کد خبر: ۶۲۸۷۶۲
تاریخ انتشار:
عاشورا و ادبیات

نگاهی به چند کتاب خواندنی که به واقعه‌ی عاشورا می‌پردازند (2)

ادبیات عاشورایی در قالب داستان‌های تامل‌برانگیز و همخوان با رشد ادبیات داستانی در کشور، از حدود ۲ دهه پیش به شکلی جدی در کشور آغاز شده است.

گروه فرهنگ و هنر: ادبیات عاشورایی در فرهنگ کشور ما، سابقه‌ای ۱۰۰۰ ساله دارد و اغلب بزرگان ادبی در عالم شعر و نثر در این‌گونه ادبی-مذهبی طبع‌آزمایی کرده‌اند که حاصلش شاهکارهایی ماندگار در این زمینه‌هاست. پرداختن به ادبیات عاشورایی در دوران معاصر، اما رنگ و بویی تازه پیدا کرده و شاعران و نویسندگان برخلاف رسوم گذشته، احساسات صرف پیرامون روز عاشورا را با مطالعاتی همه‌جانبه ادغام کرده‌اند. تجربه‌ای که خصوصا در داستان و رمان نتیجه‌ای خوشایند و قابل قبول داشته است.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه اعتماد، ادبیات عاشورایی در قالب داستان‌های تامل‌برانگیز و همخوان با رشد ادبیات داستانی در کشور، از حدود ۲ دهه پیش به شکلی جدی در کشور آغاز شده. حرکتی که با انتشار چند مجموعه داستان خوب آغاز شد و همچنان ادامه دارد. تاثیر‌گذاری قالب ادبی داستان و همچنین در نظر گرفتن تکنیک‌های متداول از سوی داستان‌نویسان ما باعث شده که نگاهی نو در زمینه ادبیات عاشورایی پدید بیاید.

آنچه داستان‌های عاشورایی عصر حاضر را از دیگر متون نثر پیرامون واقعه عاشورا متمایز می‌کند، تلاش نویسندگان در دیگرگونه دیدن و دیگرگونه ارایه کردن این روز با مطالعه‌های دقیق تاریخی است. ظلمی که در روز عاشورا بر حضرت اباعبدالله‌الحسین (ع) و یارانش رفته، برای هر شیعه در اقصی نقاط عالم، برانگیزاننده نوعی از احساسات دینی است؛ احساساتی که به همت ادیبانی بزرگ در اعصار گوناگون به شکل نظم و نثر به نسل‌های بعد منتقل شده است. عظمت واقعه عاشورا با‌عث شده که هر شاعر و نویسنده‌ای در هر بازه‌تاریخی، بنا به سلیقه ادبی جامعه، نگاهی عمیق به آن داشته باشد و نویسندگان ما هم بنا بر همین مسوولیت دینی و تاریخی سعی کرده‌اند که در حد توان این حرکت را ادامه دهند؛ حرکتی که خوشبختانه تاکنون نتایج شایسته‌ای به دنبال داشته.

برخلاف تصور بسیاری از دوستان، تعداد آثار خوب داستانی با محوریت عاشورا کم نیست و اگر با دقت این‌گونه ادبی را دنبال کنیم، متوجه خواهیم شد که رمان‌ها و مجموعه‌هایی در این رابطه وجود دارند که به لحاظ رعایت تکنیک‌های بالا در داستان‌نویسی با تکیه بر شناخت مناسب متون دینی و تاریخی حرف‌هایی برای گفتن دارند. موضوعی که می‌توان ادعا کرد برای نخستین‌بار در متن‌های نثر فارسی با آن‌ها روبه‌روییم. در فرصت پیش‌رو چند کتاب خوب در این زمینه معرفی می‌شود؛ کتاب‌هایی که دریچه‌هایی از جنس ادبیات مدرن و بازخوانی‌های تاریخی را پیش چشم مخاطب ایجاد خواهند کرد.

ماه به روایت آه؛ ابوالفضل زروئی‌نصرآباد

نگاهی به چند کتاب خواندنی که به واقعه‌ی عاشورا می‌پردازند (2)

نام زنده‌یاد ابوالفضل زروئی‌نصرآباد بیشتر یادآور اشعاری در قالب طنز است، اما رمان «ماه به روایت آه» حکایت دیگری دارد. زروئی‌نصرآباد در این کتاب، علاوه بر اثبات قدرت داستانگویی، بخشی دیگر از تاریخ اسلام را با زبانی امروزی روایت کرده است. تکنیک مورد استفاده در این رمان و وفاداری به مستندات تاریخی معتبر را باید از محاسن این اثر به شمار آورد.

کتاب حاضر با محوریت شخصیت حضرت‌عباس (ع) نوشته شده است و بر همین اساس خواننده می‌تواند چکیده‌ای از اظهارنظر بزرگان و یاران امام‌حسین (ع) پیرامون او را با زبانی داستانی بخواند. نکته جالب توجه دیگر پیرامون این کتاب، شخصیت‌پردازی‌های دقیق و به دور از هرگونه شعارپردازی است. موردی که باعث می‌شود اعتماد خواننده به کتاب هر لحظه بیشتر و بیشتر شود.

یکی دیگر از محاسن کتاب، استفاده از شخصیت‌های واقعی و حاضر در روز عاشوراست. شخصیت‌هایی ماندگار، چون مسلم بن عقیل، فاطمه کلابیه، حضرت زینب (س)، امام حسین (ع)، ام‌کلثوم، لبابه، عبدالله بن ابی محل، کزمان، شبث بن ربعی، سرجون و عبیدالله بن عباس: «.. فرستادم. عزیزترینم! تا تو بودی امید و رغبت و انگیزه حیات هم بود... آنگاه که همه رفتند با چشمانی اشکبار و لحنی ملتمسانه آمدی که «مولای من! به خدا که جگرم از داغ رفتگان می‌سوزد و زندگی را بی‌اینان خوش نمی‌دارم. آقای غریب و بی‌کسم، بگذار بجنگم!» بگذارم بجنگی؟ تو آخرین امید و عزیزترین کس حسینی. تو ماه خاندان بنی‌هاشمی.

تو جگربند و تکیه‌گاه منی. اگر گزندی به وجود نازنینت برسد چه؟ اگر زنان و اطفال خیمه‌گاه خبردار شوند که به تو چشم زخمی رسیده، بند دل و رشته امیدشان پاره می‌شود... نه برادرم، نه امیدم، نه... جنگ نه، اما کودکان تشنه‌اند. اگر می‌توانی، تنها قدری آب... آه، آه، آه... عباسم! آیا در خوابی که امید بیداریت را داشته باشم. بر من دشوار است که تو را به زمین تفته غرقه به خون بنگرم. الان انکسر ظهری و قلت حیلتی و شمت بی عدوی. حال، کمرم شکست و رشته تدبیرم گسست و دشمنم به زبان شماتت در بست ...»

صدای پای آب؛ ابراهیم حسن‌بیگی

نگاهی به چند کتاب خواندنی که به واقعه‌ی عاشورا می‌پردازند (2)

نام ابراهیم حسن‌بیگی بیشتر با نوشتن داستان‌هایی در ژانر اجتماعی گره خورده است، اما این نویسنده سابقه‌ای خوب در زمینه نوشتن داستان‌های مذهبی هم دارد. حسن‌بیگی در مجموعه داستان «داستان‌های عاشورایی» که به اتفاق شیرین اسحاقی و منیژه آرمین منتشر کرده، داستانی خوش‌خوان به نام «صدای پای آب» دارد. داستانی با محوریت واقعه عاشورا که شخصیتی از یاران امام‌حسین (ع) را به عنوان شخصیت اول داستان انتخاب کرده است. این شخصیت که نامش به کرات در متون اسلامی آمده، دارای پیوندی روحی عجیب با امام سوم شیعیان است.

شخصیتی که حسن‌بیگی با مطالعه پیرامونش توانسته در داستان معاصر معرفی‌اش کند. این شخصیت که «بریربن خضیر همدانی» نام دارد، در داستانی که به شیوه سوم شخص نوشته شده نمودی بارز دارد. سیر و سلوک درونی بریر و آرزوی پیوستن به لشکر امام‌حسین (ع) در کربلا، کلیت این داستان را تشکیل می‌دهد: «.. چگونه می‌توانست، چون همیشه در مسجد جامع کوفه دو زانو بنشیند و برای جمع کثیری که به دور او حلقه زده بودند، قرآن بیاموزد؟ از حق بگوید و از ناحق؛ از جندالله بگوید و از جندالشیطان، در حالی که خبر‌هایی که از مدینه می‌رسید، او را نگران و بی‌قرارتر می‌کرد. بریر اگر قاری بزرگ و استاد مسلم قرآن در کوفه نبود و احساس نمی‌کرد که باید در کوفه بماند، یک لحظه آرام نمی‌نشست و خود را به مدینه می‌رساند تا در کنار حسین بن علی بایستد؛ آن‌گونه که سال‌های زیادی از یاران و مریدان علی بن ابی‌طالب بود و حسین را از جوانی می‌شناخت.

دیروز عصر بود که دوستش «عابس‌بن ابی شبیب شاکری» شتابان بر در خانه‌اش کوفت. وقتی در را باز کرد، عابس رو در رویش ایستاد. کمی نگران بود و بریر دانست که خبر خوشی ندارد. هر چند که این روز‌ها انتظار شنیدن هیچ خبر خوشی را نداشت.

شماس شامی؛ مجید قیصری

نگاهی به چند کتاب خواندنی که به واقعه‌ی عاشورا می‌پردازند (2)

مجید قیصری که سابقه خوبی در زمینه نوشتن داستان‌های مذهبی دارد. در رمان «شماس شامی» سعی کرده تا با استفاده از تکنیک‌های متداول در داستان‌نویسی امروز، نگاهی واقع‌گرایانه به روز عاشورا داشته باشد. شماس شامی یکی از آثار داستانی عاشورایی است که موفق به تجربه چاپ‌های بالا شده است. یکی از ویژ‌گی‌های این اثر، انتخاب شخصیت اول به عنوان دانای کل است. شخصیتی به نام «خادم‌جالوت» که در ایام واقعه عاشورا، به عنوان سفیر روم در شام مشغول خدمت بوده است.

نگاه انسانی راوی به ماجرای کربلا و همچنین پیگیری‌های متداول او نسبت به ظلمی که به امام سوم شیعیان روا داشته شده، از امتیازات بارز این کتاب به حساب می‌آیند. نکته جالب توجه دیگر درباره این رمان، انتخاب راوی غیرمسلمان است. شخصیتی که چندان شناختی هم از دین اسلام ندارد، اما مظلومیت و حقانیت امام‌حسین (ع) او را به نوعی دچار دگرگونی می‌کند: «.. می‌گفتند تعداد شورشیان کمتر از دویست تن بوده. راهبان دیر می‌گفتند این چگونه جنگی بوده است که ناراضیان خلیفه جوان، زن و بچه‌های خود را به میدان درگیری آورده‌اند؟ آنچه راهبان دیر از احوال شورشیان شنیده بودند بیش‌تر به آوارگی و بی‌خانمانی می‌مانست تا شورش علیه خلیفه! با این جنبه از حرکت شورشیان کاری ندارم، حرف و نقل‌هایی که بعد از جنگ شروع شده بود بسیار شنیدنی‌تر بود.

در آن حال که اخبار مربوط به اسرا را می‌شنیدم به این فکر می‌کردم که لشکریان خلیفه که توانسته بودند، به ضرب تیغ شمشیر صدای مخالفان خود را قطع کنند، حالا به چه حربه‌ای می‌خواستند جلوی شایعات بعد از جنگ را بگیرند؟ اخباری که در دل راهبان دیر (ما کافران) رسوخ کرده بود، با مسلمین که دیگر معلوم است چه می‌کند!

به عنوان نمونه می‌گفتند: «وقتی که سربازان محافظ اسرا، سر فرمانده دشمنان خلیفه جوان را روی تخته سنگی گذاشته‌اند تا استراحت کنند، چکه‌ای خون تازه بر تخته سنگی چکیده و از دل سنگ، خون تازه‌ای جوشیدن گرفته!» وقتی این داستان را برای سرورم تعریف کردم، می‌دانید چه گفتند؟» گفتند: «همچون سر مبارک حضرت یحیی نبی

شهید عشق؛ احمد تورگوت

نگاهی به چند کتاب خواندنی که به واقعه‌ی عاشورا می‌پردازند (2)

یکی دیگر از کتاب‌هایی که درباره قیام عاشورا نوشته شده و در ایران مورد استقبال قرار گرفته، رمان «شهید عشق» نوشته احمد توگوت از کشور ترکیه است. رمانی به غایت خواندنی و به دور از هرگونه غلوآمیزی‌های مرسوم. تلاش تورگوت در این کتاب، واکاوی ریشه‌های حرکت امام‌حسین (ع) و چرایی وقوع واقعه کربلا و رمزگشایی و الگوسازی در این رابطه است.

این رمان که یکی از رمان‌های قابل قبول در زمینه عاشوراست، از زبان راوی- نویسنده روایت می‌شود. نویسنده‌ای که معلوم است عشقی خالصانه نسبت به امام حسین (ع) و یارانش در خود احساس می‌کند: «.. عباس که دوشادوش برادر ایستاده بود به حسین (ع) نگاه کرد، چنان بادقت به فرزند رسول خدا (ص) خیره شده بود که متوجه بازگشت علی‌اکبر نشد. پسر بزرگ حسین (ع) وقتی داشت سخن می‌گفت، سعی می‌کرد به چشمان پدرش نگاه نکند.

سرش را پایین گرفت و افسار اسب را محکم در مشت‌هایش گرفته بود، لحظه‌ای مکث کرد و سر را بلند کرد و از ورای شانه‌های پدر به بیابان و تپه‌ای که زیر نور خورشید مانند تپه‌ای طلا می‌درخشید، نگاه کرد. ذوالجناح سم کوبید. علی‌اکبر نفسی کشید و گفت: سواران به نام یزید آمده‌اند. همه آن‌ها اهل کوفه هستند. حبیب با صدای بلندی گفت: مطمئنی؟»

منبع: روزنامه اعتماد

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین