جنگ کوتاه، هزینههای بلند
گروه بین الملل - مجید سجادی پناه: پنتاگون در تازهترین اعلام خود، هزینه هشت هفته نخست جنگ را حدود ۲۵میلیارد دلار برآورد کرده است؛ رقمی که توسط حسابرس وزارت جنگ در جلسه استماع کنگره ارائه شده بخش عمده آن صرف مهمات مصرفی شده است. تنها در شش روز نخست، بیش از ۱۱میلیارد دلار هزینه شده؛ نشانهای از شدت بالای درگیری در آغاز جنگ داشته است.
۱) ۲۵ میلیارد دلار؛ عددی فراتر از یک جنگ
به گزارش بولتن نیوز، این رقم، وقتی در کنار بودجههای داخلی آمریکا قرار میگیرد، معنای دقیقتری پیدا میکند:
1- معادل یکچهارم بودجه سالانه کمک غذایی به ۴۱ میلیون نفر شهروند کمدرآمد امریکایی
2- دو برابر بودجه گارد ساحلی
3- نزدیک به سه برابر بودجه سازمان حفاظت از محیط زیست
4- تقریباً همتراز با بودجه سالانه سازمان فضایی آمریکا
5- نزدیک به یکسوم بودجه وزارت آموزش
به بیان ساده، ۴۰ روز جنگ، برابر با یک سال هزینه چند نهاد حیاتی داخلی است.
۲) تردیدها درباره برآورد رسمی
با وجود اعلام رسمی، بسیاری از کارشناسان امریکا این رقم را کمتر از واقعیت میدانند.
- خسارات واردشده به پایگاهها و تأسیسات نظامی: حدود ۱۵ میلیارد دلار
- برخی برآوردها: افزایش هزینه کل تا حدود ۵۰ میلیارد دلار
برخی نمایندگان گنگره این رقم را پنتاگون را «پایینتر از واقع» دانسته و برآوردی بین ۳۲تا ۳۵میلیارد دلار ارائه کرده است.
۳) هزینههای پنهان و پیامدهای اقتصادی
فراتر از هزینههای مستقیم، عوامل دیگری نیز بر بار مالی جنگ افزودهاند:
- افزایش هزینه سوخت بهدلیل تحولات در تنگه هرمز
- هزینههای پشتیبانی، نگهداری و جایگزینی تجهیزات
- فشار بر بودجههای آینده و احتمال درخواست منابع مالی جدید
وزیر جنگ آمریکا، نیز از احتمال ارائه درخواست بودجه تکمیلی خبر داده است؛ درخواستی که ممکن است به ارقام بسیار بالاتر برسد.
۴) مقایسهای قابل تأمل
هزینه این جنگ:
- حدود پنج برابر هزینه بازسازی یک پل بزرگ در آمریکا بوده است
- بیشتر از کل بودجه صرفشده برای توسعه واکسن کرونا در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ برای تمام مردم امریکا
- حدود هشت برابر بودجه نگهداری پارکهای ملی
فقط اهمیت یکی از این گزاره ها را تشریح می شود:
هزینه جنگ ایران معادل «هشت برابر بودجه نگهداری پارکهای ملی»
این مقایسه، فقط یک عدد نیست؛ یک جابهجایی اولویتها را عیان میکند.
۱) ترجمه عدد به زندگی روزمره
بودجه نگهداری پارکهای ملی، خرجِ حفاظت از طبیعت، میراث تاریخی و زیرساختهای عمومی است؛ جایی که سالانه میلیونها نفر از آن بهره میبرند. وقتی هزینه جنگ به هشت برابر این رقم میرسد، یعنی منابعی که میتوانست صرف کیفیت زندگی، گردشگری، اشتغال محلی و حفظ محیطزیست شود، به میدان درگیری منتقل شده است.
۲) شاخصی برای سنجش «هزینه فرصت»
این نسبت، مفهوم «هزینه فرصت» را ملموس میکند:
هر دلار در جنگ، دلاری است که از نگهداری داراییهای عمومی کم میشود. نتیجه، میتواند به شکل فرسودگی زیرساختها، کاهش خدمات عمومی و عقبافتادن طرحهای توسعهای ظاهر شود.
۳) فشردهسازی زمان و هزینه
پارکهای ملی با یک بودجه سالانه اداره میشوند؛ اما جنگ، در چند هفته همان معادل را چندین برابر میبلعد. این یعنی جنگهای مدرن، کمزمان اما پرهزینهاند و شوک مالی آنها سریع و عمیق است.
۴) پیام سیاستی
چنین نسبتی برای سیاستگذار یک هشدار است:
ادامه جنگ، تنها یک تصمیم امنیتی نیست؛ تصمیمی است که مستقیماً به تراز مالی و اولویتهای داخلی ضربه میزند.
جمعبندی
این گزارش یک واقعیت روشن را برجسته میکند:
جنگهای کوتاه، لزوماً کمهزینه نیستند.
آنچه در ظاهر تنها «۴۰ روز درگیری» به وقوع پیوست، در عمل:
- مصرف فشرده منابع مالی
- آغاز تعهدات بلندمدت
- و انتقال فشار به اقتصاد داخلی امریکا را بهدنبال دارد که به حساب هر نفر مالیات دهنده ۶۰۰ دلار نوشته شده است.
در چنین شرایطی، هر روز تداوم جنگ دیگر صرفاً یک تصمیم نظامی نیست؛ بلکه یک انتخاب اقتصادی با بار مالی چند میلیارد دلاری است که مستقیماً بر بودجه عمومی، خدمات داخلی و اولویتهای رفاهی اثر میگذارد.
از همین زاویه، بخشی از کاهش حمایت افکار عمومی از سیاستهای ترامپ نیز قابل فهمتر میشود..
برخی نظرسنجیها نشان میدهد میزان محبوبیت او به حدود ۳۲ درصد رسیده است؛ سطحی که در مقایسه با دورههای مشابه ریاستجمهوری آمریکا، یکی از پایینترین ارقام ثبتشده محسوب میشود.
این افت محبوبیت را میتوان در یک نسبت ساده توضیح داد:
هرچه هزینه خارجی جنگ افزایش مییابد، تابآوری سیاسی در داخل کاهش پیدا میکند.
در واقع، آنچه در میدان نظامی «قدرتنمایی» تلقی میشود، در میدان سیاست داخلی میتواند به شکل فرسایش سرمایه اجتماعی و کاهش حمایت عمومی ظاهر شود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


