صفحه نخست

بولتن ۲

اقتصادی

اجتماعی

بولتن2

ورزشی

عکس

فرهنگ و هنر

IT

صفحات داخلی

کد خبر: ۱۲۰۷۴۱
تاریخ انتشار: ۰۲ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۵:۰۹
حيدر رحيم‎پور ازغدي

بدون شک حرکت همه نهاد‎ها بايد در مسير نام‎گذاري سالانه رهبر انقلاب تعريف شود و سال 1391 نيز بي‎گمان بايد در جهت توليد ملي و حمايت از کار و سرمايه ايراني باشد، اين‎‎ها مضمون توصيه‎‎هايي است که رياست صدا و سيما به ديگران مي‎فرمودند.

من از جناب مهندس ضرغامي مي‎پرسم حضرتتان تا چه اندازه در اين فرمان، رهبر انقلاب را ياري کرده‎ايد؟ آيا صدا و سيما در حد يک هزارم نمايش توپ‎بازي خارجيان‎، اين فرمان را مراعات کرده است؟ آيا در حد يک صدم از وقتي را که صرف بازتاب مسابقات رالي براي تحريک جوانان و نمايش بازي با مرگ مي‎کند، صرف به تصوير کشيدن اوضاع امروز کشاورزي، دامداري و صنايع کوچک فرموده است؟ در حاشيه به همگان اعلام مي‎کنم که نظر من، چه درباره مشي ايشان و چه رويه آقاي رئيس‎جمهوري پيرامون صنايع بزرگ و سياست خارجي مثبت است چراکه در حد امکان، خوب کار کرده‎اند.

 

نقد فعلي‎ام پيرامون ياري رهبر انقلاب در شعار سال حضرتشان است. پيش‎تر در يادداشتي گزارش داده‎ام که سياه‎ترين دوران حمايت از توليدات کشاورزي و صنايع کوچک، دوران رياست‎جمهوري فعلي بوده است؛ يعني همان مديريتي که درخشان‎ترين عملکرد را در صنايع سنگين و سياست خارجه داشته است؛ ليکن اين هر دو مقام، در عرصه توليد ملي و اقتصاد مقاومتي بر خلاف فرمان سال رهبر حرکت کرده و فرمان ايشان را ناديده گرفته و بايکوت کرده‎اند.

جناب مهندس ضرغامي! چند شب پيش، دو دانش‎آموز چنان محو توپ‎بازي خارجيان شده بودند که صبر مادر يکي از آنان به سر آمد؛ دست فرزند را گرفته؛ به اتاق کارش برد و دستور داد به تکاليف فردايش برسد. نوجوان در حال رفتن به دوستش گفت: «به دقت بازي را تماشا کن و نتيجه را به من گزارش بده.» لحظه‎اي بعد دوستش فرياد برآورد که چلسي گل زد و کودک محبوس از اتاق بيرون پريد و پرسيد چه‎کسي گل زد؟ و او نام شخصي را برد. کودک محبوس گفت: «اين چهاردهمين گلي است که او در اين دوره از بازي‎‎ها مي‎زند!»

آقاي ضرغامي آيا اين ميزان دانش توپ‎بازي براي کودکان دبستاني کافي نيست؟

اکنون کمي هم به ابعاد عملکرد رسانه ملي پيرامون دامداري و کشاورزي بپردازم؛ يعني همان عرصه‎‎هايي که امام (رحمت‎الله‎عليه) آن‎‎ها را محور اقتصاد اين انقلاب خواندند و رهبري حمايت از اين فعاليت‎‎ها را جهاد اعلام فرمودند. 

مدتي است که به‎دليل فشار‎هاي پشت پرده، رسانه ملي هر هفته به روستايي مي‎رود و به امور کشاورزان مي‎پردازد. از مشهد خودمان چيزي ندارم که بنويسم زيرا صدا و سيماي استان خراسان به روستا‎‎ها مي‎رود و صميمانه با روستاييان آفتاب‎نشين به گفت‎وگو مي‎پردازد. روستاييان هم به نقل گذشته‎‎هاي خوش و خرم خود مي‎پردازند و در پايان داستان‎سرايي‎ها، از آنان مي‎خواهند که کمي به ورزش‎‎هاي سنتي بپردازند. روستائيان نيز هنرمندانه به شرح بازي‎‎هاي الک دولک، آب پشتک و هرنگ‎هرنگ مي‎پردازند و چون نمايش به اتمام مي‎رسد، سري به مطبخ‎خانه زده و مادربزرگ‎‎ها پخت و پز آش لخشک و نان به تنور چسباندن را به نمايش مي‎گذارند. ‎اي کاش در همين موقع، گريزي به مقايسه نان‎‎هاي شهري و روستايي هم مي‎زد. افسوس که هرگز دوربين به طرف اصطبل‎‎هاي خالي چرخانده نمي‎شود و کسي نمي‎پرسد که چرا اصطبل‎‎ها خالي است؟

آري سخنم پيرامون کارگرداني حضرتتان در بخش توليد است. شب 24 آبان موفق به تماشاي برنامه «تلاش سبز» شدم. فيلم‎بردار هنرمندانه دوربين را به طرف کمبايني گرفته بود که در حال برداشت نمايشي گندم بود. ليکن کسي نبود که بگويد اگر همه محصول گندم کشور اين چنين است، پس چرا گندم وارد مي‎کنيد و در گزارش‎‎هاي کلان گفته مي‎شود ميانگين محصول گندم کشور در هر هکتار، 2800 کيلو است. اگر همه کمباين‎‎ها به آن کارآمدي است، چرا کارشناسان گزارش مي‎دهند ده درصد گندم ما به‎خاطر کهنگي و مشکلات مکانيزاسيون به زمين مي‎ريزد و هدر مي‎رود؟ چرا در اسناد گزارش نمي‎شود که امسال تحويل گندم به سيلو‎ها حتي از سال 58 نيز کمتر بوده است؟

سپس دوربين به شکار باغ پرتقالي رفت که به راستي هم نمايشي بود؛ گرچه صاحب باغ با دلسردي گفت: «چنين پرتقالي را در دوران وفور محصول، از ما کيلويي 600 تومان مي‎خرند و چون سردخانه کافي نداريم و محصول ماندگار نيست، در ايام عيد هر کيلو پرتقال وارداتي را 2800 تومان مي‎فروشند. به‎جان فرزندم درمانده‎ام چه کنم زيرا نيمي از بهاي توليد را خرج چيدن محصول و حمل و نقلش به ميدان بار مي‎کنم و حق بارفروش را مي‎پردازم.»

سخنان کشاورز ديگري که کامل پخش نشد، گزنده‎تر بود. وي گفت: من «در سال 62 به‎خاطر عشق به انقلاب، پاساژي با 28 مغازه را به پنجاه و دو ميليون تومان فروختم و باغي را تأسيس کردم که نمونه شناخته شد ليکن امروز درآمد اين باغ نمونه، از سرقفلي يکي از آن 28 مغازه هم کمتر است!»

من نيز در رشته دامداري چنين هنري را به خرج داده‎ام زيرا حمايت رسانه ملي از دام و دامداري اين چنين است که دوربين را به دست جواني مي‎دهد و  او در کوچه و بازار به راه مي‎افتد؛ به‎سراغ درمانده‎اي مي‎رود و از گراني گوشت و لبنيات مي‎پرسد!

آقاي مهندس! مي‎دانيد ثمره اين‎گونه مصاحبه‎‎ها و آمارگيري‎‎ها چيست؟ اين‎که در دو سه سال اخير 30 درصد از توليدات هر گونه گوشت، تخم مرغ و لبنيات کاسته شد و دامپروران، ميش‎‎ها و گاو‎هاي آبستن و مرغداران نيز مرغ‎‎هاي تخمي را به کشتارگاه‎‎ها مي‎فرستند. اگر در ظرف سه سال، بهاي گوشت دو برابر شده است، بايد اين را بدانيد که بهاء خوراک دام نيز شش برابر شده است.

اگر هم مي‎خواهيد از اوضاع صنايع کوچک با خبر شويد و شهامت نشان دادن شهرک‎‎هاي صنعتي را داريد، لحظه‎اي دوربين را به طرف شهرک‎‎هاي صنعتي بچرخانيد تا ببينيد حمايت‎ها، چه قبرستاني به بار آورده است؟

 اين قضيه را هم که بار‎ها نوشته و گفته‎ام و همگان خود را به کَري زده‎اند، باري ديگر بشنويد. چهار سال پيش گروهي مهندس رشته آبياري صنعتي به آقاي رئيس‎جمهوري گزارش مي‎دهند که بيشترين يارانه‎هاي آبياري صنعتي خرج خريد صنايعي مي‎شود که توليدش در ايران ممکن و بسيار به صرفه اقتصاد ملي است ولي از دبي وارد مي‎شود. آقاي رئيس‎جمهوري مخارج تأسيس کارخانه را به بانک مرکزي حواله مي‎دهند ولي بانک نه تنها وام را نمي‎پردازد بلکه گروه را وادار به خريد سوله‎اي مي‎کند که تا خرخره زير بار قرض مي‎روند و وزيري که امکان پرداخت 8 ميليارد تومان جهت اشتغال صد‎ها نفر و تأسيس يک کارخانه‎‎ را نداشت، تا‎کنون توان پرداخت 400 ميليارد دلار جهت واردات اين کالا را داشته است. آيا حمايت از شعار سال، بيش از اين هم قابل تصور است؟!

آقاي مهندس دوربين شما، زيبايي آبياري باراني را نشان داد ولي اين را نگفت آبياري صنعتي‎ که با وام 350 ميليون توماني بانک تأسيس شده است، سود بانکي‎اش بيشتر از درآمد مزرعه‎اي است که 15 ميليارد تومان بها دارد.

آقاي مهندس ضرغامي سخن آخرم اين‎که در حد يک هزارم از وقتي که براي ميزگرد‎ها و گزارش‎‎هاي ورزشي خرج مي‎کنيد، به کشاورزان، دامداران و صاحبان صنايع کوچک اختصاص دهيد تا جامعه بر فداکاري‎ها، مصائب و دردل‎‎هاي توليدکنندگان هم واقف گردد. آقاي ضرغامي آيا مي‎رسد آن روز که به توليدکنندگان هم در حد يک هزارم تماشاي فوتبال‎‎هاي خارجي، وقتي براي بيان مصائبشان تعلق گيرد؟ ولا حول ولا قوه الا بالله العلي العظيم.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :