکولاریستی] خودت بکن.»(همان: 46).
* محقق پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی.
منابع:
قرآن کریم.
مطهری، مرتضی. (1389الف). آینده ی انقلاب اسلامی ایران. تهران: صدرا. چاپ سی وسوم.
مطهری، مرتضی. (1389ب). بررسی اجمالی نهضت های اسلامی در صد ساله ی اخیر. تهران: صدرا. چاپ چهلم.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com