فرد تلاش مي كند تا به هر شكل، با حركت دادن اندام ها
كشيدن آنها يا راه رفتن، از اين احساسات عذاب آور رهايي پيدا كند هر چند
كه اين تسكين متاسفانه موقتي و گذراست و تا وقتي اثر آن ادامه دارد كه اين
فعاليت تسكين دهنده انجام شود. علاوه بر اين، اين نشانگان به طور معمول در
اوايل غروب و شب هنگام بدتر مي شود. درست زماني كه فرد با نشستن يا دراز
كشيدن قصد استراحت كردن يا خوابيدن دارد. اين احساسات ناخوشايند و در پي
آن، حركات اجبارگونه اندام ها مي تواند شروع خواب را گاه تا ساعت ها به
تاخير بيندازد يا فرد را از خواب بيدار كند و به هر شكل، باعث خواب آلودگي
روز بعد يا احساس خستگي وي گردد. به طور معمول اين نشانگان در دهه دوم يا
سوم زندگي آغاز مي شود. هر چند كه ممكن است تا ۲۰ درصد مبتلايان را كودكان
كوچكتر از ۱۰ سال تشكيل دهند. شيوع اين اختلال در جمعيت عمومي بين ۲ تا ۱۰
درصد است اما در بين مبتلايان به انواع بيماري هاي داخلي تا ۳۰ درصد هم
افزايش پيدا مي كند. البته اين نشانگان با افزايش سن زيادتر ديده شده و در
بين مردان و زنان به طور مساوي اتفاق مي افتد. همچنين ممكن است روال ثابتي
داشته يا با افزايش سن بر شدت آن افزوده شود. در ۵۰ تا ۹۰ درصد مبتلايان
سابقه خانوادگي اين نشانگان وجود دارد.
بر طبق مطالعات خواب اكثريت
افراد مبتلا به نشانگان پاهاي بي قرار از اختلال ديگري به نام حركات متناوب
اندام ها (كه در ادامه شرح داده شده) هم رنج مي برند. نشانگان پاهاي بي
قرار مي تواند هيچ علت شناخته شده اي نداشته باشد يا در مواردي همراه با
بيماري هاي عمومي طبي يا عصب شناختي ديده شود. براي مثال، از حاملگي طبيعي
تا كمبود اسيدفوليك، اختلالات تيروئيد، ديابت، بيماري انسدادي مزمن ريوي،
فيبروميالژيا (نوعي بيماري التهابي عضلاني)، نارسايي كليه، روماتيسم مفصلي،
بيماري عروقي يا عصبي اندام ها و عوارض بعضي داروها همه اين موارد مي
توانند جزو علل طبي اين اختلال باشند. به علاوه، معدودي از مبتلايان به
نشانگان پاهاي بي قرار هم دچار كم خوني به ويژه از نوع فقر آهن هستند.
البته گرفتگي شبانه عضلات پاها اختلال ديگري است كه نبايد با اين نشانگان
اشتباه گرفته شود.
نشانگان پاهاي بي قرار درمان اثبات شده اي ندارد
اما چنانچه علت طبي شناخته شده اي وجود دارد يا در طي بررسي اين نشانگان
تشخيص داده شده است، درمان آن ضروري است. در غير اين صورت، باز هم داروهاي
متعددي از خانواده هاي دارويي مختلف به بازار عرضه شده اند كه به درجات
متفاوتي در بهبود اين نشانگان موثرند. از نظر غير دارويي هم روش هاي مختلفي
توصيه شده است: از ماساژ اندام ها گرفته تا سرد و گرم كردن آنها و ورزش در
حد متوسط و... اما در اين ميان، شايد ساده ترين توصيه رفتاري آن است كه
فرد مبتلا فعاليت هاي پر تحرك روزانه را با كارهاي نشسته ساعات بعدازظهر جا
به جا نمايد براي مثال، يك خانم خانه دار مي تواند صبح ها اتو بزند اما
عصرها منزل خود را جارو كند.
گرفتگي شبانه پاها
گرفتگي
شبانه پاها در حين خواب بسيار به همين عارضه در بيداري شبيه است و به طور
معمول ساق پاها را درگير نموده و فرد با درد اين گرفتگي عضلاني از خواب بر
مي خيزد. علت اينكه چرا برخي افراد به طور مكرر و فقط در حين خواب دچار اين
عارضه مي شوند اما روز هنگام در طول بيداري هيچ مشكلي ندارند، شناخته شده
نيست. برخي عوامل تسريع كننده بروز اين اختلال عبارتند از: حاملگي، ديابت،
كمبود املاح و ريزمغذي ها و...
حركات متناوب اندام ها
اين
اختلال در اكثر افراد مبتلا به نشانگان پاهاي بي قرار ديده مي شود هر چند
كه ممكن است بدون ساير علائم اين نشانگان نيز رخ دهد. اگر چه سن به خصوصي
براي شروع اين اختلال و شيوع در جمعيت عمومي آن ناشناخته است، با اين وجود،
موارد ابتلا به اين اختلال با افزايش سن ازدياد پيدا مي كند چنانكه بيش از
۳۰ درصد از افراد بالاي ۶۵ سال از اين اختلال رنج مي برند. در اين ميان،
مردان بيش از زنان گرفتار مي شوند.
در اين اختلال اندام ها به ويژه
پاها به طور غير ارادي دچار حركات پرشي گذرا و كم دامنه اي مي شوند. اين
حالت با باز شدن انگشتان پا و انقباض مفاصل مچ، زانو و حتي ران همراه است.
اين حركات در هنگام به خواب رفتن آغاز مي شوند و در مراحل عميق خواب و در
طي رويا ديدن كاهش پيدا مي كنند. اين حركات حداكثر ۵ ثانيه طول مي كشند و
به طور معمول با يك ريتم خاص هر ۲۰ تا ۶۰ ثانيه تكرار مي گردند. اغلب، فرد
از بروز حركات ناآگاه است اما در صورتي كه تعداد اين حركات زياد باشد ممكن
است از بي خوابي، بيدار شدن هاي مكرر يا خواب آلودگي روزانه شكايت كند.
تعداد حركات مي تواند از شبي به شب ديگر به ميزان زيادي تغيير حاصل كند.
حركات
پرشي اندام ها ممكن است در زنان بارداري كه دوره حاملگي طبيعي را پشت سر
مي گذارند هم ديده شود. به علاوه، اين اختلال در مواردي در بيماران مبتلا
به برخي بيماري هاي جسمي (كم خوني، كمبود اسيدفوليك، نارسايي كليه يا قلب)،
رواني (بعضي اختلالات اضطرابي) يا در پي مصرف برخي داروها گزارش شده است.
درمان
متفق القولي براي اين اختلال وجود ندارد اما همانند نشانگان پاهاي بي قرار
داروهاي مختلفي وجود دارند كه جهت رفع اين عارضه كاربرد دارند.
آرامش/ شماره چهارم/ نيمه دوم اسفند ماه ۹۱/ دكتر آتوسا فرمند/ صفحه ۸۰