گروه فرهنگي ـ سیدمجتبی نعیمی: همین اول کار بگوییم که هدفمان از نوشتن این مقاله این نیست که بخواهیم گناه مشکلات اقتصادی به ویژه گرانیهای اخیر را به گردن حوزهی فرهنگ و مسائل انتزاعی بیاندازیم تا به این وسیله، علل اقتصادی، سیاسی و مدیریتی این پدیده را غسل تعمید دهیم. همهی آن دلایل سر جای خودش، یک مسئلهی کلان فرهنگی نیز در عرض آنها وجود دارد که به نظر میرسد تا فکری به حال نکنیم، اوضاعمان همینی هست که هست.
به گزارش بولتن نیوز، در علم اقتصاد، برای عرضه و تقاضا قاعدهای وجود دارد که تا حد زیادی، عقلانی هم هست. طبق این قاعده، اگر نظم عرضه و تقاضا بهم بخورد به نحوی که عرضه بیشتر از تقاضا شود، قیمتها پایین آمده (رکود) تا تقاضای بیشتری ایجاد شود و کمکم با کاهش عرضه (طبق همکاری صنوف و واحدهای تجاری)، قیمتها به حالت اول برمیگرد.
و بالعکس، اگر تقاضا بیشتر از عرضه شود، در ابتدا گرانی پیش آمده (تورم) اما با عدم استقبال عمومی از محصولات گران شده (طبق رفتاری همگانی مبتنی بر فرهنگ عمومی)، به قول معروف محصولات فوق روی دست صاحبانش باد کرده و آنها برای فروش کالاهایشان، مجبور میشوند که قیمتها را کاهش دهند.
به این ترتیب، اگر یکی از دو حالت رکود یا تورم در مورد هر کالایی بوجود بیاید – نه به طور صد در صد – اما در مورد خیلی از کالاها، میتوان با رفتارهای بیان شده در بالا، بینظمیهای موجود را برطرف کرد. ولی چرا این اتفاق در ایران نمیافتد. به عبارت دیگر، در زمانی مثل امروز ما که خیلی از کالاهای غیرضروری، مرتباً دچار افزایش قیمت میشوند، چرا مردم ما با عدم خرید آنها، باعث افت قیمت آنها نمیشوند؟
پاسخ به چرایی این سوال را باید در علل رفتارهای اجتماعی مردم جستجو کرد که ما را به حریم فرهنگ عمومی میکشاند. در جواب به سوال فوق باید گفت: آن رفتاری که در علم اقتصاد به آن اشاره شده و تا حد زیادی مبتنی بر عقلانیت است، نیازمند یک انسجام ملی و فعالیت اجتماعیست. یعنی تا وقتی در یک جامعه، برای انجام عملی خاص، ارادهی مشترک وجود نداشته باشد، آن عمل همگانی و فراگیر نمیشود.
و این در حالیست که تصور اکثر ما از واقعیت جامعهی امروزی ایران، یک جامعهی نه چندان منسجم و به نوعی اتمیزه است. به نحوی که عموم ما نسبت به دیگری این تصور را داریم که فلانی و بهمانی و هزاران نفر دیگر، خیلی اهل تن دادن به قواعد و رفتارهای اجتماعی واحد نیستند. در نتیجه نسبت به همکاری دیگران در یک امر عمومی به دیدهی شک مینگریم و حاضر به وارد شدن در آن نیستیم.
به این ترتیب و برخلاف انتظار، رفتار عقلانی اشاره شده در علم اقتصاد پیرامون شرایط رکود، انجام نمیشود و تورم همچنان باقی میماند. به طور مثال نگاهی بیندازیم به بازار دلار یا سکه در چند وقت اخیر. در شرایطی که قیمت این دو ابزار مبادلهایِ تبدیل شده به کالا (غیرضروری) در حال بالا رفتن بود، خیلیها حریصانه به دنبال خرید هرچه بیشتر آنها بودند. در حالی که طبق علم اقتصاد و عقلانیت، نه تنها نباید سراغ خرید آنها میرفتیم بلکه باید به آنها بیتوجهی نیز میکردیم.
ولی در آن شرایط، رفتارها ما بیشتر شبیه شرایط رکود بود و دائماً میشنیدیم که: "آقا بخر تا گرانتر نشده." "اگر امروز گران نخری، فردا مجبوری گرانتر بخری." "همه دارند میخرند، به حرفهای رادیو تلویزیون و روزنامهها گوش نکن، تو هم بخر، ضرر نمیکنی." طبیعیست در این اوضاع، عرضه کنندهی کالاها و محصولات دست به افزایش قیمتها زده و علاوه بر گرانتر کردن اجناس، به تصور بیان شده در بالا دامن میزنند.
حال، اگر تصور موجود از جامعهی امروزی ایران تغییر کند و عموم ما به این باور برسیم که در یک رفتار اجتماعی، عموم مردم پای کار هستند و به قواعد آن تن میدهند، نه تنها بر مشکلات موقتی مثل گرانیهای اخیر که بر خیلی دیگر از مشکلات اساسی نیز میتوان فائق شد.اما این تصور اشتباه تغییر نمیکند مگر اینکه فعالان و نهادهای فرهنگی ما به اهمیت این مسئله رسیده و در یک بازهی زمانی معقول، به کار فرهنگی در این خصوص بپردازند. کارهایی فرهنگی که ترویج دهندهی فعالیتهای گروهی بوده و واقعیت ناپسند فردگرایی و خودپسندی و تنها به فکر خویش بودن را به نمایش میگذارد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com