نوشتن
این مطلب برای نگارنده که از سنین نوجوانی با نوای دلنشین «حاج منصور» و «حاج سعید»
بزرگ شده و جان گرفته، سخت است. شاید اولین نوارهایی که از حاج منصور گوش کردم، اوائل
دههي هفتاد بود. چیزی حدود بیست سال پیش. من با نوای «کجایید ای شهیدان خدایی»ِ حاج
منصور با «لباس خاکیها» آشنا شدم، با «هر کس به کسی نازد و ما هم به تو نازیم»
مفهوم عشق به امام زمان را فهمیدم و با «میکشی مرا حسین»ِ شبهای محرّم مسجد ارک،
حسینی شدم. «تموم زندگیم مال حسینه»، ترانهای بود که در تمامی این سالها با خود
زمزمه کردم و همهي اینها بدون وجود مداحان با صفایی چون حاج منصور و حاج سعید،
حداقل براي اين قلم، امکانپذیر نبود.
حاج منصور، مسجد ارک، هیأتها و همهي بچه هیأتیها، موضوعی نیستند که بتوان به سادگي از آنها گذشت و عبور كرد. مسجد ارک -که در این مقال، نمادي است از همهي هیئات مذهبی كشور- یک جریان مستمر فرهنگی است که در همهي اين سالها، دائما در حال بازتولید بوده است.
حاج منصور و مسجد ارک، در فرهنگ، باورها و ارزشهای ما ایرانیها در طول تاریخ محبّت و مودّت خود به اهل بیت(ع) ریشه دارند. مسجد ارک، ادامهي همهي عَلَمها و کُتلهایی است که بعد از عاشورای سال 61 هجری، از کربلا برافراشته شده و در این 14 قرن تداوم یافته است.
این حاج منصورها و مسجد ارکها بودند که در سراسر تاریخ این میهن، هر جا نمادی از ظلم دیدند، با تبعيت از مولاي خود، حسين بي علي(ع)، عليه حكومت ظلم قيام كردند. این بچه هیأتیها بودند که تا صداي «هل من ناصر» حسين ِ زمان، حضرت روحالله را شنيدند، لبيك گفته و یزید زمان را سرنگون کردند. همین مسجد ارکیها بودند که سربازان گوش به فرمان روحخدا در خط مقدم نبرد با همهي دنیا بودند. و البته همين بچه هيأتيها بودند كه فتنههاي 78 و 88 را با نعرههاي «يا حسين» خود جمع و جور كردند. در این میان، آن کساني که موجب ایجاد و تقویت روحیه عاشورایی در اين مردم حسيني شدند، کسانی نبودند جز امثال حاج منصورها و حاج سعیدها. از همين روي، نه حاج منصور، مانند سیاسیون است که با پایان دورهي سیاسیش، تمام شود و نه مسجد ارک، مانند جبهههای سیاسی و احزاب بادي است که یک شبه تأسیس شده باشند.
همهی اینها را خوب میدانم. اما با همهی اینها و با همهي دِینی که این بزرگواران و همهي مداحان و روضهخوانان کشورمان بر گردن ما دارند، تصمیم گرفتم چند خط زیر را بنویسم تا شاید از آفتی که احتمال شيوع آن ميرود، جلوگيري شود.
***
یکی از نکاتی که شاید تفاوت بین حاج منصور با سایر مداحان است، «صریح اللهجه» بودن و در عین حال «عامیانه» حرف زدن او است. یادم میآید يكي از شبهاي سوم محرّم، وقتی حاج منصور دید که برخی از جوانها هنگام سخنرانی، مشغول حرف زدن هستند و بياعتنا به سخنران، تا روی منبر نشست، با همان صراحت لهجهي همیشگیش، آنها مورد انتقاد قرار داد و گفت: «اولین چیزی که در هیأت باید یاد بگیرید، ادبه عزیزم... حواستون باشه که اومدید کجا نشستید، اینجا جایی هست که بچه بسیجیها میاومدن روضه گوش میدادن و سینه میزدن و بعد هم میرفتن جبهه. خیلی از اونها شهید شدن...».
خصوصیت دیگر حاج منصور اما «موضعگيريهاي سیاسی» او است. خصوصیتی که در یکی دو سال اخیر موجب شده تا حاج منصور بیش از گذشته در تیتر اخبار باشد. به خصوص از زمانی که در واکنش به اتفاقات و حوادث رخ داده، علیه چند تن از افراد پیرامون آقای رئیس جمهور حرفهای تندی زد. این امر تا آنجا پیش رفت که حتی به برخی دور و بريهاي رئيسجمهور، صفتهاي عجيب و غريبي هم نسبت داد. موضوعی که باعث شد تا معاونت حقوقی دولت و وکیل رئیس دفتر آقای احمدینژاد از او شکایت کرده و آنطور که در اخبار آمده، باید در دادگاه هم حضور يابد.
گر چه این مسأله باعث نشد كه حاج منصور از مواضع خود عدول کند. شاهد مدعا آنکه در مراسم عرفهي چند روز پيش هم، حاج منصور با اشاره به اینکه «هیأتی، تا آخر حرفش یکی است» گفت: «ما ترسی از گفتهمان نداریم و حرفمان هم عوض نشده است. حقیقت این است که ما باید پای حرفهایمان و سینهزدنمان بمانیم.» از طرفی دیگر، حاج سعید هم در مراسم روز عرفه خطاب به احمدینژاد گفت: «شما که اینقدر اصرار داری زندان اوین بروی، صبر کن دادگاه ما تمام شود با هم برویم».
البته کسانی که با حاج منصور آشنا هستند به خوبی میدانند که موضع گیریهای سیاسی او مربوط به چند سال اخیر نیست. حاجی در دوران ریاست جمهوری هاشمی هم، یکی از منتقدین پر و پا قرص طرحهای مدرنیزاسیون و تعديل اقتصادي او بود. در دوران خاتمی هم که از همان ابتدای کار، یعنی انتخابات دوم خرداد 76 تیغ را از رو برکشید و به مخالفت صریح و آشکار با اصلاحطلبان رفت. حتی قالیباف هم از انتقادهای تند حاجی در امان نماند و در این چند وقت دورهي مسئولیتش در شهرداری، بارها مورد نقد تند حاج منصور قرار گرفت.
مجموع این موضوعات موجب شده تا حاج منصور و حاج سعید، مغضوب باندهای قدرت و ثروت باشند. حتی بسیاری از مسئولین و سیاسیون که زمانی نه چندان دور، جزو مسجد ارکیها و زير منبريهاي حاج منصور بودند، حالا ديگر ترجیح می دهند که نیایند.
تا اينجاي كار، اين اتفاق بر خلاف ادعاهای سیاسیون، خيلي هم خوب است. اينكه باندهاي قدرت و ثروت، چشم ديدن حاج منصور را ندارند، خيلي خوب است. اينكه سياسيون از ترس طعنهها و انتقادهاي حاج منصور جرأت نميكنند به مسجد ارك بيايند، اتفاقي مبارك است. اينكه برخی سیاستمداران داخلی و خارجی بدانند که هنوز جماعتی هستند که تنها و تنها دل در گرو آرمان های امام و انقلاب و نه دولت ها و سیاسیون دارند، فوق العاده خوب است.
از سویی دیگر، یقینا يكي از وظايف اصلي مداح اهل بيت(ع) چيزي نيست جز رصد دقيق از اتفاقات مبتلابه جامعه و اتخاذ مواضع اصولي در مقابل آنها. اگر همانگونه كه حضرت روحالله گفت «اسلام همهاش سياست است»، پس مداح اسلام نيز نميتواند عاري از مواضع و جهتگيريهاي سياسي باشد. اصلا مگر مي شود كسي مداح حسين بي علي(ع) باشد و وارد معركهي سياست نشود؟! مگر ميتوان از واقعهاي مانند عاشوراي سال 61 هجري ياد كرد بدون آنكه از «عبرتهاي عاشورا» حرفی به میان نیاورد؟! اگر جز اين باشد يقينا مداح اهل بيت به وظيفهي اصلي خود نپرداخته است.
پس مداح اهل بيت(ع) نميتواند جداي از سياست و جهتگيريهاي سياسي باشد. اما نقدي كه بر عملكرد حاج منصور و حاج سعيد و برخي ديگر از مداحان وارد است آن است كه متأسفانه اين بزرگواران:
اولا «ادبيات نقد» را رعايت نميكنند. بدين معنا كه متأسفانه از عبارات، اصطلاحات و كلماتي استفاده ميكنند كه نه شايستهي مداح اهل بيت(ع) است و نه حتي زيبندهي يك انسان ديندار و مؤمن. ميشود جريانها و افراد سياسي را مورد نقد قرار داد بدون آنكه توهيني در كار باشد. ميتوان با خواندن يك شعر خوب و مناسب، پايههاي جريانهاي انحرافي چپ و راست را به لرزه در آورد بدون آنكه نيازي به استفاده از كلمات ركيك باشد. ميتوان دقيقترين نقدها را نسبت به «عملكرد»ها داشت بدون آنكه بهانهاي دست رسانههاي مريض داخلی و تريبونهاي خارجي داد. و گرنه عریان سخن گفتن و پرده دری کردن که از هر کس دیگری هم بر می آید. مداح که در حقیقت یک هنرمند است باید بتواند اغراض و اهداف خود را به صورت غیر مستقیم و توسط ابزارهای هنری بیان کند. وگرنه تفاوتی بین هنرمند و انسان عادی وجود ندارد.
ثانيا از قديم گفتهاند «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد». اين اصلي كليدي است كه موجب ميشود تا انسان، هر حرفي را در هر جايي نزند و اصول «مخاطب شناسی» و «موقعیت شناسی» را رعایت کند. اما متأسفانه بارها مشاهده شده كه اين بزرگواران حرفهايي را كه نبايد در ملاءعام و در یک جمع عمومی بزنند، زدهاند. آن هم در دوره و زمانهاي كه فاصلهي بين «گفتار» تا «انتشار»، در كسری از دقیقه امكانپذير است و بنابراين ديگر جايي براي توضيحات يا احيانا تكذيبيه باقي نميماند. آيا بهتر نيست اين عزيزان در گفتار خود از دقت بيشتري برخوردار باشند و هر سخنی را در هر جایی نزنند؟
ثالثا مداح بايد سياسي باشد اما «سياستزده»، نه! سياستزدگي آفت ورود به دنياي سياست است. سياستزدگي يعني اينكه افراد تحت تأثير دور و بريها، جريانها و فضاي خبري جامعه قرار گرفته باشند بدون آنكه بتوانند از اتفاقات رخ داده، «تحليل» و «تبيين» درستي داشته باشند. در این مورد رهبر انقلاب چنین گفتهاند:
«امروز مثل خيلى از دورانهاى ديگر تاريخ، ما - جريان ولايت و دوستداران ائمّه عليهمالسّلام - به تبيين احتياج داريم؛ گفتن، بيان كردن، روشن كردن و حقايق را در معرض بينايى و دانايى انسان ها قرار دادن. اگر اهميتِ تبيين نبود، امام صادق عليهالسّلام شاعرى مثل «كُميْت» را آن گونه مورد عنايت قرار نمىداد؛ يا امام هشتم عليهالسّلام «دِعبل» را؛ يا امام چهارم عليهالسّلام «فرزدق» را. شعراى معروفى كه شما اسم هايشان را شنيدهايد - مثل فرزدق، كُميْت و ديگران - اينها سلمان زمان خودشان نبودند؛ اينها در مقايسه با اصحاب عالىمقام ائمّه، خيلى متوسّط بودند. نه معرفت شان به قدر معرفت «زراره» و «محمدبنمسلم» و امثال اينها بود؛ نه فعّاليت شان در محيط اهل بيت زياد بود. اما شما مىبينيد امام از اينها تجليلى مىكند كه از خيلى از اصحاب بزرگوار خودش نمىكند؛ چرا؟ بهخاطر تبيين. چون اينها در يك جا حرفى زدند و نكتهاى را روشن كردند كه مثل خورشيدى بر ذهن ها و دل ها تابيده و حقيقتى را براى مردم روشن كرده است.» (18/6/1380)
در جایی دیگر از این سخنرانی نیز ایشان گفتهاند:
«صداى بعضى از آقايانِ مدّاحان خوب است، ولى با خواندن آنها انسان چيزى ياد نمىگيرد؛ اما بعضى نه؛ وقتى شعر مىخوانند، معرفتى را به ما مىآموزند. آنچه كه مىآموزيم، بهترينش آن چيزى است كه ما به آن نياز داريم. گاهى كلمات مدحآميزى از ائمّه عليهمالسّلام پشت سر هم مىآوريم كه نه درست مستمع به عمق اين كلمات مىرسد، نه با فهميدن آن كلمات چيزى بر معرفت او اضافه مىشود. اينها ارزش چندانى ندارد. اما گاهى مدّاحى كه شعر مىخواند، درس فاطمه زهرا سلاماللَّهعليها، درس اميرالمؤمنين و درس امام حسين عليهماالسّلام را به ما منتقل مىكند؛ در نتيجه راه ما روشن مىشود. اين بسيار ارزش دارد. ما بايد بدانيم كه اگر فاطمه زهرا سلاماللَّهعليها امروز در بين ما ظاهر مىشدند و يك ساعت، دو ساعت و يا يك روز در بين مردم مىآمدند، ما را به چه چيزى امر مىكردند؟ انگشت اشاره به كدام راه از راههايى كه در مقابل ما گشوده است، دراز مىكردند و به ما مىگفتند كه از اين راه برويد؟ ما بايد آن را دنبال كنيم و در تبيين و تعليم و معرفتى كه مىخواهيم به مستمع بدهيم، آن را ملاحظه كنيم و نياز زمان را پُر كنيم.»
بنابراین وظيفه مداح چنانچه سيدنا القائد بدان اشاره كردهاند، «بصيرتافزايي» به مخاطبين است. بصيرت را خوب ميدانيم به معناي ايجاد شناخت حق از باطل است. پس مداح بايد وظيفه تبيين جبههي حق از باطل را بر عهده داشته باشد. مداح بايد جبههي دوست و دشمن را به مخاطبين بشناساند. اما متأسفانه ديده شده كه در پارهاي از مواقع اين عزيزان، به جاي تبيين سياسي، تحت تأثير جو غالب جامعه قرار گرفته و سياستزدگي پيشه كردهاند. عيب بزرگ اين مسأله آن است كه سياستزدگي مداح، تنها متوجه خودِ او نيست، بلكه به همهي مخاطبين او نيز سرايت ميكند. اين را بگذاريد كنار اين موضوع كه طيف اعظم مخاطبين هيأتهاي مذهبي، نوجوانها و جوانها هستند. يعني كساني كه در حالت کلی، شناخت درستي از اتفاقات موجود ندارند و محتاج تبيين و تحليل رخدادها هستند. تصور كنيد كه سياستزدگي چه بلايي ميتواند سر اين جوانهاي پاك و نوراني بياورد.
***
كمتر از چند روز ديگر تا شروع ماه محرّم و ايام عزاداري ارباب دو عالم باقي مانده است. اميدواريم امسال، هيأتهاي مذهبي ما محافلي براي بصيرتافزايي و شناخت هر چه بيشتر جبههي حق و باطل باشند. محافلي كه اگر چه سياسياند اما گرفتار آفت سياستزدگي نميشوند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com