صفحه نخست

بولتن ۲

اقتصادی

اجتماعی

بولتن2

ورزشی

عکس

فرهنگ و هنر

IT

صفحات داخلی

کد خبر: ۱۳۵۵۶۶
تعداد نظرات: ۱۴۸ نظر
تاریخ انتشار: ۲۴ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۰
شهید محلاتی به من گفت: برو اندیمشک حاج همت را شناسایی ‌کن و بعد برو بیمارستان نجمیه، به رئیس بیمارستان دستور دادیم به هیچ کس خبر شهادت را اعلام نکند.
 به گزارش بولتن نیوز به نقل از فارس، شهید محمد ابراهیم همت روز دوازدهم فروردین 1334 در شهر رضا به دنیا آمد. حاج همّت در خرداد 1359 برای مقابله با ضد انقلاب به کردستان اعزام شد. محمد ابراهیم مدتی به عنوان مسئول روابط عمومی سپاه پاوه مشغول بود و پس از مدتی به عنوان فرمانده سپاه پاوه به جنگ پرداخت.

شهید همت به همراه حاج احمد متوسلیان به دستور فرمانده کل سپاه مأمور تشکیل تیپ محمد رسول الله(ص) شدند. حاج احمد به عنوان فرمانده تیپ و شهید حاج همت به عنوان مسئول ستاد تیپ فعالیت می کردند.

پاییز سال 1360 حاج همت به همراه تنی چند از سلحشوران جنگ و از جمله حاج احمد متوسلیان به سفر روحانی حج مشرف شدند. محمد ابراهیم در عملیات مسلم بن عقیل و محرّم با مسئولیت فرمانده قرارگاه فعالیت می‌کرد. او در مدّت فرماندهی تیپ محمد رسول ا...(ص) که بعد به لشکر 27 تبدیل شد در چندین عملیات به صورت خط شکن وارد شد. شهید همت سر انجام در عملیات خیبر که در اسفند 1362 آغاز شد به فیض شهادت نائل شد.

آنچه می‌خوانید گفتگویی است با باقر شیبانی یکی از نیروهای قدیمی لشکر 27 محمد رسول الله(ص) که خاطراتش را از شهید محمد ابراهیم همت اینگونه تعریف می‌کند:

 

شهید محمد ابراهیم همت

*روایتی کوتاه از عملیات خیبر

اسفند سال 62 بود که از طرف قرارگاه به شهید همت، فرمانده لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص) دستوری داده شد. آن ماموریت در واقع انجام عملیات خیبر بود. دو گردان از 48 ساعت قبل پشت مواضع دشمن جای گرفتند. طبق برنامه قرار بود یک گردان جزیره مقابل‌شان را بزنند و به طرف جزیره جنوبی بروند، یک عده دیگر هم در طلائیه عمل کنند. سرانجام دست به دست هم بدهیم تا بتوانیم جاده بصره را تصرف کنیم و به سمت آنجا حرکت کنیم که موفق نشدیم به این هدف دست پیدا کنیم.

دو گردان هم متاسفانه برنگشت، فلذا حاج همت دستور داد علی رغم ضعیف شدن نیروها برویم جزیره را حفظ کنیم.

حاجی به من گفت: برادر برویم در جزیره. سوار قایق شدیم، در حالی که کسی هم ما را نمی‌شناخت. رفتیم پیش شهید حمید باکری تا نسبت به موقعیت خط توجیه شویم، جلسه تا شب طول کشید. موقع برگشت حاجی به من گفت: تو نیاز نیست بیایی من می‌روم بچه‌ها را می‌فرستم پیش تو، ببرشان نقطه‌ای که قرار است مستقر کن. ما در جزیره خیبر جایی نداشتیم. گردان‌ها که آمدند با فاصله سه کیلومتر از هم به فرمانده‌ها معرفی می‌کردیم.  

اولین نفرات شهیدان عباس کریمی، سعید مهتدی، حسن قمی و سعید سلیمانی بودند که قرار شد من توجیه‌شان کنم تا فردا که گردان‌ها آمدند سر در گم نشوند. 

ما جزیره را تحویل گرفتیم در حالی که از لحاظ امکانات صفر صفر بودیم. با همه این احوال با شهید باکری خیلی همکاری داشتیم. شهید باکری با شهید همت خیلی رفیق بودند. اصلاً در سنگر نبودیم، چند تا آلاچیق بود که عرب‌ها زده بودند برای سایبان، با برادر رضا پناهنده که با ما آمده بود و همانجا هم شهید شد و بچه موتورآب سراسیاب بود می‌رفتیم زیر آنها. ما خط را که تحویل گرفتیم گردان‌ها شروع کردن به آمدن.

به خاطر کمبود قایق می‌دیدم گروهان یک آمده ولی گروهان دو مانده روی زمین. در این موقعیت مجبور بودم بچه‌ها را ستون کنم و بدهم دست حاجی، و حاجی هم ستون می‌کرد و می‌فرستاد خط. کار ما در آن مقطع همین بود. ماموریت حاجی به نیروها فقط حفظ جزیره بود و اینکه یک گردان تقویت شده سازماندهی شده دشمن را هم زمینگیر کنیم. باید تا عمق 14 کیلومتر می‌رفتیم داخل مواضع. تاکتیک دشمن این بود که آنها روز ما را می‌زدند و ما شب جوابشان را می‌دادیم.

عراق تاکتیکش مانند جنگ جهانی اول بود. به این صورت که اگر یک گردان از لشگر منهدم می‌شد کل لشگر را عقب می کشیدند برای سازماندهی و یک لشگر دیگر جایگزین می‌کردند و این خود زمان‌بر بود. هر چه هم تلاش کنند این کار نصف روز زمان می‌برد.

کار شبانه‌روزی ما هم این بود که هر گردان را ما روز می‌رساندیم دست حاجی و ساماندهی می‌کردیم در کانال‌ها و آماده می‌شدند که شب بزنند به خط و دوباره فردا صبح گردان دوم را به کار می‌گرفتیم. در خط‌مان برادر عباس کریمی و شهید موسوی و سلیمانی و حسن قمی و حسن ترابیان حضور داشتند. اینها در خط بودند، یل‌هایی که هر کدامشان یک فرمانده لشکر بودند، کادر حاج همت بسیار قوی بود ولی وقتی یک گردان شکست می‌خورد و بر می‌گشت به شدت بر روحیه بقیه تاثیر می‌گذاشت و باید 48 ساعت وقت می‌گذاشتیم برای ساماندهی مجدد. حدود 15 روز حفظ جزیره اینگونه دست ما بود.

شهید عباس کریمی

*مانعی که توجه شهید همت را جلب کرده بود

سه روز مانده به شهادت حاج همت، شهید اکبر زجاجی که معاون حاجی هم بود به شهادت رسید. من ایشان را آوردم عقب. در همین حین بین راه سنگر شهید باکری که تقریباً‌ مقر ما نیز شده بود و خط، حدود 3 کیلومتر فاصله وجود داشت، در این جاده یک گرده ماهی بود با حدود 150 متر برآمدگی که لودر هم نتوانست آن را برداشته و جاده را هم‌سطح کند. بنابراین مجبور بودیم این 150 متر را با سرعت تمام بگذرانیم با توجه به اینکه ماشین‌مان می‌آمد بالاتر از خاکریزها.

حاج همت که این وضع جاده را دید بسیار سفارش کرد تکلیف این منطقه باید روشن شود. بعد با اشاره به یکی از تانک‌های دشمن که مقابل این گرده ماهی بود گفت: این تانک را ببین، این تانک می‌آید روی این برآمدگی و بچه‌های ما را می‌زند، چون روی این ارتفاع کاملا به خط ما اشراف دارد.

به شهید همت گفتم: یعنی تانکش را بزنیم؟

گفت: نه. این کار را نمی توانیم بکنیم چون آنها به اندازه نفر ما تانک دارند و تازه اگر شلیک کنیم نقطه زدنمان را شناسایی می‌کنند ولی خودمان باید در رفت و آمد مراعات کنیم. 

شهیدان مهدی و حمید باکری

*خبری که با شنیدن آن همت به پیشانی‌اش زد

در شرایطی که زجاجی شهید شده، عباس کریمی و سعید مهتدی و حسن قمی هم در خط بودند عزیز جعفری(فرمانده فعلی کل سپاه پاسداران) که فرمانده قرارگاه آن منطقه بود و 5، 4 کیلومتر با خط ما فاصله داشت تماسی با حاج همت گرفت. بعد از قطع تماس دیدم محمد ابراهیم دستش را زد به پیشانی و گفت: حضرت امام دستور داده جزیره باید حفظ شود. بعد رو به من ادامه داد: برادر شیبانی این دومین بار است که حضرت امام دستور می‌دهند مکانی باید حفظ شود؛ اولین بارش تنگه چذابه بود که بر اثر امر ولایت حضرت امام حفظ شد.

*دلیلی که امام(ره) برای حفظ تنگه چزابه داشتند

موقعیت تنگه چذابه بسیار سخت بود زیرا از سمت چپ زمین رملی و از راست هم آب بود، از طرف دیگر یک جاده‌‌ی آسفالته‌ای هم پیش رویمان بود که دو ماشین سنگین به زور می توانستند از آن عبور کنند. در این موقعیت دشمن هم سینه به سینه می‌جنگید تا تنگه را بگیرد اما سر انجام نیروهای ما موفق شدند به لطف خدا چزابه را حفظ کنند.

حاج همت بعد از صحبت با عزیز جعفری گفت: وقتی تنگه حفظ شد متوجه نشدیم حضرت امام (ره) آن موقع برای چه روی این منطقه تاکید داشتند تا اینکه فتح‌المبین شروع شد الان هم شاید متوجه تاکید بر حفظ خیبر نشویم که چه چیزی پشت این کار است؟

*پیغام سه بسیجی برای حاج همت

با شنیدن دستور حاج همت به نیروها و حفظ جزیره سه تا از بچه‌های باقرآباد ورامین آن شب آمدند در چادر ما و با حالت پرخاشگری گفتند حاج همت کجاست؟! 

گفتم: چه کارش دارید؟

گفتند: باید به خودش بگوییم.

حاجی آنجا بود و آنها ایشان را نمی‌شناختند. محمد ابراهیم رو کرد بهشان و گفت: بگویید من به خودش می‌گویم.

یکی از آنها گفت: ما دیشب ده یازده کیلومتر زدیم به عمق خط دشمن، آخر سر همت به ما می‌گوید عقب‌نشینی کنید، یعنی چه؟!

آنها سه چهار درشت هم گفتند که به حاجی بگوییم.

حاجی گفت: چشم. همه اینها را می‌گویم ولی شما بدانید تکلیف بالاتر از اینهاست.

*آخرین دیدار

سه روز بعد با حاجی آمدیم نزدیک سنگر شهید حمید باکری، حمید از سنگر آمد بیرون و با شهید همت صحبت‌هایی کرد. سپس حاج همت به من گفت: خط را امشب باید تحویل بدهیم به لشکر قاسم سلیمانی. برادر سلیمانی هم در همین قرارگاه نشسته بود و تبادل‌نظر کردند.

نشانی دو نفر را دادند که می‌آیند برای گرفتن خط، شهید همت نشانی مرا هم به آنها داده بود. بعد از توجیه من گفت: می‌روم پیش برادر عزیز، شما هم که خط را توجیه کردی بیا آنجا. این آخرین دیدار من و شهید همت بود.

شهید میرافضلی (نفر وسط)

*حاج همت هنگام شهادت ترک موتور چه کسی بود؟

شهید باکری به همت گفت: حاجی تو خط‌ شما چندتا نیرو هست؟ 

حاج همت دو دستش را به هم زد و گفت: هیچی، 12 نفر.

شهید باکری گفت: دوازده نفر؟!

حاجی گفت: من، عباس کریمی، حسن قمی، سعید و 9 تا هم بسیجی دارم. 

شهید باکری با حاجی راه افتادند به سوی قرارگاه. قبل از این موضوع که بعداً‌ من متوجه شدم، گویا قاسم سلیمانی و حاج همت که با هم صحبت می‌کنند، حاجی می‌گوید: شما اگر به اندازه یک دسته نیرو به من بدهی، خوب است. 

قاسم سلیمانی به یکی از فرمانده گردان‌های بسیار شجاعش که شهید میرافضلی باشد، می‌گوید: یک گروهان به حاجی تا شب برسان.

میرافضلی هم پیرو این دستور، شهید همت را می‌نشاند ترک موتورش و می‌روند سمت خط. زمانی که می‌خواهند از گرده ماهی عبور کنند دشمن آنها را می‌زند.

*اولین کسی که همت را بعد از شهادتش دید من بودم

اولین نفری که بعد از شهادت آنها را دید من بودم.  بچه‌های اطلاعات لشکر قاسم سلیمانی آمدند پیشم و من هم دست آنها را گذاشتم در دست سعید، عباس کریمی و حسن قمی. خط را طبق برنامه برایشان توجیه کردیم.

زمانی که خواستم بروم قرارگاه پیش حاج همت در راه رضا پناهنده را دیدم. به رضا گفتم: بیا برویم قرارگاه حاجی با من کار دارد.

از گرده ماهی که رد شدیم دیدم دو تا جنازه افتاده وسط جاده. به رضا گفتم بیا یک ثواب کنیم، سینه‌خیز برویم این دو تا شهید را بکشیم کنار، آمبولانس‌ها تند می‌روند و نمی‌بینند، ممکنه از رویشان رد شوند، آن وقت شناسایی‌شان مشکل می‌شود. 

(اصلا به ذهنم نمی‌رسید حاجی شهید شده باشد)

با رضا سینه‌خیز رفتیم دیدیم یکی از آنها صورتش کاملا از بین رفته و فقط موهای پشت سرش سالم است. یکی دیگر هم کتف و دستش نیست. خیلی داغان شده بودند. آنها را کشیدیم تا لب چاه نفتی که دو سه متری گود بود. دوباره سینه‌خیز خودمان را به موتور رساندیم و به سمت قرارگاه حرکت کردیم.

*خبری که شهید محلاتی دستور داد پخش نشود

وقتی رسیدیم برادر عزیز در چرت و بیداری دستش زیر سر و خوابیده بود. من را می‌شناخت، گفتم: سلام، برادر! حاجی آمد اینجا؟

گفت: نه برو از برادر باکری بپرس.

حمید هم گفت: آمد و رفت.

شهید باکری شنیده بود حاجی شهید شده ولی به من نگفت. 

دیدم بچه‌ها با هم پچ پچ کردند ولی متوجه نشدم قضیه چیست؟ فردا ظهر یکی از بچه‌های سپاه آمد و گفت: برادر شیبانی بیا، آقای هاشمی‌رفسنجانی تو را می‌خواهد؟

گفتم: برای چه؟ نمی‌دانست.

با ماشین تویو‌تا رفتم قرارگاه، شهید محلاتی هم آنجا نشسته بود، به ایشان سلام کردم و گفت: بنشین.

وقتی نشستم گفت: برادر شیبانی حاج همت شهید شده، بچه‌ها هم نتوانسته‌اند شناسایی‌اش کنند.

با شنیدن این حرف یکدفعه فکرم رفت به دو شهید دیروز که نزدیک گرده ماهی دیدیم. خیلی ناراحت شدم.

گفتم: من الان چه کنم؟

ایشان گفت: اینها را بردند اندیمشک. (آنجا کارخانه‌ای متروکه بود که شد معراج شهدا) تو برو آنجا حاجی را شناسایی ‌کن بعد برو بیمارستان نجمیه، به رئیس بیمارستان دستور دادیم به هیچ کس خبر را اعلام نکند. (من یک اشاره‌ای کردم که قوی‌ترین لشکر عراق در خطی که حاجی حضور داشت قرار داده می‌شد، یعنی دشمن اگر می‌فهمید که حاجی شهید شده راحت می‌آمد جلو و روحیه می‌گرفت و چه بسا جزیره را تصرف می‌کرد، برای همین تدبیر آقایان هاشمی و شهید محلاتی و محسن رضایی این بود که شهادت حاج همت را فعلا مخفی نگه دارند.)

 

*چگونه پیکر حاج همت شناسایی شد

من با همین ماشینی که آمده بودم، آمدم لب آب و با قایق‌ از جزیره رد شدم و با ماشینی دیگر رفتم اندیمشک. وقتی رسیدم معراج با یک صحنه بسیار بسیار بدی مواجه شدم. آن صحنه کربلای خانم حضرت زینب(س) را در ذهنم تدایی کرد. البته ما کجا و آن بانو کجا؟! ولی حس کردم تاریخ تکرار شد، زمانی را دیدم که حضرت زینب(س) دست خالی به مدینه برمی‌گردد؛ چه اتفاقی می‌افتد؟ 

جسمی که می‌گفتند ممکن است حاجی باشد بی جان جلویم بود. کل لشکر هر وقت حاجی را می‌دیدند نوکری همراهش بود، حالا نوکر هست و حاج همت همراه او نیست.

چون پیکر حاجی قابل شناسایی نبود همه منتظر بودند تا من بیایم. وقتی رسیدم لب کانتینر یک وضع بدی بود، کاش دوربینی بود فیلمبرداری می‌کرد. همه گریه می‌کردند. 

رفتم داخل و وقتی جسم او را دیدم گفتم این حاجی است، همه گفتند: نه این حاجی نیست.

با تاکید گفتم: این حاجی است. به آقای عبادیان گفتم: مگر تو دوتا بادگیر سبز به من ندادی گفتی یکی را تو بردار و یکی را حاجی بردارد؟ مگر دو تا عرق‌گیر عنابی ندادی یکی به من و یکی به حاجی؟ مگر دو چراغ قوه به ما ندادی و ...

گفت: چرا.

 بعد یقه محمد ابراهیم را باز کردم، عرق‌گیر را دیدم و گفتم: این عرق‌گیر حاجی است. چراغ قوه را هم از جیبش درآوردم و یکدفعه زدم زیر گریه و دوباره گفتم: حاجی است! 

*رفتن به بیمارستان نجمیه

به سفارش شهید محلاتی که گفته بود شهید همت را بدون سر و صدا می‌بری بیمارستان، پیکر شهید همت را با خودم بردم.

به شهید محلاتی گفته بودم یک نفر را هم همراهم می‌برم تا در راه تهران خوابم گرفت، او کمکم باشد. این موضوع را به آقای عبادیان گفتم، ایشان هم یک آمبولانس خیلی تمیز داد و یک بچه بسیجی تقریباً‌ 16، 15 ساله که همراهم بیاید.

(مدتی پیش که جریان شهادت حاجی را در وزارت کشور تعریف کردم این بسیجی که الان حدود 50 سالش است آمد دیدمش)

خلاصه قرار شد در ایستگاه حسینی دوکوهه توقف کنم تا بچه‌ها با حاجی وداع کنند. همه آمدند و عکس هم گرفتند.

حاج کوثری نماینده فعلی مجلس، آن زمان در منطقه ده جزو بچه‌های طرح و عملیات بود. که با حاجی هم ارتباط داشت. ایشان در عملیات قبل زخمی شده و در بیمارستان نجمیه روی ویلچر می‌نشست. ساعت 5/1 شب رسیدم به بیمارستان نجمیه.

یک بسیجی دم در بود، سرش را کرد داخل و گفت: حاج همت را آوردی؟

گفتم: حاج همت کیست؟

گفت: رئیس بیمارستان منتظر او هستند.

گفتم: نه من مجروح دارم. رفتم داخل دیدیم در صحن بیمارستان، رئیس بیمارستان و دکترها هستند و حاج کوثری هم با ویلچر آمد پایین یک جمع 50، 40 نفری آنجا جمع شدند و یک مقدار گریه کردند و حاجی را گذاشتند در سردخانه.

*سخنرانی شیخ حسین انصاریان در تشییع حاج همت

من در ارتباط بودم با رئیس بیمارستان که اگر اتفاقی افتاد به من بگوید و خودم رفتم خانه. روز سوم که پنجشنبه هم بود به من زنگ زدند و گفتند: صبح می‌خواهیم حاجی را تشییع کنیم. از مسجد حضرت امام در چهار راه مولوی مراسم شروع می‌شد.

برادر‌های حاج همت آمده بودند تهران برای تحویل جنازه.

من رابط شیخ حسین انصاریان بودم با لشکر، چون از قبل از انقلاب با شیخ حسین رفیق بودم. وقتی عملیات می‌شد حاج همت به من می‌گفت: شیخ را بیاور برای بچه‌ها سخنرانی کند.

ایشان هم می‌پذیرفت و در گردان‌ها جنگ‌های پیغمبر و امامان را تعریف کرده و بچه‌ها را به لحاظ روحی شارژ می‌کرد.

شیخ حسین وقتی خبر شهادت را شنید گفت برای تشییع من را خبر کنید. ایشان را هم خبر کردم و آمد. ساعت 7، 6 صبح خیابان جنوب پارک شهر، که الان معراج شهدا است رسیدیم. خیلی تشییع جنازه شلوغی بود. بعد از تحویل حاجی یک سر رفتیم اصفهان و در نماز جمعه آنجا هم تشییع شد و بعد بردیمش به قمشه اصفهان.

شهید اکبر زجاجی معاون شهید همت

*دیدار شهید زجاجی و شهید همت پس از شهادت

شهید زجاجی که سه روز قبل از حاج همت شهید شده بود جنازه‌اش را اشتباهی فرستاده بودند مشهد و هنوز خبری از ایشان نبود. پدرش که من را هم می‌شناخت تا دید یقه‌ام را گرفت، گفت: همت را آوردی پسر من را گم کردی؟! جو بسیار نامناسبی بود و همه زجاجی را از من می‌خواستند. گفتم: من او را تا لب آب می‌توانستم بیاورم. 

بعد از تشییع در معراج شهدای اصفهان، من داشتم جنازه‌ها را نگاه می‌کردم، یک دفعه دیدم زجاجی، در معراج شهدای اصفهان است. گفتم: این دو باز همدیگر را پیدا کردند.

شهید زجاجی تحویل پدر و اقوامش شد که این باز خودش بساطی به پا کرد. قرار شد من شبانه بیایم پیش شیخ حسین انصاریان و ایشان حاجی را بگذارند در قبر. من با شیخ حسین تماس گرفتم خانه‌اش در خیابان ایران بود، گفت: من نماز صبح خواندم لباس پوشیده و آماده‌ام. رفتم و ایشان را هم بردم. حاجی دفن و برای همیشه روزی خور دستگاه خدا شد.

گفتگو : زهرا بختیاری

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظرات بینندگان
محمد
|
|
۱۹:۳۴ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۵
درود بر مردان بزرگی چون همت و شهدای والامقام
خصوصیت بارز چنین شهدایی اخلاص بالای آنا ن بود
امید که ما هم اخلاصی مانند این شهدا داشته باشیم
الناز سربازی
|
|
۲۳:۲۰ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۱
سلام مرسی خیلی باحال بود...تا حالا اینارو نشنیده بودم...من عاشق ابراهیم همت عزیزمم خداییش...دوسش دارم و انشالا امشب پیش امام حسین عزیزم باشه و ما رم دعا کنه:) این وبلاگمه...شما رو لینک میکنم با اسم همین تاپیک...شمام منو لینک کن...نیازی نیس وبمو پنهان کنی آجی...چون چیز شخصی ندارم توش
Http://elnazsarbazi.blogfa.com
پاسخ ها
مریم
| |
۲۰:۱۳ - ۱۳۹۳/۰۷/۱۴
شهید
همت
دوستم
من
است
من
اوراخیلی
دوست
دارم
روح اله
|
|
۰۰:۴۶ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۷
باسلام وهزاران درود
نمی دونم چی بگم جز اینکه یه تشکر ویژه به خاطر پخش این تصاویر و این نوشته ها خیلی سخت وقتی دانسته نادان میشوم از این به بعد کار ماست شناسایی راز گل سرخ یا حق موفق باشین
رضا
|
|
۰۸:۳۹ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۷
بخدا شرمنده همه شهداء هستیم
محمد
|
|
۲۲:۲۲ - ۱۳۹۲/۰۸/۱۲
شهیدعزیزم عاشقتم
یه خاطره برای اینکه خستگیتون رفع بشه.
برای اولین بار که تازه شهیدهمت روشناخته بودم رفتم بهشت زهرا ومزارشهیدهمت رو پیداکردم وخیلی گریه وزاری و...... اما بعدها فهمیدم که مزارایشون تواصفهانه......راستی این روهم بگم که آشناشدنم باشهید همت رو مدیون برنامه روایت فتح تودهه 70 هستم که همسر دلاور شهید ازخاطرات می گفتندواین بود که شهید همت شد اگوی زندگیم.
پاسخ ها
زهرا کرد
| |
۱۶:۳۰ - ۱۳۹۴/۰۳/۱۲
به خدا قسم هیچ چهره ای برای من قشنگ تر و واقعی تر از چهره ی شهدا نیست وقتی نگاه به چهره ی شهدا میکنم احساس زندگی میکنم
غزاله
|
|
۱۱:۵۰ - ۱۳۹۲/۰۹/۳۰
تحت تاثیر ترین داستانی بود که خوندم
پاسخ ها
بچه رزمنده
| |
۱۰:۴۱ - ۱۳۹۳/۱۲/۱۳
بنام خداسلام علیکم ؛ سرکارخانم ؛ داستان وافسانه من روسیاه هستم وشمای نظردهنده - نه این شهدااینها واقعیتند ؛تاریخ اینهاهستند ؛ماهاخودم رامی گویم افسانه ای بیش نیستیم والسلام
کیانی فر
|
|
۰۱:۵۹ - ۱۳۹۲/۱۰/۱۰
باسلام وتشکرازمطالب آموزنده شما، انشاءالله ماهم دراطاعت ازرهبری
ودفاع ازآب وخاکمان یک حاج همت دیگر،یک حاج احمدمتوسلیان وووو..... دیگرباشیم.یاحق
عاطفه
|
|
۰۰:۴۳ - ۱۳۹۲/۱۰/۱۲
من شهید همت از طریق یه داستان آشنا شدم و از ان روز به بعد ارادت خاصی به این شهید دارم. وقتی اسمشو میشنوم یه حال خاصی دارم
بسیجی
|
|
۱۹:۲۱ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۵
درود خدا بر شهید اسلام
باران
|
|
۱۵:۱۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹
نميدونم چرا وقتي اسم شهيد همت مياد تمام بدنم ميلرزه فك كنم از شكوه و عظمتشه يادش بخير خيلي بهش اردت دارم اونم از نوع خاصش
حسين
|
|
۲۳:۱۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۴
چهره و نام اين شهيد برايم گيرايي عجيبي دارد . دليل ماندگاري ايران و انقلاب بخاطر وجود اين اسطوره هاست . بقدري ياد و عظمت دارد كه كلمات نمي توانند حق مطلب را ادا كنند .
مهدی
|
|
۱۲:۳۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۶
سلام درود خدا بر شهدای عزیز سلام و ادای احترام به خانواده شهدا
احمد
|
|
۱۲:۴۳ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۸
فقط میتونم بگم شهدا شرمنده ایم خصوصا سر فتنه ی 88
ایمان
|
|
۱۸:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۱/۳۰
شهدا شرمنده ام تا قیامت به فریاد ما برسید
ایمان
|
|
۱۹:۰۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۱
سید شهدا روز قیامت به فریاد ما برسید: خدایا شما را به حق امام زمان وحضرت فاطمه زهرا روح همه را شاد بفرما شهدا همه شما را دوست دارم
ایمان
|
|
۰۸:۲۶ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۲
درود خدا بر شهید همت دوست دارم شهید با خدا بی ادعا
ناشناس
|
|
۰۸:۴۱ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۳
خدایا روح پاک تمام شهیدان را شاد معطر بفرما شفاعت رااز تمام شهدا روز قیامت خواستارم :شهدا شرمنده ام که مسئولین به فکر راحتی مردم نیستند شب می خوابند روز یک قانون اجرا میشود خدایا همه را به راه راست هدایت بفر ما
ناشناس
|
|
۰۸:۱۲ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۴
سلام شهیدان هشت سال دفاع مقدس دوستان دارم اگر شما نبودید از جان خودتان گذشتید الان مسئولین ومردم راحت زندگی میکنند یا امام زمان روح شهیدان را در نزد خداوند پاک معطر بفرما مسولین رابه راه راست هدایت بفرما که به فکر مال اموال بیت مال برای خودشان نباشند
حمیدی
|
|
۱۱:۲۵ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۹
صادقانه بگم
وقتی عکس شهید(همت)رو میبینم
تمام غم هام فراموش میشه
پاسخ ها
خادم الشهداء
| |
۱۷:۱۲ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۸
سلام
یکی از زیباترین نظراتی بود که در مورد شهید همت خوندم

خدا حفظتون کنه
یا علی
گمنام
|
|
۱۰:۳۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۶
ای شهید راهت را ادامه خواهیم داد.
حميدرضاقربانيان
|
|
۱۵:۵۷ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۸
ﺧﻴﻠﻰ.ﺧﻮﺏ.بود
حميدرضاقربانيان
|
|
۱۶:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۸
ﺷﻬﺪﺍﺷﺮﻣﻨﺪﻩ.ﺍﻳﻢ.
جواد شهربابک
|
|
۱۵:۴۱ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۹
شهداشرمنده اایم
بهار
|
|
۱۸:۱۸ - ۱۳۹۳/۰۴/۳۰
یا شهید میشه ما رو با خوذت ببری خسته شدم.
محمد حسین مسلمی
|
|
۱۶:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۵/۰۷
شهدا ما شرمنده وروسیاهیم . شما را به خدا قسم میدهم شفیع ما باشید
محمد حسین مسلمی
|
|
۱۶:۳۵ - ۱۳۹۳/۰۵/۰۷
شهدا ما شرمنده وروسیاهیم . شما را به خدا قسم میدهم شفیع ما باشید
وحید
|
|
۰۰:۰۸ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۴
سلام،پدرم تمامی این مراحل را و ذره ذره جزئیات را برایم تعریف کرده....شهید همت عزيز در شهر ماست و پدرم یکی از همان بسیجیانی بوده كه در خیبر با ایشان کار کرده....
وحید
|
|
۰۰:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۴
سلام،پدرم تمامی این مراحل را و ذره ذره جزئیات را برایم تعریف کرده....شهید همت عزيز در شهر ماست و پدرم یکی از همان بسیجیانی بوده كه در خیبر با ایشان کار کرده....
ناشناس
|
|
۱۱:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۹
خانوم شهید همت میگه همیشه به حاجی میگفتم اگه بدون من بری سرتو میبرم ولی وقتی برگشت سری در کارنبود
ناشناس
|
|
۱۷:۳۳ - ۱۳۹۳/۰۵/۳۱
خداحق شهدارابرماحلال کند
یاعلی
بچه ی جانباز
|
|
۱۰:۵۲ - ۱۳۹۳/۰۶/۰۵
خدایا شرمنده ی وجودم هستم .خدایا دیده فروبسته ام از خاکیان تاببینم جلوه افلاکیان فقط شرمندام
نسیم
|
|
۱۳:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۶/۰۶
درود بر روان پاک شهدای دلاور 8 سال جنگ تحمیلی ...
امروز ناخن انگشت پام با گوشت کنده شد،درد داشت، نالیدم!
اما ناگهان یادم اومد چه تن ها و جان ها که خالصانه در طبق اخلاص نهاده شد و تقدیم شد و دریغ از شکوه و گلایه ای ...
بهشت برین و مهر یزدان نثار شما شیرمردان عرصه های نبرد ...
گمراه
|
|
۱۸:۰۰ - ۱۳۹۳/۰۶/۰۸
ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﭼﺸﻤﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺷﻬﯿﺪ ﻫﻤﺘﻢ ﺍﺯﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯿﮑﺸﻢ ﺣﺘﯽ ﻋﮑﺴﺎﺷﻢ ﻋﺸﻖ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﺭﻭ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﻩ ﻣﻦ ﺍﯾﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺎﺑﺎﯾﯽ ﺧﻄﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﻓﮑﺮﻣﯿﮑﻨﻢ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻥ ﭘﺪﺭﯼ ﺍﯾﻨﭽﻨﯿﻦ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ
صغرا
|
|
۱۹:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۶/۰۹
شهدا شرمندایم
کیانوش انوشه
|
|
۲۳:۵۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۲
شهدا چراغ راهمان را روشن کردند.خدایا یاریمان کن به بیراهه نرویم و این چراغ را همچنان روشن نگهداریم.......سپاسگزارم از توجه تان. به این گنجینه های با ارزش
مجید
|
|
۲۲:۱۸ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۴
خدا کنه اون دنیا شفاعت مارو بکنن..شهید همت..شهید جهان آرا....و هزاران فرشته دیگر..درود به روح مطهر و پاک شهیدان..
سهیلا
|
|
۰۹:۳۰ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم . شهدا زنده اند . امیدوارم چراغ راهمون باشند و ما خطا کار هارو دعا کنند که به راه راست هدایت بشیم . ماشرمنده و روسیاه این شهدا هستیم . امید وارم مار را به بزرگواری خودشون ببخشند
جانباز بی نام
|
|
۱۵:۲۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۱۱
بنده از نیروهای ایشان هستم و بعداز شهادت ایشان جانباز شدم و هنوز هم در بستر جانبازیم خداوند به همه شهدا رحمت کند ما ماندیم شرمنده شهدا هستیم
صادق
|
|
۲۰:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۱۴
سلام ، شهدا زنده اند واقعا 8 سال جنگیدن کار مردان بزرگی چون شهیدان است ومن عاشق شهدا هستم بخصوص شهید مهدی وحمید باکری وهمت وخرازی ، درجه شهدا عالی است انشاالله که متعالی وبا مولای مردان حضرت امام علی (ع) محشور شوند وخدا که بحق شهدا تمام جوانان ایرانی عاقبت بخیر شوند ، ومن از تمام رزمندگان خداوند منان علو درجات را خواستارم التماس دعا
امیر
|
|
۱۱:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۱۷
شادی روح تمام شهدا صلوات
جمال
|
|
۲۲:۱۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۱۷
واقعا ممنونم .درود بر شهيدان راه خدا
سپیده
|
|
۱۴:۵۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۲۱
زيارت شهدا دعوت به يک ميهماني است
يادمان ياران دوکوهه از ابتداي سال 1392 توسط تعدادي از جوانان منطقه 18 تهران (مسجد حضرت صاحب الزمان"عج"- بلوار معلم) جهت نشر فرهنگ دفاع مقدس و شناخت و ترويج معارف عاشورايي در سيره شهداء بنيان نهاده شد و تا امروز به صورت منسجم و منظم با استعانت از درگاه فيض الهي و عنايات خاصه شهيدان والامقام به فعاليت پرداخته است. ..
ناشناس
|
|
۱۶:۰۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۲۳
من چند سال پيش چگونه شهيد شدن شهيد همت را شنيده بودم وازان موقع ارادت خاصي به اين شهيد عزيز دارم واز خدا در خواست ميکنم ماروشرمنده شهدا نکند
ناشناس
|
|
۱۱:۱۹ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۹
چرا چنین شخصیتهای رو برا ما جونها معرفی نمی کنن . ساعتها برنامه تلوزیون رو برا چیزهای الکی میزارن ولی برای این شهدای انقلاب هیچی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یک دوست
|
|
۱۷:۰۸ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۳
من حاجی رو دوست دارم
شیدا
|
|
۲۰:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۸
من خیلی دوسش دارم
دلشکسته
|
|
۰۸:۰۸ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۰
سلام شهید همت.دیشب میخواستم انشایی درمورد شهدا واسه دخترم بنویسم. اما یهو نتم قطع شد.تا اینکه امروز تا گوشیمو نگاه کردم.با عکس مظلوم ونورانی شما روبه رو شدم.یک حال خاصی شدم. از ته دل کمک خواستم. امیدوارم واسطه ی منو خدا بشین. ..
غلامرضا
|
|
۲۱:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۱
درودبه روح پاک شهیدهمت
ناشناس
|
|
۱۸:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۲
هفته گذشته با دانش آموزانم رهسپار ره نور شدیم در مقر دوکوهه مستقر شدیم در حسینیه شهید همت (عجب صفایی دارد) نماز خواندیم وبه اتفاق بعد از نماز مغرب وعشاء به جایگاه عاشقی شهید همت ویارانش زیر آسمان مهتابی (گردان تخریب ) رهسار شدیم نمی دونید چه صفایی داشت باری دیگر شهید همت روح پاکش شاد باد مارا با دنیای عاشقی آشنا کرد
ناشناس
|
|
۲۱:۰۷ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۳
سلام بر سردار خیبر درود بی کرادن خدای امام حسین به روح ملکوتی سرباز سرافراز اسلام شهید همت
مجید
|
|
۱۶:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۵
واقعا صورت آدم نشون میده طرف چکاره است قیافش مثل فرشتها میمونه
واقعا که از ته دلم دوسش دارم و سعی میکنم که الگوی خودم قرار بدم
ناشناس
|
|
۲۱:۰۴ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۶
باید برای آشنایی نسل جوان از رشادت های شهیدان بویژه فرماندهان دلیر وشجاع وبا تقوا مثل شهید همت هااز راویان دلسوز ودردمند بهره برد تانسل های جدید بفهمند ایران آزاد ومستقل امروز مدیون خون این شهیدان است .
امیر
|
|
۱۸:۳۰ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۱
ای شهدای عزیز ماجوانان امروز نتوانستیم مانند شما باشیم برای ما دعاکنید
جمشید زارعی
|
|
۱۸:۵۱ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۳
به فرمایش رهبر عزیزمان زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست
باشد که از رهروان شهدا باشیم
درصورت امکان مطالب مرتبط با این موضوعات را ایمیل فرمایید خدا ازتون راضی باشد
حسن
|
|
۱۷:۳۲ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۳
کاش ما هم بتوانیم اندکی از راه آنها را ادامه بدهیم
فاطمه
|
|
۲۰:۰۰ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۸
مارفتیم تا اسلام بماند.....................
سردارشهید همت یاریم کن
کیانوش
|
|
۲۳:۱۹ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۸
...و چه غافلند دنیات پرستان و بیخبران که ارزش شهادت را در صحیفه های طبیعت جستجو میکنند و وصف آنرا درسروده هاو حماسه ها و شعر ها میجویند و در کشف آن از هنر تخیل و کتاب تعقل مدد میخواهند و حاشا که حل این معما جز به عشق میسر نمیگردد....

امام خمینی(ره)
درود به روان پاک شهدا
موسوی سید حمید
|
|
۱۴:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۲
در روزاربعین امام حسین (ع) با بخشی دیگر از زنگینامه شهید والامقام حاج ابرهیم همت وهمرزمانش آشنا شدم با توجه برای زیارت قبرش 2بار دربهشت زهرای تهران وبارها برقبرمطهرش در گلستان شهداجنب آستان مبارک امامزاده شاهرضا در شهرستان شهرضا حضور یافته ام هرگاه که با خاطرات این شهید عزیز وسایر شهدا میرسیم بایدبگوییم ای سرور وسالار شهیدان فرزندان واقعی شما در هیچ برهه ای از تاریخ از خط سرخ ولایت وامامت فاصله نخواهند گرفت وتا برپایی حکومت جهانی اسلام توسط امام عصر لحظه ای غفلت نخواهند نمود .به امید برقراری حکومت مهدی صاحب الزمان انشالله وتعالی
علی
|
|
۰۹:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۷
از: شهدا
به:ما
سلام
این قرارمون نبود
والسلام
ابراهیم ملحی سزخه
|
|
۲۳:۳۰ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۸
سلام ودرود خداوند به همه شهدامخصوصا شهیدهمت خداوند انشاالله همه همرزمان شهیدهمت که درقید حیات هستند سلامت باشند .من شخصا ارادت خاصی به شهیدهمت دارم وبازاها درخواب اورادیدم
مهدی علامه قاسمی
|
|
۱۹:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۹
باسلام بر شهدا
وسلام بر فرزندان خمینی کبیر
این بزرگان برگهایی از صفحات تاریخ ایران بزرگ هستندکه ماندگارندو از زمین خاکی به آسمان بیکران پرکشیدند.
یادتان گرامی باد.
ناشناس
|
|
۱۹:۵۹ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۰
روح پاکش همنشن امام حسین انشاالله
سعيد تبريز
|
|
۰۷:۲۱ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۲
كجان كه ببينن كه من جوون تو جامعه به چه وضعي كشيده شدم خوش به حالشون كه نيستنو اين همه .....'چي بگم چي بنويسم خوش به حالشون كه رفتنو اين نسل جوون هاي ما رو نديدن ادم چه جوري نگاشون ميكرد از شرمندگي اخه جسارت نشه بچه ها به دل نگيريد من خودمو مثال ميزنم مني كه كارم از صبح تا شب فوش دادن به ... بگير برو تا اخر ..
علی
|
|
۱۶:۰۴ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۲
سلام شرمنده ایم برعکس راهتان داریم میرویم
ماهرو
|
|
۲۰:۴۳ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۳
برادران وخواهران محترم روح شهدا بلند است وتفکر آنها الهی ، اعتقادشان مستحکم .به خاطر همین در برترین شرایط حماسه می آفریدند این باید برای ما درس باشد هیجوقت ناامید نشویم وهمواره گوش به فرمان رهبر باشیم فعال وکوشا در راه سر فرازی اسلام قدم بر داریم این چیزی است که شهدا از ما انتظار دارند روح شهید همت شاد باد
محبوبه
|
|
۱۶:۱۵ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۰
دقت کردین شهید همت رو همه دوست دارن
ماهرو
|
|
۲۲:۰۰ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۷
آدمها ی اثر گذار ماندگارند
جواد
|
|
۱۱:۱۷ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۹
دورد بر همه شهدای اسلام.......شهدای عزیز رفتن و جای خودشونو باز کردن....ولی وای بر ما که از خون هشدای گرانقد اسلام فقطو فقط پلی ساخته ایم برای سریدن به اهداف والایمان..من متاسفم برای ماندگان این کشور که همه دم از خوشن هشدی و هشید میزنن ولی هیییییییچ احدی ادامه دهنده راه واقعی این شهدای عیزی نیستن...قسم میخورم...همه ما شهدا ر اف قط برای رسیدن به پست و مقام و ریاست میخواهیم.و دم از شهدا میزطنیم....مطمئن باشید..چرا خودمون رو گول میزنیم..
حمید رضا
|
|
۲۰:۵۲ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۹
از خداوند بزرگ میخواهم که درجات این دلیر مردان را تعالی بخشد و ما را نیز به آبروی آنها هدایت کند...
اندیمشک
|
|
۰۲:۴۰ - ۱۳۹۳/۱۱/۰۱
من یه اندیمشکی ام خیلی خوشحالم که عطرتن شهید همت توی شهرمه...خیلی ارادت خاصی نسبت به شهیدحاج همت داشتم ودارم وخواهم داشت.........ایکاش کنارش بودم،ایکاش بامن حرف میزد،ایکاش به خوابم بیاد!!!!!صلوات
پوران
|
|
۱۲:۱۱ - ۱۳۹۳/۱۱/۲۴
فقط باید بگیم ایران شرمنده ی شهداست
حسين
|
|
۱۳:۳۷ - ۱۳۹۳/۱۱/۲۶
شمابهترين شخصيتهاي اين دنيائيد شما خوبان اين دنيائيد ما شرمنده شماهستيم و خواهيم بود التماس دعا داريم شهيدان خدا
علیرضا
|
|
۰۰:۰۶ - ۱۳۹۳/۱۱/۲۹
میز و ثروت یک عده را هم از شهدا غافل کرد!
ایرج
|
|
۱۸:۲۷ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۱
روحش شاد
کاوه
|
|
۱۲:۳۳ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۸
به قول خود حاج همت.همت میرودبدون انکه کسی بفهمدکی بود.گرچه بدبودیم اما شما مردانگی کن وشفیع ماباش
مجتبی فهلی
|
|
۱۰:۴۵ - ۱۳۹۳/۱۲/۱۶
شهدای عزیزی چون شهید همت درقلب ماجادارندآنهادرقلب بسیج جادارند.جهت شادی اروحشان صلوت.
ناشناس
|
|
۲۳:۱۹ - ۱۳۹۳/۱۲/۱۶
با سلام خواهشمندم در خاطره گویی از شهدا صدق در گفتار را رعایت کنید .
مرتضی
|
|
۰۶:۰۲ - ۱۳۹۳/۱۲/۱۷
پس از رفتنمان تنها چیزی که می ماند نام ویادمان است وبقیه بسته به میزان خوبی هایی که از ما دیده یا شنیده اند نام ویادمان راگرامی می دارند امروز هفدهم اسفند ماه93 حاج همت به پاس تمام خوبی هاوغیرتمندی هاتون نام ویادتون گرامی باد. سی ویکمین سالگرد شهادت غیرتمندانتون مبارک.
وهاب
|
|
۱۵:۰۳ - ۱۳۹۳/۱۲/۱۹
تورو خدا بیایم و به وصیت شهدا عمل کنیم تا روز قیامت ازشون خجل نباشیم،شهدای ما ناب ترین انسانهای تاریخند،شهید همت اسوه ی اخلاصه که با شنیدن نامش مو به تن آدم سیخ میشه.و ازش بخواهیم شفاعت ما رو پیش خدا بکنه.
عظیمه
|
|
۱۸:۴۰ - ۱۳۹۳/۱۲/۲۷
من هر وقت میرم شهررضا حتما میرم سر قبر حاج همت .خیلی حاجی رو دوست دارم
افشنگ
|
|
۱۳:۰۰ - ۱۳۹۳/۱۲/۲۸
شهدا شرمنده ایم.
داش علی
|
|
۱۷:۱۰ - ۱۳۹۴/۰۱/۰۶
شهیدان زنده اند الله اکبر
سارا
|
|
۰۸:۵۵ - ۱۳۹۴/۰۱/۱۵
درود بر فاتح خیبر.حاجی خیلی دوست داریم توراخدا دست ما را هم بگیر
پاسخ ها
مرتضی
| |
۱۰:۲۷ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۹
میشه خواهش کنم ازتون که نظرتون روراجع به طرز فکر وشیوه ی زندگی حاج همت بگید؟
sara
|
|
۱۷:۱۸ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۷
ما عکس شهدا را می بینیم
ولی عکس شهدا عمل می کنیم.
امیدوارم ک خدا ما رو ب خون پاک شهدا ببخشد.
وقتی عکس شهید همت رو می بینم آرامش سرتاسر وجودم رو فرا میگیره.
دوستت دارم شهید
مصطفي
|
|
۲۲:۲۰ - ۱۳۹۴/۰۲/۳۱
از اينكه اين خاطرات و تعريف كرديد ممنونم واقعا اگه أمثال حاجي ها و شما نبوديد العان چه وضعي داشتيم؟؟؟؟
حسن نژاد
|
|
۱۳:۵۸ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۷
شهید همت الگوی ماست . جانم فدای همت و همتیان تاریخ . فدای امام همت و خدای همت
ناشناس
|
|
۱۷:۰۰ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۷
شهدا شرمندایم
علی
|
|
۱۷:۰۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۷
امیدوارم در اون دنیا شرمندی شما نباشیم
علی
|
|
۱۷:۰۵ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۷
امیدوارم در اون دنیا شرمندی شما نباشیم
رضا
|
|
۱۷:۴۱ - ۱۳۹۴/۰۳/۱۰
شهداراهتان ادامه دارددشمن فکرنکندکه سنگرخالیست ماسربازان گمنامیم که درصورت نیازوفرمان رهبری برسردشمن خراب خواهیم شد ایران وطنم خاکش کفنم اللهم ارزقنی شهاده فی سبیل الله
زهرا کرد
|
|
۱۶:۳۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۱۲
شهدای عزیزم از شما خواهش میکنم سلام ما را به حضرت زینب برسانید وبرایم دعا کنید
حسین
|
|
۲۲:۲۵ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۳
چی بگم حرف گفتمی از خودمونه که چکار کردیم آیا کاری کردیم به درد بخور اون شهدا جای خودشون دارن
زهرا
|
|
۱۰:۰۲ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۶
سلام انشالله که با وجود شهدایی همچون شهیدهمت وشهیدان گمنام ما هم بتوانیم راهشان را ادامه دهیم نه اینکه شامل این بیت شعر شویم
عکش شهدا را میبینیم
عکس شهداعمل میکنیم
گمشده
|
|
۰۰:۳۸ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۱
عاشقتم شهیدهمت تنهاا
زهرا
|
|
۱۵:۴۷ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۲
شهدای عزیز دست ما رو هم بگیرید،از روزی که عکس شهید همت رو زدیم تو اتاقمون آرامش،عشق،محبت و برکت وارد خونمون شده.شهید همت عزیز دعامون کنید.خییییییییییلی قشنگ بود ممنون.التماس دعاااااااااااا یا علی
ناشناس
|
|
۰۲:۳۷ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۳
سلام برشهدای بزرگوار
برای ما دعا کنید شاید ما لیاقت و شجاعت شهادت رو پیدا کنیم.انشاءالله.
ناشناس
|
|
۱۹:۵۶ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۴
باسلام همیشه ارادت خاصی به شهید همت داشتم تا چند ماه پیش فهمیدم تاریخ شهادتشان دقیقا تاریخ تولدم هست نمی دونم آیا ربطی داره یانه
ناشناس
|
|
۱۵:۲۴ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۸
اختلاسگران باید از شماخجالت بکشند
وحید
|
|
۱۹:۰۲ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۸
جوری رفتار کنیم تاشرمندشون نشیم.واقعا حق به گردنمون دارن
ناشناس
|
|
۱۵:۱۷ - ۱۳۹۴/۰۴/۱۱
هرچه فکرکردم کلمه ای دروصفتان نتوانستم پیدا کنم ،باتمام وجود دوستتان دارم
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :