کد خبر: ۳۰۲۶۲۴
تاریخ انتشار: ۰۴ آبان ۱۳۹۴ - ۱۶:۴۵
بسته روزانه بولتن نیوز در حوزه فرهنگ/ 4 آبان 94
آرمان، آفتاب یزد، ابتکار، اعتماد، افکار، اطلاعات، ایران، تفاهم، جام جم، جوان، جمهوری اسلامی، حمایت، خراسان، راه مردم، حمایت، روزان، رویش ملت، سیاست روز، شرق، شهروند، قانون، قدس، کیهان، مردم سالاری، وطن امروز و همشهری روزنامه هایی هستند که روزانه به آن‌ها پرداخته و سعی می کنیم گلچینی از بهترین های آنها را در یک سبد فرهنگی به خدمت شما عرضه کنیم.

گروه فرهنگی - امروزه رسانه ای نیست که فعالیت داشته باشد و به مقولات فرهنگی توجهی نکند. چه اینکه فرهنگ و رسانه دو روی یک سکه بوده و اصلاً نمی‌توان دم از کار رسانه ای زد ولی مقولات فرهنگی را نادیده گرفت. در این شرایط، یکی از مهمترین رسانه‌هایی که از قدیم الایام و به طور مدام، موضوعات فرهنگی را مورد بررسی قرار داده است، روزنامه‌ها بودند. تا جایی که بعید است تا امروز روزنامه منتشر شده باشد که هیچ بهره ای از فرهنگ نبرده باشد.

به گزارش بولتن نیوز، در روزگار ما نیز روزنامه های موجود با گرایشات سیاسی و فکری گوناگون، دست به این کار زده و در قالب‌های مختلف، به مسائل فرهنگی می پردازند. اما نکته اینجاست که این همه تولیدات فرهنگی منتشر شده در روزنامه‌ها برای دیده شدن پا به این جهان گذاشته اند. به عبارت دیگر، مطلبی که دیده نشود گویی اصلاً تولید نشده است. اما آیا با حجم انبوه سایت‌ها و مجلات و روزنامه‌ها و رسانه‌های مختلف دیگری که وجود دارد، می‌توان به همه آن‌ها پرداخت و مطالب شان را از نظر گذراند؟ جواب معلوم است…

فرهنگ در رسانه

به همین دلیل ما در بولتن نیوز سعی کرده‌ایم تا از این به بعد و در قالب صفحه«فرهنگ در رسانه»به بازخوانی و بازنشر اصلی‌ترین مطالب فرهنگی روزنامه‌ها بپردازیم. به عبارت دیگر، «فرهنگ در رسانه»تلاشی است برای تبلور روزانه تراوشات فرهنگی روزنامه های کشور. تا به این طریق، حداقل اصلی‌ترین مقولات فرهنگی که در روزنامه‌ها منتشر شده است، توسط مخاطبین دیده شود. البته ما از همین جا، دست همکاری خود را به سمت همگان دراز کرده و از همه کسانی که تمایل دارند به انحای مختلف در این زمینه به ما کمک کنند، دعوت می‌کنیم تا در کنار ما، به ارتقای صفحه«فرهنگ در رسانه»کمک کنند.

آرمان، آفتاب یزد، ابتکار، اعتماد، افکار، اطلاعات، ایران، تفاهم، جام جم، جوان، جمهوری اسلامی، حمایت، خراسان، راه مردم، حمایت، روزان، رویش ملت، سیاست روز، شرق، شهروند، قانون، قدس، کیهان، مردم سالاری، وطن امروز و همشهری روزنامه هایی هستند که روزانه به آن‌ها پرداخته و سعی می کنیم گلچینی از بهترین های آنها را در یک سبد فرهنگی به خدمت شما عرضه کنیم.

***


آفتاب یزد/مرجانه گلچین:


با مردم صادق باشیم

مرجانه گلچین بازیگر سریال «نفس گرم» که قرار است به زودی از شبکه یک سیما پخش شود، بیان کرد که نقش ملیحه برایش هم جذاب و هم نگران‌کننده بوده است. مرجانه گلچین در گفتگو با مهر با اشاره به سریال «نفس گرم» به کارگردانی محمدمهدی عسگرپور اظهار داشت : روز شنبه آخرین

سکانس‌ های بازی من در این سریال به همراه حامد کمیلی تصویربرداری شد. وی با اشاره به فضای جدی این سریال ادامه داد: حضور در این سریال به نوعی برگشت دوباره من به دهه ۶۰ بود. البته زمانیکه درباره این کار با من صحبت شد نمی دانستم چنین فضای جدی ای دارد، اواخر تعطیلات نوروز از دفتر سیدمحمود رضوی تهیه‌کننده سریال با من تماس گرفته شد تا برای حضور در این اثر به آنجا بروم. آن زمان صحبت‌ ها مبنی بر این بود که سریال قرار است برای رمضان آماده شود و من اصلا فکر نمی‌کردم که این کار اینقدر جدی باشد، چون قبل از آن بیشتر در سریال‌های طنز بازی کرده بودم و فکر می‌کردم این کار هم اثری طنز با حال و هوای ماه رمضان است. گلچین به نقش‌های طنز خود در این سال ها اشاره و عنوان کرد: بعد از مطالعه فیلمنامه متوجه شدم کار بسیار جدی است و محور اصلی سریال نقش ملیحه است که من آن را بازی کردم. بنابراین به آقای عسگرپور کارگردان سریال گفتم چگونه به سراغ من آمده‌ اند در حالیکه در این چند سال همیشه ایفاگر نقش‌ های طنز بودم، عسگرپور نیز همان سخن من را بیان کرد و گفت شاید الان وقتش باشد که رجعتی به دهه ۶۰ و نقش‌ های جدی آن زمان داشته باشم.

* نقشی که هم جذاب بود و هم نگران کننده

بازیگر سریال «نفس گرم» درباره نقش خود در این اثر گفت: فکر می‌ کنم شخصیت ملیحه نه تنها برای من بلکه برای هر بازیگر دیگری جذابیت‌ های زیادی دارد. پیچیدگی‌ ها و فراز و فرودهای این شخصیت و همچنین ارتباط با دیگر شخصیت‌ ها در این مجموعه از جمله جذابیت‌ هایی است که هر کسی را به این نقش علاقه‌ مند می‌ کند. وی اضافه کرد: شخصیت محوری این سریال خانم میانسالی به نام ملیحه است که باورها

و اعتقادات مذهبی دارد و فراز و نشیب هایی که در زندگی دچار آنها

می‌ شود اعتقاداتش را تحت‌الشعاع قرار می دهد. بازیگر سریال طنز «بزنگاه» درباره نگرانی‌ های خود از بازی در سریال «نفس گرم» توضیح داد و یادآور شد: این نقش برای من هم جذاب بود و هم نگران‌کننده، من نگران بودم کسانی که پیش از این بازی‌ های تند و فعالیت های زیاد مرا در سریال‌های طنز دیده بودند، حالا قرار است اکت‌ هایی ببینند که ۱۸۰ درجه تغییر کرده‌ اند و از ریتمی کندتر و بازی‌ های کم حرکت‌ تری برخوردار شده‌ اند. به هر حال من چندین سال با چنین شیوه‌ هایی بازی کرده و به فعالیت زیاد و پویایی در نقش عادت کرده بودم، بنابراین بکارگیری شیوه جدید در این سریال برایم سخت بود. بازیگر سریال «شمس العماره» درباره اینکه جدیت این نقش تا چه حد ممکن است از جذابیت بازی‌های وی بکاهد، گفت: جذابیت در بطن یک کار است، برای هر بازیگری داشتن یک فیلمنامه خوب اهمیت زیادی دارد؛ مولفه ای که اکنون در سریال ها کمتر دیده می شود.

* نگرانی از شعاری شدن نقش ملیحه

گلچین به نگرانی دیگر خود از پذیرفتن و بازی نقش ملیحه اشاره و بیان کرد: یکی دیگر از نگرانی‌ های من در این سریال، شعاری شدن نقش ملیحه به عنوان یک خانم مجلسی بود. پذیرش اینگونه نقش‌ ها مثل این است که روی لبه تیغ راه بروید زیرا نقشتان می‌ تواند به شخصیتی شعارزده تبدیل شود. با این حال طی صحبت‌ هایی که با عسگرپور کارگردان این سریال داشتم، متوجه شدم که این خانم با روحیات مذهبی که دارد، قرار است شخصیتی کاملا زمینی باشد. او می‌تواند مثل هر شخص دیگری دچار غفلت، حسد و یا دیگر ویژگی‌های اینچنینی شود و این ابعاد انسانی باعث شد من نقش این خانم مذهبی را بدون نگرانی از شعارزدگی آن بازی کنم. بازیگر سریال «شاهگوش» با اشاره به طراحی که می‌بایست برای نقش ملیحه داشته باشد، یادآور شد: با شناسنامه‌ای که آقای عسگرپور و آقای رضوی از این نقش در اختیار من گذاشتند و تجزیه و تحلیلی که نسبت به آن پیدا کردم، طراحی‌ هایی برای این شخصیت درنظر گرفتم. اولین مساله این بود که من می‌بایست از تمام بازی‌ های اکتیو و پویای خود که در مجموعه‌ های دیگر داشتم، صرفنظر می‌ کردم. البته آرزو داشتم زمانم بیشتر بود تا بهتر می‌ توانستم درباره شخصیتی که نقش وی را بازی می‌ کنم تحقیق کنم. به هر حال چنین شخصیت‌ هایی سخنور هستند، به خوبی به قرآن تسلط دارند و از جایگاه اعتقادی بالایی برخوردارند که آن را در طی سال‌ های متمادی به دست آورده‌ اند، مثل این که شما مراحلی را از دبستان تا دانشگاه طی کنید و من هم باید با تحقیق به این پروسه می رسیدم.

* باید برای ساخت اثر حرفه‌ ای هزینه کرد و بها داد

گلچین با اشاره به کمک‌ هایی که از تهیه‌ کننده و کارگردان دریافت کرده است، گفت: از آنجایی که آقای عسگرپور و رضوی اطلاعات دینی خوبی دارند، دائم این اطلاعات را در اختیار من قرار می‌ دادند تا بتوانم شخصیت‌پردازی درستی از نقشم داشته باشم. این بازیگر درباره سریال «نفس گرم» و ویژگی‌ های این سریال برای مخاطب، عنوان کرد: امیدوارم این سریال بتواند مخاطب را سرگرم کند. در حال حاضر تلویزیون کمتر خوراک خوبی برای مخاطبان دارد و بخشی از برنامه‌ها بی کیفیت هستند و این در حالی است که ما در دوره ای شاهد افزایش شبکه ها بوده ایم. بازیگر سریال «نقطه سر خط» با اشاره به هزینه تولید سریال‌ ها عنوان کرد: البته باید به ظرفیت کارها هم نگاه کنیم. هر مجموعه‌ ای که تولید می‌ شود بنا به بضاعت مالی، زمان و امکاناتی که دارد می‌ تواند از کیفیت بالایی برخوردار باشد. اگر کارهای خود را عاشقانه و به دور از سهل‌انگاری انجام دهیم و با مردم صادق باشیم، آنها هم به جای ماهواره‌ ها پای سریال‌های خودمان می‌‌نشینند. وی در پایان گفت: برای یک اثر خوب باید سرمایه‌ گذاری کرد، شاید روند طبیعی برای ساخت یک مجموعه ۳۰ قسمتی زمانی به اندازه یک سال باشد، اما ما گاهی می‌خواهیم یک سریال رمضانی را در ۲ ماه بسازیم. درحالیکه باید برای ساخت اثر

حرفه‌ ای هزینه کرد و بها داد.


افتاب یزد/مهتاب کرامتی:


«رستاخیز» را بدون پیش‌داوری ببینید

مهتاب کرامتی در ارتباط با فیلم سینمایی «رستاخیز» و تلاش هایی که برای ساخت آن شده است گفت: ابتدا باید بگویم برای ما هنرمندان نسبت به فیلم‌هایی که بازی می کنیم تفکیکی وجود ندارد البته اگر رسانه ها تفکیکی نداشته باشند و چقدر خوب است که یک فیلم باعث شود همه ما یک صدا یک حرفی را بزنیم و به نوعی همدل شویم. برخی از فیلم‌ها این ویژگی را دارند که باعث می شوند بسیاری از ما یک صدا و همدل شویم. بازیگر فیلم سینمایی «رستاخیز» در گفتگو با فارس اظهار داشت: فقط می توانم بگویم که تمام بینندگان این فیلم و مردمی که سریع قضاوت می کنند و به خودشان اجازه می‌دهند که تمام زحمات یک گروه و یک فرد زیر سوال ببرند بهتر است بدون هیچ گونه قضاوت و پیش داوری بروند فیلم مورد نظر شان را ببینند بهتر است بدون شنیده ها و نگاه مثبت و به دور از پیش داوری داخل سالن سینما قرار بگیرند و فیلم سینمایی «رستاخیز» را ببینند. اطمینان دارم در نهایت همه مخاطبین با تاثیر پذیری مثبت و حس خوب از سالن بیرون می‌آیند. او همچنین گفت: چقدر خوب است که یاد بگیریم که با یکدیگر مهربان باشیم و زبان‌مان را از دشنام و حرف های بدون منطق و صحت دور بداریم. بهتر است ببینیم و بعد به قضاوت بنشینیم. واقعاً برای فیلم سینمایی «رستاخیز» زحمت کشیده شده است زحمتی با صدق دل که نتیجه

مثبتی بدهد. بازیگر فیلم سینمایی در حال اکران «مزار شریف»

در ادامه اظهار داشت: من تنها حرفم این است و همچنان تاکید

می کنم و تکرار هم می کنم که بدون قضاوت بنشینیم و فیلم را ببینیم. ما

ایرانی ها متاسفانه به شرایطی رسیدیم که بدون تفکر و بدون بررسی قضاوت می کنیم و در مورد موضوعات مختلف نظر می‌دهیم اولاً باید ببینیم که صلاحیت داریم در باره موضوع مطرح شده نظر بدهیم یا خیر؟ وی در ادامه افزود: دوماً این که اگر می خواهیم نظر بدهیم و یا ناچاریم که این کار را انجام دهیم با اطمینان کامل از این که اطلاعات کافی داریم نظرمان را عنوان کنیم. هر فردی که فیلم سینمایی «رستاخیز» را دیده نظر منفی نداشته و همه نظراتشان مثبت بوده است.چقدر خوب است که دل‌های مان را باز کنیم و بتوانیم از یک اتفاق فرخنده انرژی مثبتی کسب کنیم.


آفتاب یزد/علی رهبری:


همواره علاقه مند به اجرای آثار موسیقایی ملی و آیینی بوده‌ام

مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران معتقد است پرداختن به ریشه های مذهبی و آیینی مردم ایران با زبان موسیقی از جمله برنامه‌ها و رویکردهایی است که همواره علاقه‌مند به اجرای آن در ایران بوده است. علی رهبری در گفتگو با مهر با اشاره به انگیزه های مجموعه ارکستر سمفونیک تهران در اجرای «اپرای عاشورا» که هفته گذشته چند شب در تالار وحدت روی صحنه رفت، توضیح داد: به اعتقاد من پروژه «اپرای عاشورا» یک اثر ملی است و اصولا می دانید که من به واژه موسیقی ملی تاکید زیادی داشته و دارم و معتقدم که این عنوان باید سرلوحه فعالیت های مجموعه ارکسترهای ما باشد. به همین منظور در برنامه های «مهر تا مهر» ارکستر سمفونیک تهران تمام تلاش خود را انجام دادم تا ضمن توجه به این موضوع از کارهایی استفاده کنیم که علاوه بر رویکردهای ملی، دارای ریشه های مذهبی نیز باشد. با توجه به اینکه در ایام عزاداری امام حسین(ع) قرار گرفتیم چه چیزی بهتر از «اپرای عاشورا» می توانست ما را به این هدفی که داریم برساند. وی با اشاره به حضور نصیر حیدریان به عنوان اولین رهبر مهمان ارکستر سمفونیک تهران در برنامه «مهر تا مهر» بیان کرد: نصیر حیدریان از جمله افرادی است که از قدیم با کارهای او آشنا هستم، او از هنرمندانی است که در ایام هنرستان جزو شاگردان خوب من محسوب می شد و من از بدو شروع فعالیت هایم در ارکستر سمفونیک تهران علاقه مند بودم که از حضورش در کنسرت‌ها به عنوان رهبر ارکستر استفاده کنم. او هنرمندی است که در خارج از ایران فقط رهبری ارکستر نمی کند بلکه دارای توانایی های زیادی است که باید بیشتر و بهتر از اینها از این توانایی ها استفاده کرد. مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران معتقد است: ارکسترهای ما به افرادی نیاز دارد که فرهنگ ارکستری داشته باشند و به اعتقاد من نصیر حیدریان از جمله هنرمندانی است که این ویژگی ها را دارد؛ اگر چه طی سال های گذشته در حق او بی معرفتی کردند و نزدیک به ۱۸ سال وی را برای اجرای برنامه در ایران دعوت نکردند. اتفاقا همین فاصله زیاد موجب شد که نسل جوان موسیقی ما با نصیر حیدریان آشنایی چندانی نداشته باشند. خوشبختانه ما تصمیم درست و مهمی گرفتیم و وقتی بنا بر این شد که «اپرای عاشورا» را روی صحنه اجرا کنیم تصمیم گرفتم از حضور وی برای رهبری ارکستر استفاده کنم. رهبری در پایان تصریح کرد: من خوب می دانم نصیر از جمله موزیسین هایی است که قلبا ارادت ویژه ای به فرهنگ عاشورا، موسیقی ملی و در عین حال فعالیت های موسیقایی در ایران دارد. او هنرمندی است که به موسیقی ملی اهمیت می دهد و افتخار می کند که به عنوان یک ایرانی همراه با ارکستر سمفونیک تهران برای عاشورا موسیقی کار می کند. او هم مانند ما که با محرم و عزاداری امام حسین بزرگ شدیم دوست داشت و دارد که به سهم خود کارهایی را در این زمینه انجام دهد.

افتاب یزد/داریوش مهرجویی موضوع خوانندگان فیلم جدید خود را تکذیب کرد


اسامی منتشر شده صد درصد اشتباه است

کارگردان سرشناس سینمای ایران صبح روز گذشته در واکنش به انتشار اسامی دو رپر ناشناس به عنوان خواننده‌های فیلم «سنتوری، مرد پائیزی» در رسانه‌ها توضیحاتی را ارائه کرد. به گزارش موسیقی ما،

هفته گذشته روزنامه «سینما» (به سردبیری فریدون جیرانی)

نخستین رسانه‌ای بود که به نقل ازیک منبع آگاه در گروه سازندگان این فیلم، نام دو خواننده رپ را به عنوان جانشینان «محسن چاوشی» در فیلم جدید داریوش مهرجویی منتشر کرد. "یاسر بی‌نام" و "حمید فریزند" نام‌هایی بودند که از سوی این روزنامه، به عنوان خواننده‌های فیلم جدید مهرجویی معرفی شده بودند. نام «فریمن» نیز دیگر گزینه‌ای بود که مطرح شد و پس از بازنشر این خبر، کارگردان این فیلم ضمن تکذیب رسمی حضوراین چهره‌ها در فیلم‌اش، توضیحاتی را ارائه کرد. داریوش مهرجویی گفتچند چهره خوش ‌نام قطعاتی را برای این فیلم ساخته‌اند و اتفاقاً آثاری هم که تولید شده بسیار شنیدنی و خوب از آب در آمده. محوریت موسیقی این آثار نیز "سنتور" است و همه کسانی که این قطعات را شنیده‌اند، متفق‌القول اعلام کرده‌اند که این قطعات از آثار قبلی بسیار شنیدنی‌تر و بهتر شده اندمهرجویی درباره این خواننده‌های جدید می گوید:

«اسامی منتشر شده صددرصد اشتباه است. مشخص نیست این اسامی با چه اهدافی منتشرشده‌اند ولی قطعاً خواننده‌های جدید این فیلم از خواننده قبلی آن بسیارمتعهدتر و حرفه‌ای‌تر هستند. آدم‌هایی مهمتر که بسیار هم بهتر می‌خوانند و آثار زیبایی هم ساخته‌اند. نوای سنتور عالی و دلنشینی هم در این آثار جاری است که خود من از شنیدن‌شان لذت بردم. هنوز بنا به دلایلی قرار شده اسامی آنها را منتشر نکنیم و قطعاً پس از نهایی شدن این همکاری در آینده‌ای نه ‌چندان دور اسامی این خواننده‌ها منتشر خواهد شدکارگردان «سنتوری» درباره واکنش طرفداران محسن چاوشی به گفتگوی قبلی این کارگردان با «موسیقی ما» نیز توضیح داد: «هنوز هم اعتقاد دارم محسن چاوشی بسیارنامرد و قدرنشناس است و هنوز دلخوری‌ام از چاوشی برطرف نشده. من با اعتبار خودم برای او مجوزگرفتم و برایش همه‌ کار کردم و درانتها آن جواب را از این خواننده گرفتم. حالا هم اگر اسامی جدید را منتشر کنیم، قطعاً فضای ناخوشایندی از سوی طرفداران و خود این خواننده در فضای مجازی به وجود می‌آید و به همین دلیل تصمیم دارم به وقت‌اش و به صورت رسمی از این آثار و خواننده‌ها رونمایی کنم


افتاب یزد/سیزده سال بعد از توقف تولید سریال «امام حسین(ع


بیان دلیل اصلی توقیف از زبان یکی از بازیگران اصلی سریال

حامد مظفری: در ابتدای دهه هشتاد شهریار بحرانی کارگردانی که بیش از هر چیز به خاطر ساخت «ملک سلیمان» شناخته می‌شود، تصمیم به تولید اثری عاشورایی گرفت؛ فیلم - سریالی با نام «امام حسین(عکه بعدتر «ثارا..» نامیده شد. فیلمنامه این سریال عاشورایی ۱۳ قسمتی را مجتبی فرآورده با همراهی عبدالحمید قدیریان و شهریار بحرانی نگاشته بود و بعد از چند ماه تحقیق درباره مختصات کار و البته انتخاب بازیگران سریال به تهیه کنندگی محسن علی اکبری و با بودجه ای یک میلیاردی در ۱۳۸۱ در لوکیشن‌هایی حوالی یزد کلید خورد. با این حال تنها بعد از گذشت ۴ ماه از آغاز فیلمبرداری و در شرایطی که حدود ۱۰۰ دقیقه مفید هم فیلم گرفته شده بود به دلایلی نامعلوم پروژه تعطیل شد. در آن مقطع زمانی شایعاتی شنیده شد براین مبنا که مخالفت علما دلیل تعلیق پروژه بوده است؛ شایعاتی که البته هیچ گاه به طور رسمی هم تایید نشد. داستان سریال از حرکت اباعبدا... (ع) از مکه به سمت کربلا آغاز می‌شد و بعد از واقعه عاشورا به پایان می‌رسید. در طی مسیر حرکت امام با شخصیت‌های مختلفی دیدار کرده و برخی به او ملحق می‌شدند. سیزده سال بعد از توقیف آن سریال سینما ژورنال به سراغ فرخ نعمتی (بازیگری که در چهار ماه فیلمبرداری پروژه حضوری مستمر در گروه تولید داشت و بخش عمده سکانس‌هایش گرفته شد) رفته و با نعمتی گفتگو کرده تا از حال و هوای کار و دلایل توقیف جویا شود.

تعطیلی ناگهانی سریال ضربه روحی بدی به من وارد کرد

فرخ نعمتی با اشاره به اینکه برای رسیدن به نقش اش در سریال «امام حسین(عزمان و انرژی زیادی گذاشت، گفت: آنقدر درگیر نقش و حال و هوای فیلمنامه شده بودم که تعطیلی ناگهانی کار ضربه روحی عظیمی به من وارد کرد و همین باعث شد مدت‌ها پیشنهادات بازیگری را رد می‌کردم تا اینکه برای سریال «مختارنامه» با پیشنهاد داوود میرباقری مواجه شدم و سعی کردم بخشی از آن آسیب دیدگی روحی را از طریق بازی در این کار ترمیم کنم.

کاراکتری را ایفا می کردم که ابتدا از همراهی امام سرباز می زد…

این بازیگر با اخلاق سینما، تئاتر و تلویزیون درباره شخصیتش در آن سریال توقیفی بیان می‌دارد: من کاراکتری را ایفا می کردم به نام «جُناده انصاری» که شاید واقعیت تاریخی چندانی نداشت اما بخشی از درام حوادث منتهی به عاشورا از طریق وی روایت می‌شد. جُناده شخصیتی بود که در ابتدای حرکت امام به کربلا او را همراهی نمی‌کند ولی خیلی زود پشیمانی دامنش را می گیرد و این می‌شود که سعی می کند هر طور هست خودش را به امام رسانده و در رکاب ایشان باشد. نعمتی ادامه می دهد: در آن چند ماهی که در یزد بودیم اغلب سکانس‌های من گرفته شد و از جمله سکانس‌هایی دردناک درباره تنهایی‌های جناده انصاری بعد از اینکه از امام حسین(ع) جدا می‌افتاد و اثراتی که این تنهایی بر رابطه اش با خانواده و نزدیکانش می گذارد. بازیگر آثاری مذهبی- تاریخی چون «ولایت عشق» و «سال‌های مشروطه» خاطرنشان کرد: فصل‌های تنهایی جُناده انصاری و درد دلهایی که با خود می کند واقعا درست و به جا از کار درآمده بود و بحرانی نیز امید زیادی داشت که این کاراکتر وجه سمپاتیک بالایی برای مخاطب داشته باشد.

سریال توقیف شد چون دوستان ناراحت بودند که چرا بحرانی و فرآورده آنها را دور زده اند

فرخ نعمتی با اشاره به اینکه برخلاف شایعات مبتنی بر مخالفت علما با این سریال، ماجرای توقیف در جای دیگر ریشه داشته گفت: یادم می آید چند سال قبل و به هنگام برگزاری مراسم سالگرد وفات آیت ا.. طالقانی در زادگاهم طالقان به چند نفرازاعضای شورای تصویب فیلمنامه‌های مذهبی آن زمان تلویزیون برخورد کردم و حین گپ وگفت میان ما رفاقتی شکل گرفت که باعث شد رک و راست درباره دلیل این توقیف را ازآنها بپرسم و دوستان نیز بعد از کلی مقدمه ‌چینی اعتراف کردند به اینکه همه ناراحتی‌شان ازاین بود که چرا بحرانی و فرآورده برای تولید این سریال مستقیما سراغ آنها نرفته‌اند و به سراغ مافوق آنها رفته اند و به بیان دیگر تلقی شان این بود که دور خورده اند.

کشمکشی بچگانه رخ داد و نتیجه اش شد توقیف سریال

این بازیگر ادامه داد: دوستان انتظار داشتند که عوامل تولید سریال «امام حسین(عابتدا به سراغ آنها بروند و آنها را به رسمیت بشناسند ولی دست اندرکاران سریال برای محکم کاری قضیه به سراغ مقامات بالاتررفتند و طبیعی بود که این اتفاق باعث دلخوری شوراهای زیرمجموعه شده و البته کشمکشی بچگانه رخ داد که نتیجه اش شد توقف تولید سریال. فرخ نعمتی افزود: ای کاش این کشمکش‌ها با تعاملی دوستانه حل می‌شد و سریال ساخته می شد تا هم یک سند تصویری دیگر به اسناد عاشورایی ما اضافه شود ، هم در سایه تجربیات آن دیگران هم بتوانند کارهای بهتری بسازند.

فیلمنامه درام سینمایی «ثارا...» متفاوت بود با سناریوی سریال «امام حسین(ع

سال گذشته "فرآورده" فیلمنامه نویس سریال «امام حسین(عپروانه ساخت پروژه ای سینمایی به نام «ثارا...» را دریافت کرد و قصد داشت خودش این پروژه را کارگردانی کند. وی حتی با بازیگران مختلفی برای ایفای نقش‌های اصلی مذاکره کرد و البته بنا بود فرخ نعمتی هم در این فیلم ایفای نقش کند. نعمتی که پنج سال قبل و به خاطر بازی خوبش در یکی از زیباترین شاعرانه‌های سینمای ایران «برف روی شیروانی داغ» نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی مرد شده بود درباره حضورش در درام سینمایی «ثارا...» گفت: در «ثارا...» بنا بود نقشی به جز نقشم در سریال توقیفی بازی کنم و با فرآورده صحبت‌های ابتدایی هم در این باره صورت گرفته بود. فیلمنامه‌های آن سریال و این فیلم ربط چندانی به هم نداشت و فقط نقطه اشتراک "مجتبی فرآورده" بود که در هر دو کار مسئولیت داشت ضمن اینکه به لحاظ سناریو این کار به اندازه فیلمبرداری زنده به جلوه‌های ویژه بصری هم متکی بود که می شد نقطه افتراق اصلی با سریال.

سرمایه گذار قید همکاری با درام سینمایی «ثارا...» را زد و کار متوقف شد

فرخ نعمتی در پایان گفتگوی خود با اعلام خبر توقف تولید درام سینمایی «ثارا...» اظهار داشت: مجتبی فرآورده واقعا با جان و دل برای پیش بردن این درام سینمایی زحمت کشید و همه کار کرد که بتو


ابتکار/بعد از «سپهری» و «پیل آرام» سومین اثر تقلبی در حراجی کریستیز؛


اثر 149هزار دلاری «بهمن محصص» تقلبی بود؟!

احمد جهان بین؛ فروش آثار جعلی در حراجی معروف کریستیز که در دوبی برگزار می شود و آثار هنرمندان بزرگ تجسمی کشورمان را هم پوشش می دهد امسال هم اتفاق افتاده است. در سال های گذشته فروش دو اثرجعلی از سهراب سپهری و فرامرز پیل آرام باعث ایجاد شک و شبهه هایی برای دست اندرکاران هنرهای تجسمی شد. نزدیکان این هنرمندان و برخی صاحبنظران انتقادهایی نیز به مسئولین و مسببین این کار واردکردند. ولی ظاهرا این انتقادات کارساز نبوده و همچنان باید شاهد این گونه مسائل باشیم. در تازه ترین اتفاق، یک کارشناس هنری مدعی شده اثری از بهمن محصص در حراج پاییزه اخیر کریستیز که 28مهرماه برگزار شد و به قیمت 149 هزار دلار به فروش رسیده، تقلبی بوده است.

اسفندیار کیکاووسی در متنی که در این‌باره نوشته، آورده است: «ورود یک اثر جعلی از زنده‌یاد بهمن محصص به حراج اخیر کریستیز که در تاریخ 28 مهرماه برگزار شد، من را بر آن داشت که برای جلوگیری از تکرار این اتفاق، متنی را تهیه و جهت روشن شدن اذهان عمومی آن را رسانه‌ای کنم.در ابتدا باید بگویم، نگارش این متن فقط از سر دلسوزی برای هنر بوده و قصد تخریب هیچ موسسه و یا شخصی را ندارم، ولی چنین اتفاقاتی اگر با آگاهی‌بخشی همراه نباشد باعث جسور شدن فرد متقلب شده و این جسارت به تکرار جعل و در نهایت بی‌اطمینانی بازار هنر منجر خواهد شد و کم‌کم آنقدر کار تقلبی بازار را پر خواهد کرد که تمیز دادن کار اصل از تقلبی برای افراد سرمایه‌گذار کاری بس دشوار خواهد شد.

دلایل جعلی بودن اثر

1- رنگ‌های استفاده‌شده از کهنگی لازم برخوردار نیست و با تاریخ اثر که متعلق به سال 1966 (49 سال پیش) است، همخوانی ندارد.

2- آثار سال 1966 محصص که بافتی به این شکل، کل نقاشی را فراگرفته است، همگی روی بوم بوده و آثار مقوایی این هنرمند اگر هم بافتی دارد، در قسمتی از اثر این بافت را مشاهده می‌کنیم نه کل اثر؛ حال آن‌که این اثر روی مقوایی کار شده است که بافت، کل اثر را فرا گرفته و ظاهرا جاعل از این موضوع اطلاعی نداشته است.

3- اثر ارائه‌شده تقلیدی ناشیانه از تصویر صفحه 135 کتابی است که در سال 1977 از زنده‌یاد بهمن محصص در چاپخانه پولی گلوتا در ایتالیا چاپ شده است.

شما در تصویر ملاحظه می‌کنید که تنه غول که در یک‌سوم انتهایی اثر قرار گرفته عینا از اثر اصلی برداشته شده و هیچ‌گونه تغییری در اثر جعلی مشاهده نمی‌شود.

حالا به سر و گردن غول دقت کنید که با تکنیک Flip & Rotate فتوشاپ با یک چرخش عمودی باز هم بدون تفاوت چشمگیری تقلید و نقاشی شده است.

4- برای رنگ‌گذاری از اثر دیگری در همان کتاب که مربوط به صفحه 181 است استفاده شده، ولی جاعل رنگ قرمز را نسبت به اثر فوق خام کار کرده و نتوانسته به خوبی از عهده‌اش برآید.

در نهایت که دو تصویر را کنار هم قرار می‌دهیم، جعلی بودن اثر برای مخاطبان ملموس‌تر خواهد بود.

موارد دیگری هم می‌توان نام برد که برای جلوگیری از تکرار آثار جعلی بعدی در ذهن نگارنده محفوظ خواهد ماند و به وقتش بازگو خواهد شد. امیدوارم با همکاری گالری‌داران، هنردوستان و دست‌اندرکاران این عرصه، جلوی تخریب وجهه هنر ایران در بازار بین‌الملل گرفته شود و از این پس شاهد تکرار چنین حوادثی نباشیم. به قول حضرت حافظ، خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد

ادعای تقلبی بودن بررسی شود

یک کارشناس هنری معتقد است، موسسه کریستیز از ارائه‌ی اثری تقلبی در حراج، نفعی نمی‌برد و اگر ادعایی در این زمینه مطرح شود، آن را بررسی می‌کند. غلام‌رضا نامی - هنرمند پیشکسوت نقاش و کارشناس آثار هنری - در گفت‌وگو با ایسنا، درباره‌ی ادعای مطرح‌شده مبنی بر تقلبی بودن اثر فروخته‌شده به نام «بهمن محصص» در حراج اخیر کریستیز، اظهار کرد: معمولا کریستیز همه جوانب را در زمینه‌ی اصل بودن آثار در نظر می‌گیرد، چون اسم خودش مطرح است. او تاکید کرد: مسوولان کریستیز اگر بدانند یک اثر، تقلبی است یا کسی درباره تقلبی بودن آن تماس بگیرد، آن را از حراجی خارج می‌کنند. نامی همچنین گفت: باید دلایل مطرح‌شده مبنی بر تقلبی بودن اثر محصص را بررسی کرد تا مشخص شود این ادعا چقدر صحت دارد. البته آقای کیکاووسی - فردی که ادعای تقلبی بودن اثر حراج‌شده در کریستیز را مطرح کرده - هم فرد مطمئنی است و باید صحت ادله‌ی او بررسی شود. معمولا برخی افراد به‌خاطر مسائل شخصی، غرض‌ورزی و ذهنیت بدی که دارند، چنین ادعاهایی را مطرح می‌کنند؛ ولی درباره آقای کیکاووسی چنین موردی تا کنون نبوده است. این کارشناس هنری درباره‌ی روندی که یک اثر طی می‌کند تا در حراجی حضور یابد، توضیح داد: معمولا بک‌گراند اثری که قرار است به کریستیز وارد شود، بررسی می‌شود. این‌که اثر دست چه کسی بوده و او از چه کسی آن را گرفته است. اگر شبهه‌ای وجود داشته باشد، مطمئنا آن را به کارشناس نشان می‌دهند. تا جایی که من می‌دانم، نه به صلاح‌شان است و نه نفعی از ارائه‌ی اثر تقلبی می‌برند. می‌توانستند به جای این کار، اثر دیگری را به‌صورت تقلبی ارائه کنند و همان سود را ببرند. بنابراین آن‌ها می‌توانند در این مورد بی‌تقصیر باشند.

سابقه فروش آثار تقلبی در کریستیز

اندکی پس از پایان حراج دو روزه بهاری کریستیز دوبی در سال 2013، شایعاتی در خصوص جعلی بودن برخی از آثار ایرانی به فروش رفته در این حراج منتشر شد که با تردیدهایی همراه بود اما در نهایت مشخص شد که تابلوی «سهراب سپهری» و نقاشی‌-خط «فرامرز پیل‌آرام» در این نمایشگاه جعلی بوده و بستگان درجه یک این دو هنرمند، بر جعلی بودن این آثار تاکید کرده اند. این اتفاق، چنین پرسشی را پیش می‌آورد که نقش متولیان فرهنگی کشور در بررسی اصالت این آثار چیست؟ این اتفاق البته برای حراجی کریستی و متولیان این حراجی 250 ساله نیز کم هزینه نیست و بی‌شک این حراجی نیز با وسواس بیشتری فرصت عرضه آثاری با امضای هنرمندان ایرانی را در صورت تکرار چنین اتفاقی خواهد داد، به خصوص اگر اثر متعلق به هنرمندی درگذشته باشد و این اتفاق خوشایندی برای بازار هنر ایران نیست؛ اتفاقی که گفته می‌شود در گذشته نیز زمزمه‌اش بوده اما در حراجی بهار کریستی جنبه بیرونی یافته و جعلی بودن دو اثر تایید شده است.

آثار جعلی سهراب سپهری در حراج کریستیز

ابتدا خواهر سهراب سپهری بود که جعلی بودن اثر به فروش رفته به نام برادرش در حراجی بهار 2013 را جعلی خواند. اثری «بی نام» از مجموعه آبستره های سهراب سپهری که با برآورد 150 تا 200 هزار، تنها 147 هزار و 750 دلار به فروش رفت و یکی از دلایل عصبانیت خواهر سهراب نیز همین لطمه به اعتبار نقاش و شاعر شهیر ایرانی است. او افزوده است: چند سال پیش و در زمان مدیریت آقای سمیعی‌آذر و در زمان اکسپویی که در تالار وحدت برگزار شد نیز یک کار از برادرم روی دیوار رفت و قیمتی میلیونی به خود گرفت که تقلبی بود. همان زمان هم من خواستم با آتش زدن آن در پیش چشم مردم جلوی این کار را بگیرم که با مخالفت مدیریت امور تجسمی آن زمان نتوانستم. سپهری آنچه که امروز اتفاق می‌افتد را یکی از عواقب جلوگیری نکردن از آنچه در آن سال اتفاق افتاده بود دانست و گفت: کارهای برادرم را می‌شناسم و می دانم کدام کار تقلبی و کپی است و کدام کار اصل. متاسفانه از نام سهراب سو‌استفاده شد و این هنرمند نامی ایران را بدنام کردند زیرا به هیچ‌وجه به دنبال این نیستند که جلوی کپی کاری از روی کارهای او را بگیرند و اتفاقا بر این آتش مدام می‌دمند.

اثر جعلی زنده یاد پیل آرام

چند روز بعد از انتشار گفته های پروانه سپهری، زمزمه جعلی بودن یک اثر دیگر به گوش رسید و علی الظاهر در حراج بهاری، سر بسیاری از خریداران کلاه رفته بود! با گذشت چندین روز این خبر نیز تایید شد و فرزند زنده‌یاد فرامرز پیل‌آرام در گفتگویی اعلام کرد تابلوی ارائه شده به نام پدرش در حراجی کریستیز جعلی بوده است ولی مدیران ایرانی مربوط با حراج کریستی اعلام کردند که این کار وی از روی بخل و کینه انجام گرفته است. علی پیل‌آرام درباره این نقاشی خط فروخته شده، گفت: عکس‌های اثر را که دیدم کمی شک کردم. آنها را با کارهای پدرم که در خانه داریم مقایسه کردم. این کار از نظر رنگ به هیچ وجه به کارهای پدرم نزدیک هم نیست. مهمترین عنصر در این کارها امضاست. اصلا امضایی که در پایین این اثر است برعکس است و جای درستی نیز کشیده نشده است. پدرم همیشه کارهایش را پایین دست راست تابلو امضا می‌کرد در حالی‌که این اثر امضایش در وسط کار است. این کار کاملا مبتدی کپی شده است. پیل‌آرام با اسم خود یک لوگو درست می‌کرد که حالت یک نعلبکی بود. پدرم در همان دوره اول کارهایش به این امضا رسید... عکس کار را به چند نفر از نزدیکان پدرم نشان دادم که همگی متفق‌القول بودند که اثر تقلبی است.

نقش مافیای داخلی درسوءاستفاده و جعل آثار

واکنش فرزند پیل آرام نیز اتفاقی شبیه به خواهر سهراب سپهری بوده است: برای خود حراج، مجموعه‌داران، گالری‌دارها و برخی رسانه‌ها این جریان را ایمیل کردم که خدا را شکر جواب داد. یک مافیای بزرگ در این کار وجود دارد. این مافیا نمی‌گذارند کسی خارج از محدوده آنها کار کند. 6 سال بود که کار پدرم به کریستیز نمی‌رفت آخر هم دستشان رو شد. ما چه بگوییم؟ دستمان به کجا می‌رسد؟ هیچ نهادی رسمی در کشور وجود ندارد که وقتی یک اثر جعلی به حراج می‌رود بتواند و یا بخواهد واکنش نشان دهد. تنها کاری که توانستم بکنم همین کار بود و اطلاع‌رسانی کردیم. حتی به خود "مایکل جها" مدیر کریستی در خاورمیانه هم اطلاع دادم. وی درباره واکنش حراجی کریستیز نیز عنوان کرد: به نظر می‌رسد که حتی این افراد هم تحت تاثیر مافیای داخل ایران هستند. متاسفانه اینها از هنرمندی که در قید حیات نیست سوءاستفاده می‌کنند. اثر سهراب سپهری تقلبی بود و اثر پدر من هم. نمی‌توانند از زنده‌رودی کار تقلبی درست کنند زیرا او هست و یا احصایی. زورشان به درگذشتگان هنر رسیده است.

چه باید کرد؟!

چنین فضایی به شدت برای جامعه هنری ایران و به خصوص بازار هنر کشورمان گران تمام خواهد شد، همانگونه که اگر مشخص شود در میان اسکناس های یک کشور که در دیگر کشورها نیز به عنوان ارز مبادله می‌شود، اسکناس های جعلی است. افزایش ریسک معامله چنین آثاری، کاهش اعتبار کلیت آثار ایرانی، کمرنگ شدن حضور آثار ایرانیان در حراج ها و گالری های بین المللی و در مجموع منزوی سازی هنر کشورمان، اتفاقی است که تنها با چندین و چند اتفاق مشابه رخ خواهد داد و هیچ حراجی و گالری اعتبارش را بر روی آثار کشوری نمی‌گذارد که ریسک جعلی بودنش بالاست. این فضای نگران کننده، چنین پرسشی را مطرح می‌سازد که متولیان فرهنگی کجای این معادله اند؟ چرا هنوز در کشورمان سیستمی معادل نهاد ثبت فیلمنامه ها ایجاد نشده که آثار هنری به محض خلق و پیش از واگذاری، شناسنامه ای دو زبانه که مهر یکی از متولیان رسمی و فرهنگی دولتی کشور بر پای آن است به آنها تعلق گیرد و چنین کلاهبرداری هایی که بازی با حیثیت هنر ایرانی در سطح جهان است، از این پس ناممکن شود؟ آیا نباید چنین ساختاری را به شکل جدی شکل داد و از اعتبار آثار هنری ایرانی با تایید نسخه های اصل که لزوماً جنبه تاریخی ندارند، حفاظت کرد؟


ابتکار/برای سالروز تولد «محمود استادمحمد»؛


چه قدر آن موقع من پیر بودم

دیروز 3 آبان ماه تولد محمود استادمحمد بود، همان نمایش‌نامه‌نویسی که می‌گفت: "من در 20 یا 30 سالگی‌ام خیلی پیرتر از این‌ها بودم‌ ..."

محمود استادمحمد نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان تئاتر 3 آبان سال 1329 در تهران به دنیا آمد، نمایشنامه‌نویسی که یکی از طلایه‌داران تئاتر اجتماعی ایران بود و باعث شد زبان کوچه و بازار به صحنه تئاتر راهی باز کند و نمایش‌نامه‌هایی مانند "آسید کاظم"،"شب بیست و یکم"،"دیوان تئاترال"،"عکس خانوداگی"،" تهرن"،"سپنج رنج و شکنج"،"خونیان و خوزیان"، "دقیانوس امپراتور شهر اقیانوس"،"آخرین بازی" و "قصص القصر"، "آنها مامور اعدام خود هستند" و ... نوشته شود.

استادمحمد که زاده سومین روز دومین ماه پاییز است، سوم مرداد سال 92 در سومین روز دومین ماه تابستان بعد از یک دوره بیماری در بیمارستان جم درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) برای همیشه آرام گرفت.به انگیزه سالروز تولد این هنرمند مروری داریم بر بخشی از سخنان او درباره نمایش‌نامه‌نویسی.

"نویسنده باید با کلمه خویشی و خویشاوندی پیدا کند،‌ باید رابطه‌ی خانوادگی پیدا کند. تا پیدا نکند‌، نویسنده نیست. می‌نویسد اما نویسنده نیست؛ تا با کلمه هم جنس نشود، نویسنده نیست. و این چیزی‌ست که الان وجود ندارد و الان کسی اصلن دنبال‌اش نیست. فراموش شده‌ست. به این دلیل‌، که،‌ فرمولی درست شد- اتفاقا در جماعت اهل قلم- این که نویسنده فقط باید تکنیک نوشتن بداند این دانستن تکنیک نوشتن، خیلی معنا دارد،معنای بسیار تاثیرگذاری دارد. یعنی درست ضد آن چیزی است که ماهیت یک نویسنده را شکل می‌دهد و به وجود می‌آورد. به همین دلیل هم هست که نوشتن الان آسان شده‌، خیلی هم آسان شده‌؛ به خصوص در نمایش‌نامه نویسی...

...نمایش‌نامه نویس یک مقام خداوندی دارد و خالق است. اگر نمایش نامه نویس باشد، و بشود با جرات نوشت آقا یا خانم فلان،‌ نمایش‌نامه نویس‌اند. او،‌ صفت خدایی دارد و قدرت خداوندگاری‌؛ و اگر نداشته باشد نمایش نامه نویس نیست. یک چیزی این وسط‌هاست که می‌نویسد. چون باید،‌آدم بزاید و خلق کند. جنس زن‌، یکی دو تا می‌یاید و فرتوت می‌شود؛ نمایش نامه نویس در یک نمایش 10 تا آدم به معنای واقعی باید بزاید. اگر این زایندگی اتفاق نیفتد، نمایشنامه اتفاق نمی‌افتد اصلن و اگر اتفاق بیفتد آن وقت همین می‌شود که بکت‌، با یک نمایش‌نامه می‌شود بکت‌؛ خداوندی خودش را ثابت می‌کند و جان‌اش را هم روی آن می‌گذارد.

من‌،این طور فهمیدم‌، یعنی در انواع نوشتن‌، همه آن فعل نوشتن و روح نویسندگی و صفت خداوندگاری را دارند،‌ اما در نمایش نامه نویسی‌، نمایش نامه نویس با خلق آدمیزاد روبه روست. باید آدم خلق کند و به همین دلیل است که از خودش می‌کند. هر بچه‌ای که می‌زاید‌، یک قسمت از وجودش را می‌گذارد‌. پس تا کسی هنر را نفهمد و به مقام هنرمندی نرسد‌، امکان ندارد‌، بتواند نمایش‌نامه بنویسد...

... در دوره‌ای، هر چه اطراف‌ات می‌بینی پر از تعفن و لجن است. اگر نویسنده باشی‌، همان است که تو را انتخاب می‌کند و می‌گوید مرا بنویس. اگر نویسنده‌ای باید زنده بمانی و زندگی باید داشته باشی الان وظیفه‌ات است که من را بنویسی‌؛ لجن را و تعفن را. اگر بالعکس یک دوره عاشقانه و زیبا داری و زندگی زیبا با معشوق‌ات و لحظات لطیف و ظریف‌، آن هم می‌گوید مرا بنویس.

من وقتی "دیوان تئاترال" را می‌نوشتم‌، یکی از زیباترین لحظات عاشقانه در زندگی‌ام به وجود آمده بود و خود به خود زبانم آن گونه شده بود؛‌ پر از خوش بویی و خوش رنگی و زیبایی. بالعکس در "شب بیست و یکم" هرچه لجن است‌، ریخته شده در آن و من آن نمایش را پشت در یک توالت نوشتم. یکی از چیزهایی که در نمایش "آسیدکاظم" برای من مهم است‌، این است که در عکس‌هایم پیداست که من در 20 یا 30 سالگی‌ام خیلی پیرتر از این‌ها بودم‌؛ من آن دوره به دلیل زندگی‌ام که داشتم و رفقای خیلی خیلی صمیمی و آمیخته‌ی من‌،اکبر مشکین‌، نصرت رحمانی و... که همه اصلن پیرمرد بودند،‌خود به خود‌، روی من تاثیر گذاشته بودند. مونولوگ کوتاهی ست در آن نمایش که مال پهلوان است و امروز که می‌خوانم‌اش‌، می‌بینم چه قدر آن موقع من پیر بودم که این گونه نوشتم‌؛ یعنی زبان‌، زبانی پیر است. حرف آخر‌؛ تئاتر‌، باور است و اگر به من بگویند تئاتر چیست‌، می‌گویم باور است. باور زندگی و لحظه و اتفاق . تو اگر توانستی آن چه را که تخیل می‌کنی، خودت باورش کنی همان را می‌آوری روی کاغذ‌؛ اما این باور‌،کار هر کسی نیست."


ابتکار/تالار اصلی تئاتر شهر اصلاح‌ناپذیر است


دکتر علی رفیعی معتقد است تالار اصلی تئاترشهر به هیچ قیمتی و با هیچ نوع مرمتی اصلاح‌پذیر نیست.

این هنرمند باسابقه تئاتر که سال‌ها پیش مدیر مجموعه تئاترشهر بوده است، درباره وضعیت تالار اصلی این مجموعه و نوع مرمتی که نیاز دارد، گفت: اساسا نقشه این تالار از ابتدا نادرست بوده است و این طراحی در تخصص معمار آن سردار افخمی نبوده است و ایشان نمی‌توانسته تئاتر بسازد. رفیعی با اشاره به مشکلات فنی تالار اصلی خاطر نشان کرد: در این تالار محاسبات لازم برای دید تماشاگر نسبت به صحنه، آکوستیک سالن و صحنه و ... از فقدان‌های بسیار جدی و اساسی رنج می‌برد. بنابراین هیچ کاری نمی‌توان برای اصلاح این سالن انجام داد، مگر اینکه درون این سالن و صحنه‌اش به طور کلی خراب شود. وی در عین حال افزود: البته بیرون سالن به دلیل زیبایی خاصی که دارد حیف است از دست برود اما تنها کاری که برای اصلاح سالن می‌توان انجام داد این است که بیرون آن را حفظ کرد و داخلش را از ابتدا با محاسبات درست، بازسازی کرد ولی می‌دانم این کار در شرایط امروز عملی نخواهد بود. رفیعی با اشاره به دوره مدیریتش در مجموعه تئاترشهر یادآور شد: زمانی که ریاست این مجموعه را بر عهده داشتم از مهندسان انگلیسی دعوت کردم تا برای اصلاح این سالن راهی بیاندیشند. هنوز هم آن شرکت انگلیسی و شرکت‌های دیگری در جهان غرب فعال هستند و هر کدام می‌توانند به لحاظ تخصصی این مکان را ارزیابی کنند و مطمئنا نظری جز این نخواهند داشت. کارگردان نمایش‌های «شکار روباه»، «رومئو و ژولیت» و «عروسی خون» اضافه کرد: جای صحنه تالار اصلی باید عوض شود، چون در حال حاضر صحنه در جنوب سالن قرار دارد اما باید به شرق یا غرب سالن منتقل شود و تنها با این روش است که مشکلات آکوستیک و دید تماشاگر به طور کامل حل می‌شود. وی در پاسخ به این پرسش که در حال حاضر این اراده چقدر در مدیران وجود دارد تا چنین اصلاحی را انجام بدهند، گفت: تنها کسی که این حرف را به شما می‌زند، من هستم. چون هیچ کس به جز من به مشکلات اساسی و بنیادی این سالن آشنایی ندارد. من هم از ابتدا این مشکلات را نمی‌دانستم بلکه این آشنایی را از طریق مهندسان انگلیسی که در دوره مدیریتم به تئاترشهر آمدند، کسب کردم. اما در هر حال این درایت را داشتم که نظر چنین افراد متخصصی را جویا شوم. رفیعی که مدتی است به عنوان عضو شورای انتخاب آثار تالار اصلی تئاترشهر فعال است در پاسخ به این پرسش که آیا برای مرمت تالار اصلی، نظر او را جویا شده‌اند، توضیح داد: مدتی است خیلی به ندرت در جلسات شورا شرکت دارم و تقریبا از دوره‌ای که تمرین نمایش تازه‌ام را آغاز کرده‌ام، یعنی حدود چهار ماه پیش به شورا نرفته‌ام. اما در هر حال کسی درباره مرمت تالار اصلی با من صحبتی نکرده است. کارگردان «در مصر برف نمی‌بارد» و «یرما» تاکید کرد: سرنوشت تئاترشهر باید در اختیار کسانی قرار می‌گرفت که معمار تئاتر باشند نه اینکه فقط معماری بدانند و حال آنکه برایم بسیار شگفت‌انگیز است هم اکنون کسانی این مسوولیت را بر عهده گرفته‌اند که حتی بویی از معماری هم نبرده‌اند! علی رفیعی این روزها مشغول تمرین تازه‌ترین نمایش خود «خاطرات و کابوس‌های جامه‌دار از زندگی و قتل میرزاتقی‌خان فراهانی» است که از 14 آبان‌ماه در تالار وحدت به صحنه خواهد رفت.


ابتکار/رمان عاشورایی؛ آرزویی که برآورده نشده است


نویسنده رمان «محمد (صدرباره تاثیر واقعه عاشورا بر ادبیات گفت: واقعه عاشورا واقعه بزرگ و تاثیرگذاری در طول تاریخ است که مسلمانان به‌خصوص شیعیان آن را مورد توجه قرار می‌دهند. گذشت زمان خدشه‌ای بر اصل ماجرا وارد نکرده است و عاشورا امروز و فردا تاثیر دارد و خواهد داشت.

ابراهیم حسن‌بیگی در گفت‌وگو با ایسنا، درباره تاثیر این واقعه بر هنرمندان بیان کرد: عاشورا بر شاعران تاثیر گذاشته و نقش هنرمندان هم در این بین پررنگ است. اگر تاثیرپذیری نویسنده نسبت به واقعه متفکرانه، عمیق و مفید باشد در آثار او تاثیر می‌گذارد و او نمی‌تواند خودش را از این تاثیر رها کند.

حسن‌بیگی ادامه داد: همان‌طور که تاثیر هر واقعه مثل مرگ و زندگی نویسنده را تحت تاثیر قرار می‌دهد، این واقعه تکان‌دهنده هم می‌تواند خروجی خوبی داشته باشد و این امری طبیعی است. این واقعه تا کنون چقدر در ادبیات ما خروجی داشته است؟ این امر نسبت مستقیمی با تاثیرپذیری جامعه دارد.

این نویسنده شاعران و نویسندگان را عامل تبدیل شور به شعور حسینی دانست و اظهار کرد: هنرمند باید در مراسم امام حسین (ع) حضور داشته باشد و هنرمندی که می‌گوید «این مراسم هر سال تکرار می‌شود» نظرش اشتباه است. نویسنده باید در مراسم باشد تا در شور حسینی با مردم همراه شود. تاثیر اثر ادبی به نسبت تاثیری است که نویسنده از این واقعه می‌گیرد. در زمانی که علما می‌گویند شور حسینی باید به شعور حسینی تبدیل شود، شاعران و نویسندگان باید حضور پررنگی داشته باشد؛ زیرا قرار است آن‌ها این شور را به شعور تبدیل کنند.

او ورود تخیل به نوشته‌های عاشورایی را «کاری دشوار» خواند و گفت: بخش سخت، ورود گسترده تخیل نویسنده در این واقعه است که گاهی دچار مشکل می‌شود. نمی‌توان هرطور و از هر زاویه‌ای به این موضوع پرداخت؛ زیرا مستنداتی از این واقعه وجود دارد که نویسنده باید از آن‌ها استفاده کند. اصولا ورود تخیل به واقعه‌هایی که مستنداتی دارند – به‌خصوص درباره مسائل دینی - کار دشواری است.

این داستان‌نویس اظهار کرد: اگر کسی بخواهد درباره موضوعات تاریخی مانند زندگی‌نامه کوروش و داریوش یا جنگ ایران با عثمانی چیزی بنویسد، بیش‌تر می‌تواند از قدرت تخیل خود استفاده کند. اما در حوزه نوشته‌های دینی نویسنده باید دست به عصا راه برود. خود من خیلی اعتقاد ندارم که ما نقش تخیل را در داستان‌های دینی کم کنیم؛ چرا که در این حالت تنها یک وقایع‌نگار ادبی می‌شویم.

حسن‌بیگی با بیان این‌که برای نوشتن از امام حسین (ع) باید دست نویسنده باز باشد، تشریح کرد: باید اجازه بدهیم نویسنده برداشت خودش از واقعه را در قالب داستان ادبی بنویسد. ممکن است به خاطر فضاسازی چیزهایی اضافه کند، در این حال نباید بگوییم آدمی که در کتابت اسم آورده‌ای وجود ندارد. تخیل در صورتی که منافاتی با واقعه اصلی نداشته باشد و به نویسنده و فیلم‌ساز کمک کند، سازنده است.

او در ادامه افزود: این کار می‌تواند به هنری و ادبی شدن نوشتن از واقعه عاشورا کمک کند. در مورد عاشورا اکثر ما نمی‌توانیم چنین کاری انجام دهیم، زیرا از سوی برخی افراد مورد اشکال قرار می‌گیریم. باید شاخص‌های هنری را در نظر گرفت، چرا که هنرمند برای تلطیف و تاثیرگذاری بیشتر واقعه باید بتواند از نمادهایی استفاده کند که جنبه تخیلی دارد. این دیگر نباید اشکالی داشته باشد. مشکل‌ترین بخش در نوشتن داستان عاشورایی همین است.

نویسنده رمان محمد (ص) درباره ملزومات نوشتن برای داستان عاشورایی، گفت: از ملزومات نوشتن داستان‌های عاشورایی مهم‌ترین‌شان حس و حال نویسنده است که باید به شور و شعور حسینی برسد. او باید مانند مردم این چند شب عزاداری به تکیه‌ها برود، زیرا در هر کدام از این شب‌ها می‌توان از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کرد.

او همچنین اظهار کرد: نویسنده باید از درون حس کند که می‌تواند در بیان این واقعه نقش داشته باشد. سواد علمی و دینی نیز موثر است و تنها مسلمان بودن کفایت نمی‌کند. عشق به حسین (ع)، تعصب و تعهدات دینی نیز باید وجود داشته باشد تا کار به بهترین شکل انجام شود.

ابراهیم حسن‌بیگی درباره آسیب‌های نوشته‌های عاشورایی بیان کرد: از آفت‌های نوشته‌های عاشورایی که در مطالعاتم به آن‌ها پی بردم و افرادی مانند شهید مطهری در آسیب‌شناسی پرداختن به واقعه کربلا به آن‌ها اشاره کرده‌اند، نشان می‌دهد برخی از حوادثی که نقل می‌شود با خرافات و تحجر آمیخته شده است. این کار شان امام (ع) را تنزل می‌دهد.

او جامعه مداحان را در رفع آسیب‌ها موثر دانست و بیان کرد: توصیه و تذکرهای آسیب‌شناسان نادیده گرفته می‌شود. داستان تحریف‌شده واقعه گاهی چنان در فرهنگ، سنت و شیوه عزاداری ما رسوخ می‌کند که علی‌رغم گفته‌های علما باز تکرار می‌شود. نقش علما و به‌خصوص مداحان که بیش از علما موثرند و هر ساله به عزاداری عاشورایی شور و حال می‌دهند، بسیار پررنگ است. این افراد باید برای این آسیب‌ها فکری کنند.

این نویسنده درباره تاثیر کار نویسندگان بر مداحان گفت: علی‌رغم این‌که مداحان تشکل صنفی پیدا کردند تا به این آسیب‌ها برسند، باز هرساله برای بیش‌تر کردن شور و حال مسئله، تحریف‌های تاریخی را تکرار می‌کنند. نویسنده و هنرمند باید در این موقعیت ورود قابل توجهی داشته باشد و نکات صحیح واقعه کربلا را برجسته‌تر کنند.

حسن‌بیگی با اشاره به اندک بودن آثار عاشورایی پیش از انقلاب بیان کرد: البته در این بین نگارش دینی دیده می‌شود، اما در سال‌های بعد از انقلاب گرایش دینی بین اهل ادب و هنر بیش‌تر شد و بسیاری به سهم خود کار کردند. دهه 60 و 70 عمده تولیدات ادبی بیش‌تر در بخش کودک و نوجوان بود. به عنوان نمونه انتشارات مدرسه نزدیک به 35 کتاب عاشورایی برای کودکان و نوجوانان منتشر کرد.

او همچنین درباره فعالیت‌های امروز در حوزه ادبیات عاشورایی اظهار کرد: در حال حاضر نویسندگان و شاعران برای بزرگسال تلاش زیادی کرده‌اند. حتی برخی نویسندگان گفته‌اند قرار است رمانی درباره امام حسین (ع) بنویسند، اما تا کنون این اتفاق کامل نیفتاده است. خود من چندین‌بار بخشی از یک رمان درباره امام حسین (ع) را نوشتم. سیدمهدی شجاعی و داوود غفارزادگان نیز گفته‌اند می‌خواهند رمانی در این‌باره بنویسند. البته آثار کوتاهی نوشته شده اما کار قوی که مخصوص عاشورا باشد و از همه زوایا به آن بپردازد نوشته نشده است.

این داستان‌نویس در پایان گفت: کتاب «نامیرا» اثر صادق کرمیار که به قبل از اتفاقات عاشورا پرداخته، اثر خوبی است. این اثر می‌تواند جلد دوم و سوم داشته باشد که به مسائل خود عاشورا بپردازد. به نظرم این کار ورود مثبتی خواهد بود و بخشی از آرزوی ما نویسندگان که دوست داشتیم برای امام حسین (ع) رمان بنویسیم با این کار محقق می‌شود.


ایران/احوالپرسی از استاد فرهنگ شریف نوازنده صاحب ‌سبک تار