‌آقای صالحی با پژوهشی ناقص تاریخی قیام امام حسین را تحلیل کرد
مرحوم صالحی نجف آبادی و نقد کتاب هفت ساله
مرحوم صالحی نجف آبادی و نقد کتاب هفت ساله

گروه دین و اندیشه-حسن انصاری نوشت: تحقیق تاریخی البته اگر بر پایه درستی استوار باشد گاه می تواند مبانی اعتقادی را تصحیح و یا گاهی هم به چالش بکشد. من اینجا به این موضوع به طور مستقیم کاری ندارم. قبلا مکرر در این موضوع و نحوه تعامل با آن نوشته ام. اینجا فقط می خواهم یک نکته را که مرتبط با این موضوع است مختصراً به بحث بگذارم و آن اینکه اگر پژوهشی تاریخی درست و مبتنی بر اصول مورد قبول اهل تخصص صورت نگیرد طبعا نه تنها مؤمنان نسبت به پیامدهای اعتقادی حاصل از آن پژوهش واکنش نشان می دهند بلکه اهل تحقیق تاریخ هم بایسته است خطاها را به بحث بگذارند، هم برای خود پژوهش در آن موضوع خاص و هم برای حفظ جایگاه پژوهش تاریخی و از جمله در برابر واکنش های اعتقادی. به هرحال در جامعه ای دینی این نوع مباحث کنش ها و واکنش هایی را در بر دارد و در این میان اهل تاریخ باید قبل از هر کس دیگر در حفظ و دفاع از شیوه های درست تاریخی در پژوهش های مرتبط با مباحث دینی حساسیت داشته باشند.

به گزارش بولتن نیوز، نمونه ای که اینجا باید ذکر کنم کتاب شهید جاوید آقای صالحی نجف آبادی است که می دانیم برای سال ها از پر تأثیرگذارترین کتاب ها درباره عاشوراء و قیام امام حسین (ع) بود و نقدهای بسیاری بر آن نوشته شد. من آن مرحوم را تنها یکبار در مرکز آقای بجنوردی در تهران دیدم و با او گفتگویی کردم. آدم زحمت کشیده ای بود و کم و بیش منابع تاریخی مشهور را می شناخت و در آثارش به کار می گرفت. طبعا صرف آشنایی با چند منبع در سیره و تاریخ برای تاریخنگاری تحلیلی و انتقادی کفایت نمی کند. به ویژه اگر موضوع مرتبط باشد با مباحث کمتر شناخته ای مانند اوضاع صدر اسلام و دوران اموی. در دویست سال اخیر صدها پژوهش در زمینه تاریخ امویان و تاریخ جزیره العرب و احوال اجتماعی و سیاسی و فرهنگی اعراب و قبایل عرب تنها در زبان های فرنگی منتشر شده و باز همچنان بسیاری از مسائل هنوز درباره عصر اموی ناشناخته است. بررسی فرهنگ سیاسی خلفای راشدین و اموی و مفاهیمی مانند بیعت و شورا و فتنه و از این قبیل و همچنین شناخت دستگاه ایدئولوژیک اموی و مناسبات میان قدرت سیاسی و قبیلگی و طبقات مختلف جامعه اسلامی در حجاز و عراق بسیار پیچیده تر از آن است که تنها با ارجاع به چند کتاب طبری و ابن سعد و یا بحث های جدلی به دست آید. در سده بیستم در مصر و عراق و لبنان هم کتاب و مقاله در موضوع عصر اموی کم منتشر نشده که تعدادی از آنها برای درک ما از فرهنگ سیاسی عصر اموی مفید است. درک علل و زمینه ها و اهداف و پیامدهای قیام حضرت سید الشهداء نیازمند پژوهش های تاریخی عمیقی است و این با شناخت گسترده ای از تاریخ و تاریخنگاری اسلامی ممکن است. در چارچوب های پژوهش های سنتی تاریخی در این موضوع خاص به نظرم کارهای مرحوم علامه عسکری و دکتر شهیدی از بهترین پژوهش هاست در زبان فارسی. برخلاف این دو از ضعیفترین کارها در عرصه مطالعات مربوط به تاریخ امام حسین من کتاب شهید جاوید آقای صالحی نجف آبادی را می توانم نام ببرم. این کتاب اساساً بر پایه شناخت ناقصی از صدر اسلام، عصر خلافت راشدین، دوران اموی، محیط تاریخی و اجتماعی و سیاسی عراق و شام و حجاز و دست آخر مبانی دینی سده نخست قمری نوشته شد. عوامل و زمينه های متعدد این کتاب را برای چند سالی به شهرت رساند و در نهایت کمتر فضایی فراهم شد تا این کتاب به خوبی نقد شود. در سال های اخير مرحوم احمد قابل با اینکه حسب ظاهر از علاقمندان به آقای صالحی نجف آبادی بود اما در اواخر عمر نسبت به کتاب انتقاد داشت و ایده اصلی آن را به چالش کشید.

‌آقای صالحی با پژوهشی ناقص و نا استوار و غیر متعهد به اصول علمی پژوهش تاریخی قیام امام حسین را تحلیل کرد و بعد چون ایده او در این کتاب که به بحثی تاریخی مربوط می شد با عقیده علم به غیب امام سازگار نمی افتاد به عقیده علم لدنی امام پرداخت و عقيده به آن را به نقد کشيد. این طبعا خلط تاریخ نگاری و عقاید است. در نوشته های متعدد خود که پيشتر در کانال قرار داده ام و نيز در چند درسگفتار درباره حماسه حسينی به نقد کتاب شهيد جاويد از دو جهت يکی تاريخنگاری و دوم نقد مستندات کلامی آن کتاب پرداخته ام که دوستان را به تأمل در آن نقدها دعوت می کنم؛ ولله الحمد أولاً وآخرا.