صفحه نخست

بولتن ۲

اقتصادی

اجتماعی

بولتن2

ورزشی

عکس

فرهنگ و هنر

IT

صفحات داخلی

کد خبر: ۱۲۱۱۲۴
تعداد نظرات: ۴۰ نظر
تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۵:۲۱
کبد و دو كلیه نوزاد 18 ماهه جان سه بیمار را نجات داد
اما حالا ابولفضل لبخند می زند... واقعا سوال کنیم ما کجا و این همه گذشت و فداکاری و انسان دوستی کجا؟ حتما بخوانید تا امید به زندگی و انسان دوستی را بهتر درک کنیم و بعد به این پرسش پاسخ دهیم که در این زمانه که از هیچ نمی گذریم چگونه انسان هایی بزرگ وجود دارند که حاضرند این گونه از عزیزترین میوه زندگی شان بگذرند و شاهد حضور روحش برای سالیان طولانی باشند. احسنت به چنین پدرو مادری....
گروه  اجتماعی- کبد و دو كلیه نوزاد 18 ماهه به عنوان کوچک ترین اهداء کننده عضو در تاریخ پزشکی ایران جان 3 بیمار را از مرگ حتمی نجات داد.





به گزارش بولتن نیوز از پایگاه خبری تحلیلی ملیت، پس از یك حادثه ناگوار كه منجر به مرگ مادری جوان و قطع امید برای ادامه حیات فرزندی نونهال شد، خانواده داغدار با حركتی انسان دوستانه درخواست اهدای اعضای نوزاد 18 ماهه را كردند.
اکبر بابایی، پدر داغدار وقتی دید دلبند 18 ماهه‌اش حوصله تلخی دنیا را ندارد و عطای آن را به لقایش بخشیده، رضایت داد، بخشی از وجود عزیزش ققنوس وار مایه زندگی دیگران شود و جان بیماری را نجات دهد. حالا روح معصوم ابوالفضل این کودک خردسال چون خنده‌ای برلب غمدیده‌ای نشست و شکفت.
حادثه برای پدر که همسر و فرزندش هر دو را بر اثر سانحه گازگرفتگی از دست داد، تلخ و جانکاه بود، اما شدت اندوه از بزرگی روح او هیچ کم نکرد و از آه دردی چنین عظیم، حیاتی دوباره رویید و زمستان کومه‌ای بهار شد.

ابوالفضل 18 ماه بیشتر نداشت که بر اثر گازگرفتگی در آغوش مادرش در این حادثه دردناک آرام گرفت. مادر قبل از او درگذشت تا داغدار فرزندش نباشد. حالا شاید کودک همچنان به مادرش لبخند می‌زند و مادر از بزرگی روح چنین فرزندی به خود می‌بالد. آری در خردینه‌سالی هم می‌توان بزرگ بود!
شب حادثه پدر شب هنگام، وقتی از کار روزانه به خانه آمد، برای رفع خستگی استحمام می‌کند، سپس در خانه نگاهش به همسر و فرزندش كه بی هوش روی زمین افتاده اند می افتد قبل از هر واكنشی خود نیز در شدت گاز گرفتگی خانه بیهوش می شود، صبح وقتی به هوش می‌آید، سایه مرگ را در خانه می‌بیند. او در سکوت صبح خانه همسر و فرزندش را درحالی یافت که بی‌جان بر زمین افتاده‌اند. مضطرب کمک می‌خواهد و با آمدن اورژانسی با امكانات كم آنها را به بیمارستان منتقل می‌کنند. مادر گویی فهمیده باشد که تاب و تحمل جان دادن کودک را ندارد، زودتر خود را از زندان تن رهانید و رفت. پیکر نیمه جان کودک را که تشنج کرده بود، به بیمارستان رساندند، به این امید که دوباره صدای خنده‌اش در خانه خواهد پیچید.
پدر را به بیمارستان بوعلی منتقل كردند و نوزاد را به بیمارستان امام حسین، این بیمارستان نیز به علت كمبو تجهیزات و امكانات لازم با مشكل درمان روبرو بود و خانواده داغدار ناچار به جستجو و كنكاش برای پیدا كردن بیمارستانی كه تجهیزات لازم از جمله بخش DICU داشته باشد پرداختند، بستگان فرو ریخته و کار لحظه لحظه دشوارتر می‌شد. پس از جستجوی فراوان اعلام شد كه بیمارستان كسری دارای تجهیزات لازم برای پذیرش بیماری با این شرایط است، بستگان كه در ذوق و امید به نجات این نوزاد تلاش می كردند سراسیمه به این بیمارستان مراجعه كرند كه با نامهرابی پزشكی مواجه شدند كه با پذیرش این نوزاد موافقت نكرد، امامی اظهار كرد: بخش مورد نیاز در این بیمارستان وجود دارد اما به دلیل عدم امكان حضور پرستار برای این بیمار از پذیرش آن معذوریم!!!






پدر چون آتشفشانی غرید اما تحویل گیرندگان پیکر بی‌جان ابوالفضل شاید پدر نبودند که بدانند، چه می‌کشد یا برای برخی از آنها که روزانه با دو سه جین مرده زندگی می‌کنند، این کودک هجده ماهه فرقی با بقیه نداشت. تنها از نگاه پدر بود که شراره می‌بارید و قهر فرو می‌ریخت.
بستگان كه هنوز امید به بازگشت به زندگی ابولفضل داشتند از هر تلاشی دریغ نكردند تا با موافقت یكی دیگر از پزشكان بیمارستان كسری (دكتر قاضی) توانستند با بستری وی روزنه امیدی هر چند كوتاه به ادامه حیات ابولفضل داشته باشند.
پدر از لطف حق ناامید نبود و به لطف خلق امیدوار که اولی یاورش شد و او را عزتمند کرد و دومی دریغ که تلخکامیش را رقم زد چندانکه می‌گوید تا تاریخ هست و او هست، سهل انگاری آنان را نخواهد بخشید. و اینگونه بود که خردسال دلبندش دامن پدر رها کرد و در بغل مادر آرام گرفت.
اما اکبر بابایی لطف خداوند را مایه آرامش خود دانست و در همان شرایط روحی تصمیم گرفت با همکاری بیمارستان مسیح دانشوری برنامه اهدای عضو فرزند خردسالش به کودکان نیازمند انجام شود.
حالا ابوالفضل حتی با رفتنش ردی سبز بر سراچه زندگی باقی گذاشت تا انسانیت و انصاف میان بزرگترها گل کند و بهار مهربانی جوانه بزند.



برچسب ها: نوزاد ، هجده ، ماهه

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظرات بینندگان
مبین
|
|
۱۵:۲۶ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۳
خدا صبرت بده مرد..گریم گرفت
امیر
|
|
۱۶:۱۷ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۳
یکی از دردناک ترین تصاویری که تاکنون دیده ام ، تصویر نوازش این کودک توسط پدرش است .
خدا برای هیچ پدری پیش نیاورد.آمین
فرزند ایران
|
|
۱۶:۳۸ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۳
وقتی عکس پدر را دیدم که دست نوازش را بر سر کودکش می کشد اشک امانم را برید خدایا به دل زجر دیده این پدر رحم کن و او را به آرامش برسان
سيد حسن
|
|
۱۷:۰۶ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۳
ياحسين ....گريه ام گرفت ! خدايا چه مي گذره به اين پدر ...
یک مادر
|
|
۱۷:۲۰ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۳
پزشک متخلف باید مجازات بشه،با خواندن این گزارش گریه امانم را برید.روح این مادر و ابوالفضل این فرشته کوچک ناجی شاد و قرین رحمت پروردگار باد.
ناشناس
|
|
۲۲:۵۱ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۳
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ (155)
و قطعا شما را به چيزي از [قبيل] ترس و گرسنگي و كاهشي در اموال و جانها و محصولات مي‏آزماييم و مژده ده شكيبايان را

الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ (156)
[همان] كساني كه چون مصيبتي به آنان برسد مي‏گويند ما از آن خدا هستيم و به سوي او باز مي‏گرديم

أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ (157) سوره البقرة
بر ايشان درودها و رحمتي از پروردگارشان [باد] و راه‏يافتگان [هم] خود ايشانند
نگار
|
|
۱۳:۵۵ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۷
دارم دیوونه میشم اخه گناهشون چی بود؟؟؟؟ چرا باید اینطوری بشه گریه امونم نمیده

خدا بهش صبر بده صبر
ندا
|
|
۱۹:۳۵ - ۱۳۹۱/۱۲/۱۵
ما هم یکی مثل شما رو اهدا کردیم البته 8 تا آنسان دیگرو نجات داده یک هفته به عروسیش مانده بود . که مارو تنها گذاشت و رفت من 6 ماه که دیونه ام . چه برسه به شما خدا واقعا صبر بزرگی بهت بده داداشم .
صدیقه
|
|
۰۹:۴۵ - ۱۳۹۲/۰۶/۱۰
دلم خیلی گرفت،واسه پدری که یاوره زندگیشوازدست دادولی فکرکردپاره تنش زنده میمونه.خدابه حق سیدالشهدابهش صبربده.خیلی سخته.خیلی.خیلی
حقیری از بندگان خدا
|
|
۰۰:۱۹ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۱
اجرتون با صاحب صبر حضرت زینب (س)!
به یاد امام حسین (ع) که فرزند شیرخوارش در آغوشش پرواز کرد!
باشد که انشاءالله با استعانت از خداوند و توکل بر امام حسین (ع) روزگار به کمال گذرانید!
ملیح
|
|
۱۶:۳۲ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۲
به خاطر کار بزرگتون منم امروز رفتم اعضای بدنم رو بخشیدم. من ایمان دارم فرزندتون اون دنیا اولاز همه برای وارد شدن شما به بهشت شما رو شفاعت میکنه. حتما میدنی اگه انگشتت رو بگذاری کف دست یک نوزاد چهجوری محکم دستت رو میگیره انشاالله 6 ماه حسین (ع) همون جوری دستتون رو بگیره و شفاعتتون کنه
مرجان
|
|
۰۹:۲۳ - ۱۳۹۳/۰۶/۲۵
حتي تصورش هم سخته....خدا بهتون صبر بده، خيلي دل بزرگي ميخواد كه بتوني از پاره تنت بگذري..
اجرت با حسين..
ناشناس
|
|
۱۶:۲۷ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۶
مرحبا به این پدر
اگر جوانان ما میدانساتدداین حرکت چقدر ارزش دارد همانند پاشایی یا بهتر از آن برای تجلیل از تو تجمع میکردند..

جا داره برای این کودک و پدرش تجمع بشه.
نيما
|
|
۱۶:۴۱ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۶
وقتی عکس پدر را دیدم که دست نوازش را بر سر کودکش می کشد اشک امانم را برید خدایا به دل زجر دیده این پدر رحم کن و او را به آرامش برسان
ناشناس
|
|
۲۱:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۶
وقتی این متنوخوندم خیلی خبلی ناراحت شدم
سارا
|
|
۲۲:۳۳ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۶
ﻫﻤﻪ ﺑﺪﻧﻢ ﻟﺮﺯﯾﺪ ....
ناشناس
|
|
۰۰:۱۲ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۷
انا لله وانا الیه راجعون واقعا کار سحتی ادم بتونه همچین کاری بکنه خدا به این خانواده صبر بدهد البته این روزها که همه مشغول عزاداری اهل بیت هستن تسلای خوبی برای این پدر داغدیده است
Ali
|
|
۰۸:۱۱ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۷
خیلی ناراحت کننده بود..خدا بهتون صبر بده..چقد روح بزرگی داشته این پدر..نمیدونم در وصفت چه بگویم..
رها سادات
|
|
۱۲:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۷
عزیییییز دلم...مردیم از بس گریه کردیم...الهی خدا به پدرت صبر بده و مادرت رو بهشتی کنه در کنار تو....چقد سخته ان شاالله برا هیشکی نیاد
زهرا
|
|
۲۰:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۷
خیلی وحشتناک بود الهی بمیرم جیگرم خون شد و صورتم خیس
علیرضا کوکب
|
|
۲۱:۲۷ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۷
خدا بهت صبر بده .تا حالا اینطوری عکسی ندیده بوده
محسن آراسته
|
|
۰۲:۱۰ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۸
خداوندش بيامرزد؛ آرزوي شكيبايي واسه والدينش
سپیده
|
|
۱۴:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۸
خیلی دلم گرفت نمیتونم خودمو جای اون پدر بزارم ...خدا صبر بده
فاطمه
|
|
۱۵:۰۸ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۸
خدا اول به این پدر صبر بده و بعدش روح همسر و فرزند اش در بهشت جاویدان باشد ان شاالله. ......واقعا سخته ......حتی تصورش هم سخت
زهــــــــرا
|
|
۱۶:۲۹ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۸
خدا به پدر و مادراین کودک صبر بده ایشاا... اونجا شفاعت مارو بخواه اخه تو هیچ گناهی نکردی من رو ندارم از خدا طلب مغفرت کنم.
عماد
|
|
۱۷:۵۰ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۸
امیدوارم واسه هیشکی پیش نیاد.
و واقعأ باید از این پدر تجلیل بشه,هر کسی نمیتونه این فداکاری رو بکنه.
عکس خیلی تلخی بود...
معصومه
|
|
۲۰:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۸
خدا بهش صبر بده
محمد مهدی از استان بوشهر بندر کنگان
|
|
۲۲:۴۵ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۸
خداوندا آنچنان کن سر انجام کار که تو خشنود باشی ما رستگار ......... خداوندا ...
سارا
|
|
۲۳:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۸
به همچین پدری باید افتخار کرد... جا داره بگم خدا صبرت بده
ازت میخوام برا منم دعا کنین خدا بهم صبر بده و یه سری چیزا رو تحمل کنم و نبینم تا زندگیم خراب نشده
دخترایران زمین
|
|
۲۳:۲۵ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۸
خدابه پدرش صبربده خیلی غم بزرگیه بخداآدم گریش میگیره
مهسا
|
|
۰۸:۰۳ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۹
خدا صبرش بده .....
محمدرضا
|
|
۲۱:۱۶ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۹
واقعا به این پدر صبر بده
milad
|
|
۲۳:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۹
خدا صبرت بده پدر بزرگترین قهرمانه کوچک ایران،،،واقعا اشک در چشمام غوغا میکنه،،،
فاطمه
|
|
۱۴:۰۷ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۰
خیلی دلم سوخت واقعا قهرمان کوچلو خیلی کار مهمی انجام داد که هر کسی نمی تونه این فدا کاریرو انجام بده
معصومه
|
|
۱۹:۲۱ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۰
واقعا اشک تو چشمام حلقه زد .واقعا خدا به این پدر صبر بده
كريم جعفرابراهيمي
|
|
۱۸:۱۷ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۱
من متاسفم در غم شما شريكم
علي كرمي
|
|
۱۶:۵۸ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۷
من هم داداشم در يك سانحه تصادف ضربه مغزي شد واعضائ او را هديه كرديم وخانمش هم دراين سانحه فوت كرد وتنها يك پسر 8ماه او ماند.
خداوند به شما صبر و اجر دهد .
سمیه
|
|
۰۰:۲۳ - ۱۳۹۳/۱۰/۰۵
خدابهت صبربده .تنم لرزید..احسنت به این روح بزرگ.شماجزبهشتیانین.براماهم دعاکنید
عباس
|
|
۰۱:۱۸ - ۱۳۹۴/۰۱/۱۵
داداش گلم تسلیت میگم. آفرین بر همت و انسانیت شما. متوسل بشو به آقا امام حسین(ع) زمانی که تیر زدند به گلوی علی اصغرش
سمیرا
|
|
۱۲:۰۱ - ۱۴۰۰/۰۳/۱۶
منم خیلی دوسدارم اهدا عضو بشم یبار حالم خیلی بد شد اون دنیا دیدم میترسیدم الان نمیترسم اخه نمیبخشیدم کسیو الان بهتر شدم.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :