کد خبر: ۳۲۴۳۰۰
تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۶:۵۳
بسته روزانه بولتن نیوز در حوزه فرهنگ/ 3 بهمن 94
آرمان، آفتاب یزد، ابتکار، اعتماد، افکار، اطلاعات، ایران، تفاهم، جام جم، جوان، جمهوری اسلامی، حمایت، خراسان، راه مردم، حمایت، روزان، رویش ملت، سیاست روز، شرق، شهروند، قانون، قدس، کیهان، مردم سالاری، وطن امروز و همشهری روزنامه هایی هستند که روزانه به آن‌ها پرداخته و سعی می کنیم گلچینی از بهترین های آنها را در یک سبد فرهنگی به خدمت شما عرضه کنیم.
گروه فرهنگی: امروزه رسانه‌ای نیست که فعالیت داشته باشد و به مقولات فرهنگی توجهی نکند. چه اینکه فرهنگ و رسانه دو روی یک سکه بوده و اصلاً نمی‌توان دم از کار رسانه  ای زد ولی مقولات فرهنگی را نادیده گرفت. در این شرایط، یکی از مهمترین رسانه‌هایی که از قدیم الایام و به طور مدام، موضوعات فرهنگی را مورد بررسی قرار داده است، روزنامه‌ها بودند. تا جایی که بعید است تا امروز روزنامه منتشر شده باشد که هیچ بهره ای از فرهنگ نبرده باشد.

به گزارش بولتن نیوز، در روزگار ما نیز روزنامه های موجود با گرایشات سیاسی و فکری گوناگون، دست به این کار زده و در قالب‌های مختلف، به مسائل فرهنگی می پردازند. اما نکته  اینجاست که این همه تولیدات فرهنگی منتشر شده در روزنامه‌ها برای دیده شدن پا به این جهان گذاشته اند. به عبارت دیگر، مطلبی که دیده نشود گویی اصلاً تولید نشده است. اما آیا با حجم انبوه سایت‌ها و مجلات و روزنامه‌ها و رسانه‌های مختلف دیگری که وجود دارد، می‌توان به همه آن‌ها پرداخت و مطالب شان را از نظر گذراند؟ جواب معلوم است …

فرهنگ در رسانه


***

آرمان/حسرتي كه بر دل كارگردان «سفير» ماند

فريبرز صالح در حسرت به تصوير كشيدن فيلمنامه «روز بعد» درباره زهير بن قين يكي از 72 نفر از ياران امام حسين (ع) دنيا را ترك كرد. اين كارگردان فقيد سينما كه روز پنجشنبه از دنيا رفت، سالها در تلاش بود تا فيلم جديدش را كارگرداني كند و درباره آن به ايسنا گفته بود: سال‌ها پيش به سفارش آقاي ضرغامي كه علاقه‌مند بود كاري درخور توجه مانند «سفير» ساخته شود، فيلمنامه «روز بعد» را درباره زهير بن قين يكي از 72 نفر از ياران امام حسين (ع) نوشتم و درحالي كه كد توليد سيما فيلم را نيز گرفته بود اما به نتيجه نرسيد. وي افزود: اين شخصيت در ابتدا از مخالفان بود اما در نهايت به ياران و مريدان امام پيوست و در ظهر عاشورا به شهادت رسيد. معتقدم اگر شرايط ساخت اين فيلم فراهم شود، اثر خوبي مرتبط با موضوع عاشورا و بسيار بهتر از «سفير» خواهد شد. صالح كه حدود 33 سال پيش با امكانات اوايل انقلاب فيلم «سفير» را با كيفيت مناسبي ساخته است، گفته بود: اين كارها تكنيك فردي مي‌خواهد نه تكنيك كامپيوتري و قطعا با اختصاص بودجه لازم مي‌توان فيلم مناسبي را توليد كرد. اين كارگردان درباره علت عدم فعاليتش در سينما و تلويزيون طي سال‌هاي گذشته اظهار داشت: ديگر از من گذشته است كه بخواهم فيلمنامه زير بغلم بزنم و به دنبال ساختش بروم. فيلمنامه‌هاي زيادي هم خواندم كه در مرحله نهايي به سرانجام نرسيد. حتي براي يك كار حدود سه ماه تحقيق كردم و به مرحله بازديد لوكيشن هم رسيديم اما سر قرارداد به نتيجه نرسيديم. اگر كار خوب باشد همچنان اشتياق و انرژي كار كردن دارم و تفاوت نمي‌كند در چه ژانري باشد. صالح در سال 1361 «سفير» را به عنوان نخستين فيلم سينمايي‌اش كارگرداني كرد كه اين فيلم از نخستين تجربه‌هاي مهم سينماي ايران در پرداختن به‌ تاريخ اسلام و يكي از ماجراهاي منتهي به‌ عاشوراي حسيني محسوب مي‌شود و هنوز هم به عنوان يكي از ماندگارترين آثار سينماي ايران در اين حوزه به‌شمار مي‌آيد كه با امكانات اوايل انقلاب به خوبي به تصوير كشيده شد. او گفته بود: ساخت فيلم‌سينمايي «سفير»تيري در تاريكي نبود، بلكه پديده‌اي روشن بود كه در يك برهه خاص به‌ زايش رسيده بود و لازم و ضروري و به‌جا مي‌نمود كه ماحصلي مثبت و معنوي داشته باشد. براي ساخت و پرداخت فيلمي از اين دست نبايد به‌ جست‌وجوي يك انگيزه مشخص بود. صالح با بيان اينكه طرح اوليه ساخت اين فيلم طرح كوتاهي براي يك فيلم تلويزيوني بوده است، خاطرنشان كرده بود: وقتي كارگرداني «سفير» به من پيشنهاد شد، پس از مطالعه ديدم سوژه بسيار وسيع‌تر، جادارتر و با ارزش‌تر از آن است كه در اختيار من گذاشته‌اند، بنابراين پس از مشورت با آقاي حدادعادل كه آن موقع در تلويزيون حضور داشتند و با موافقت ايشان فيلمنامه كوتاه را با همكاري زنده‌ياد كيهان رهگذر به فيلمنامه‌يي سينمايي مبدل كرديم و بودجه آن را هم شهيد بزرگوار يوسف‌كلاهدوز از سپاه پاسداران تامين نمودند و ماحصل كار، آن شد كه ملاحظه مي‌كنيد. اين كارگردان درباره مشكلات ساخت فيلم «سفير»به عنوان نخستين پروژه تاريخي سينما در بعد از انقلاب اسلامي گفته بود: مشكل خاصي نداشتيم. چون اصولا مبناي كار من به‌گونه‌اي است كه پيش از حركت، همه سنگلاخ‌ها را جاروب مي‌كنيم و در آن زمان هم اگر گره و گره‌هايي به وجود مي‌آمد، من به‌ديده مشكل به آنها نمي‌نگريستم؛ زيرا كه نخستين فيلم سينمايي و حرفه‌اي من بود. البته پر واضح است كه يك فيلم خوب، يك زندگي تام و تمام است. آيا زندگي بدون گره‌ بوي سعادت مي‌دهد؟ خير! زيبايي كار به فراز و نشيب‌هاي آن است. در كار و پيشبرد فيلم «سفير» چه در آغاز و چه تا انتها مشكلي پيش نيامد زيرا اگر مشكلي در كار بروز كند بايد ضعف را در كارگردان كه مديريت گروه را برعهده دارد جست‌وجو كرد. البته با قيد اين احتياط كه مشكل تهيه‌كننده را از اين مقوله جدا كرده باشيم. او درباره دلايل ماندگاري اين فيلم در تاريخ سينماي ايران معتقد بود: اگر دقت كرده باشيد كليه شات‌هاي فيلم داراي قاب، اسكلت و متن بودند و من جداي از كادربندي پلان‌ها در جست‌وجوي سندي به‌ ديگر سو بودم، يعني كشف روان و جان و روح و پيامي كه تسبيح‌گونه همه نماها را به هم مي‌رساند. يعني عقد دائمي ميان روح و جسم، محتوا و فرم. اگر هم تكنيكي نو حتي از نوع خشن آن همانند سر زدن با شمشير در فيلم ديده مي‌شود آن نيز زاييده محتواي معنوي موضوع بوده است. موضوعي كه مرا به چهارده قرن پيش‌تر به كوفه دعوت كرده بود.


آرمان/معرفی داوران بخش نگاه نو جشنواره فيلم فجر

هیات داوران بخش مسابقه نگاه نو سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر از سوی دبیر این رویداد سینمایی معرفی شدند.به گزارش مرکز اطلاع رسانی سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر، محمد حیدری دبیر جشنواره در احکامی حبیب احمدزاده، حمید فرخ نژاد، مهدی کرم پور، مهتاب کرامتی و سامان مقدم را به عنوان هیات داوران بخش نگاه نو سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر معرفی کرد.

حبیب احمدزاده

حبیب احمدزاده فارغ التحصیل کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی از دانشگاه هنر تهران است. نگارش آنکه دریا می رود، اتوبوس شب، گفت وگو با سایه ها از جمله فعالیت های این نویسنده است. وی در نگارش فیلمنامه آژانس شیشه ای، چتری برای کارگردان و دکل همکاری داشته است. کتاب داستان های شهر جنگی و شطرنج با ماشین قیامت از جمله آثار این نویسنده محسوب می شود.

حمید فرخ نژاد

حمید فرخ نژاد بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون بوده است؛ وی دانش آموخته رشته کارگردانی تئاتر در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و فعالیت خود را در سینما به عنوان دستیار کارگردان آغاز کرد.در سال 1369 با بازی در فیلم در کوچه های عشق ساخته خسرو سینایی بازیگری را در سینما آغاز کرد. عروس آتش، ارتفاع پست، به رنگ ارغوان، چهارشنبه سوری، آتشکار، پوسته، شب واقعه، گشت ارشاد، روزهای زندگی و «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» از جمله فیلم هایی هستند که فرخ نژاد در آنها به ایفای نقش پرداخته است.فرخ نژاد همچنین برای کارگردانی فیلم«سفر سرخ» جایزه بهترین اثر بخش نگاه نو از بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد.

مهدی کرم پور

مهدی کرم پور فعالیت سینمایی خود را از سال 1381 با فیلم «جایی دیگر» آغاز کرد. وی علاوه بر کارگردانی، نویسنده چندین اثر سینمایی نیز بوده است. پل چوبی، تهران در جست‌وجوی زیبایی(اپیزود سوم، تهران، سیم آخر)، چه کسی امیر را کشت و جایی دیگر، از جمله فیلم هایی است که کرم پور آنها را کارگرانی کرده است.

مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی تحصیلاتش را در رشته میکروبیولوژی با مدرک کارشناسی از دانشگاه آزاد اسلامی به پایان رساند.وی در فیلم هایی همچون مزار شریف، عصر یخبندان، ارغوان، جامه دران، اشباح، فرزند چهارم، زندگی خصوصی آقا و خانم میم، اسب حیوان نجیبی است، آلزایمر به ایفای نقش پرداخته است.

سامان مقدم

سامان مقدم فارغ التحصیل سینما از مجتمع آموزشی سینماست. وی فعالیت هنری خود را در سال 1372 با دستیاری کارگردانی فیلم «ردپای گرگ» آغاز کرد.مقدم کارگردانی فیلم هایی همچون نهنگ عنبر، یک عاشقانه ساده، صد سال به این سال ها، کافه ستاره و مکس را در کارنامه هنری خود دارد.سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر به دبیری محمد حیدری 12 تا 22 بهمن برگزار می شود.


آرمان/يادداشت باشه‌آهنگر براي دوست شهيدش

سكوت سياح...

محمدعلي باشه آهنگر كارگردان سينما به ياد دوست شهيدش سعيد سياح طاهري، شهيد مدافع حريم و حرم دل نوشته‌اي را منتشر كرد. به گزارش مهر، باشه آهنگر كارگردان فيلم‌هاي دفاع مقدسي در يادداشت خود آورده است: «حالا باز زمستان است سعيد. به چشم هايم خيره مي‌شوي و شايد من هم خيره بودم حتماً... به چشمي كه شمايل چشمي است كه ديگر در قاب گرد صورت نداري برادر. رفت تا ديده بانت باشد تا دي‌ماه سال هزار و سيصد و نود و چهار. بله سعيد سعادت يا آنطور كه هستي سعيد سياح، پارسال هم مثل حالا زمستان بود. يادت كه هست، داستان شهيد علي صالح شريعتي. انگار همين حالاست سعيد. در روزي كه گرد و غبار نفس را مي‌بريد و حبس مي‌كرد، پيامي تلفني از دوستي آمد كه زكات علم ات اگر داري چيست؟ گفتم چه مي‌خواهي؟ گفت براي شهيدي مرثيه‌اي تصويري بساز. گفتم خدا من را نبخشد. شهيد كه مرثيه نمي‌خواهد! گفت نمي‌دانم كليپ يا فيلمي كه او را بشناساند. گفتم شهيد را فقط خدا مي‌شناسد. اوست كه روز ازل در دفتر كائنات و آفرينش ثبتش مي‌كند. بلند بالايش مي‌كند. خوش نفس و خوش دل و خوش نقش مي‌آرايدش تا روزي كه به بهانه تيري، تركشي، جدايش كند و در كنارش بنشاندش. گفتم اسم شهيد كه مي‌ايد دست و دلم مي‌لرزد. در خدمتم، مي‌سازمش. آري سعيد پارسال هم مثل امسال حالا زمستان بود. لابد سرد هم بود. بله سرد بود كه تو بالاپوشي گرم به تن كرده بودي. برازنده ات بود برادر. در خيابان طالقاني آنجا كه بايد دوستان و ياران شهيد علي صالح شريعتي را مي‌ديدم. اول تو را ديدم. سپيد موي سپيد محاسن. راستي سعيد چرا اينقدر موهايت زود سفيد شد؟ حتماً باز لبخندي ميزني مثل هميشه در سكوت. كه تو را چه كار با موي سپيد من. همه ي آنها كه بايد، آمده‌اند و هر كي از شهيد سخني مي‌گويد، تو در سكوت فقط مينويسي. سكوت... سكوتي كه سرشار از ناگفته‌ها بود. شايد تو بيش از ديگران او را مي‌شناختي، شايد نمي‌خواستي فضل فروشي كني. گاهي فقط لبخندي مليح كه صورتت را نوراني‌تر مي‌نمود و چقدر غافل بودم من كه بيشتر نگاهت نكردم. فيلم ساخته شد براي شهيد بيست و دو ساله كه فرمانده پادگان دژ خرمشهر بود. تويي كه مي‌شناختيش و من كه نديده بودمش. كنگره شهيد در مشهد مقدس برگزار شد و تو رفتي و من سعادت آمدن نصيبم نشد. تا بهار امسال... بهار سال ۹۴ خبر كه رسيد دلم لرزيد سعيد. خبر كوتاه و هولناك بود. منصور عطشاني به ياران شهيدش پيوست. منصور از تبار همان بچه‌هايي بود كه شهادت را آرزو مي‌كردند. و چه كشيدي سعيد وقتي چند ماه در كما بودن سعيد را ديدي و سكوت كردي. سكوت تا يادداشت تكان‌دهنده ات قلب همه را ريش كرد. ماجراي بي‌مهري به شهيد منصور عطشاني باجناق و دوست هم سنگريت در بيمارستان نفت آبادان. آري اينچنين است برادر. زمستان و بهارمان با عطر شهدا آميخته شد و رسيد به تابستان. تابستان گرم سال ۹۴ و اين‌بار خبر هولناكتري كه انتظارش را نمي‌كشيديم رسيد، مهدي اكبري زادگان به دوستان شهيدش پيوست و جالب‌تر كه مهدي گفته بود من را در كنار منصور عطشاني دفن كنيد. يعني همين جايي كه حالا پيكرشان در كنار هم آرميده‌اند. ماجراي زميني كه بچه‌ها مي‌گفتند مهدي و منصور چقدر تلاش كردند تا اين زمين را به قطعه شهداي آبادان الحاق كنند. در نزديكي مهدي، گلستاني هم به خيل دوستان پيوست و گويي سال ۹۴ سال پيوستن كرور كرور جوانان ديروز و امروز به خيل شهيدان است. و اما تو سعيد، در سكوت به سوريه رفتي و در سكوت ماندي، پنج سفر و پنج عروج. سعيد باور مي‌كني بسياري نمي‌دانستند تو در سوريه بوده اي؟ حالا كه اين چند سطر را مي‌نويسم به ياد مراسم تشييع مي‌افتم. سعيد خيلي‌ها آمده بودند. دوستاني كه سال‌هاست يكديگر را نديده‌اند. از بركت شهادت تو مي‌بينم كه يكديگر را در بغل مي‌گيرند و حالا رفتن تو، فصل جديدي در رابطه ي دوستان قديميت آغاز كرده است. تو نخستين شهيد مدافع حرم آبادان و شايد موثرترين آن براي شهري كه هنوز زخم‌هايش از جنگ ۸ ساله التيام نيافته هستي و تو چقدر تلاش كردي دردهاي بي‌درمان اين شهر را در سكوت درمان كني. سعيد يكي شايد بيش از ديگران غمگين نبودنت است. يكي كه روزها و ماه‌ها و سال‌ها در كنارش تلاش كردي. نمي‌دانم

حبيب احمدزاده از فردا چگونه نبودنت را باور خواهد كرد. براي او و همه ما دعا كن. دعا كن شهادت از ما دريغ نشود. هر طور كه خودت مي‌داني. شايد با سكوت.»


آرمان/عادت به اعتراض و جنجال ندارم