کد خبر: ۲۴۸۴۷۹
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار:
به بهانه‌ی پخش مجدد فیلم "خداحافظ رفیق" در روز شهید

آیا بهزاد بهزادپور قصد ندارد از انزوای فیلم‌سازی در عرصه دفاع مقدس بیرون بیاید؟

همان‌طور که می‌بینید، رهبر انقلاب عدم فعالیت در این عرصه را "قصور" توصیف می‌کنند. در نتیجه به نظر می‌رسد بزرگانی چون بهزادپور وظیفه‌ی سنگینی در این حوزه داشته و در صورت کم‌کاری، بیشتر از سایرین در لبه پرتگاه قصور مدنظر رهبر انقلاب قرار می‌گیرند. علی ایحال امیدواریم که ایشان با مدنظر قرار دادن شهدا و تکلیفی که همه‌ی ما در این رابطه برعهده داریم، از این انزوا بیرون آمده و اثر قابل توجه دیگری در حوزه‌ی دفاع مقدس تولید کنند.

گروه فرهنگی - شهید قلب تاریخ است. در متون اسلامی و قرآن، شهید اسلام به انسانی گفته می‌شود که در راه اجرای فرمان اسلام یا دفاع از مرزهای حکومت دینی جان خود را از دست بدهد. طبق وعده قرآن، خداوند و فرشتگانش، در بهشت به نفع شهید گواهی می‌دهند و شهید مُلک خداوند، و نعمت‌هایی که خدا برایش در بهشت آماده کرده است را مشاهده می‌کند. طبق آیات قرآن شهید نمرده است بلکه زنده بوده و شاهد و ناظر اعمال انسان‌ها است.

به گزارش بولتن، 22 اسفند ماه سالروز تاسیس بنیاد شهید انقلاب اسلامی به فرمان حضرت امام خمینی(ره) با مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۳ به نام روز بزرگداشت شهدا نام گرفت اما تاکنون اقدامی خاصی برای بزرگداشت این روز صورت نگرفته و مغفول مانده است. به همین مناسبت، امروز (جمعه 22 اسفند) فیلم خاطره انگیز خداحافظ رفیق از شبکه‌ دوم پخش شد.

فیلم "خداحافظ رفیق" نخستین فیلم بلند بهزاد بهزادپور است که آن را به تهیه کنندگی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ساخته است. این فیلم كه تا كنون چندين بار از تلويزيون پخش شده به دليل نوع نگاه خاص آن به مقوله دفاع مقدس با استقبال مردمی روبرو شد. به اذعان اهالی هنر خداحافظ رفیق" فیلمی است که هنوز هم پس از 9 سال از تولید آن برای خیلی‌ها تازگی دارد و دیگر مانند آن در سینمای ایران نخواهد آمد.

با این شرایط می‌بینیم که از این کارگردان ارزشی سینمای ایران فیلم دیگری در سالن‌های سینما به نمایش درنیامده و بهزاد بهزادپور دیگر سراغ ساخت اثر سینمایی با موضوع جنگ تحمیلی نرفته است. و این در شرایطی‌ست که کار در عرصه‌ی دفاع مقدس بخاطر حساسیتی که دارد کار هر کسی نبوده و لازم است تا شخصیت‌های حرفه‌ای چون بهزادپور به این عرصه برگشته و با وجود همه‌ی محدودیت‌ها و مشکلاتی که ساخت اثر دفاع مقدسی دارد، در این وادی اقدام به تولید فیلم بزنند. لازم به نظر رسید در اینجا گریزی به سخنان رهبر انقلاب در دیدار با عوامل شیار143 بزنیم و نکته‌ی مهمی که در آنجا بیان فرمودند را یکبار دیگر مرور کنیم:


 

 

 


«شما مى‌بینید که این حضرات کُره‌اى‌ها - من از کار اینها خوشم مى‌آید - تاریخ ندارند؛ لذا میگویند «افسانه‌ى جومونگ»، افسانه‌ى فلان. یعنى از اوّل حساب را تسویه میکنند؛ [میگویند] افسانه است، واقعیّت نیست. یک‌چیزى در مى‌آورند، یک تاریخ براى گذشته‌ى خودشان درست میکنند، که وقتى یک جوان کُره‌اى به این فداکارى‌ها و به این شجاعتها و به این کارهاى عجیب غریبِ سینمایى نگاه میکند، خب احساس هیجان میکند، احساس هویّت میکند، احساس افتخار میکند. ما اینها را در واقعیّت زندگى خودمان داریم، اتّفاق افتاده، پیش آمده؛ چرا از اینها استفاده نمیکنیم؟ به‌نظر من یک قصور بزرگى - نمیگوییم تقصیر؛ لااقل قصور بزرگى - اتّفاق افتاده است، باید جبران بشود. به‌نظر من ما پنجاه‌سال دیگر هم بایستى درباره‌ى دفاع مقدّس بنویسیم، بگوییم، توصیف کنیم، تشریح کنیم، انواع و اقسام هنرها را به خدمت بگیریم، براى اینکه این حادثه‌ى عظیم را تبیین‌کنیم.»

همان‌طور که می‌بینید، رهبر انقلاب عدم فعالیت در این عرصه را "قصور" توصیف می‌کنند. در نتیجه به نظر می‌رسد بزرگانی چون بهزادپور وظیفه‌ی سنگینی در این حوزه داشته و در صورت کم‌کاری، بیشتر از سایرین در لبه پرتگاه قصور مدنظر رهبر انقلاب قرار می‌گیرند. علی ایحال امیدواریم که ایشان با مدنظر قرار دادن شهدا و تکلیفی که همه‌ی ما در این رابطه برعهده داریم، از این انزوا بیرون آمده و اثر قابل توجه دیگری در حوزه‌ی دفاع مقدس تولید کنند.

منبع: بولتن نیوز

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۳۶ - ۱۳۹۳/۱۲/۲۳
0
5
البته ایشون سالهاست تئاترهای زنده رو به نمایش میذارن که شب آفتابی از اون جمله بوده
علی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۸ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۳
0
1
سلام به همه
به همه ی خوانندگان توصیه می کنم کتاب(وقتی کوه گم شد) ، از آقای بهزاد بهزادپور را مطالعه کنند . این کتاب یک فیلم نامه است که اگر آن را شروع کنید تا تمامش نکنید ، کتاب را نمیبندید .

قسمتی از مطلع کتاب :
جوانی تمامی کتابهای کتابخانۀ پدرش را -که دو ماه است فوت کرده- به مرد کتابفروشی میفروشد. مرد
کتابفروش به همراه دو کارگر تمامی کتابها را به داخل وانتی منتقل میکنند. از لابهلای گفتگوی جوان و مرد
کتابفروش معلوم میشود که پدر جوان بر اثر ناراحتی اعصاب در بیمارستان بستری بوده و در همانجا سکتۀ
مغزی میکند و میمیرد. علت فروش کتابها هم برای خرید یک سِت کامل کامپیوتر مرتبط با شبکۀ
اینترنت میباشد. از گفتگوهای پنهانی دو کارگر با هم معلوم میشود که مرد کتابفروش به این علت عجله در
انتقال کتابها دارد که کتابها را با قیمت بسیار نازل خریده و در حقیقت سر جوان کلاه گذاشته است. کارتونهای
کتاب به سرعت در وانت جای میگیرند. با انتقال کتابها به مغازۀ مرد کتابفروش، کتابهای سالم از کتابهای
کهنه و پاره جداسازی میشود. با خالی شدن یکی از کارتونها مجموعۀ زیادی از کاغذهای دستنوشته نمایان
میشوند. کارگرها با بیتفاوتی کاغذهایی را که پشت آنها سفید است دسته میکنند و با دستور مرد کتابفروش
تمامی کاغذها را بر روی میز کار گوشۀ مغازه میگذارند. مرد کتابفروش با تلفن سخن میگوید، گویا بر سر
قیمتگذاری تعدادی کتاب چانه میزند. از لابهلای مکالمه او با مشتری، معلوم میشود که کتابها مجموعهای
نایاب است که دربارۀ دکوراسیون منزل و آشپزی غذاهای جدید انگلیسی میباشد. مرد کتابفروش برای دیدن
کتابها به سرعت از مغازه خارج میشود و ادارۀ مغازه را به پسر جوانش میسپارد. پسر به محض رفتن پدر با
دستپاچگی به ساعت مینگرد و مشغول نوشتن نامهای عاشقانه میشود. پسر برای نوشتن نامه از کاغذهای
دستهشده بر روی میز استفاده میکند. بیخبر از اینکه پشت کاغذها، نوشته شده است. شروع نامه بدین قرار
است.
نامه: سلام امید زندگیم، این صدوبیستوچهارمین نامه است که برایت مینویسم و تو هنوز حتی یک کلمه
هم به من پاسخ ندادهای. فقط بیهیچ کلامی نامههایم را برمیداری و با نگاه زیبا اما ساکتت . . .
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین