انفجارهای عاشورای افغانستان دست آمریکا را در عراق رو کرد
قرائن و شواهد میگویند توسل به درگیری میان دو طایفه مسلمانان در دورهای که بیداری اسلامی سراسر منطقه را فرا گرفته است، منشاء خارجی دارد. همه میدانند که در بیداری اسلامی دو عنصر «همگرایی درونی» و «مخالفت با ادامه سیطره غرب بر جهان اسلام» وجود دارند و این وجه مشترک هر حرکت اجتماعی است که در سالهای اخیر در جهان اسلام به وقوع پیوسته است.

خبرگزاری
فارس: کشتار شیعیان در عراق و افغانستان در روزهای تاسوعا و عاشورا قطعا
ارتباطی با اهل سنت حتی آنهایی که تندرو و یا سلفی خوانده میشوند،ندارد
چرا که امام حسین (ع) و عزاداری به مناسبت حادثه بزرگ عاشورا یک مسئله
اختلافی میان شیعه و سنی نیست. همه از یک سو حضرت ابیعبدالله الحسین را به
عنوان فرزند پیامبر گرامی میدارند و از سوی دیگر همه در اینکه او مظلوم
بود و شهادت او توسط بنیامیه جنایتی بسیار بزرگ بودن متفقالقول میباشند.
پس این جنایات را چه کسانی مرتکب شدهاند؟ برای رسیدن به پاسخ باید نکاتی
مورد توجه قرار دارد.
1- در روزهای تاسوعا و عاشورا به 5 منطقه شیعه نشین عراق و کاروانهایی که
عازم کربلا بودهاند حمله شده که شامل دونقطه در شهر کوچک حله - نزدیکی نجف
اشرف - یک مورد در شمال شرق بغداد، یک مورد در منطقه زعفرانیه و یک مورد
در منطقه مندلی میشود. در نتیجه این اقدامات حداقل 58 نفر در عراق شهید
شده و صدها نفر زخمی شدهاند.
کشور افغانستان نیز در روز عاشورا شاهد حمله به عزاداران حسینی در سه شهر
بوده است که شامل کابل، مزار شریف- مرکز ایالت بلخ - و منطقه چهار سو در
ولایت قندهار میشود در این سه انفجار نیز حداقل 60 نفر شهید و حدود 200
نفر مجروح داشته است.
2- انفجارها در کابل به صورت تعاقبی اتفاق افتاده یعنی ابتدا انفجار بزرگ
در کابل پایخت افغانستان روی داده و به شهادت و زخمی شدن نزدیک به حدود
160 نفر انجامیده. لحظاتی پس از آن انفجار یک بمب در نزدیکی مسجد اصلی شهر
مزار شریف که در روی یک دوچرخه جاسازی شده بود 21 نفر کشته و زخمی بر جای
گذاشته است. دقایقی پس از آن یک انفجار کوچکتر در منطقه "ای در" ولایت
قندهار به وقوع پیوسته و در آن 6 نفر مجروح شدهاند. نحوه انفجارها نشان
میدهد که برنامهریزی دقیق پشت آن وجود داشته است.
3- در عراق، همزمان با انفجار در مراکز شیعه، دو منطقه مربوط به اهل سنت هم
مورد حمله قرار گرفتهاند. حمله به موصل و حمله به منطقه العظیمیه بغداد
در روز عاشورا قطعا توسط شیعیان صورت نگرفته چرا که اساسا شیعیان برای
بزرگداشت عاشورا و تاسوعا به فضای آرام نیاز دارند و با هر اقدامی که عظمت
این روز و حضور حدود 3 میلیون عزادار را در شهر کربلا تحت الشعاع قرار دهد،
مخالفند با این وصف از آنجا که حمله سنیها به العظمییه و موصل - حمله به
خود - هم کاملا بیمعناست پای طرف سوم به میان میآید.
4- حدود دو هفته قبل از وقوع انفجارهای عاشورا یک کتاب علیه ائمه شیعه در
تیراژ وسیعی در سطح افغانستان توزیع گردیده است. با توجه به قداست شدید
ائمه شیعه در نزد اهل سنت افغانستان و بخصوص علاقه وافر افغانها به حضرت
ابی عبدالله الحسین (ع) توزیع این کتاب واکنش شدید علمای سنی افغانستان را
در پی داشت در این بین مولوی محمد مختار مفلح مفتی و رئیس حزب نهضت اسلامی
افغانستان با صراحت این اقدام را کار عربستان سعودی و وهابیها دانست.
مفلح به این مسئله استناد کرد که در افغانستان اهانت به اعتقادات شیعیان
جایگاهی نداشته و سوگواری روز عاشورا میان شیعه و سنی مشترک بوده است.
5- برای اولین بار در روز عاشورا رژیم صهیونیستی با 8 جنگنده و به مدت
نزدیک به دو ساعت آسمان لبنان را مورد تاخت و تاز خود قرار داد بدون تردید
این رژیم میدانست حزبالله از عاشورا به مثابه تریبون برای به چالش کشیدن
غرب و رژیم صهیونیستی استفاده میکند. بنابراین این اقدام تلآویو برای
تغییر موازنه صورت گرفته است و میتوانیم بگوئیم که جبههای که صهیونیستها
در آن قرار دارند، این روزها در وضعیت آماده باش قرار داشته و در صدد
بوده تا ضعف خود را با توسل به اقداماتی رعبانگیز بپوشاند.
6- در مورد حضرت ابیعبدالله الحسین و جریان مقابل آن - یزید و ... - شیعه و
سنی تا حد بسیار زیادی وحدت نظر دارند. در میان اهل سنت بدون استثنا امام
حسین (ع) به عنوان یکی از جوانان اهل بهشت و فردی که مورد علاقه شدید
پیامبر بود و از سوی رسول خدا بسیار مورد سفارش قرار گرفت، مطرح است و
هیچکس در باره واجبالتعظیم بودن او تردید ندارد کما اینکه هیچکس در باره
اینکه او به ناروا و ظلم شهید گردید، تردید ندارد.
در طول تاریخ قاطبه علمای اهل سنت، یزیدبن معاویه و ... را نکوهش کرده و
اقدام او را مصداق ظلم و منکر دانستهآند در این میان معدود افرادی نظیر
ابن خلدون ضمن احترام فراوان به امام حسین (ع)، اقدام امام در عدم بیعت با
یزید را از منظر لزوم حفظ شوکت مسلمین قابل بحث دانسته ولی در هر حال یزید
را به سبب شهادت امام مورد شماتت قرار دادهاند.
علمای اهل سنت از همه مذاهب سنی (شافعی، مالکی، حنفی و حنبلی) یزید بن
معاویه و سایر عوامل جنایت کربلا را شایسته لعن و نفرین دانستهاند در این
بین عده او را "جایز اللعن" عدهای حتی او را "واجباللعن" دانستهاند و
این ماجرا از زمان پیدایی مذاهب سنی شروع شده است و از جمله باید به علمای
برجستهای مانند: ابوالفرح اصفهانی، حسن بصری، ابوحنیفه محمدبن نعمان، ابن
حجر عسقلانی، جلالالدین سیوطی، سعدالدین تفتازانی، جلالالدین مولوی بلخی،
عبدالرحمن جامی، عبدالفرج ابن جوزی، ابومظفر شمسالدین سبط جوزی، جاحز،
عمر بن جاحز، قاضی ابوالعلای حنبلی، ابوالقاسم شافعی، حمدالله مستوفی، علی
بن محمد مالکی، عبدالحمید جعفر، ابن عجلان، ابوالقاسم سلیمان طبرانی، محمد
بن طلحه دمشقی، شمسالدین ذهبی و عبدالرحمن ابن خلدون، ابن صباغ، فضلالله
روزبهانی و خونجی اشاره کرد که تقریبا با این مضمون نوشتهاند: «یزید بعد
از واقعه عاشورا و ارتکاب این جنایت بیمانند تاریخی، «کافر»، «واجب اللعن
شد». کما اینکه اولین لعنها علیه یزید حتی از درون خود بنیامیه شروع شد.
ابن کثیر در کتاب «البدایه و النهایه»، که به قرن پنجم هجری مربوط است و
ابوبکر بن عربی مالکی در کتاب «العواصم و القواصم» حتی پا را از جواز و
وجوب فراتر گذاشته و لعن یزید را مستحب و وسیله تقرب به خدا دانستهاند و
بعد از این دو صدها عالم برجسته سنی دیگر برای تقرب به خدا، یزید و ابن
زیاد و ... را لعن کرده و دیگران را نیز به آن فرا خواندهاند. در میان
معاصرین نیز این سنت یعنی لعن بر یزید وجود دارد تا جایی که یک استاد مصری
در کتاب «اباطیل یجب ان طمح التاریخ» در مورد وجوب لعن بر یزید قایل به
اجماع گردیده است.
از این موضوع این نکته بدست میآید که مخالفت اهل سنت با ابیعبدالله و
مخالفت با سوگواری برای آن بزرگوار معنا ندارد و نمیتوان قتل مسلمانان
عزادار را به آنان نسبت داد این مسئله بخصوص در افغانستان ناشدنیتر است و
تاریخ سراغ ندارد که تا پیش از این به صفوف عزاداران حسینی، در این کشور
حمله یا اهانتی صورت گرفته باشد. باید به این نکته اضافه کرد که سه نقطه
انتخاب شده برای حمله به عزاداران امام حسین(ع) نیز باور وقوع آن توسط یک
یا چند سنی را با دشواری بیشتر مواجه میکند. کابل، مزار شریف و قندهار به
محبت فراوان به اهل بیت شهره میباشند و شیعیان در این سه شهر از سوی اهل
سنت بسیار مورد تکریم و احتراماند از این رو باید عامل و عوامل را در جای
دیگر جست.
7- قرائن و شواهد میگویند توسل به درگیری میان دو طایفه مسلمانان در
دورهای که بیداری اسلامی سراسر منطقه را فرا گرفته است، منشاء خارجی دارد.
همه میدانند که در بیداری اسلامی دو عنصر «همگرایی درونی» و «مخالفت با
ادامه سیطره غرب بر جهان اسلام» وجود دارند و این وجه مشترک هر حرکت
اجتماعی است که در سالهای اخیر در جهان اسلام به وقوع پیوسته است. از این
رو در طول سالهای گذشته هیچگاه توطئه درگیر کردن شیعه یا سنی یا سنی با
شیعه راه به جایی نبرده است، برای ارزیابی این ادعا میتوانید به همگرایی
مذاهب در لبنان و عراق - که بیش از همه در معرض این توطئه بودهاند - نگاه
کنید و امروز تکرار این تجربه را در یمن مشاهده نمائید. دو ضلع همگرایی
درونی و واگرایی با غرب برای شیعه و سنی توامان مبارک است و هر کدام
میتواند دستاورد خاص خود را داشته باشد اما این دو موضوع برای غرب و بخصوص
قدرتهایی نظیر امریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی که تاکنون بر مناطق حساس
مسلمانان سیطره داشتهاند، قابل هضم و پذیرش نیست.
به نظر میرسد حمله به عظیمیه و موصل فقط برای رد گم کردن باشد. آمریکا با
اقدامات تروریستی در شهرهای مزارشریف، کابل و قندهار در واقع دست خود را رو
کرد و ثابت نمود که همه انفجارها و ترورهای عراق را هم که در آن گاهی
شیعیان و گاهی سنیها در معرض تهاجم قرار گرفتهاند، او ساماندهی کرده و به
اجرا گذاشته است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


