به گزارش بولتن نیوز، متاسفانه جای خالی مدیران کارشناس و منتقد و دلسوز در سازمان تامین اجتماعی به شدت به چشم می خورد. مدیرانی که بتوانند شجاعانه و قاطعانه از سیاست های کلان غاصبان منابع مالی و درآمدهای بیمه شدگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی انتقاد کرده و مانع از اجرای چنین طرح های خانمانسوز در بزرگترین و پر مخاطب ترین سازمان بیمه ای کشور شوند.
در سکانسی از فیلم سینمائی «دوئل» ساخته احمد رضا درویش، رزمنده جوانی (پرویز پرستویی) در پاسخ به یک مقام از استانداری خوزستان (سعید راد) که با عصبانیت از او می پرسد: اینجا مقام مسئول کیست، می گوید: اینجا مقام ندارد، اما مسئول من هستم، درس بزرگی برای مدیران تامین اجتماعی نهفته است. به واقع روی سخن ما در سازمان تامین اجتماعی با کسانی است که از مقام مسئول بودن، فاقد روحیه مسئولیت پذیری در قبال زندگی میلیون ها بیمه شده اصلی و مستمری بگیر مظلوم و بینوایی هستند که با بدبختی و فلاکت و در این شرایط سخت اقتصادی، حق بیمه خود و خانواده هایشان را جفت و جور کرده و به حساب سازمان تامین اجتماعی واریز می کنند.
سال گذشته مدیر کل تامین اجتماعی شرق تهران بزرگ از افزایش 18 درصدی منابع مالی تامین اجتماعی در حوزه مدیریتی خود خبر داد. بعضی دیگر از مدیران منصوب مرتضوی هم کمابیش چنین آمارهایی را به افکار عمومی ارائه می دهند. یعنی یک بازی هوشمندانه با واژگان و اعداد، بدون آنکه نشانه ها و نمادهای این مدیریت هوشمندانه در سیاست های مدیران ارشد تامین اجتماعی به افکار عمومی و رسانه های گروهی ارائه شده باشد. این مدیران وابسته و دلبسته به مرتضوی از کدام مدیریت هوشمندانه سخن به میان می آورند که مردم فهیم، بیمه شدگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی تاکنون از درک و فهم آن عاجز مانده و فقط این آقایان دلبسته و وابسته به مرتضوی موفق به کشف این مساله شده اند؟!
اگر افزایش قطره چکانی و
توام با منت و خواری حقوق مستمری بگیران آبرومند و نیازمند تامین اجتماعی مورد نظر
این مقام های پشت میز نشین است که باید به این مقام ها گفت برابر قوانین موجود در
سازمان تامین اجتماعی،
مستمری بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی باید هر سال متناسب با میزان
تورم موجود افزایش داده شود و این مساله گنگ و پیچیده ای نبوده و نیست تا بلندگوی
مرتضوی در کسوت ریاست کانون کارگران و بازنشستگان تامین اجتماعی یعنی «علی اکبر خبازها»
نتواند آن را درک و برای خود حلاجی کند!
اگر ایشان فقط یکبار ماده 96 قانون تامین اجتماعی مصوب تیر ماه سال 1354 را که می گوید: «سازمان مکلف است میزان کلیه مستمریهای بازنشستگی، از کار افتادگی کلی و مجموع مستمری بازماندگان را در فواصل زمانی که حداکثر از سالی یکبار کمتر نباشد با توجه به افزایش هزینه زندگی با تصویب هیأت وزیران به همان نسبت افزایش دهد» مطالعه کند، متوجه خواهد شد که این افزایش مستمری ها توسط مرتضوی و یا هر شخص دیگری که صورت گرفته باشد جای منت گذاشتن بر سر مستمری بگیران تامین اجتماعی را ندارد.
بنابراین غیر منطقی و غیر عقلانی است که رئیس کانون کارگران و بازنشستگان و اندک مدیران بیمه ای تامین اجتماعی به طور کلان و مدیر کل تامین اجتماعی شرق تهران بزرگ به طور ویژه از آن به عنوان مدیریت هوشمندانه و خردمندانه مرتضوی یاد می کنند. این درست مانند پدری است که برای وظایفی که در قبال اعضای خانواده خود دارد و شرعا، عرفا و قانونا بر عهده اش است، منت بر سر آنها گذاشته و هر روز فهرست کارهای انجام شده خود در قبال خانواده اش را از رسانه های گروهی تبلیغ کند! از سوی دیگر به نظر می رسد این آمارهای اغواکننده فقط و فقط پرو پاگاندای تبلیغاتی مدیرانی است که نه تنها کمترین آشنایی با واقعیت های علوم بیمه ای را نداشته و ندارند که تصور می کنند با اتخاذ روش های قدیمی و منسوخ شده می توانند جامعه بیمه ای و کارگری کشور را به سلامت از بحران موجود خارج کنند. برای همین است که به جای ترسیم و پذیرش واقعیت های تلخ موجود در تامین اجتماعی به شعارگرایی صرف پرداخته و بر همین اساس منتقدان خود را باعث متزلزل کردن اوضاع در این سازمان بیمه ای قلمداد می کنند. اما واقعیت های موجود چیست؟
واقعیت این است که سازمان تامین اجتماعی در ایران تنها شعار استقرار امنیت و عدالت اجتماعی سر می دهد، در حالیکه در بسیاری از شاخص هایی که منجر به برقراری عدالت و امنیت اجتماعی می شود، لنگ می زند. با تداوم وضعیت فعلی اقتصادی کشور، حتی در شرایط رشد محتمل حدود 5 درصد در سال، باز هم حجم جمعیت آسیب پذیر کشور در سال 1400 خورشیدی، بسیار قابل توجه برآورد می شود. این در حالی است که بر اساس پیش بینی مرکز آمار ایران، جمعیت کشورمان تا سال 1400، به مرز 101 میلیون و 600 هزار نفر خواهد رسید که از این تعداد 5/19 میلیون خانوار در شهرها ساکن خواهد بود که جمعیتی بالغ بر 70 میلیون نفر را تشکیل خواهند داد. اما نکته تلخ آمارهای واقعی گویای این مساله است که سهم دهک فقیر جامعه از کل درآمد کشور در مناطق شهری، تنها 5/2 درصد خواهد بود!
به بیان دیگر به نظر می رسد که در آینده، دولت از یکسو مواجه با فشارهای فزآینده وسیع اجتماعی ناشی از گسترش طبقه متوسط برای «کامل و کافی» کردن پوشش تامین اجتماعی خواهد بود و از دیگر سو، تامین منابع مالی لازم برای پاسخ به این خواسته از بودجه عمومی و از تولید ملی نسبتا محدود کشور در شرایط افزایش جمعیت و افزایش شهرنشینی بسیار مشکل خواهد بود.
با همه اینها آنچه اینک توسط مقام های بی مسئولیت در سازمان تامین اجتماعی انجام می شود فرافکنی و یا فرار به جلو مدیران بی طرح و برنامه در این سازمان بیمه ای است. مدیرانی که ید بالایی در استفاده از واژگان تبلیغاتی مانند «مدیریت هوشمندانه و خلاقانه» دارند. در همهمه این نمایش خسته کننده و کشدار قربان صدقه گفتن برخی وابستگان و دلبستگان مرتضوی برای این مدیریت هوشمندانه و خلاقانه(!)، آنچه در عمل شاهد آن هستیم مشکلات فراوان مردمی است که هر روز در بسیاری از شعبه های تامین اجتماعی غرب و شرق تهران بزرگ برای بیمه شدگان و مستمری بگیران ایجاد شده و می شود. بیمه شدگانی که در شعبه های شلوغ تامین اجتماعی در صف های آزاردهنده، شخصیت و کرامت شان دستخوش تصمیم های شبانه و احساسی مدیران بی طرح و برنامه می شود. از توقف ثبت نام بیمه کارگران ساختمانی تا افزایش بی رویه حق بیمه های دریافتی بویژه در بحث بیمه های اختیاری و حرف و مشاغل. گویی مردم هیچ گونه خرج دیگری در زندگی شان ندارند و باید همه هست و نیست خود را آتش زده و به جیب سازمان تامین اجتماعی سرازیر کنند. البته مقام های تامین اجتماعی هم به خوبی بلد هستند تا قدر این محبت مردم را داده و از خجالت شان درآیند. امیدواریم آنچه در شرکت رفاه گستر اتفاق افتاده است شایعه ای بیش نباشد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com