کد خبر: ۵۷۹۰۰۱
تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۳۹۷ - ۱۶:۰۸
فکر می‌کردیم الآن باید هفتاد هشتاد سالی داشته باشد
به زرویی نمی‌آمد که وقتی خبر درگذشتش منتشر می‌شود بنویسند در 49سالگی؛ آن‌قدر به گردن طنز حق داشت که فکر می‌کردیم الآن باید هفتادهشتاد سالی داشته باشد.

به ابوالفضل زرویی نمی‌آمد...گروه فرهنگی ـ محمدرضا شهبازی: به زرویی نمی‌آمد ملانصرالدین باشد. در مجله گل‌آقا مطالبی گل کرد که نام ملانصرالدین به‌عنوان نویسنده پایش بود. هم خود عنوان غلط‌انداز ملّا و هم قوت و کیفیت آن متن‌ها باعث می‌شد که کسی باور نکند، آن‌ها را کسی به جوانی ابوالفضل زرویی نوشته باشد؛ آن‌هم وسط آن‌همه طنزنویس اسم‌ورسم‌دار که سابقه کار و... را داشتند. خودش هم بعدها تعریف کرده بود از تعجب مخاطبان وقتی می‌فهمیدند ملانصرالدین هم اوست.

به گزارش بولتن نیوز، به زرویی نمی‌آمد آن‌قدر بتواند در قالب‌ها و با لحن‌های مختلف بنویسد و بسراید. کسی که «تذکره المقامات» را با آن نثر قدیمی و چفت‌وبست دار نوشته و به‌قدری آن‌طور گل کرده و باعث شده بود تا بعدازآن هرگونه تلاش دیگران برای نوشتن تذکره عبث جلوه کند، چیزهایی نوشته بود در «غلاغه به خونه اش نرسید» که در نگاه اول سادگی‌اش مثل پتک می‌خورد توی صورت مخاطب. کسی که هم غزل‌های استخوان‌دار می‌گفت و هم شعرهای سهل و ممتنعی مثل منظومه مشدی حسن و کتاب «اصل مطلب». طنزپردازی که هم طنز می‌سرود و شب‌شعر در حلقه رندان را راه انداخت، هم اشعار آیینی و مراثی‌اش در شب‌شعر رندان تشنه‌لب سوزناک بود.

اما با همه این احوال، نوشتن «ماه به روایت آه» دیگر واقعاً به زرویی نمی‌آمد. اتفاق غیرمنتظره‌ای بود برای خیلی از ما، اینکه او یک نثر آیینی بنویسد و به آن قوت و قدرت هم بنویسد.

 

به ابوالفضل زرویی نمی‌آمد...

 

این‌ها به زرویی نمی‌آمد چون او را نمی‌شناختیم. رفتار بدون ادعا و متواضعانه‌اش هم باعث شده بود خیلی جلوی چشم نباشد. در آخرین گفتگویی که از او چاپ شد -در مجله سه‌نقطه- جایی می‌گوید: «گفتم چرا آن‌قدر طنز را مفلوک می‌بینید؟ در پزشکی یک نفر باید هفت سال هشت سال درس بخواند تا پزشک عمومی شود و بتواند برای سرماخوردگی شما دارو تجویز کند. بعد باید باز درس بخواند تا متخصص شود و بتواند درباره مشکل قلب شما یا جهاز هاضمه شما تصمیم بگیرد. بعد باید فوق تخصص بخواند تا در مورد فلان مشکل آئورت شما نظر بدهد. آن فوق تخصص قلب البته می‌تواند داروی سردرد و سرماخوردگی هم تجویز کند. حرف این است که طنزنویس آن فوق تخصص را گرفته است. شاعر طنزپرداز در وهله اول شاعر است. می‌تواند مثل سعدی شعر جدی هم بگوید. گو اینکه الآن کسی زیاد به این قائل نیست که طنز سرا باید اول شاعر باشد بعد طنز سرا...»

زرویی خودش مصداق و نمونه کامل طنزپردازی بود که قبل از طنز، متخصص ادبیات است و استخوان ترکانده در مطالعه و پژوهش.

اما در آخر، به زرویی نمی‌آمد که وقتی خبر درگذشتش منتشر می‌شود بنویسند در 49 سالگی... . زرویی آن‌قدر به گردن طنز حق داشت و آن‌قدر برای طنز و طنزپردازها بزرگی کرده بود که فکر می‌کردیم الآن باید هفتاد هشتاد سالی داشته باشد... ابوالفضل زرویی نصرآباد.

 

انتهای پیام/#

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :