کد خبر: ۵۶۶۹۹۳
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۳۹۷ - ۰۹:۲۰
سخن درباره زوایای زندگی سالمندان که سال‌ها عمری را گذرانده‌اند و تجارب زیادی به دست آورده‌اند، تجاربی که هر یک قابل استفاده هستند، کار دشوار و زمان...

زوایای احساس یک سالمندبه گزارش بولتن نیوز ، افرادی که در صورت شاغل بودن در این سنین، دوران بازنشستگی خود را می‌گذرانند یا خانم‌های خانه‌داری که با بزرگ شدن فرزندان، از آنها دور شده و در خانه تنها مانده‌اند هر یک به نوعی دچار انزوای اجباری شده و با مشکلات جدیدی دست و پنجه نرم می‌کنند.
در شرایط فعلی با زندگی در شهرهای بزرگ و صنعتی شدن و رشد تکنولوژی، حضور سالمندان در عرصه‌های خدمات‌رسانی کمرنگ‌تر شده است. در زمان‌های قدیم با بالا رفتن سن، نیاز به حضور سالمندان در همه عرصه‌ها وجود داشت.
سالمندان همیشه در نقش ریش سفید و بزرگ فامیل در تصمیم گیری‌های مهم، نقش پررنگی داشتند. حتی در تربیت و نگهداری فرزندان، مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها نقش مهمی ایفا می‌کردند یا اگر هنوز توانایی جسمانی داشتند یک سری کارهای خاص و مشاغلی را که احتیاج کمتری به فعالیت فیزیکی داشتند، انجام می‌دادند.
در دوران قدیم سالمندان تا پایان عمر، حضوری فعال در جامعه و محیط خانواده داشتند، اما این روزها با آغاز شهرنشینی و ظهور تکنولوژی و فناوری‌های نوین شاهد هستیم که بعد از بزرگ شدن فرزندان و سوق پیدا کردن آنها به سمت ادامه تحصیل، استقلال مالی و ازدواج، بیشتر آنها فرصت حضور و صرف زمان و به نوعی وقت گذرانی با پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها حتی پدر و مادر خود را هم ندارند.
زندگی شلوغ و شهرنشینی دراقصی نقاط کشور ما باعث شده که سالمندان مانند گذشته مفید نباشند، وسایل ارتباط جمعی و فضای مجازی هم در اختلاف سبک زندگی سالمندان قدیم و سالمندان امروز بی‌تأثیر نیستند.
این روزها گاهی در برخی خانواده‌ها به سالمند به چشم بار اضافی نگاه می‌شود، همین مسأله باعث خواهد شد فرد کم کم منزوی و گوشه گیر شود و احساس تنهایی او را روز به روز ضعیف‌تر کند. این مشکل خاص سالمندانی است که در خانه با خانواده و در کنار فرزندان زندگی می‌کنند، آن دسته که در سرای سالمندان روزگار می‌گذرانند، مشکلاتی از این دست ندارند. مشکل این افراد رنگ و بوی دیگری دارد.
هرچند آنها دور از خانواده زندگی می‌کنند ولی گذران ساعات روز در کنار همسالان و هم صحبتی با آنها سبب می‌شود کمتر احساس تنهایی و انزوا کنند.
البته صحبت کردن و دیدار با اعضای خانواده در زمان‌های نزدیک به هم می‌تواند خلأ عاطفی آنها را تا اندازه‌ای پر کند. اما سالمندانی که در خانه خود زندگی می‌کنند در حالی که همسر خود را از دست داده‌اند و فرزندان هم در کنار آنها زندگی نمی‌کنند و در دنیای جدید هم نقشی در جامعه ایفا نمی‌کنند، از سایر گروه‌ها بیشتر در خطر افسردگی به‌دلیل تنهایی و منزوی بودن قرار دارند.
در بهترین حالت هم چنانچه در کنار فرزندان باشند، احساس بار اضافی بودن، آنها را به مرز افسردگی نزدیک می‌کند. این حالت‌ها سبب می‌شود، افراد با احساس تنهایی مفرطی که دارند در معرض خطر ابتلا به آلزایمر هم قرار گیرند.
اختلالی که امروزه به وفور در رده سنی سالمندان دیده می‌شود، این افراد معمولاً به افکار و گذشته خود پناه می‌برند و با داستان زندگی گذشته خود روزگار می‌گذرانند؛ همین امر هم سبب از دست رفتن حافظه کوتاه مدت آنها می‌شود و همه حواس آنها در زمان قدیم که نقش پررنگی به‌عنوان عضوی فعال در خانواده و جامعه داشتند، خلاصه می‌شود. این افراد آن چنان در دنیای تنهایی خود غوطه ور می‌شوند که سعی می‌کنند به رؤیاهای خود متوسل شوند.
گاهی برخی از آنها به‌دلیل شرایط جدیدی که در زندگی آنها ایجاد شده دچار احساس خشم شدید می‌شوند و دائماً از خود می‌پرسند که چرا کسی دیگر به من توجه نمی‌کند یا چرا کسی ما را در زندگی به بازی نمی‌گیرد چرا بچه‌ها تا حدی مشغولیت ذهنی دارند که درکل فراموش می‌کنند که یک تماس تلفنی با پدر یا مادر خود بگیرند.
رفتارهایی که ناشی از اهمیت قائل نشدن فرزندان نسبت به پدر و مادر سالمند خود می‌شود عامل آغاز اضطراب و بی‌قراری است تا اندازه‌ای که ممکن است از عالم واقعیت و شلوغی و سر و صدای محیط شهری هراس داشته باشند. این افراد دیگر حتی تحمل حضور در اماکن شلوغ را هم ندارند در عین حال هم احساس تنهایی سبب آزار آنها می‌شود و نمی‌توانند تنهایی را هم تحمل کنند.
کلافگی و بی‌قراری در هر مکانی سبب آزار آنها می‌شود و در نهایت به خانه و اتاق خود و تنهایی در جوار رادیوی کوچک شخصی خود پناه می‌برند و تنها منتظر فرا رسیدن اجل و مرگ هستند.
این افراد ممکن است دچار توهمات ترس‌آوری شوند که آنها را کاملاً از ادامه حیات باز دارد. در این شرایط حاد هم راه‌هایی برای نجات آنها وجود دارد. در اولین قدم باید دوره‌های معمولی با دوستان و آشنایان همسن و سال آنها ایجاد کنیم تا افراد همسن به‌صورت هفتگی یا ماهانه با هم دیدار داشته باشند، در قدم بعدی فعالیت‌هایی را در حد توان سالمندان به آنها واگذار کنیم. کارهای هنری مانند بافتنی و گلدوزی را چنانچه بلد نیستند به آنها آموزش دهیم. ما می‌خواهیم که آنها دوباره احساس کنند مفید هستند.
با ایجاد برنامه‌ای منظم، آنها را به انجام ورزش‌های آرام و پیاده روی، راه رفتن در آب، حضور در گروه‌های خاطره گویی و داستان گویی و شعر خوانی تشویق کنیم و با نشان دادن آلبوم‌های عکس خانوادگی از آنها بخواهیم که خاطرات را بازگویی کنند تا در نهایت در روند زندگی و امید به ادامه حیات قرار گیرند.

دکترافسانه نیکراد
روان شناس

منبع: روزنامه ایران

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :