صفحه نخست

بولتن ۲

اقتصادی

اجتماعی

بولتن2

ورزشی

عکس

فرهنگ و هنر

IT

صفحات داخلی

کد خبر: ۱۲۰۷۴۳
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۰۲ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۵:۲۳
گفت‎وگو با دکتر محمدحسن رجبي در مورد سريال هاي عليه شيعه:
در همان مقطعي که سريال «الاسباط» سروصدايي به راه انداخته بود در چند گفت‎وگو و نشست اعلام کردم که اين‎‎ها ديده‎اند جمهوري‎اسلامي حرف‎‎هايي براي گفتن دارد و جاذبه‎‎هايي را براي بيان اين حرف‎‎ها در جهان اسلام به‎دست آورده است که بخشي از اين ‎جاذبه‎‎ها را هم مرهون سريال‎‎هاي تلويزيوني همچون «امام علي (عليه‎السلام)»، «ولايت عشق» و به‎خصوص «مختارنامه» است. اين مجموعه‎‎ها در ميان اهل تسنن به‎شدت مورد اقبال قرار گرفت و حتي شنيدم در برخي از مناطق کشور خودمان...

گروه فرهنگي ـ دکتر محمدحسن رجبي دواني چهره‎اي شناخته‎شده در حوزه تاريخ و به‎ويژه تاريخ اسلام است؛ کارشناسي که اگرچه سال‎هاست از تريبون‎‎هاي مختلف آکادميک و رسانه‎اي و نيز با نگارش کتب تحليلي- آموزشي به طرح ديدگاه‎‎هاي خود درباره تاريخ اسلام و انقلاب مي‎پردازد، اما به‎واسطه حضور در برنامه تلويزيوني «هنگام درنگ» به بهانه نقد و بررسي سريال «مختارنامه»، بيش از پيش چهره‎اي رسانه‎اي پيدا کرد و مخاطبان بيشتري را با ديدگاه‎‎هاي خود آشنا کرد. وي بعد‎ها و هم‎زمان با پخش سريال «الحسن و الحسين (عليهم‎السلام)» نيز ارتباط پررنگي با رسانه‎‎ها داشت و از معدود کارشناساني بود که از منظر مستندات تاريخي به نقد و بررسي اين مجموعه و نيز تبيين انحرافات صورت‎گرفته در ‎آن پرداخت. همين دلايل کافي بود تا براي تکميل پرونده بررسي سريال‎‎هاي عربي ساخته‎شده درباره تاريخ اسلام. سراغ دکتر رجبي برويم. در اين گفت‎وگو نکات جالب توجهي درباره ماهيت اين مجموعه‎‎ها و نيز انحراف آن‎‎ها از مستندات تاريخي طرح شده است که بازخواني‎شان خالي از لطف نيست.

علاقه‎مندم بحث را از منظري متفاوت آغاز کنيم؛ به‎نظر شما اساسا چه ايرادي دارد که چهره معصومين (عليهم‎السلام) و بزرگان دين ما به‎عنوان انسان‎‎هايي خوب (و نه الزاما معصوم)، در آثاري مانند سريال‎‎هاي عربي موردبحث، به تصوير درآيند؟ در اين مجموعه‎‎ها غالبا تصويري از امامان شيعه (عليهم السلام) ارائه شده است که از نگاه برون‎مذهبي، الزاما موهن نيست و حتي ممکن است براي مخاطب سمپات هم باشد.

قبل از ورود به بحث کيفيت تصوير ارائه‎شده از معصومين، بايد به‎ياد داشته باشيم که در گام نخست ايرادي که به اين قبيل توليدات وارد مي‎شود، نفس نمايش چهره معصوم است؛ بحثي که ورود به آن البته در صلاحيت بنده نيست و بايد علما و فقها درباره آن نظر بدهند. البته تا آنجا که بنده از فرمايشات برخي از مراجع عظام تقليد برداشت کرده‎ام، اين است که اين بزرگواران نفس به‎تصوير کشيدن را حرام و داراي اشکال شرعي نمي‎دانند، چراکه اگر اين‎گونه بود مي‎بايست با تعزيه‎‎ها نيز مقابله و مخالفت مي‎شد. چه بسا علما، در گذشته‎‎ها که تعزيه بيشتر باب بود، در اين مراسم حضور پيدا مي‎کردند. اما دليل نگراني درباره پرداخت سينمايي و تلويزيوني به اين مقوله، اين است که احتمال مي‎رود بازيگران و هنرپيشه‎‎ها حرمت اين‎جايگاه را حفظ نکنند. بازيگران تعزيه، به اين نمايش به‎عنوان امري قدسي مي‎نگريستند، اما در سينما و تلويزيون اين امر در قالب نوعي فعاليت حرفه‎اي، فني و تکنيکي مورد توجه است و امکان دارد که حتي بازيگر نقش يک معصوم، در کار‎هاي آتي خود نقش‎‎هايي را ايفا کند که خاطره حضور در جايگاه يک معصوم را در ذهن مخاطب مخدوش کند. در چنين مواردي نظر علما اين است که امکان هتک حرمت معصومين (عليهم‎السلام) وجود دارد. فارغ از اين نکته که بيشتر ناظر بر توليدات شيعي است، درباره توليدات غيرشيعي بايد به اين نکته توجه داشته باشيم که چرا متعصبان اهل تسنن به زندگي بزرگان اهل تشيع روي آورده‎اند. حتي اگر همان‎طور که اشاره کرديد چهره مثبتي هم نشان بدهند، نفس اين اقدام‎ هم جاي سؤال دارد. دليل اصلي اين است که اين‎‎ها از رشد و گسترش تشيع در دنياي اسلام، به‎ويژه پس از وقوع انقلاب اسلامي و پيروزي حماسي و الهي حزب‎الله لبنان در جنگ 33 روزه (که کشور‎هاي عربي مدعي تسنن را هم از حقارتي که اسرائيل به آن‎‎ها تحميل کرده بود نجات داد)، در هراس‎اند. اين متعصبان از نفوذ تشيع و مکتب اهل‎بيت (عليهم‎السلام) احساس خطر کرده‎اند و به همين دليل سراغ مقدسات ما آمده‎اند. چهره‎اي خوب هم از امامان شيعه ارائه مي‎دهند اما با اين دستاويز مي‎خواهند بگويند که اين‎‎ها با خلفاي غاصب مشکلي نداشتند. حتي همکار و همراه بودند و اگر اختلافي هم وجود داشته اختلاف سليقه بوده است و در مباني، تفاوت ديدگاهي نداشته‎اند.

که اين مصداق همان تحريفي است که قصد دارند به تاريخ اسلام تحميل کنند.

دقيقا. مي‎خواهند بگويند که اين شيعيان هستند که به دروغ مدعي وجود اختلاف ريشه‎اي ميان اهل‎بيت و غاصبان خلافت هستند. ما از همين زاويه مي‎بايست اين سريال‎‎ها را تحليل کنيم. در سريال «الاسباط (الحسن و الحسين)» شاهد اين ‎رويکرد بوديم که عينا در «الفاروق عمر» هم تکرار شد. اين سريال‎‎ها اين‎گونه به مخاطب القا مي‎کنند که مدعيان پيروي از اهل‎بيت، تفرقه‎ساز بوده‎اند و بي‎جهت حوادث تاريخي را قلب کرده‎اند تا چهره‎اي منفي از برخي اصحاب مورد احترام اهل تسنن ارائه دهند. اگر هم دقت کرده باشيد در اين توليدات ضمن اينکه چهره‎اي مثبت از اهل‎بيت ارائه شده است، ايشان را همراهان و توجيه‎گران خلفاي غاصب نشان داده‎اند که اصلا قابل قبول نيست.

درباره نمايش چهره بزرگان ديني گويا اهل تسنن هم محدوديت‎‎ها و مراقبت‎‎هايي را مدنظر دارند. اين متعصبان چگونه بر اين محدوديت‎‎ها چشم‎پوشي کرده‎اند؟

اصلا اين اشکال درباره نمايش چهره بزرگان در ميان اهل تسنن شديدتر هم هست، اما در اين سريال شاهديم که بازيگري مسيحي نقش «عمر بن خطاب» را ايفا مي‎کند و اين‎گونه چهره مقدس اهل تسنن را به تصوير درآورده‎اند. وقتي اين‎‎ها درباره خليفه دوم خود اين‎گونه عمل مي‎کنند، چه‎بسا يک فرد هرزه و فاسد را حتي با يک گريم دلنشين و معقول در نقش معصومين (عليهم‎السلام) به‎کار گيرند و بعد، از آن سوءاستفاده کنند. کمااينکه نقش حضرت زينب (سلام‎الله عليها) که سمبل عفاف و نجابت است در سريال «الاسباط» به بازيگري بي‎حجاب و هرزه از سينماي عرب واگذار شد. اين عين توهين است و اصلا پذيرفتني نيست.

رويکرد و تلاشي که به آن اشاره کرديد، يعني نزديک نشان‎دادن معصومين (عليهم‎السلام) و خلفاي غاصب که در اين توليدات شاهد آن هستيم تا چه حد وفادار به تحقيقات و مکتوبات موجود در عالم تسنن است؟

در گذشته اصلا چنين رويکردي در تاريخ‎نگاري اهل تسنن نداشته‎ايم، چراکه شيعه اقليتي بود که محدود به ايران، عراق، شرق عربستان و جزيره بحرين بود. بنابراين از ناحيه تشيع احساس خطر نمي‎کردند...

به همين دليل هم احتمالا نگاهي کاملا بغض‎آلود به شيعيان و بزرگانشان داشته‎اند؟

دقيقا. منابع آن‎‎ها از قديم‎الايام به‎روشني اين ‎رويکرد را نشان مي‎دهد. معتقدم اگر با نگاه علمي و بي‎طرفانه، منابع و مآخذ تاريخي اهل تسنن را مطالعه کنيم، قطعا به اين ‎رويکرد خواهيم رسيد. از تاريخ طبري گرفته تا تاريخ يعقوبي و کامل ابن‎اثير و امثال اين‎‎ها به‎وضوح تأکيد دارند که ميان اميرالمؤمنين (عليه‎السلام) و غاصبان اختلافي عميق و جدي وجود داشته است. در همين منابع تأکيد شده است که علي (عليه‎السلام) تا زماني از بيعت با ابوبکر سر باز مي‎زد که فاطمه (سلام‎الله‎عليها) زنده بود، اما پس از آن به‎دليل اينکه حضرت پشتوانه‎اي نداشتند. حاضر به بيعت شدند. اين عين مکتوبات اهل تسنن است. البته اقوال دروغ ديگري هم دارند از اين جنس که علي (عليه‎السلام) در خانه بود و به محض اينکه شنيد مردم با ابوبکر به‎عنوان جانشين پيامبر (صلي‎الله‎عليه‎وآله‎وسلم) بيعت کرده‎اند‎، سراسيمه و بدون عبا خود را به مسجد رساند تا با او بيعت کند! با اين همه، آنچه از همين اقوال برمي‎آيد اين است که اختلاف جدي و عميقي ميان اميرالمؤمنين و خلفاي غاصب وجود داشته است. به‎خصوص در کتاب «الامامت و السياست» که از منابع دست اول و قديمي اهل تسنن محسوب مي‎شود، کاملا بر اين اختلاف عميق و ريشه‎اي تأکيد شده است. در اين کتاب حتي روايت شهادت حضرت زهرا (سلام‎الله عليها) با جزئيات کامل آمده و به جز آتش‎زدن در خانه حضرت، بقيه حوادث ذکر شده است. بنابراين در اين زمينه هيچ شکي وجود نداشته است. اساسا به همين دليل به شيعيان لقب رافضي داده بودند که به معناي رانده شده از بقيه امت بود.

نقطه عطف اين‎ رويکرد و چرخش ناگهاني متعصبان ضدشيعي را وقوع انقلاب اسلامي ايران مي‎دانيد؟

بعد از انقلاب ايران بود که اين طيف احساس خطر کردند. ديدگاهي که در عامه مسلمانان اهل تسنن وجود داشت مبني‎بر اينکه حاکم فقط بايد مسلمان باشد و حتي اگر ظالم هم بود مردم ناگزيرند از او اطاعت کنند، تا آن زمان مانع از هرگونه اعتراض و انقلاب مي‎شد، اما در ديدگاه شيعه با استناد به اين باور که هر حکومتي اگر در اختيار معصوم و يا نايب او نباشد حکومت جور است، انقلاب اسلامي رقم خورد. بر همين اساس نظامي معنوي و مشروع در ايران تأسيس شد که توجه متفکران اهل تسنن را هم به خود جلب کرد. فراموش نمي‎کنم وقتي انور سادات با پيمان ننگين کمپ‎ديويد موجوديت رژيم جعلي اسرائيل را به‎رسميت شناخت، تمام کشور‎هاي عربي از ترس مردمشان با مصر قطع رابطه کردند، اما شيخ دست‎نشانده در الازهر به‎عنوان بالاترين مقام ديني در مصر آمد و با مبارک به‎عنوان اميرالمؤمنين بيعت کرد و اعلام کرد که سادات اولي‎الامر ماست و هرچه بکند صحيح است! از چنين ديدگاهي قطعا انقلاب نمي‎جوشد. حتي در اين ديدگاه خروشيدن عليه حاکم جور، حرام است؛ کمااينکه علماي وهابيت قيام‎‎هاي اخير در کشور‎هاي عربي را حرام اعلام کردند. انقلاب ما اين تفکر را بر هم زد. در همين شمال آفريقا که امروز شاهد انقلاب هستيم، بعد از سقوط دولت فاطميان در مصر، صلاح‎الدين ايوبي در جايگاه يک عنصر ضدشيعه، تمام سعي خود را کرد تا تشيع را از ريشه بخشکاند؛ تا جايي که يهودي و مسيحي در دولتش حضور داشتند اما شيعيان را کشتار مي‎کرد. پس از آن تقريبا تشيع در شمال آفريقا حضور نداشت تا عصر ما. اين احيا کمي قبل از انقلاب با فعاليت‎‎هاي آقاي تيجاني آغاز شده بود، اما بعد از پيروزي انقلاب در ايران شاهد رشد شديد گرايش به تشيع در اين منطقه بوديم. در قبال اين جريان مي‎توان اين قبيل سريال‎‎ها را يک واکنش از سوي متعصباني دانست که مي‎خواهند بگويند شيعه هيچ ندارد و حتي بزرگانشان هم همراهان و توجيه‎گران خلفاي ما بودند.

مصداقي از اين تغيير رويکرد را در اين سريال‎‎ها مي‎توانيد اشاره کنيد؟

بله. درباره حادثه کربلا همين متعصبان، به استناد منابعي که دارند، بار‎ها بر امام حسين (عليه‎السلام) خرده مي‎گرفتند که چرا عليه حاکم زمان خروج کرده و خود را به «تهلکه» انداخت. اما امروز روش اين‎‎ها تغيير کرده است. در سريال «الاسباط» حرفشان اين است که در واقعه عاشورا، يزيد به‎شخصه با امام حسين (عليه‎السلام) کاري نداشت و اين اتفاقات توسط عبيدالله رقم خورده است و اگر يزيد در رأس امور بود نمي‎گذاشت کار به کشته‎شدن امام حسين (عليه‎السلام) بينجامد! اين تغيير رويکرد کاملا مشهود است و مصداق آن هم صرفا همين چند سريال نيست. سايت‎‎ها و شبکه‎‎هاي فراواني را براي تحريف و تخريب شيعه فعال کرده‎اند.

با توجه به نکاتي که اشاره کرديد مي‎توان به‎جاي تخريب از واژه تعديل و يا بي‎اثر کردن استفاده کرد؟

البته فتواي فقها و مفتيان فاسد سلفي و وهبي که تا مي‎توانيد بايد از شيعيان عراق بکشيد تا از اکثريت بيفتند، نشان مي‎دهد که اين تغيير رويکرد، کلي نيست و اين‎‎ها کماکان کمر به محو و نابودي کامل شيعه بسته‎اند. براي اين‎‎ها آمريکا و حتي اشغال سرزمين اسلامي توسط کفار و سلطه صهيونيسم و يهود بر سرزمين اسلامي آن‎قدر مهم نيست که قدرت‎داشتن شيعيان!

اگر در احکام و اعتقادات اين بغض و کينه اين‎قدر عيان است، چرا در توليدات رسانه‎اي لحن و گفتار تغيير مي‎کند؟

اين تغيير لحن طبيعي است. اين‎‎ها نمي‎توانند در ساخت فيلم و در قالب تصوير، ذات پليد خودشان را به نمايش بگذارند؛ اين‎گونه که ديگر جاذبه‎اي به‎وجود نخواهد آمد و مخاطب را فراري مي‎دهد. اگر بخواهند ديدگاه ضدبشري خود در قبال کشتار شيعيان را به تصوير درآورند، جز انزجار چيز ديگري به‎دست نخواهند آورد. به‎تعبير ديگر اين‎‎ها در حوزه رسانه‎ به‎شيوه‎اي نرم ورود کرده‎اند تا در عين ترويج اعتقادات خود، شيعه‎ را هم از نظر بيندازند و آن‎‎ها را عامل تفرقه در عالم اسلام معرفي کنند. در مقابل به تطهير برخي چهره‎‎هاي معلوم‎الحال هم روي آورده‎اند...

مصداقي درباره اين تطهير‎ها را در ذهن داريد؟

بله در همين سريال «الاسباط» مروان حکم را که بر اساس منابع اهل‎تسنن، عامل هلاکت و بدبختي خليفه سوم بوده است، به‎گونه‎اي تطهير کرده‎اند که گويا هيچ نقشي در اختلافات تاريخي آن مقطع نداشته است.

از اين منظر مي‎توان يکي از اهداف اين توليدات را تعديل نگاه مخاطبان شيعي نسبت به برخي رويداد‎هاي تاريخي دانست؟

در همان مقطعي که سريال «الاسباط» سروصدايي به راه انداخته بود در چند گفت‎وگو و نشست اعلام کردم که اين‎‎ها ديده‎اند جمهوري‎اسلامي حرف‎‎هايي براي گفتن دارد و جاذبه‎‎هايي را براي بيان اين حرف‎‎ها در جهان اسلام به‎دست آورده است که بخشي از اين ‎جاذبه‎‎ها را هم مرهون سريال‎‎هاي تلويزيوني همچون «امام علي (عليه‎السلام)»، «ولايت عشق» و به‎خصوص «مختارنامه» است. اين مجموعه‎‎ها در ميان اهل تسنن به‎شدت مورد اقبال قرار گرفت و حتي شنيدم در برخي از مناطق کشور خودمان برخي علماي عامه اهل تسنن تماشاي سريال «امام علي (عليه‎السلام)» را تحريم کرده بودند، اما جوانان سني مخفيانه اين مجموعه را تهيه و حتي به‎صورت نسخه‎‎هاي ضبط شده در ميان خود دست به دست مي‎کردند. همين موارد باعث شد که متعصبان به‎تکاپو بيفتند تا از همين راه مخاطباني براي خود دست و پا کنند. اما در اين ميان نکته اصلي اين است که فعاليت‎‎هاي ما در اين ميدان جنبه نشر و تبليغ دارد ولي توليدات آن‎‎ها تدافعي است و پس از حفظ جوانان خودشان، جلب شيعيان در درجه دوم اهميت قرار دارد؛ غافل از اينکه شيعه حتي اگر خودش اهل تحقيق نباشد، به‎دنبال کشف حقايق از طريق بزرگان مي‎رود و اين‎گونه نيست که به‎ واسطه يک فيلم اعتقاداتش متزلزل شود؛ به‎ويژه که اين‎‎ها هر کاري هم بکنند از نظر تکنيک و فن سينما بسيار از ما عقب‎تر هستند. نمونه‎اش همين سريال «الاسباط» است که باوجود اينکه چند کشور عرب تمام توان‎شان را براي جذب بودجه، امکانات، بازيگر و... به‎ آن اختصاص دادند، اما حاصلش اثري سطحي و بدون جاذبه است که جعلي‎بودن از سر و رويش مي‎بارد! لذا معتقدم که از هر لحاظ اين‎‎ها از پيش باخته‎اند.

برخي استدلال مي‎کنند که ما براساس باور‎هاي خودمان سريال مي‎سازيم، ولي بايد اجازه بدهيم سايرين هم براساس باور‎هاي خودشان هرچه خواستند بسازند؛ چه نيازي به اين همه حساسيت و اعتراض وجود دارد؟ به تعبير ديگر چرا اصرار داريم حرکت‎‎هاي طرف مقابل را غرض‎ورزانه بدانيم؟

باز هم تأکيد مي‎کنم که براساس منابع خود اهل تسنن هم اين مجموعه‎‎ها تحريف تاريخ است. تحليلي که ارائه کردم درباره احساس خطر اين گروه متعصب نسبت به فعال‎شدن شيعيان پاسخ همين سؤال بود. اين واکنش هم محدود به سريال‎سازي نيست؛ نمود‎هاي ديگري هم دارد. شما همين امروز اگر عازم سفر حج شويد، در مقابل قبرستان بقيع بنر تبليغاتي بزرگي را خواهيد ديد با محتوايي قريب به همين مضمون که اميرالمؤمنين هيچ مشکلي با خلفاي راشدين نداشته و اين ادعا را به مواردي تاريخي همچون ازدواج ام‎کلثوم (دختر اميرالمؤمنين) با عمرابن‎خطاب و يا ازدواج سکينه (دختر امام حسين) با مصعب‎ابن زبير و... مستند کرده‎اند.

پس اين سريال‎‎ها بخشي از يک استراتژي کلي است...

بله تحريفات تاريخي با همين رويکرد در مجموعه‎‎هاي تلويزيوني آن‎‎ها صورت مي‎گيرد.

از اين لحاظ توليدات ما به‎طور کامل مستند بر تاريخ است و هيچ تحريفي در آن نيست؟

طبيعتا ما توليدات خودمان را هم از اين منظر در مواردي قابل نقد مي‎دانيم. مثلا در همين مجموعه مختارنامه يکي از اشتباهاتي که بهانه به‎دست مخالفان ضدشيعي اين مجموعه داد، تصويري بود که از عبدالله‎بن‎زبير در آن ارائه شد؛ آدمي تن‎پرور و لش که آن‎قدر مي‎خورد که نمي‎توانست درست حرکت کند. کاخ و تخت‎گردان و آسانسور هم داشت! اين‎‎ها کاملا خلاف واقع است. در اين‎که عبدالله‎بن‎زبير چهره‎اي خبيث بوده شکي نيست، چراکه اين آدم کاري کرد که معاويه و يزيد هم نکردند او صلوات بر پيغمبر و خاندانش در خطبه‎‎هاي نماز حذف کرد! همين چهره عامل جنگ جمل است و اساسا او بود که پدرش را هم منحرف کرد و در برابر حضرت علي (عليه‎السلام) شوراند، اما اين‎ها دليل جعل نيست. اين آدمي که متظاهر و رياکار بوده اگر مي‎خواست چنين ريخت و پاش و کاخ مجللي آن ‎هم در کنار کعبه داشته باشد، قطعا مردم فريبش را نمي‎خوردند. اساسا لزومي به اين زياده‎روي‎‎ها نيست. معتقدم اگر بخواهيم درباره حقايق صدر اسلام فيلم بسازيم، حتي لازم نيست خودمان را به منابع شيعه محدود کنيم. اثري مستند مبتني ‎بر منابع اهل تسنن هم‎به راحتي مي‎تواند بيانگر حقايق اين دوران باشد.

به‎عنوان پايان‎بندي، فکر مي‎کنيد براي استمرار حرکتي که در زمينه سريال‎سازي تاريخي-مذهبي شده است بايد به چه نکاتي توجه داشت؟

در اين زمينه معتقدم هدف اصلي ما بايد نشر حقايق زندگي معصومين باشد. بزرگواراني که خداوند آنها نه فقط براي شيعيان که براي کل بشريت چراغ هدايت قرار داده است. بر همين اساس نبايد حتي براي تبليغ اين بزرگواران دست به تحريف تاريخ بزنيم. فيلم‎نامه‎اي به دستم رسيد که در بخشي از آن ديدم سخنان زيبايي در آن به امام حسين (عليه‎السلام) نسبت داده شده است. در اين قضيه شک کردم که آيا اجازه داريم سخن حق و زيبايي را بدون استناد تاريخي به يک معصوم نسبت بدهيم يا نه. بنده در فقه سررشته ندارم، اما در تعريف دروغ آمده است که دروغ حرفي است که واقعيت نداشته باشد حال چه حرف خوب باشد چه حرف بد. اين دروغ را اگر به يک معصوم نسبت دهيم روزه ما باطل مي‎شود. از بزرگان و صاحب‎نظران هم استعلام کردم، فرمودند قطعا در اين زمينه مجاز نيستيم و دست ما در اين موارد اصلا باز نيست. حتي درباره مخالفان معصومين هم بايد اين را رعايت کنيم و آنچه در واقع روي نداده است را نبايد به آن‎‎ها نسبت دهيم و غلو کنيم. اگر عين حقايق را منتقل کنيم، قطعا اثر خود را خواهد گذاشت؛ پس بهتر است بهانه به دست مخالفان ندهيم. اگر آثار تصويري کنترل‎شده و مبتني‎ بر پژوهش در اين زمينه داشته باشيم، قطعا از هزاران ساعت سخنراني و نشر هزاران کتاب، تأثيرگذارتر خواهد بود

منبع: نشريه پنجره/ محمد صابری

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظرات بینندگان
ناشناس
|
|
۱۶:۱۸ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۲
اين بزگواران فقط در ايران عراق لبنان شناخته شده اند وجهان بشريت يعني امريكا اروپا چين هند برزيل اندونزي كانادا اين بزگواران را اصلا اسمشان را نمي شناسند ونشنيدها ند تا بوسيله اين بزگواران هدايت شوند
حجت معصومی
|
|
۱۴:۴۱ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۳
باسلام
تلاشهای اینان که برعلیه اسلام تلاش میکنند نشان دهنده عظمت اسلام وجمهوری اسلامی ایران وملت بزرگ ایران است پس باید با حربه خودشان به جنگ اینان برویم و وعده الهی مصداق آیه شریفه واعدولکم مستطعتم من قوه راعملی سازیم
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :