ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺧﯽ میگذاشت. ﻣﺎﺭﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽآمد، ﺷﯿﺮ را میخورد ﻭ سکهاﯼ ﺩﺭ ﺁﻥ میانداخت.
شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود. در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و ...
من حساب کرده ام در هر مرتبه ای که تو بر مردم امامت نمایی هزاران نماز مردم را باطل می نمایی و آنها را جهنمی می کنی.
باید دامداری ات را برای جلوگیری از کشت مواد مخدربازدید کنم." دامدار، با اشاره به بخشی از مرتع ، می گوید:
با سه تا از رفیق های دوره تحصیل، یه شرکت پشتیبانی راه انداختیم و افتادیم توی کار. اما هنوز یه سال نشده، طعم ورشکستگی پنجاه میلیونی رو چشیدیم!
شهروند مالزیایی که قصد استفاده از سرویس بهداشتی خانه اش را داشت هرگز تصور نمیکرد که با حمله یک مار پیتون غول پیکر غافلگیر خواهد شود.
بیشتر مردم بر این باورند که چیزی بسیار خاص در مورد عروسک رابرت وجود دارد و آن هم این است: این عروسک دلهره آور است.
قلمرو سکوت در مکزیک قرار دارد. در این ناحیه همه پدیده های طبیعی در هیبتی عجیب و خوفناک ارز اندام می کنند. با نزدیک شده به قلمرو سکوت در ...
نوزادی هندی که در بیمارستان بعد از زایمان راه رفت!!!
شخصی شایسته دوستی و مشورت توست که بداند کی حرف بزند، چه موقع به حرفهایت توجهی نکند و کی ساکت بماند!!