| |
| |
چهارشنبه ۰۱ خرداد ۱۳۹۲ - 2013 May 22 
وی گفت: قبلا دو چشمه در سرداب مطهر وجود داشت که از 400 سال قبل که آب لولهکشی نبود این آب مرتب میجوشید و از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج میشد که مزه و طعم آن آب از بهترین آب معدنی امروز هم بهتر بود و آن سرداب پله داشت مردم میآمدند و از آن آب به عنوان تبرک استفاده میکردند که آب در تابستان خنک و در زمستان گرم بود.

اما یک فرد از خدا بیخبر آمد به بهانه اینکه تَرَکی در دیوار حرم اباالفضل پیدا شده گفت، میخواهم آزمایش کنم این آب از کجا میآید و بعد آن دو چشم را کور کرد و هر چه تلاش کردند، آن دو چشمه احیا نشد.
اما بعد از دو ماه آب دوباره بالا آمد و به سرداب رسید و آن آب چشمهای کور شده را شفا میداد .
از 50 سال قبل تا کنون این آب در یک سطح ثابت مانده و نه کم و نه زیاد میشود.

وی ادامه داد: شما به خوبی میدانید اگر آب به مدت 10 روز در یک جا بماند گندیده میشود، اما این آب با وجود اینکه در ورودی آن بسته شده مانند گلاب میماند و در اطراف قبر مطهر حضرت اباالفضل حلقه زده و همچنان بسیار تازه و معطر مانده است.

وی افزود: هم اکنون در بخش درب صاحبالزمان مرقد مطهر اباالفضل پنجره کوچکی قرار دارد که وصل به سرداب حرم است و اگر نگاه کنید از آن مرتب بوی گلاب میاید و این همان آبی است که متأسفانه خادمان کنونی در ورودی آن را و راه رسیدگی به سرداب را به روی زوار بستهاند.(پایگاه اطلاع رسانی سازمان حج و زیارت)
این آب چند ویژگی دارد. اول اینکه اگرچه راکد است، هرگز رنگ و طعم آن از دست نرفته و گندیده نشده است.
ویژگی دوم آن که سطح آب بالاتر از قبر مطهر آقا ابوالفضل(ع) است آب از دیواره دور قبر به داخل نفوذ نمیکند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
info@bultannews.com
که میگم عشق و از سر می گیرم
دوس دارم برم زیارت ایشان
خدایا بمن شهادت دررکاب فرزندان فاطمه ارزانی ده
ميلاد با سعادت حضرت ابوالفضل(ع) را برتمام عاشقان آن حضرت مباركباد
ارباب نوكرتم به كربلا بطلب ما رو در حسرت كربلا نذاره
از میون اربابا/من غلام عباسم
خيلي مهمه يا ابوالفضل امروز تاسوعاس دلم گرفته خدايا فردا آخرين روزه اگه عاشورا تموم بشه منم به دعام نرسم ميميرم يا ابوالفضل كمكم كن برام مهمه خيلي مهمه ايشالا دعاي همه برآورده شه يا ابوالفضل دست خالي برم نگردون به تو روي آوردم منو دست خالي برنگردون آمين
فقط کاش می دو نستم که آقا ابوالفضل می دونه که آرزوم بود یه پسر به نام عزیزش امیر عباس می داشتم ...