کد خبر: ۸۳۲۵۲۷
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
حسن ونایی نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی در مقاله ای خواستار توجه مجلس و دولت به قدرت خرید مردم شد

آقای پورابراهیمی! مردم را فراموش کرده اید؟

حسن ونایی نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی، از شهرستان ملایر و عضو کمیسیون های مختلف در دوره های قبلی، در پاسخ به اظهارات رئیس کمیسیون اقتصادی گفت: آقای پورابراهیمی! مردم را فراموش کرده اید؟ گویا دولت و نمایندگان مجلس، سال هاست که در محاسبات خود، مردم را فراموش کرده اند!
آقای پورابراهیمی! مردم را فراموش کرده اید؟

گروه اقتصادی -  حسن ونایی نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی، از شهرستان ملایر و عضو کمیسیون های مختلف در دوره های قبلی، در پاسخ به اظهارات رئیس کمیسیون اقتصادی گفت: آقای پورابراهیمی! مردم را فراموش کرده اید؟  گویا دولت و نمایندگان مجلس، سال هاست که در محاسبات خود، مردم را فراموش کرده اند! و تنها به حفظ تعدادی از شرکت ها می اندیشند که به غول های بزرگ درآمدی تبدیل شده و قیمت کالاها را در داخل کشور به شدت افزایش داده اند. نتیجه سیاست کاهش ارزش پول ملی، افزایش نرخ ارز و رشد نقدینگی مشکل صادرات و تولید را حل نکرده و تنها قدرت خرید مردم را کاهش می دهد و فقر را بیشتر کرده و 40 درصد جامعه را به زیر خط فقر کشانده است

 

به گزارش بولتن نیوز ، حسن ونایی نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی، از شهرستان ملایر و عضو کمیسیون های مختلف در دوره های قبلی، در پاسخ به اظهارات رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس در ارتباط با اثر افزایش نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی بر صادرات، نکات قابل توجهی را مطرح کرده و با اشاره به اثر تورم و کاهش ارزش پول ملی بر زندگی مردم  و حذف دلار 4200 تومانی، افزایش خانوارهای زیر خط فقر، این پرسش را مطرح کرده که اولا برخی دولتمردان و نمایندگان مجلس که از سیاست کاهش ارزش پول ملی حمایت کرده اند باید پاسخ گو باشند که چرا افزایش نرخ ارز به صادرات، تولید، رشد اقتصادی و سرمایه گذاری کمک نکرده و تنها به رشد درآمد ریالی برخی غول های بزرگ در اقتصاد ایران و سوء مدیریت و برخی فسادهای مالی منجر شده است؟ دوما آیا دولت و مجلس که مسوول همه جامعه است، مردم را فراموش کرده  و تنها به منافع صادرکنندگان می اندیشد؟ آیا مردم همچنان باید خسارت سیاست های غلط کاهش ارزش پول ملی را جبران کنند و با هفته ای یک درصد تورم، درآمد شرکت های بزرگ را تامین نمایند؟ آیا این سیاست جز تبدیل شدن برخی شرکت ها به غول های بزرگ که حتی قدرتشان از دولت مرکزی و برخی وزارتخانه های دولتی بیشتر است نتیجه ای داشته است آیا به رشد سرمایه گذاری و اقتصاد و صادرات کمک کرده است؟

 

اخیرا آقای محمدرضا پورابراهیمی، رئیس کمیسیون اقتصادی در دو دوره مجلس اعلام کرده که چین برای مقابله با تعرفه ها و تحریم‌های آمریکا، ارزش یوان، پول ملی خود را کاهش داد تا جهش صادراتی داشته باشد و موازنه برقرار شود. یعنی در مقابل افزایش هزینه صادرات به آمریکا، ارزش پول چین را کاهش داد تا هزینه خرید کالا از چین را کمتر کند و از این طریق افزایش هزینه حاصل از تعرفه ها و تحریم های آمریکا را جبران کرده و صادرات بیشتر چین به آمریکا را به همراه داشته باشد. اما در ایران، با وجود کاهش ارزش پول ملی، صادرات افزایش نیافته بلکه در مواردی نیز کاهش یافته است. باید دلیل این موضوع در اقتصاد ایران بررسی و موازنه برقرار شودو .....

 

بنده به ایشان و همفکرانشان عرض می کنم که انتظار شما از اثر سیاست افزایش نرخ ارز بر رشد صادرات و تولید و... از ابتدا غلط بوده است زیرا این سیاست اگرچه در ظاهر به تشویق صادرات و رشد درآمد ریالی شرکت های بزرگ منجر می شود، اما در عمل به خاطر بی توجهی به  تغییر فضای کسب وکار، اصلاح مدیریت، توجه به شایسته سالاری و مقابله با فساد، افزایش بهره وری، رشد ارزش افزوده تولید، بهره وری و کارایی، همکاری با شرکت های معتبر بین المللی و... نتیجه ای نداشته است و منجر به رشد غول های اقتصادی از جمله برخی شرکت های فولادی، معدنی، پتروشیمی و... شده است. از سوی دیگر، زمینه بروز سوء مدیریت، فساد مالی، تورم و فقر بیشتر در جامعه، کاهش قدرت خرید مردم، افزایش خانوارهای زیر خط فقر، و گرانی همه کالاها در داخل را فراهم کرده و کمکی به رشد اقتصادی و سرمایه گذاری ها نکرده است.

آقای پور ابراهیمی، به آمار رشد اقتصادی، رشد سرمایه گذاری، قدرت خرید مردم، تورم، صادرات و شاخص های کلان دیگر توجه کنید تا نتیجه این سیاست غلط یعنی کاهش ارزش پول ملی، رشد خلق پول و نقدینگی و تورم در سال های اخیر را به خوبی ملاحظه کنید. در سال های اخیر هر چه کارشناسان گفته اند که این کار اشتباه است کسی توجهی نداشت و بازهم بر حذف دلار 4200 تومانی تاکید کرده و نتیجه آن خسارت شدید برای اقتصاد و زندگی مردم بود.   

حامیان سیاست افزایش نرخ ارز و حذف دلار 4200 تومانی، و تامین نقدینگی شرکت ها و خلق پول توسط دولت و بانک ها، به جای ادامه مدیریت غلط خود و پیشنهاد دادن و استفاده از تریبون ها، باید به این پرسش پاسخ دهند که چرا با سیاست های اشتباه خود، موجب افزایش نرخ ارز و تورم در 5 سال اخیر، فقر مردم، افزایش خانوارهای زیر خط فقر، افزایش قیمت کالاهای اساسی مانند گوشت و دارو و... شدند و چرا این سیاست غلط، به افزایش صادرات، رشد اقتصادی و سرمایه گذاری کشور کمک نکرد؟

آمارها نشان می دهد که در 5.5 سال گذشته از اسفند 1396 تا شهریور 1402 نرخ دلار از 3500 تومان در سال 96 به 50 هزار تومان در 1402 رسیده و 15 برابر شده است، شاخص تورم از عدد 30 در اسفند 96 به عدد 202 در شهریور 1402 رسیده و 6.6 برابر شده است. یعنی قیمت کالاها به طور میانگین 560 درصد رشد کرده است. در 6 سال اخیر قیمت خوراکی ها نیز حداقل 500 درصد رشد کرده و شش برابر شده است. قیمت گوشت تنها در یک سال اخیر 150 درصد رشد کرده که نتیجه حذف دلار 4200 تومانی است.

شاخص قیمت هزینه خوراکی‌ها در سال های 96 تا  مهر ۱۴۰۰ به میزان 380 درصد رشد کرده و  قیمت مواد خوراکی 4.8 برابر شده  و در دو سال اخیر 1400 – 1402 نیز 102 درصد رشد کرده است. یعنی قیمت خوراکی ها نیز در این 5 سال عملا 6 برابر شده است.

در حال حاضر، شکاف طبقاتی نشان می دهد که سهم 20 درصد کم درآمدترین خانوارهای جامعه از کل مصرف جامعه 6 درصد و سهم 20 درصد درآمدهای بالای جامعه 46 درصد کل مخارج و مصارف خانوارها بوده و 7.5 برابر آنها مخارج خانوار داشته اند. همچنین مخارج و مصارف 10 درصد پردرآمد جامعه دهک دهم 13 برابر 10 درصد کم درآمدترین خانوارهای جامعه دهک اول بوده و نشان دهنده شکاف طبقاتی قابل توجه موجود است. به عبارت دیگر، سیاست افزایش نرخ ارز به قدرت خرید مردم و کاهش شکاف طبقاتی نیز کمکی نکرده است و شاخص های کلان اقتصاد مانند سرمایه گذاری و رشد اقتصادی در وضعیت خوبی نبوده اند و منجر به ادامه شکاف طبقاتی شده است.

اما در مقابل این همه فشار بر مردم و خانوارها و افراد کم درآمد جامعه،  رشد اقتصادی، رشد تولید، رشد صادرات و رشد سرمایه گذاری ها محدود بوده و حتی در برخی سال ها منفی بوده است و تنها  بخش هایی از اقتصاد و شرکت های بزرگ، درآمد ریالی بیشتر داشته اند. مسوولان سیاست کاهش ارزش پول ملی پاسخ دهند که چرا این سیاست و 15 برابر شدن نرخ ارز، منجر به رشد اقتصادی و صادرات و سرمایه گذاری نشد؟ چرا تنها درآمد برخی شرکت ها و افراد را افزایش داد چرا موجب خروج ارز و سرمایه ها شد چرا فساد مالی و سوء مدیریت به همراه داشت؟ چرا عملا فضای رقابتی و تولید را حمایت نکرد؟

آقای پورابراهیمی! مردم را فراموش کرده اید؟

اکنون آقای پور ابراهیمی و همفکران ایشان و کسانی که تصور می کرده اند که کاهش ارزش پول ملی، تورم، افزایش نرخ ارز و رشد نقدینگی به صادرات و تولید و دولت کمک خواهد کرد تا مشکلات را حل کنند! به جای پیشنهاد و بررسی اثر کاهش نرخ ارز بر صادرات، باید پاسخ گو باشند که نتیجه سال ها کاهش ارزش پول، حذف دلار 4200 تومانی، گرانی و تورم و 6 برابر شدن قیمت ها در این 5 سال چه بوده است؟

چرا همچنان شاهد خلق پول روزانه 4600 میلیارد تومانی، تورم 46 درصدی یکسال اخیر، افزایش نرخ دلار، فقر بیشتر و کاهش قدرت خرید مردم هستیم و به چه دلیل این سیاست اشتباه را دنبال می کنند؟ آیا حمایت از چند شرکت بزرگ فولادی، پتروشیمی، خودروسازی، و... ارزش این همه خسارت برای اقتصاد ملی را دارد؟ آیا آنها بدون افزایش نرخ ارز و رشد روزانه نقدینگی و هفته ای 1 درصد تورم برای مردم قادر به ادامه تولید نیستند؟

 نتیجه چند برابر شدن نرخ ارز در سال های اخیر و تورم 1000 درصدی آن و رشد قیمت دلار از 3500 تومان در سال 96 به 50 هزار تومان در سال 1402، علاوه بر تورم و رشد هزینه های تولید، کاهش قدرت خرید مردم، و نابودی طبقه متوسط جامعه، فشارهای متعدد بر بخش تولید و کارگران و سرمایه گذاران و کارآفرینان ایجاد کرده و مردم توان خود را در مقابله با این تورم از دست داده اند.  چرا مجلس جلوی رشد روزانه نقدینگی و تورم را نمی گیرد چرا همچنان اجازه می دهد که بانک ها و شرکت ها خلق پول کنند و زندگی و قدرت خرید مردم را ضعیف تر کنند؟

در بخش پتروشیمی، فولاد، بخش هایی از صنایع معدنی کشور، نیز با وجود برخورداری از آب، برق، نفت، گاز، و کارگر ارزان، و افزایش درآمد صادراتی با دلار 50 هزار تومانی، و چند برابر شدن درآمد این شرکتها، عملا نتوانسته اند ورود ارز به کشور را افزایش دهند. زیرا به دلیل سوء مدیریت، بهره وری و کارایی پایین، نه تنها درافزایش تولید و سرمایه گذاری و کمک به اقتصاد و مردم ناموفق بوده اند بلکه باعث گرانی کالاها در داخل کشور و فشار بر تولید کننده و مردم و مصرف کنندگان شده اند و اخبار و آمار فساد مالی وعدم بازگشت به موقع ارز صادراتی به داخل کشور، بارها منتشر شده و حتی تحقیق و تفحص های مجلس نیز نشان دهنده سوء مدیریت های بسیار در برخی شرکت ها بوده است.

اگر تفکر  و سیاست اثر افزایش قیمت ارز بر صادرات نتیجه ای داشت و درست بود، باید در دوره افزایش قیمت دلار از 7 تومان تا 3 هزار تومان نتیجه می داد! اما در دهه های قبل، این سیاست جز تورم، کاهش ارزش پول ملی، کاهش قدرت خرید مردم، افزایش خانوارهای زیر خط فقر و مشکلات متعدد دیگر نتیجه ای نداشته، زیرا بهره وری، کارایی، شایسته سالاری در مدیریت، مقابله با فساد، انعطاف پذیری در فناوری، قیمت ها، ساختار تولید، همکاری با شرکت های معتبر بین المللی، حضور موثر در بازارجهانی، کاهش خام فروشی و تولید با ارزش افزوده بالاتر، به حاشیه رفته و تنها با فشار بر دولت، افزایش نرخ ارز، افزایش تسهیلات بانکی، رشد نقدینگی و تورم، به دنبال جبران سوء مدیریت و ضعف ساختار تولید بوده اند و حتی ارز حمایتی را نیز در دوره های مختلف حذف کرده اند و از جمله در سال 1400 با حذف دلار 4200 تومانی، عملا تولید و حمایت از کالاهای اساسی، دارو، گوشت و مرغ و تخم مرغ و کالاهای دیگر، عملا فشار بر خانوارها و طبقات متوسط و فقیر جامعه افزایش یافته است.

در حال حاضر، کلیه اقلام تولیدی در داخل کشور گران شده و واردات کالا و قیمت های داخلی نیز با دلار 50 هزار تومانی محاسبه می شود و به محض رشد قیمت دلار، تمام کالاها با افزایش قیمت مواجه می شوند.

واردات کالا با دلار 50 هزار تومانی، عملا قدرت خرید مردم را سلب کرده و مردم توان پرداخت برای کالاهای اساسی، اجاره خانه و... را ندارند.

 

آقای پور ابراهیمی! با تفکر شما و کسانی که از افزایش نرخ ارز و حذف دلار 4200 تومانی حمایت کرده اند، عملا بسیاری از شرکت های فولادی، سیمان، پتروشیمی، بنیادها و نهادهایی مانند بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی،  و ده ها غول اقتصادی دیگر، کالاهای خود را گران کرده و درآمد ریالی بیشتری کسب کرده اند. اکنون درآمد این شرکت ها و غول های اقتصادی که صادرات با دلار 50 هزار تومانی دارند و افزایش شدید درآمد ریالی داشته اند اما هزینه های آنها رشد کمتری داشته، به حدی قدرتمند شده اند که قدرت مالی برخی از آنها از دولت مرکزی، و برخی سازمان ها و وزارتخانه های دولتی بیشتر شده است.

اینها نتیجه افزایش نرخ ارز برای کمک به صادرات است که جز رشد درآمد ریالی غول های اقتصادی نتیجه ای به همراه نداشته و به رشد ورود ارز به کشور کمک نکرده است!

افزایش شدید درآمد غول های اقتصادی در حالی رخ داده که  دستمزد کارگر، قیمت آب و برق و گاز و نفت وسایر هزینه ها به همان اندازه رشد نکرده است و 40 درصد جامعه زیر خط فقر قرار دارند و طبقه متوسط نابود شده و کارگران و تولیدکنندگان و خریداران محصولات فولادی، پتروشیمی، سیمان و.... با مشکلات بسیار مواجه شده اند. قیمت مسکن به حدی رشد کرده که مردم حتی توان پرداخت اجاره مسکن در شهرها را ندارند.

 

افزایش نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی، در اقتصاد ایران، به دلیل بی توجهی به سایر شاخص های تولید از جمله فناوری، بهره وری، مدیریت، روابط خارجی، همکاری با شرکت های معتبر جهانی و... هیچ نتیجه ای جز حمایت از غول های اقتصادی و افزایش درآمد ریالی آنها از یک سو و فقر مردم، تورم، کاهش قدرت خرید و... ندارد. تفکر و سیاست افزایش نرخ ارز و رشد نقدینگی و تورم برای حفظ شرکت هایی که با سوء مدیریت شدید و ناکارآمدی و در برخی موارد فساد مالی و... روبرو هستند، از ابتدا اشتباه بوده است.

در شرایطی که مردم با تورم سالانه بالای 40 درصد مواجه هستند به این معنی است که عملا هر هفته با کاهش ارزش پول ملی ومالیات تورمی بالای 1 درصد مواجه هستند و در شرایطی که سخت مشغول کار و مشکلات زندگی هستند، اما عملا به دلیل ناکارآمدی سیاست های اقتصادی دولت، با کاهش قدرت خرید و فقر بیشتر مواجه می شوند و این سوال را مطرح می کنند که چرا با وجود تلاش و کار بیشتر، عملا فقیرتر می شوند؟!

دولت، بانک ها و شرکت های بزرگ، برای ادامه فعالیت های خود، روزانه 4600 میلیارد تومان خلق پول و نقدینگی دارند و آن را از طریق تورم، از جیب مردم برداشت می کنند. درآمد غول های بزرگ اقتصادی بیشتر می شود و قدرت خرید مردم کمتر شده و فقیرتر می شوند و خانوارهای زیر خط فقر به بیش از 40 درصد رسیده اند.

گویا دولت و نمایندگان مجلس مثل آقای پور ابراهیمی، سال هاست که در محاسبات خود، مردم را فراموش کرده اند! و تنها به حفظ تعدادی از شرکت های فولادی، معدنی و پتروشیمی دلخوش کرده اند.

زیرا همچنان انتظار دارند که افزایش نرخ ارز و رشد نقدینگی جواب بدهد و مشکل صادرات و تولید را حل کند. اما سیاست خلق پول و نقدینگی و افزایش نرخ ارز برای رشد تولید وصادرات، سال هاست که ناکارآمدی خود را نشان داده است. رشد تولید و صادرات بیش از نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی و نقدینگی، به تغییر فضای کسب وکار، روابط خارجی کارآمد و بدون تنش، همکاری بین المللی با شرکت های معتبر، کاهش خام فروش و رشد ارزش افزوده، مقابله با فساد، شایسته سالاری در مدیریت،  احترام به مردم و افزایش مشارکت مردم در امور داخلی نیاز دارد. دولت و مجلس نباید مردم را فراموش کنند تا مردم با افزایش مشارکت خود به حل مشکلات کمک کنند.

 

 

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۳
شهروندقانونمدار
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۵:۵۳ - ۱۴۰۲/۰۸/۰۲
0
0
باسلام ثروت همه نماینده های مجلس ازمجلس اول تاکنون راجمع کنندوفقط دراختیارمردم بگذارندتانوددرصدمشکلات معیشتی رعیت حل شود؛ امیدوارم انروزبرسد....حی علی خیرالعمل
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین