کد خبر: ۷۱۷۹۱
تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۰
 
پاسخ به یک ادعا- بخش اول
مخاطب این سخنان امام که «خود را با این همه عیب مرشد خلائق و هادی نجات امت و دارای سر شریعت دانسته» امثال اقطاب صوفیه ای همچون ملاسلطان گنابادی مؤسس فرقه نعمت اللهی گنابادی است. چرا که او اینگونه سخنان را بر زبان رانده است.

بولتن نیوز: در شهرستان بروجرد به سخنرانی و کار فرهنگی مشغول بود و امامت مسجد النبی(ع) این شهرستان را بر عهده داشت. مسجدی که در نزدیکی خانقاه سابق دراویش واقع شده بود و از مدتها قبل با انجام امورات فرهنگی سعی می کرد به طور کاملا فرهنگی با معضل دراویش برخورد نماید. مسجدی که با برگزاری کارگاه های علمی و دعوت از میهمانانی فاضل سعی میکرد از حریم اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله وسلم) دفاع نماید. همین مسجد بود که در پاسخ دعوت به مناظره , ناجوانمردانه از سوی دراویش گنابادی مورد حمله قرار گرفت و نمازگزاران آن ربوده شده و به گروگان گرفته شدند و به همراه امام جماعت مورد ضرب و شتم قرار گرفت!.

در سال 86 و در طی حمایت های پی در پی « کروبی» از دراویش و اهانتش به اهالی بروجرد که آنان را «مارکسیسم و ساده اندیش» خوانده بود، نامه ای به وی نوشت که هنوز با گذشت چند سال از نوشتن آن، خواندنی است.

.در کنار تحصیلات حوزوی دارای تحصیلات دانشگاهی نیز هست، از فعالان فرهنگی و دارای چندین تـألیف در باب نقد و بررسی فرق و مذاهب دینی و دهها مقاله در همین زمینه و همچنین موضوعات انقلاب اسلامی می باشد.

حجت الاسلام عبدالرحیم بیرانوند، روحانی جوانی است که اکنون مدرس و کارشناس فرق و ادیان حوزه علميه قم می باشد و همین عنوان نیز باب گفتگویی درباره تصوف با ایشان بود.


بولتن: چندی پیش تصویری در خروجی سایت قرار گرفت که در آن تصویر سید حسن مصطفوی(نوه حضرت امام خمینی) در کنار قطب فرقه نعمت اللهی گنابادی نشسته بود. در یکی از نظرات خوانندگان در این باره آمده بود که دراویش گنابادی از حضرت امام دست خط دارند و همه می‌دانند که امام با ایشان مشکلی نداشتند و فرموده بودند این دراویش را آزار نکنید.آیا این واقعیت دارد یا خیر؟

قبل از پاسخ به این سوال باید توضیح نسبتا بلندی در این باره بدهم.بحثی که در مورد فرقه صوفیه مطرح می شود بحث در این است که صوفیه با یک ترفندی می ایند حضرت امام را به خودشان منصوب می کنند و معتقد هستند که حضرت امام مدافع آنها بوده و بلکه خود ایشان نیز صوفی بوده اند.

و استناداتی هم می آورند که ما به ذهنمان می رسد در این فرصت بخشی از این مطالب را نقد کنیم.

اولا: همینجا من این مطلب را عرض کنم که هر کسی و بلکه هر گروه و فرقه ای باید برای ادعاهای خود مستندات و دلایل محکمی داشته باشد در غیر این صورت به این گونه ادعاها، ادعاهای واهی و پوچ گفته می شود . در مورد حضرت امام ، خود ایشان در انتهای وصیتنامه شان چند مطلب را متذکر می شوند که بسیار دارای اهمیت است ، ایشان می فرمایند: اکنون که من حاضرم بعض نسبت های بی واقعیت به من داده می شود و ممکن است پس از من به حجم آن افزوده شود. لهذا عرض می کنم آنچه به من نسبت داده می شود تصدیق نیست مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد با تصدیق کارشناسان، یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم . بنابراین هرکسی نمی تواند ادعا کند که امام در باره ما چنین گفته یا چنان، مگر اینکه سند ارائه دهد. که ما تا به حال همچنین سندی در تأیید دراویش از حضرت امام ندیده ایم. بلکه این را عرض کنم که اتفاقا با رجوع به تألیفات و آثار حضرت امام و همچنین سیره عملی ایشان عکس این قضیه صادق است . حضرت امام با اینکه خود یک عارف به تمام معنا و حقیقی بود ،همیشه در مقابل عرفانهای صوفیانه و فرقه ای می ایستادند و موضع گیری میکردند. که ما در ادامه مباحثمان به آن خواهیم پرداخت.

ثانیا : اگر افرادی از خانواده یا طایفه ی حضرت امام ،گفتار یا رفتاری داشتند ما نباید آنها را به حساب حضرت امام بگذاریم یا هرکاری که منتسبین به ایشان انجام دادند لزوما به این معنا نیست که مورد تأیید امام راحل نیز هست بلکه بهتر است بگویم : راه امام و خط امام یک ایدولوژی مبتنی بر دین مبین اسلام است نه ژنتیکی و مورثی ، لهذا مواضع خانواده امام باید با مواضع امام ارزیابی و منطبق باشد نه مواضع حضرت امام با مواضع منتسبین و بازماندگانش .

ثالثا: برخی از بزرگان فرقه تصوف به خاطر سالوس و اسلام نمایی و کسب مشروعیت و نیز مصونیت، خود را به بعضی از خانواده حضرت امام نزدیک میکنند و این در حالی است که موضع گیری آنان بر علیه انقلاب ونظام مبارک جمهوری اسلامی، بخصوص در طول این چند سال چه از طریق سخنرانی هایشان و یا سایتهای مرتبط با این فرق و یا مواضع سخنگوهای اروپا نشین وامریکا نشینشان امثال مصطفی آزمایش (جاسوس فرانسه) و زارا نورایی ودیگران، وهمچنین نقش دراویش در جریان فتنه 88 ، بر کسی پوشیده نیست.

اما در اینکه حضرت امام فرقه صوفیه و داراویش را تأیید کرده باشند همانطور که عرض کردم چنین چیزی را سراغ نداریم ، اتفاقا من در اینجا میخواهم اسنادی را از حضرت امام إرائه دهم که دقیقا برعکس این ادعا است.

1. حضرت امام که خودش یک شخصیت عارف و حکیم است در کتاب چهل حدیث باب کبر حدیث چهارم بعد از بحثی که در مورد حکیم و عارف دارند می فرمایند که: آن بیچاره ای که خود را مرشد و هادی خلائق می داند(معمولاً اقطاب دراویش خودشان را مرشد و هادی خلائق می دانند) و در مسند دستگیری و تصوف قرار گرفته، اصطلاحات این دو دسته عارف و حکیم را به سرقت برده و سر و صورتی به متاع بازار خود داده و دل بندگان خدا را از حق منصرف و مجذوب به خود نموده (کاری که اقطاب می کنند کارشان الهی نیست. اولیاء خدا و اهل بیت علیهم السلام کارشان این بود که واسطه فیض بودند واسطه دست گیری بودند واسطه این بودند که دست مردم را بگیرند و به سمت خدا ببرند. منتهی این یک نکته خیلی کلیدی است که امام می فرمایند : دل بندگان خدا را از حق منصرف و مجذوب به خود می کنند، یعنی خود پرستی میکنند و برای خود دکان باز کرده اند). و آن بیچاره صاف (درویش تازه جذب فرقه شده ) و بی آلایش را به علما و سایر مردم بدبین نموده؛ برای رواج بازار خود فهمیده یا نفهمیده پاره ای از اصطلاحات جاذب را به خورد عوام بیچاره داده و گمان کرده با لفظ «مجذوبعلی شاه» یا « محبوبعلی شاه» حال جذبه و حب دست می دهد.( حافظ چه خوب سروده که : آه آه از دست صرافان گوهر ناشناس هر زمان خر مهره را با دُّر برابر می کنند) یک سری افراد هستند، اینها قطبی را که به قول شاعر در حکم خر مهره است را برای رواج بازار خود فهمیده یا نفهمیده به جای دُّر -امام معصوم- قالب می کنند.

یا در آن جایی که حضرت امام اشاره به لقب طریقتی اقطاب صوفیه می نمایند «مجذوبعلی شاه» یا « محبوبعلی شاه» خیلی نکته کلیدی است، این نشان می دهد که حضرت امام (ره) اطلاع کافی در مورد دراویش داشته اند و اتفاقا فرقه تصوف نعمت اللهی را خطاب خویش قرار داده است. چرا که تنها فرقه ای که لقب طریقتی به این شکل برای خودش قائل است و بر روی اقطاب خود می گذارند ، صوفی نعمت اللهی است که علیشاه پسوند لقب طریقتی آنها است. بنابراین حضرت امام از انحرافات و بدعتهای این فرقه آگاه است و ضمن مخاطب قرار دادن آنها دارند آنان را رد می نمایند .

امام در ادامه به اقطاب صوفیه اشاره می کنند و می گوید: «ای طالب دنیا و ای دزد مفاهیم. این کار تو هم اینقدر کبر و افتخار ندارد. بیچاره از تنگی حوصله و کوچکی کله گاهی خودش هم بازی خورده و خود را دارای مقامی دانسته، حب نفس و دنیا به مفاهیم مسروقه، و اضافات و اعتباراتی که به آن می افزاید پیوند شده یک ولیده ناهنجاری پیدا شده و از انضمام اینها یک معجون عجیبی و اخلوطه غریبه ای فراهم شده! و خود را با این همه عیب، مرشد خلائق و هادی نجات امت و دارای سر شریعت، بلکه وقاحت را گاهی از حد گذرانده، خود را دارای مقام ولایت کلیه دانسته! این از کمی استعداد و قابلیت و تنگی سینه و ضیق قلب است». پس مخاطب این سخنان امام که «خود را با این همه عیب مرشد خلائق و هادی نجات امت و دارای سر شریعت دانسته» امثال اقطاب صوفیه ای همچون ملاسلطان گنابادی مؤسس فرقه نعمت اللهی گنابادی است. چرا که او اینگونه سخنان را بر زبان رانده است. یعنی حضرت امام ادعاهای امثال ملا سلطان را به خوبی میشناسد و این کلمات را در مورد این فرقه بکار می برد. لذا آن کسی که کارشناس است می داند که حضرت امام (ره) با یک دید باز و آگاهی خوبی، نسبت به نظرا ت سران فرقه، این جملات را بیان می کنند.

بولتن : یعنی شما معتقد هستید که مخاطب فرمایشات حضرت امام در سند فوق، اقطابی همچون ملا سلطان گنابادی است ؟ آیا دلایلی هم دارید؟

بله. مثلا جایی که حضرت امام ( ره) می فرماید : «خود را با این همه عیب مرشد خلائق و هادی نجات امت و دارای سر شریعت دانسته» ، بر گرفته از آشنایی با ادعاهای سلطان محمد گنابادی است. ملاسلطان در کتاب سعادتنامه صفحه 162 انتشارات حقیقت سال 1383 می گوید: « طالب و مرید چون اراده حضور نزد قطب نماید، چنین داند که به خدمت پادشاه مقتدری می رود و به بخشش او امیدوار باشد که به یک آن دو عالم را بی سبب به او ببخشد. و خیال را مشغول صورت شیخ دارد» آیا در مطلب مذکور، ملاسلطان گنابادی در برابر مرید و طالب، خود را با این همه عیب مرشد خلائق و هادی نجات امت قرار نداده است؟؟ آیا کلام قطب فرقه درباب جایگاه قطبیت و پادشاه مقتدر دانستن خویش همان تعبیر حضرت امام نسبت به ایشان نیست که فرمودند: خود را دارای مقامی دانسته؟

یا درجایی دیگر قطب فرقه اضافه می کند: «چون وارد حضور شیخ گردد در کمال فروتنی که شیوه نیازمندان است صورت بر خاک مذلت گذارد و به شکرانه این نعمت سجده شکر به جای بیاورد» آیا اشاره به این مطلب نیست که: دل بندگان خدا را از حق منصرف و مجذوب به خود نموده ؟؟

در جایی دیگر ملا سلطان می گوید:«مقصود از خلقت تو این طاعت و اقتدا است (یعنی تو خلق شدی که به ما اقتدا کنی و ما را اطاعت کنی!) و بعد میگوید: بلکه می گویم ارسال رسل و انزال کتب و زحمت انبیاء و مشقت اولیا از برای ارادت و اقتدا است ( به ادعای ملا سلطان، اصلا خداوند، پیامبر و قرآن و اهل بیت را برای اقتدا به ملا سلطان فرستاده!) آیا بنظر شما این همه ادعا از تنگی حوصله و کوچکی کله نیست که گاهی خودش هم بازی خورده و خود را دارای مقامی دانسته است؟

برای مثال: حضرت امام در  آنجایی که می فرمایند : دارای سر شریعت دانسته بلکه وقاحت را گاهی از حد گذرانده دارای مقام ولایت کلیه دانسته این از کمی استعداد و قابلیت و تنگی سینه و ضیق قلب است، میخواهم بگویم دقیقا اشاره به ادعای ملاسلطان است.چراکه وی می گوید:

«صاحب ولایت کلیه مطلقه را الله توان گفت با این نظر و این لحاظ که فانی است در جهت غیب بینی و علی توان گفت به این اعتبار که مضاف به کثرات و مستولی بر کل است و رب توان گفت که تربیت کل موکول با اوست. خالق توان گفت به این اعتبار که خالقیت حق تعالی به واسطه او ظهور پیدا می کند».. ویا آیا این عوام فریبی در چینش مطالب، تصدیق گفتار حضرت امام در باره آنان نیست ؟ که فرمودند: حب نفس و دنیا به مفاهیم مسروقه، و اضافات و اعتباراتی که به آن می افزاید پیوند شده یک ولیده ناهنجاری پیدا شده و از انضمام اینها یک معجون عجیبی و اخلوطه غریبه ای فراهم شده! و قص علیهذا...

این بخش کوچکی از نظرات حضرت امام در باره اینهاست . پس کجا امام با دراویش و متصوفه مشکلی نداشتند ؟ اینکه همش شد مشکل و مخالفت جدی! اتفاقا امام با آن درایت و شناختی که از این فرقه ها دارند اینچنین ساختارشان را به هم می ریزد و پنبه شان را می زند. امام خمینی در چهل حدیث مطالب زیادی در این رابطه دارد که به خاطر تنگی وقت ، فرصت پرداختن به آن نیست و خوانندگان محترم را ارجاع میدهیم به این کتاب شریف.

بولتن: آیا حضرت امام در جایی دیگر بجز کتاب چهل حدیث صوفیه را رد کرده اند؟

بله دیوان اشعار حضرت امام پر است از نقد و رد تصوف فرقه ای.برای مثال امام در صفحه 94 دیوان اشعارش، این اشعار را در رد صوفیه به صراحت می سرایند:

از صوفی ها صفا ندیدم هرگز / زاین طایفه من وفا ندیدم هرگز

زین مدعیان که فاش اناالحق گویند/ با خود بینی فنا ندیدم هرگز

یا در جایی از دیوانش، امام با مخالفت شدید از صوفی ریاکار که اهل آداب و بدعت است بیزاری و دوری می جوید و اینگونه منش ها را مانع راه خود میداند:

خار راه منی ای شیخ ز گلزار برو / از سر راه من ای رند تبهکار برو

تو و ارشاد من ای مرشد بی رشد و تباه / از بر روی من صوفی غدار برو

ای غلندر منش ای باده به کف خرقه بدوش/ خرقه شرک تهی کرده و بگذار و برو

اینها معمولا یکی از آدابشان خرقه پشمینه است که قدمای آنها به نشانه زهد و دوری جستن از دنیا بر تن می کردند.بعضی از متصوفه چون به شکل دائمی در زمستان و تابستان از این نوع لباس استفاده میکردند کم کم دوچار ریا و به تعبیر حضرت امام شرک می شدند.

اگر از بحث شعر هم که بگذریم کافیست  نظریات  مرحوم امام را در باره تصوف فرقه ای بررسی کنیم به این نتیجه خواهیم رسید که آثار بجا مانده از ایشان نظیر صحیفه نور و نامه هایی که حضرت امام به احمدآقا دارند و دیگر اسنادی که از حضرت امام در دسترس هست، کم نیست که اخلاق صوفیانه به سبک دراویش نعمت اللهی و صوفیه فرقه ای را رد کرده اند مثلا امام در نامه ای به مرحوم احمد آقا درکتاب وعده دیدار ص 125 چنین می نویسد : پسرم نه گوشه گیری صوفیانه دلیل پیوستن به حق است،و نه ورود در جامعه و تشکیل حکومت،شاهد گسستن از حق. لهذا گفتار و منش حضرت امام خود گویای این است که عرفان امام، عرفان صوفیانه و انزواطلبانه نبود بلکه عرفان ولایی و حماسی بود. امام همیشه وسط میدان بودند و با تمام جنود شیطان که عینیت پیدا کرده بودند در احزاب و نحله ها و فرقه ها و قدرتها و بلوک شرق و غرب مبارزه می کرد .

با ادبیات صوفیانه وفکر وذکر خالی و همچنین قائل بودن به پلورالیسم و تکثرگرایی و سکولاریسم که گرده خوبی برای سواری دادن به دشمنان دین و دنیای مردم است نمی شود در برابر دشمن ایستاد. از همین جا می فهمیم که عرفان امام عزیز ما از جنس عرفان ائمه علیهم السلام است و صدو هشتاد درجه با عرفان های فرقه ای متفاوت است.

یا در بحث تبعیت از حضرت امام در همین فرقه نعمت الهی گنابادی که خیلی مدعی هستند حضرت امام از آنهاست و آمده اند برای  ایشان شجره نامه صوفیانه درست کرده اند. و به هر دلیلی شدیدا به دنبال تأییدیه از طرف ایشان برای خود هستند! باید پرسید که آیا عملا باید سیره حضرت امام را تبعیت کنند یا زبانا ؟ کسی که می گوید امام از ماست و امام را  می خواهد به خودشان منتسب  بکند آیا  امام را میخواهید زبانی به خودتان منصوب کنید یا ایدئولوژیک ؟ آیا افکارش را می خواهید منصوب کنید؟ اگر افکارش را می خواهید منصوب کنید این بدعت هایی که در باب اعتقادات در باب فقه و در باب اخلاق نهاده اید چیست؟ این عشریه از کجا آمده؟ آیا این بدعتی  نیست که در فقه گذاشتید؟ عشریه یعنی یک دهم مال به جای خمس و زکات. ملا سلطان گنابادی یک جمله دارد می گویدیک عشر از ارباح مکاسب و زراعات داده شود، مغنی از زکات زکویه و خمس است. این فتوای بی پایه و اساس چیست؟  مگر 32 آیه قرآن راجع به زکات نیست؟ پس سوره انفال آیه 41 راجع به خمس چه می شود؟ یا 32 آیه قرآن در باب زکاتی که 26 تای آنها با صلاه آمده چه؟ دهها روایت راجع به خمس و زکات آمده چه می شود؟ آیا دربرابر نص صریح آیات و روایات ایستادن و از خود فتوا دادن آن هم با این همه بینه شرعی!!!  و گفتی نمی خواهید خمس و زکات بدید و  یک دهم مال را  رد کن بیاد برا قطب !!! حالا تبعیت از امام چی میشه؟ حالا هم تأیید امام لازمه؟ نظر فقهی حضرت امام چه ؟


اما جهت تأیید و تبعیت از حضرت امام به اتفاق دراویش نعمت اللهی گنابادی سری بزنیم به توضیح المسائل ایشان در باب خمس،  امام بزرگوار در مساله 1790 می فرماید: تا خمس مال را ندهند نمی توانند در آن مال تصرف کنند. اگر چه قصد دادن خمس را داشته باشند. کسی قصد داشته منتها هنوز خمس نداده  نمی تواند در آن مال تصرف کند. حالا تکلیف  عشریه چه میشود؟ نه تنها نظر حضرت امام بلکه تمام مراجع بلا استثناء در مورد عشریه معتقدند که پرداختن و گرفتن عشریه  به جای خمس و زکات جایز نیست و کفایت از خمس و زکات نمی کند و عشریه دراویش بدعت است و حرام  و گیرندگان آن باید به جامعه معرفی شوند تا مردم گول آنان را نخورند.

حالا قضاوت با خود خوانندگان، آیا با این اوصاف حضرت امام به عنوان یک فقیه جامع الشرایع که در طول حیات پر برکتشان زیر بار هیچ بدعتی نرفته است و تاپایان عمر مبارکشان مقید به انجام فرائض دینی و شرعی ست به خاطر دل بیمار عده ای هوس ران و دکان دار وهمچنین تأیید آنان،  دو تا از واجبات و فرائض دین یعنی خمس و زکات را ترک کند و - بلکه بیشتر - و راضی به اعمال این قوم بشود حاشا و کلا

ادامه دارد... 

بازدید از صفحه اول
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۹
انتشار یافته: ۱۴
http://antidarvish.blogfa.com/
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۷:۴۹ - ۱۳۹۰/۱۱/۱۱
15
10
این منحرفین و جاسوسان انگلیس و آمریکا باید نظام اسلامی با شدت با آنها برخورد نماید متاسفانه در برخی شهر ها میبینیم با این منحرفین برخورد صحیح انجام نمیدهند
در شهرستان کوار شیراز در ماه مبارک رمضان به یک روحانی حمله کردند و تهدید به قتل نمودند و مورد ضرب و شتم قرار دادند و راه را بر نمازگذاران جمعه در 11شهریور بستند و با سلاح گرم مثل کلاش و تفنگ شکاری و ساجمه ای و قمه و ... 170 نفر را زخمی کردند من جمله یک روحانی مبلغ کاشانی مستقر در کوار ...
مسولان باید جدی برخورد کنند
به این وبلاگ برای اطلاع از جنایات فرقه ضاله تصوف سر بزنید حتما...
http://antidarvish.blogfa.com/
مهران ایرانی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۲:۳۶ - ۱۳۹۰/۱۱/۱۱
16
12
بسیار عالی وعالمانه بود
ضمن تشکر از بولتن خواهشمندم برای بیداری مردم از این دسته مطالب بیشتر ارائه نمایند.
هادی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۱۲ - ۱۳۹۰/۱۱/۱۲
2
13
تمامی فرق صوفیه مخالف اسلام اصیل هستند و همگی به دنبال راهی برای فرار از شریعت اصیل و ناب هستند. و کسانی که به این فرقه های انحرافی می پیوندند یا ساده لوح وجاهل هستند و یا مغرض...
منا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۱۳ - ۱۳۹۰/۱۱/۱۲
2
6
...می گفت چون نماز باعث کشته شدن امام علی شده پس ما نماز نمیخونیم ، حالا اگه کسی غذا میخورد و خفه میشد ما دیگه غذا نمی خوردیم؟!
محسن
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۲۴ - ۱۳۹۰/۱۱/۱۲
1
8
سلام-ماشالا ، خداخیرت بده-گفتگوی جالبی بود استفاده کردم .دمت گرم
منتظر بخش دومش هستم. یا علی مدد
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۳۶ - ۱۳۹۰/۱۱/۱۲
1
6
با سلام

خسته نباشید و خدا قوت

این افراد به قدری گمراه هستند که اگر شما بیایید و فیلم اعتراف خود نورعلی تابنده

را هم بگذارید باز هم می گویند که دروغ است

فقط این وسط هر کسی یک تکلیفی دارد و آن هم باید درست انجام بشه

خیلی ها این مطالب را میخونند استفاده می کنند یکیش خوده بنده .
پس با تمام قدرت به این دست از افشا گری ها ادامه بدید
به امید ظهور حضرت مهدی (ع)

باز هم میگم خدا قوت
حامد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۲۹ - ۱۳۹۰/۱۱/۱۳
1
6
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد......

درود بر شما که در راه آگاهی جوانان این مملکت قدم برداشته اید....
آنتی صوفی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۴۳ - ۱۳۹۰/۱۱/۱۳
1
6
بیانیه های اخیر جاسوس فرانسه مصطفی آزمایش علیه انقلاب اسلامی،اتهام ها و لجن پراکنی های سایتهای فرقه بویژه سایت مجذوبان نور که یکی از عوامل به ظاهر توبه کرده گروهک تروریستی رجوی آنرا اداره می کند و سابقه زندان هم دارد،جمع آوری اطلاعات کشور و ارسال به خارج توسط عوامل مشخص فرقه،و ...نشان می دهد که این فرقه در پازل طراحی شده توسط دشمنان اسلام بازی می کند.
سرباز صفز وطن
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۶:۲۴ - ۱۳۹۰/۱۱/۱۳
0
4
با سلام - سالروز ورود امام خمینی (ره)به کشور شهیدان آغاز دهه فجر 1390 را تبریک عرض می نمایم

دیو چو بیرون رود فرشته در آید

دراویش همانند وهابیت و بهائیت دارای عقاید انحرافی و بر خلاف کلام قران است و در جهت منافع سود جویان و بهره برداری از جهل عوام ساده لوح عمل می کنند ودیده شده که ان ها حتی مدعی معجزه از ناحیه مرشدان و هادیان خود هستند ودر جمع انها ومجالسشان فسق و فجور و فحشا و اعمال تبهکارانه بسیار دیده می شود .
درخواست
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۷:۲۶ - ۱۳۹۰/۱۱/۱۳
0
5
سلام بر سایت وزین بولتن
اگه براتون امکانش هست لطفا بیشتر ماهییت اینگونه فرقه های ضاله رو برای مردم افشا کنید چونکه دشمن به شدت داره این فرقه ها رو داخل کشور ترویج و حمایت می کنه.
با آرزوی موفقیت برای شما
سهیلا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۲:۱۸ - ۱۳۹۰/۱۱/۱۳
0
5
بولتن همه خبرهات یه طرف این خبر و مصاحبه ات یه طرف . الحق که باید گفت هزاران آفرین .من کامنت اون دوست رو دیده بودم و خوشحالم از اینکه دوستانی در این سایت مشغول بکارند که احساس مسئولیت میکنند در قبال اندیشه ی خوانندگان سایت . متشکرم

با خوندن این مصاحبه میشه اینطور نتیجه گرفت که با گفتن کلمه " ولایت کلیه " این جنابان دراویش ادعای خدایی هم کردند عجبا .

کاش جناب سید حسن اجازه ندهند از نسبتشون با امام و همینطور از جوانی ایشون سواستفاده بشه یکبار نتیجه ی خامی خودشون رو دیدند بهتره که تجربه های تلخ رو تجربه نکنند .

بولتن مجدد متشکرم .
هو صدو خورده ای...
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۱:۳۴ - ۱۳۹۰/۱۱/۱۴
0
5
در خبر آورده اند ،مردماني در زمان قديم و آنگاه در اين عصر جديد ، گاهی پشمينه پوش بودندی وگاهی عبا بر دوش ، گاهی خرقه بر تن کردندی و گاهی کت و شلوار بر وفق مد عصر بر تن نمودندی ، گاه کشکول ذلت بر دوش تواضع آويزان کردندی و گاهی کراوات بر گردن تکبر بستندی ، وقتی در گوشه خرابه ها عزلت از ناس گزيدندی و گاهی بر صفحات تلويزبون های فرنگ زمين ، مغرورانه وعده و وعيد انشاء فرمودندی و به غايت ، خلق را از سو عاقبت عداوت با خود ترساندندی ، گاهی در کنج دکان عطاری تذکره الاوليا ، قلم زدندی و گاهی اندر دفاتر بس مدرن وبلاگ الاصفيا ، رسم کردندی ، زمانی ابليس صفت ، ملک طاووس بودندی و با شفقت ، تعليم خلق نمودندی و زمان های دراز پيشانی مذلت از برای دادار بر خاک تيره ساييدندی و گاهی بر ضلالت خلق خدا و اغوای بيچارگان گوييا هم قسم شدندی و چون رانده شدگان درگاه رحمان ، از سجاده و محراب به بهانه يقين کناره گذيدندی ، گاهی بی باکانه ، مردم را از نود اهل بيت پاک رسول بازداشتندی و گاه خود را نور علی ابن ابي طالب که بر خلق جهان تابنده است به شمار آوردی.........
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۵۲ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۳
1
1
عیب رندان مکن ای زاهد پا کیزه سرشت که گناه دیگران بر تو نخواهند نوشت
حسین
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۰:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۲/۲۰
0
1
وقتی میبینم منحرفین در اثبات ادعاهای خودشون اینقدر پافشاری میکنند
بغض خفم میکنه که من مسلمونم و شیعه اما اینقدر بی توجهی میکنم به مذهبم
یا محمد(ص) یا علی(ع) من رو سیاهم
به خداوندی خدا اسلام واقعی بهترین دینه اما خدا کنه جوون هامون هم سن وسالهای عزیزم منحرف نشن
نام:
ایمیل:
* نظر: