مولوی بهار را رستاخیز طبیعت می‌بیند
به گزارش بولتن نیوز، بهار و نوروز در اشعار شاعران زبان فارسی بازتاب گسترده‌ای داشته است و هر یک به گونه ای به این دگرگونی طبیعت نگاه کرده اند. همزمان با آغاز بهار پای صحبت تعدادی از استادان زبان فارسی نشسته ایم تا درباره این موضوع سخن بگویند. آنچه در ادامه می‌خوانید سخنان قربان ولیئی شاعر و استاد دانشگاه است درباره تجلی بهار در شعر مولوی:

اساسا شاعران عارف با دو دیدگاه به جهان می نگرند . یکی دیدگاه آفاقی است و دیگری دیدگاه انفسی. عارف در دیدگاه آفاقی یا در تجربه آفاقی خداوند،  وجود مطلق خداوند را در هستی می بیند. گویی هر پدیده‌ای آیینه ای است در برابر زیبایی خداوند و هستی بیکران او. به همین سبب است که در عرفان شاعران شاخص ادبیات پارسی مثل مولوی ما شاهد کثرت و فراوانی چشمگیر حضور طبیعت در اشعار هستیم. به عبارت دیگر مولوی دگرگونی آنات را، دگرگونی لحظات  را، دگرگونی چشم اندازهای طبیعت را، تغییر  فصول را،  آیینه ای   می بیند که در آن آیینه خداوند را شهود می کند. این طبیعت گرایی عارفانه نه تنها در شعر مولوی بلکه در شعر حافظ  و شعر سعدی هم به چشم می‌خورد.  مثلا  وقتی سعدی می گوید:
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشق بر همه عالم که همه عالم از اوست
این همین آیینه ی هستی را نشان می دهد که جمال خداوند را باز می تابانند. حقیقتا اگر در شعر فارسی بخواهیم بهار و تجلی های بهار را در شعر بررسی کنیم یکی از بارزترین مصداق هایش شعر مولوی است و بهار مولوی به تعبیری صرفا یک توصیف از زیبا شدن جهان در بهار نیست. بلکه آن رابطه ای را نشان می‌دهد  که این زیبایی ها، با زیبای مطلق یعنی خداوند برقرار میکند و آنچه جمیل خداوند است و قیامت آسا بودن بهار را مولوی خیلی از جاها بیان می کند. یعنی بهار را حشر طبیعت و رستاخیز طبیعت می بیند و به آن به عنوان جلوه ای از رستاخیز نهایی جهان نگاه می کند و از این بابت بهار در دیدگاه مولوی فصل دگرگون شدن و فصل رستاخیز روان و حشر آفاقی است.
انتهای پیام /