پایان افسانه «ضمانت آمریکایی»؛ چگونه موشکهای ایران نظم امنیتی منطقه را بازنویسی کردند؟
گروه بین الملل: در بحبوحه تحولات شتابان و بیسابقه خاورمیانه، ناظران بینالمللی شاهد یک جابجایی بزرگ در موازنه قدرت هستند. رویدادهای زنجیرهای اخیر، از «جنگ رمضان» تا تنشهای موشکی روزهای گذشته، نه تنها خطوط درگیری را جابجا کرده، بلکه باورهای دیرینه در مورد ائتلافهای امنیتی منطقه را به شدت تکان داده است. امروز این پرسش اساسی در اندیشکدههای غربی و عربی مطرح است: آیا دوران هژمونی امنیتی آمریکا در خاورمیانه به پایان رسیده است؟
به گزارش بولتن نیوز، در جریان جنگ رمضان، حملات موشکی و پهپادی ایران به پایگاههای نظامی ایالات متحده در کشورهای عربی متحد واشنگتن، یک نقطه عطف استراتژیک بود. نشریات تخصصی حوزه بینالملل و مطالعات امنیتی در دو ماه اخیر (از جمله تحلیلهای مندرج در Foreign Affairs و The National Interest) به طور گسترده به این موضوع پرداختهاند.
این نشریات تاکید میکنند که انفعال یا ناتوانی سیستمهای پدافندی و ساختار نظامی آمریکا در بازدارندگی کامل در برابر ضربات ایران، پایتختهای عربی را دچار یک «شوک محاسباتی» کرد. شیخنشینهای خلیج فارس که میلیاردها دلار برای خرید تسلیحات آمریکایی هزینه کرده بودند، دریافتند که در روز واقعه، چتر امنیتی آمریکا نمیتواند امنیت مطلق آنها را تضمین کند. این ناکامی، انگیزهای قوی برای بازنگری این کشورها در دکترین امنیتی خود و حرکت به سمت تنشزدایی مستقیم با تهران ایجاد کرده است.
این حس ناامنی و بیاعتمادی به واشنگتن، تنها به کشورهای عربی محدود نمانده، بلکه در ۴۸ ساعت گذشته به شکل بیسابقهای در درون جامعه و رسانههای اسرائیلی نیز شعلهور شده است. در پی تهاجم جدید به لبنان، رسانههای معتبر عبریزبان نظیر هاآرتص، یدیعوت آحرونوت و کانال ۱۲ تلویزیون اسرائیل، موجی از ناامیدی نسبت به کاخ سفید و شخص دونالد ترامپ را بازتاب دادهاند.تحلیلگران اسرائیلی با لحنی انتقادی اعلام کردند که واشنگتن حمایت قاطع و لازم را از عملیات اسرائیل به عمل نیاورده است.
مواضع اخیر ترامپ مبنی بر اینکه «من راضی به این حمله نبودم» و تاکید او بر ضرورت حرکت به سمت «ترک مخاصمه»، به عنوان یک خنجر از پشت برای تندروهای تلآویو قلمداد شده است. رسانههای اسرائیلی صراحتاً ابراز ناامیدی کردهاند که حتی با وجود یک رئیسجمهور ادعاییِ حامی اسرائیل در کاخ سفید، تلآویو در بزنگاههای بزرگ ساختاری تنها میماند.
در نقطه مقابلِ بازدارندگیِ تضعیفشده آمریکا، جمهوری اسلامی ایران مدل متفاوتی از ائتلافسازی را به نمایش گذاشته است. اقدام ایران در شلیک موشک از خاک خود به سمت اسرائیل در پاسخ به تجاوزات به لبنان — که پیش از این نیز در جریان شهادت سیدحسن نصرالله تکرار شده بود — پیام ژئوپلیتیک روشنی به همراه داشت.ایران با این اقدام عملاً به شرکا و متحدان خود در شبکه مقاومت این سیگنال قاطع را فرستاد که تهران یک «متحد متعهد» است؛ قدرتی که حاضر است برای دفاع از اعضای شبکه خود، هزینههای استراتژیک را بپذیرد و مستقیماً وارد عمل شود. این رفتار، بر خلاف رفتار نوسانی و منفعتمحور آمریکا، حس اعتماد و وفاداری متقابل را در میان متحدان ایران تقویت کرده است.
این تغییر موازنه، به طور جدی در کانون توجه اندیشکدههای بزرگ جهان قرار گرفته است. موسساتی چون انستیتو واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک (WINEP)، چتم هاوس و موقوفه کارنگی در تحلیلهای اخیر خود به بازنویسی قواعد بازی در خاورمیانه اشاره دارند:
تغییر نگاه کشورهای منطقه: کشورهای عربی منطقه با مقایسه رفتار ایران و آمریکا، به این نتیجه رسیدهاند که اتکای تام به غرب یک ریسک بزرگ است. از این رو، تمایل به پذیرش واقعیتِ قدرت ایران به عنوان یک همسایه قدرتمند و متعهد افزایش یافته است.
برتری استراتژیک ایران: پافشاری عملیاتی ایران بر حمایت از متحدانش، وزن ژئوپلیتیک تهران را بالا برده و به پیشبرد استیلای منطقهای آن کمک میکند.
انزوای تدریجی آمریکا: ناتوانی واشنگتن در مدیریت بحرانها و ناامید کردن همزمانِ اعراب و اسرائیل، در نهایت به انزوای تدریجی ایالات متحده در خاورمیانه منجر خواهد شد؛ روندی که در آن واشنگتن دیگر نه به عنوان «تضمینکننده امنیت»، بلکه به عنوان یک «بازیگر غیرقابل اتکا» دیده میشود.
خاورمیانه جدید، دیگر بر مدار اراده مطلق واشنگتن نمیچرخد؛ معادلات جدید در میدان و با غرش موشکها رقم میخورند، جایی که وفاداری استراتژیک تهران، جایگزین تردیدهای واشنگتن شده است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


